ماساژ محدثه

سلام به همگی تازه با این سایت اشنا شدم میخواستم براتون یه خاطره بگم برام اصلا مهم نیست ک شما چی میگید

اسم من علیه و الا نوزده سالمه یه پسر با بدن رو فرم و هیکلی
و محدثه از من ۵ سال بزرگ تره یه دختر شیک پوست کاکائویی بدن تراشیده و روفرم
منو محدثه تقریبا از موقعی ک یادم میاد باهم بودیم چونکه تک فرزند بودم با اون بازی میکردم همیشه خیلی مهربون بود این قضیه ادامه داشت تا پارسال دیگ من سر کار میرفتم خیلی کمتر همو میدیدم ولی از همه چی همدیگه خبر داریم تلفنی ازم خبر میگرفت یا میدیدیم همو همچیو بههم توضیح میدادیم یه روز سر کار بودم ساعت ۴/۵بود زنگ زد گفت چه خبر و اینا یکم صحبت کردیم معمولا تو تایم ناهار ساعت ۱اینا زنگ میزد گفتم چی شده زنگ زدی الا گفت ک هیچی گفتم حالتو بپرسمو اینا گفتم حالا که رسیدی بگو چی شده یکم من من کرد گفت آره هرچی گردنمو ماساژ دادم ول نکرده حموم رفتم ول نکرده گرفته خیلی بدم گرفته از سرکار ک اومدی خستگیتو گرفتی بیا یکم ماساژ بده گفتم باش
چونمه همیشه من ماساژ میدادم بقیه رو هر جا مهمونی میرفتیم یکی می گفت کمرم درد میکنه پام درد میکنه ماساژ میدادم
خلاصه تعطیل کردم تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم دیدیم محدثه پیام داد گف اومدی خونه یا ن هنوز گفتم اره یه دوش بگیرم میام میخاصتم تا اون موقع یکم استراحت کنم گف باشه منم میرم دوش اب گرم بگیرم بیا خیلی برام عجیب بود شوهر عمم هم از صب ک میره سر کار ساعت ۱۰/۱۱میاد محدثه هم درس میخوند دانشگا میرفت نمیدونم چرا پیام دادم گفتم کیه خونتون گف منم فقط با این حرفش یه جوری شدم گفتم باشه دارم میام گفت باشه رسیدم دم خونه عمم رنگ زدم رفتم بالا دیدم گردنش کج شده گفتم چیشده و اینا یکم حرف زدیم بعد گفتم خب دراز بکش تا ماساژ بدم گفت تز تو کمد برو روغت بیار رفتم اوردم گفتم اینجوری ک نمیشن همه لباسات روغنی میشه قصد داشتم لباسشو در بیارم گف یه جوری بزنک نخوره دیگ بی عرضه گفتم باشه بابا دختره کج خندیدمو منم هی لباسشو از پشت میکشیدم بالا ک روغن بهش نخوره یکی دودیقه گذشت گف دارم خفه میشم روتو برگردون پتو بیار برام تا لباسمو در بیارم من رفتم پتو اوردم اینم تا موقع بلند شد من رفتم اب بخورم گفتم یهویی بیام شاید یه چیزی دیدم اخه سینه هاش خیلی خوب بودن تو همه لباساش انگار داشت جر میداد رفتم برگشتم دیدم پتو انداخته بالاش دراز کشیده روغنو زدم رو گردنش گفتم بیام پاییت تر کمرتم بزنم گف بزن دیگ روغن ک زدی منم هیچی نگفتم بند سوتینشو باز کردم ابی فیروزه ای بود گف چکار میکنی گفتم خب اینم روغنی میشه ط ک دستت به پستت نمیرسه الا چلاقی هیچی نگفت روغنو ریختم اومدم پایین یکم ماساژ دادم داغ شده بود منم هی دستمو از بغل سینه هاش رد میکردم اومدم پایین کمرشو ماساژ میدادم گفتم بزار برات رگشو هم بگیرم دوسه باری فشارش دادم هی میومدم بالا رو گردنش ک طبیعی باشه همین حوری ک دستمو رو کمرش بالا پایین میکردم خیلی ریز دستمو موقعی ک مسومد پایی به شلوارش میکشیدم دوسه دیقه نگذشت دیدم چاک کونش معلوم میشه کیرم شق کرده بود حشرم زده بود بالا روغنو از کنارش برداشتم با اینکه پشتش روغنی بود همینحوری از بالا روغن ریختم اومدم پایین رسیدم روی کونش سر ظرف روغنو فشارش دادم روغناش ریخت وسط چاک کونش به ارزوم رسیده بودم محدثه یه تکونی خورد هنپز هیچی نگفته بود گفتم نمیدونم چرا اینجوری شد گفت اشکال نداره بعد لباسامو عوض میکنم هنوز جملش تموم نشده بود دستمو انداختم زیر شرتش تا مچ دستمو کردم تر شرتش جیغ زد گفت چکار میکنی خر با خنده گفتم روغنارو برمیدارم رستمو قشنگ حص کردم تو همون دوثانیه از خط کصش کشیدم اوردمتا بالا گفتم نگا چقدر روغن خورد گف دستم نمیزدی لباسامو در میاوردم ناراحت شده بود منم حشری هیچی نمیفهمیدم با اومدم بالا رو گردنش گفت بسه نمیخاد دیگ گفتم حالا بزار الا تازه گرم شده گف نمیخاد و اسنا راضیش کردم گفتم ببخشید حالا دیگ ط ام خنک میکنی گف من ک چیزی نگفتم گفتم لباسمو عوض میکنم گفتم ع چیزی نگفتییی؟ گفت نه دستمو انداختم تو شرتش خیس خیس بود گفتم چکار میکنی حیوون با لحن جدی گفتم ط ک خیسی دستمو رسوندم به کصش تند تند از بالا به پایین هول میدادم اروم شد دیگ حرفی نمیزد نفساش فرق کرده بود یک دیقه ک گذشت شلوارشو کشیدم پایین تا جا زانوش خودشم همراهی کرد در اورد ست لباسش قشنگ بود ابی فیروزه ای به رنگ پوستش میخورد یهجورایی شرتشو هم کونشو کشید بالا شورتشو در آوردن بالشت گذاشتم زیرش کونش اومد بالا پاشو باز کردم اول یکم کصشو خوردم یعد با دست با چوچولش ورمیرفتم صداش در اومده بود بلند شد دیدم برگشت گفتم ع گردنت خندید گفتم همش نقشه بود هیچی نگف برگشت پاشو گذاشتم سر شونم کصشو میخوردم سرمو فشار میداد موهامو میکشید یهویی حص کردم صورتم گرم شد ارضاشده بود برگشت گفت بخاب خابیدم اومد تو بغلم لب گرفتیم بعد رفت پایین شلوارمو در اورد خیلی ماهرانه شروع کرد به ساک زدم خجالت میکشیدم حص میکردم کیرم کوچیکه کیرمو موقعی ک در اورد تعجب کرد نمیدونم چرا گفتم چیه گف عالیهه کیرم ۱۷ سانته یه جوری برام ساک زد واقعا خیلی حال کردم ابم داشت میومد هیچی نگفتم دستمو پشت سرش گذاشتم هم ابم اومد سرشو محکم فشار دادم چشاش گرد شده بود همشو خورد گفت چرا هیچی نگفتی گفتم این به اون سر دفعه اخرت باشه موقعی ک میخای بدی الکی میگی گردنم درد میکنه رفتم پشتش گف دخترماااا گفتم چکارت به کصت دارم گفت عمرا از کون بزارم گفتم اینجوری ک نمیشه اذیت نکن خودمو زدم یه مظلمومیت گفت باشه برو کشو رو باز کن رفتم دیدم یه پلاگه اوردمش روغن زدم بهش اروم اروم کردک تو کونش داشت جیغ میزد گفتم اینجوری ک بیشتر درد داره بالشت گذاشتم زیرش گفتم رفتم جلوش دراز کشیده بود گفتم خیسش کن یکم خورد رفتم پشتش روغن ریختم رو کونش سر کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش اروم اروم کردم توش داشت میگف درد داره در بیار میسوزه اومدم دستمو بزارم رو دهنش کیرم تا ته رفت تو کونش یه جیقی زد گوشم کرد شد سریع دستمو گذاشتم جلو دهنش یکم اروم شد شروع کردم اروم اروم عقب جلو کردم دیگ شروع کردم تلمبه زدن چند پنج دقیقه نشد ابم میخواد بیاد گفتم ابم میخواد بیاد گفت بریز توش ریختم گفت سوختم سوختم رفت دستشویی خودشو خالی کرد اومد یکم بغلم لب گرفتیم. ساعتو نگاه کردیم دیدیم ساعت نزدیک دهو ربع بود سریع لباس پوشیدیم یه لب دیگ گرفتیم دم در داشتم کفشامو پام میکردم اومده بود واستاده بود دستمو از مچ پاش گفتم اوردمش جلوتر از رو شلوارش بوص از کصش کردم گفتم مرسی گفت از این به بعد مال منی فهمیدی سرمو تکون دادم گف با ط ام زبون نداری گفتم چشم نفصم اومدم بیرون از اون دفعه تا حالا با اینکه کم همو میبینیم ولی تقریبا هر جا بشه سکس میکنیم اگه خوشتون اومد بگین تا دفعه دوم تو ماشین رو براتون تعریف کنم

نوشته: علی

بازدید 8,393

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

14 پاسخ به “ماساژ محدثه”

  1. اینجا رو ترجمه کن بفهمیم چی ناامیدی:گف با ط ام زبون نداری گفتم چشم نفصم اومدم بیرون از اون دفعه

  2. یارو نقشش بوده گفته گردنمتو روغن ریختی چاک کونش اون دعوات کرده بعد میگه نقشش بوده؟

  3. اول داستان گفتی برام‌مهم نیست شما چی می گید آخه پلشت میان داستان می زارن که بقیه واسش کامنت بزارن، واسه رفیقت که تعریف نمی کنی، تاحالا ندیده بودم کسی می خواستم رو می خواصتم بنویسِ اگه دهخدا شیوه نگارش وغلط املایی هایِ تو رو ببینه می ره زبان فیلیپینی می خونه

  4. باز اینا اینا اینا سرشو از کون پدرش در آورد اومد اینجا چرت بگهبمیر دیگه ناموس کمیته ای

  5. فقط اینا بدانید ، افرادی که فحش و ناسزا میدهند ، از شدت سوزش کونشونه که دستشون به گوشت نمیرسه و باعقده های حقارتی که دارن ، راهی بغیر از توهین و ارائه شخصیت پوچ خودشان ندارند . از کوزه برون تراود هر چه در اوست .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید