این داستان برمیگرده سالها پیش زمانی که من ۱۶ سالم بود و خواهرم ملیکا ۱۴ سالش بود.ملیکا دختر باهوش و فوق العاده زیبایی بود و هست و خیلی همشیطون و دوست داشتنی .ما یک آپارتمان دو خوابه داشتیم و از بچگی من و ملیکا توی یک اتاق میخوابیدیم و هر کدوم تخت های خودمونو داشتیم . تخت ها به حالتی چیدمان داشت که تخت ملیکا پایین پای من قرار داشت .من خیلی حشری بودم و فکرم همیشه تو کص و کون بود ولی اهل دوست دختر نبودم و راستش خجالتی بودم و عرضش رو نداشتم ولی از خدامم بود . ملیکا اندام خیلی خوبی داشت و پوست سفید با سینه های گرد و دخترونه و کون بزرگ و موهای صاف و خرمایی که تا بالای کونش میرسید. ما چون از بچگی پیش هم بودیم کلا باهم راحت بودیم و لباسای راحت می پوشید .البته بیشتر موقع خواب.ملیکا معمولا یک شلوارک خیلی کوتاه که یکم از شورت بلندتر بود و تاپ یا تیشرت میپوشید و من هم کلا گرماییم و فقط با شورت میخوابیدم. البته خیلی پیش میومد که ملیکارو با لباس زیر ببینم مخصوصا موقع تعویض لباس و وقتی شب می خواست لباسشو عوض کنه برای خواب. منم راحت نگاش میکردم و کلا چیز عجیبی بینمون نیست. توی گوشیم پر بود از عکس های یواشکی که ازش میگرفتم و باهاشون جق میزدم . من برای جق زدن معمولا میذاشتم ملیکا خوابش بگیره و بعد پامو بالا میاوردم روی پام پتو میکشیدم و بین خودم و اون یجور محافظ میساختم .ماجرا از جایی شروع شد که من مشغول جق زدن با عکس های سکسی که تو گوشیم زیاد داشتم بودم که یهو ملیکا گفت داری چیکار میکنی یک آن تنم یخ کرد و گفتم تو چرا بیداری؟گفت خواب بودم ولی بیدار شدم تو چیکار داشتی میکردی گفتم از کی بیدار بودی گفت چند دقیقه ای میشه میخواستم بفهمم چیکار میکنی . گفتم هیچی بگیر بخواب که هی گیر داد که زود باش بگو و منم همش میگفتم به تو چه تا اینکه خودش گفت میدونم چیکار میکردی خیلی شبا میبینم اینکارو میکنی ولی به روت نمیارم . گفتم مگه چیکار میکنم .ملیکه دودل بود بگه یا نه که گفت داری جق میزنی احمق .من که دیدم خودش بحثو راه انداخته بجای انکار گفتم خب حالا که چی بعضی شبا باید این کار کنم… ملیکا گفت اگر اینجوره منم میخوام .گفتم خب تو هم جق بزن .بعد دیدم زیر پتو دستشو برد توی شرتشو و مشغول مالیدن کصش شد با دیدن این صحنه بدجور داغ کردم و دیگه داشتیم کنار هم راحت با خودمون ور میرفتیم که خواستم از فرصت استفاده کنم . حالا که میدونستم اونم شهوتی شده بهش گفتم اگر میخوای تو گوشیم فیلم سکسی دارم میتونیم با هم ببینیم و جق بزنیم.دیدم چشماش برق زد و گفت واقعا آره میخوام .گفتم پس بیا پیشم بخواب با هم ببینیم…
پتو رو زد کنار و بلند شد قشنگ برجستگی سینشو میتونستم ببینم که اومد پیشم زیر یک پتو کنار هم خوابیدیم.فیلمو انتخاب کردم و گذاشتم پخش بشه .اون سمت راست من خوابیده بود تا فیل رو دید گفت اووف چه خوبه و دست راستشو کرد توی شرتش .با اینکه نمیدیدمش ولی تکون دستشو حس میکردم و به پای لختم برخورد میکرد. منم چون گوشی رو با دست راست گرفته بودم دست چپمو بردم و کیرم رو که از شرت درآورده بودم گرفتم مشغول جق زدن شدم . دستامون به هم میخورد و هر دوتامون داغه داغ بودیم و داشتیم فیلمو نگاه میکردیم .یکم که گذشت من دستمو از رو کیرم بلند کردم و آروم گذاشتم روی رون ملیکا و مالیدمش که دیدم چیزی نگفت انگار خوشش اومد . منم همینجور رونشو مالیدم و نزدیک کردم به کصش که دستم گذاشتم روی دستش که داشت کصشو میمالید البته دست من از روی شرت بلندترش بود.وقتی دستمو حس کرد دست خودشو اورد بیرون که باعث شد دستم کس داغشو از روی شرتش حس کنه که یه آه بلند کشید .اونم خواست دستشو از روی شرت من بذاره روی کیرم که چون کیرمو از شرت آورده بودم بیرون دستش به کیرم خورد یه لحظه شوکه شد ولی زود گرفتش توی دستش .منم سریع دستمو بردم توی شورت اون و شروع کردم کس ملیکارو مالیدن که خیسه خیس شده بود .دیگه داشتیم برای هم جق میزدیم و لذت میبردیم و هیچ حرفی بینمون نبود. تا اینکه فیلم به جایی رسید که مرده شروع کرد کس دختر رو خوردن که ملیکا گفت واای چه خوبه این. منم گفتم میخوای منم برات بخورمش انگار از خداش بود که نگاهی تو چشمم کرد و گفت آره میخوام. گوشی رو گذاشتم روی میز کنار تخت جوری تکیش دادم که بتونیم ببینیمش و پتورو از روی خودمون زدم کنار . چشم ملیکا خورد به کیرم گفت چه خوشگله .منم گفتم قابلتو نداره و دوتامون لبخند زدیم. بعد دوتا شرتشو با هم کشیدم پایین و از پاش دراوردم .برای اولین بار کصشو دیدم که میتونم بگم خوشکلترین کسی بود که تو عمرم میدیدم سفید بدون هیچ مویی . گفتم جوون ملیکا عجب کصی داری که با عشوه بهم گفت برام بخورش. منم با ولع تمام شروع کردم کصشو لیس زدن .واقعا طعم بهشت میداد انقدر خوردم و با سینش بازی کردم که شروع به لرزیدن کرد و ارضا شد .نفسش تند تند میزد و گفت وای عاشقتم .سرمو بلند کردم و لبشو بوسیدم و خودمو روش انداختم .کیرمو میمالیدم به کصش که از شدت شهوت دیگه طاقت نیاوردم و آبم با فشار روی کصش و شکمش خالی شد. بعد همونجور روش خوابیدم و از هم لب میگرفتیم و زبون همو میخوردیم.بعد از پنج دقیقه حدودا از روش بلند شدم و وسط پاش نشستم و کس و سینه ی خوشگل شو تماشا میکردم و همش قربونش میرفتم. بعد اون نگاه شکمش کرد که از آب من خیس شده بود دستشو کشید روش و گفت چه چسبناکه چه بویی میده . منم دستمال اوردم و تمیزش کردم گفتم صبح تا بیدار شدی زود برو حموم .دوباره همو بغل کردیم و اون بلند شد لباسشو پوشید رفت توی تخت خودش و منم رفتم دستشویی خودمو تمیز کردم و برگشتم و بهترین و عمیق ترین خواب عمرمو کردم.
پتو رو زد کنار و بلند شد قشنگ برجستگی سینشو میتونستم ببینم که اومد پیشم زیر یک پتو کنار هم خوابیدیم.فیلمو انتخاب کردم و گذاشتم پخش بشه .اون سمت راست من خوابیده بود تا فیل رو دید گفت اووف چه خوبه و دست راستشو کرد توی شرتش .با اینکه نمیدیدمش ولی تکون دستشو حس میکردم و به پای لختم برخورد میکرد. منم چون گوشی رو با دست راست گرفته بودم دست چپمو بردم و کیرم رو که از شرت درآورده بودم گرفتم مشغول جق زدن شدم . دستامون به هم میخورد و هر دوتامون داغه داغ بودیم و داشتیم فیلمو نگاه میکردیم .یکم که گذشت من دستمو از رو کیرم بلند کردم و آروم گذاشتم روی رون ملیکا و مالیدمش که دیدم چیزی نگفت انگار خوشش اومد . منم همینجور رونشو مالیدم و نزدیک کردم به کصش که دستم گذاشتم روی دستش که داشت کصشو میمالید البته دست من از روی شرت بلندترش بود.وقتی دستمو حس کرد دست خودشو اورد بیرون که باعث شد دستم کس داغشو از روی شرتش حس کنه که یه آه بلند کشید .اونم خواست دستشو از روی شرت من بذاره روی کیرم که چون کیرمو از شرت آورده بودم بیرون دستش به کیرم خورد یه لحظه شوکه شد ولی زود گرفتش توی دستش .منم سریع دستمو بردم توی شورت اون و شروع کردم کس ملیکارو مالیدن که خیسه خیس شده بود .دیگه داشتیم برای هم جق میزدیم و لذت میبردیم و هیچ حرفی بینمون نبود. تا اینکه فیلم به جایی رسید که مرده شروع کرد کس دختر رو خوردن که ملیکا گفت واای چه خوبه این. منم گفتم میخوای منم برات بخورمش انگار از خداش بود که نگاهی تو چشمم کرد و گفت آره میخوام. گوشی رو گذاشتم روی میز کنار تخت جوری تکیش دادم که بتونیم ببینیمش و پتورو از روی خودمون زدم کنار . چشم ملیکا خورد به کیرم گفت چه خوشگله .منم گفتم قابلتو نداره و دوتامون لبخند زدیم. بعد دوتا شرتشو با هم کشیدم پایین و از پاش دراوردم .برای اولین بار کصشو دیدم که میتونم بگم خوشکلترین کسی بود که تو عمرم میدیدم سفید بدون هیچ مویی . گفتم جوون ملیکا عجب کصی داری که با عشوه بهم گفت برام بخورش. منم با ولع تمام شروع کردم کصشو لیس زدن .واقعا طعم بهشت میداد انقدر خوردم و با سینش بازی کردم که شروع به لرزیدن کرد و ارضا شد .نفسش تند تند میزد و گفت وای عاشقتم .سرمو بلند کردم و لبشو بوسیدم و خودمو روش انداختم .کیرمو میمالیدم به کصش که از شدت شهوت دیگه طاقت نیاوردم و آبم با فشار روی کصش و شکمش خالی شد. بعد همونجور روش خوابیدم و از هم لب میگرفتیم و زبون همو میخوردیم.بعد از پنج دقیقه حدودا از روش بلند شدم و وسط پاش نشستم و کس و سینه ی خوشگل شو تماشا میکردم و همش قربونش میرفتم. بعد اون نگاه شکمش کرد که از آب من خیس شده بود دستشو کشید روش و گفت چه چسبناکه چه بویی میده . منم دستمال اوردم و تمیزش کردم گفتم صبح تا بیدار شدی زود برو حموم .دوباره همو بغل کردیم و اون بلند شد لباسشو پوشید رفت توی تخت خودش و منم رفتم دستشویی خودمو تمیز کردم و برگشتم و بهترین و عمیق ترین خواب عمرمو کردم.
نوشته: pesarix
9 پاسخ به “ملیکای من”
عجب
واکدارت میکنم به بقیه
اگر چه احتمال رخ دادنش خیییییییییییییلی کمه ولی بعنوان یه فانتزی میشه خوند و لذت برد
به دلم ننشست
خوب بود
باز هم لیس زدن !!! عجب، دوستان جوابتو میدن
شومبولم تو حلقت
همش کص شعر بود🤣😂
سلام بیرجندی هستی پیام بده خصوصی