داستان گی و همجنسگراییه
اسم من دانیال ه، دانشجو هستم و 22 سالمه، توی خانواده ای که 3 تا برادر بزرگتر از خودت داری، گی بودن خیلی سخته، زمان دبیرستان که به واسطه روحیه و رفتار ها و سلیقه های لباس و مدل مو همیشه خانواده و برادرا دعوام می کردن و توی مدرسه و محل و فامیل هم همیشه جلب توجه می کردم و تا حدی که خیلی ها پیشنهاد می دادند.البته شاید بدن با پوست روشن و کم مو و چهره ظریف ام علاوه بر اون رفتارها باعث می شد که هدف توجه پسرا و مردای تاپ قرار بگیرم، از طرفی این جلب توجه حس خوبی به آدم می ده و از طرفی هم چون میدونه هدف اکثراشون سکس هستش، یه جورایی از اینکه دیگران حس و درون ام رو درک نمی کنند و دوستی هام همیشه منجر به سوء استفاده می شد ناراحتم می کرد. یه همکلاسی داشتم که یک سالی بزرگتر بود و البته از نظر جثه و رفتار خیلی بزرگتر نشون می داد. پررو بود و همیشه وقتی تنها می شدیم سعی می کرد راضی ام کنه. خیلی راحت تصوراتش از سکس با من رو به زبون می آورد و هم باعث شهوتم می شد و هم اینکه کمی استرس و ترس پیدا می کردم که یه نفر چقدر به شکل یه اسباب بازی نگاهم می کنه. مثلا می گفت: من از پلک های بلند و فر خوردت خوشم میاد و چشمات خیلی قشنگه، جون می ده طاق باز بخوابونمت و بکنم توش و توی چشات نگاه کنم. یکی از بزرگترین مانع از اینکه بترسم از رابطه با این حال که درونم حس میکردم که نیاز به خواسته شدن توسط یه مرد یا پسر رو دارم تصورات این دوستم از سکس با من بود.
در کل توی خودم فرو رفته بودم و سعی می کردم از همه دوری کنم و پناه ببرم به درس خوندن و یادگرفتن یه مهارت که بتونم کار پیدا کنم. دانشگاه رفتن و درباره حس و حالم تحقیق کردن باعث شد که خودم رو بیشتر بشناسم و بتونم توی اینترنت و شبکه های اجتماعی با هم حس هام آشنا شدم و کم کم ترس و دوری ام ریخت و تونستم با کسایی آشنا بشم و رابطه داشته باشم و خوب توی این رابطه ها سکس هم جذابیت های خودش رو داشت.
چند تا سکس داشتم ولی خب آدم ها بعدش اصلا عوض می شدند و دوست نداشتم اون رفتارها تا اینکه با یه نفر آشنا شدم که 30 سالش بود و خیلی رفتار و منش مردونه داشت و حس حمایت و دوست داشته شدن باعث شده بود که حالم خوب باشه. یه دنیای خوب برای خودم ساخته بودم و روحیه ام خوب شده بود. دیگه حتی به آدم ها و نظراتشون اهمیت نمی دادم. دیگه حتی تذکرات و دعواهای برادرا و خانواده بابت تیپ و قیافه رو نمی شنیدم و برام مهم نبود.
آخرین برادرم داشت ازدواج می کرد و با خانواده عروس آشنا شدیم و دو تا برادر داشت که یکی ازدواج کرده بود و اون یکی 37/8 سالش بود و مجرد بود. اسمش سعید بود و خیلی وایب گی می داد و البته راستش رو بخواهید خیلی برام جذابیت داشت. قد بلند و هیکلی بود و چهره مردونه داشت و خیلی خوشتیپ و خوش مشرب بود. ولی خب هم فامیل بود و هم واقعا نمی شه فهمید کسی چه حسی داشته باشه حتی اگر خیلی وایب گی بده. تا قبل عروسی و توی اون یک سال که مهمونی بود یا مراسمی بود میدیدمش.تا اینکه یه شب که پدر عروسمون از مکه می اومد اینا ولیمه داده بودن و همه رفته بودیم توی ویلا باغش اشون توی دماوند.یه باغ و حیاط بزرگ بود که میز و صندلی چیده بودن، توی اون شلوغی ها دیدمش. چشمم بهش بود. دیدم داره با یه پسره مدام حرف می زنه. پسره فکر کنم 19/20 سالش بود و صورت گرد و چشمای سبز و خیلی خوشگل بود. کنجکاوی ام گل کرد و حواسم بهشون بود. مدام یه گوشه ای می رفت سمتش و یه کم حرف می زدن و بعدش پسره انگار کسی صداش می کرد یا خودش نمی خواست دور می شد.
یه جا دیدم پسره داره میره پشت ساختمون، یه باریکه یکی دو متری از دیوار دور ساختمون بود، دیدم سعید هم داره میره دنبالش. آروم منم رفتم از اون یکی ضلع و گوشه ساختمون که ببینم چکار می کنم. شک ام داشت به یقین تبدیل می شد که داره پسره رو جور می کنه. از گوشه دیوار نگاه کردم دیدم پسره رو گرفته و باهاش حرف می زنه و داره کون و بدنش رو می ماله. بعد یه کم حرف زدن و پسره رفت بیرون و بعدش سعید دنبالش. فکر کنم یک ساعتی گذشت که دیدم سعید برگشت ولی پسره نیومد. من که خیالم راحت شده بود که آقا سعید اهلشه تصمیم گرفتم بیشتر باهاش حشر و نشر داشته باشم. اون شب رفتم سمتش و کلی حرف زدیم. کارش درب پارکینگ بود و الکی سر این سوال می کردم ازش که بیشتر حرف بزنه.
اون شب باعث شد که بیشتر باهم جور بشیم و صمیمی تر حرف بزنیم. یه بار که به بهانه رد شدن از اونجا خوشتیپ کردم و سمت دفتر کارش رفتم و بهش سر زدم، کلی خوشرو بود و انگار اون هم حسم رو دریافت کرده بود. سعی کردم اون روز درباره همجنسگرایی و اینا حرف بزنم که اگر شکی داره مطمئن باشه که من اهلش هستم. کم کم یخش باز شد و حتی رفت سر اینکه خاطره تعریف کنه و یه جورایی بفهمونه بهم. هر دو تلاش داشتیم که نخ بدیم. اون روز دیگه رومون بهم باز شده بود و درباره سکس و اینا حرف می زدیم. بعدش توی روزهای بعد توی تلگرام یه کلیپ گی که یه مرد سیاه پوست داشت از یه پسره لب می گرفت و بدنش رو می مالید فرستاد. خب سکس نداشت و فقط همین حد بود. بعد نوشت گفتم خیلی حامی حقوق همجنسگراها هستی شاید خوشت اومد.
منم کلی واکنش خوب دادم که چه باحاله آزادند و از این شعرها! چند روز بعد دوباره یه کلیپ ولی این بار دیگه سکس داشت و منم واکنش در حد ری اکشن دادن. یه روز در میون یه کلیپ می فرستاد برام و منم براش می فرستادم.یه بار که یه کلیپ فرستاده بود حرف رو توی پیام داخل تلگرام کشوندم به اون شب که اون پسر چشم سبزه کیه و سعید هم برای اولین بار راحت گفت که پسره رو می کنه و از اینکه همسایه اشون بوده قبلا و خیلی لوسه و از این ناز و لوس بودن و خوشگل بودنش خوشش میاد گفت. بعد انگار بخواد منم اعتراف کنم گفت اگر دوست داری میخوای راضی اش کنم تو هم بکنی اش! دلم رو به دریا زدم و با شوخی گفتم من که اصلا نمی تونم و به شوخی گفتم مال من پلاستیکی ه و به درد نمیخوره. بعد نوشت خب ازش استفاده نکن. راههای زیادی واسه لذت بردن هست. دیگه وا دادم و هرچی می گفت همراهی میکردم تا اینکه گفت اگه خواستی یه روز بیا دفتر بهت یاد بدم چطور میشه لذت برد. دیگه رسیدیم به حرف های جدی و اینکه من اوکی ام و اون هم اوکیه.
یه کم درباره خودم پرسید و منم برای اینکه خیلی ضایع نباشه گفتم در حد یکی دو بار با یکی از دوستام بودم. برای اولین بار در سوابق درخشان پیدا کردن کیس، فیس ام رو دیده بود و عکس از بدنم براش فرستادم. نمی دونم تعارف کرد یا واقعا گفت که خیلی بدنت رو خوشم اومد. عکس کیرش و بدن اش رو فرستاد، همونجوری که تصور می کردم هیکل ورزیده و پشمالو داشت و کیرش به شکل عجیبی صاف بود و با این حال که شق شده بود توی عکس ولی خمیده نبود. کلفت بود و درازی اش اغوا کننده بود برام. خب خونه اشون یه خونه سه طبقه بود که طبقه همکف باباش اینا بودن و طبقه دوم مجردی این بود . سوم هم که برادرش اینا می شستند و می گفت کلا نمی شه خونه سکس کنیم و باید برم محل کارش. محل کارش یه واحد اداری طور سمت جمهوری بود که یه اتاق داشت که انبار بود و باقی اش صندلی و میز و اینا بود.
چون کارشون آخر هفته ها بیشتر بود و منم شنبه و یکشنبه کلاس داشتم قرار شد دوشنبه برم پیشش.می دونستم که خیلی تایپ ظریف و اینا دوست داره. به اندازه کافی قابل قبول هستم ولی خب سعی کردم همون بدن کم مو و حتی در بعضی جاهای بدنم بی مو رو هم با موبر شیو کنم و تیپ ام خیلی سوسولی تر از قبل باشه. با اسنپ 20 دقیقه ای راه بود، اول رفتم سرویس و خودم رو خالی کردم و تر تمیز و آماده و بعد لباس پوشیدم و راه افتادم سمت دفتر کارش. قرار بود ساعت 2 تا 4 که اونجا هم خلوت تره باشه. 2 نشده بود که رسیدم. داخل شدم داشت با یه مرده صحبت می کرد . سلام و احوالپرسی و گفت دانیال جان بشین تا من کار ایشون رو راه بندازم.
نشستم روی مبل های راحتی که یه کاناپه دو تایی بود و دو تا تک نفره و یه میز شیشه ای وسط اشون. یه فاکتور نوشت و داد به مرده و مرده رفت. بعد آکاردئون در واحد رو کشید و بعد در رو بست که کسی میاد دیگه در و اینا نزنه. اومد نشست روی کاناپه و دستم رو گرفت که برم پیشش بشینم. خیلی مهربون و خوش برخورد. گفت : پس بالاخره اومدی. یه کم حرف و شوخی و گفت : خب دانیال جون آماده ای که امروز حسابی شیطنت کنی؟ و سرش رو نزدیک آورد و انگار و توی چشمام نگاه کرد و کمی معطل کرد و منم سرم رو نزدیک تر بردم و شروع کرد به لب گرفتن ازم و خیلی هات بود و دستش روی بدنم می چرخید و روی کونم از روی شلوار می مالید. بعد همونجوری که مشغول بود کمربندم رو باز کرد و کمی شلوارم رو شل کرد و دستش رو برد داخل و حالا لپای کونم رو توی دستش می چلوند و با انگشت روی سوراخم رو می مالید.
بعد کمی عقب کشید و تیشترم رو درآورد و به عقب کمی هلم داد و به لبه مبل تکیه دادم و دراز کشیدم و شروع کرد سینه هام رو خوردن. به شکل عجیبی عشق بازی می کرد با سینه هام. نوک اشون رو با انگشتاش بازی میداد و زبون می زد. بعد میمالید و توی مشت اش میچلوند و بعد می خوردشون. واقعا برام لذت بخش بود. گاهی گاز کوچیک از نوک سینه هام می گرفت گاهی وقتی سینه ام توی دهنش بود با دندون کمی فشار میداد و من دیوونه شده بودم.
انگار دلش نمی خواست ولی کمی عقب کشید و گفت : می خوای بری سرویس بهداشتی؟ با شیطنت و لوسی گفتم خونه کارام رو انجام دادم که حاضر و آماده باشم برات. گفت : به به . یه هلوی پوست کنده و آماده. پس منتظر چی ای. بلند شد بکن ببینم اون زیر چیا داری و خودش رفت یه پتوی مسافرتی از کشوی کمد برداشت و آورد پهن کرد روی کاناپه و کف زمین و منم کفش هام رو در اوردم و هل دادم اون سمت و شلوارم رو در آوردم و با یه شورت کولسی منتظرش شدم.از توی کشوی میز یه اسپری کوچیک آورد و دستمال کاغذی و گذاشت روی میز وسط و خودش هم لخت شد و حالا دیگه بدن گنده و پشمالوش با یه شورت پادار مشکی جلوم بود. نزدیکم شد و کشید سمت خودش و دستاش رو دورم حلقه کرد و از بالا نگاهم می کرد و شروع کرد به لب گرفت و دستش حالا فقط روی کونم بود. شورتم تقریبا نصفه پایین اومده بود و با دستاش داشت لپای کونم رو ورز می داد. سوراخم رو می مالید و انگشتم می کرد. بدن صاف و صیقلی ام رو چسبونده بودم به بدنش و موهای پاها و شکم و سینه هاش رو روی بدنم حس می کردم. دستم رو از روی شورتش بردم روی کیرش و کیرش رو که شق شده بود رو شروع کردم به مالیدن.
همیشه کیر شق شده یه مرد توی شروع سکس که هنوز در حال لب گرفتن یا مالیدن آدمه رو دوست دارم. حس اینکه بخاطر بدن من شهوتی شده و کیرش شق شده حس خوبی بهم می ده.
یه کم که کیرش رو مالیدم، با خنده گفت: فکر کنم دوست داری زودتر باهاش آشنا بشی و کمی چرخوندم و نشوندم روی مبل و خودش اومد جلوم ایستاد. شورتش رو کشیدم پایین و کیرش مثل فنر جلوش آویزون شد. مثل عکسش خیلی شق و رق بود و برخلاف کیرهایی که دیده بودم خیلی صاف بود.توی دستم گرفتم و کمی مالیدمش. کلفت بود و به اندازه کافی دراز. ميتونستم حدس بزنم که این کیر کلفت و دراز قراره چه درد و فشاری رو بهم تزریق کنه. دورش رو تمیز اصلاح کرده بود و یه رگ کلفت رو می شد دید که از اول کیرش تا نزدیکی سر کیرش اومده و رفته زیرش. کلاهکش رو توی لبهام کمی نگه داشتم. و با زبون کمی زبون زدم بهش. کیرش خیلی خوش فرم بود و توی دستم حس خوبی بهم می داد. ناخودآگاه چند تا بوسیدمش و زیر لب گفتم : قربونش برم و کردم توی دهنم و با زبون زیر رو روش رو خیس کردم و شروع کردم توی دهنم نگه داشتن و مکیدن و با زبون زیرش رو بازی دادن.
حسابی خیس شده بود و حالا وقتش بود که ساک زدن رو شروع کنم. هنوز کیرش رو با دستم نگه داشته بودم و شروع کردم به عقب و جلو کردن روی کیرش.حالا وقتش بود که کیر بیشتری رو توی دهنم جا بدم. دستم رو ول کردم و روی کیرش شروع کردم به عقب و جلو کردن و با زبون زیر کیرش رو نگه داشتن. حالا کیر بیشتری داخل دهنم بود و سعید دستش رو گذاشت پشت سرم و آروم همراه عقب و جلو کردن من اون هم کمی عقب و جلو می کرد و کیرش تا حلقم هم می رفت. سعی می کردم سرم رو درست نگه دارم که عق نزنم وقتی کیرش تا حلقم میره. که یه دفعه سعید سرم رو روی کیرش فشار داد و نگه داشت و کیرش توی حلقم فشار می آورد و نفس کشیدن سختم شده بود و رها کرد که سرم رو کشیدم عقب و نفس تازه کردم. همیشه وقتی کنترل دست خودت باشه بهتره. بهش گفتم بشینه و خودم کنارش خم شدم و شروع کردم به ساک زدن و گاهی کیرش رو با دستم می گرفتم و نگه می داشتم و سرم رو تا جایی که می شد پایین می آوردم و سر کیرش ته حلقم فشار می آورد و بعد رها می کردم.
کیرش حسابی شق شده بود و من خیلی حرفه ای و طوری که میدونستم خوشش خواهد اومد ساک می زدم و کیرش رو روی زبون و صورتم می زدم و گاهی داخل لپ ام فشار می دادم. دهنم خسته شده بود ولی واقعا یکی از لذت های من عشق بازی با کیر و ساک زدنشه. من رو از روی کیرش بلند کرد و گفت : بسه دانیال جون. آبش میاد دیگه از کونت محروم می شم. یه سیلی زد به کونم و بلند شد و منو چرخوند که بهش پشت کنم. پشتی مبل رو گرفتم و زانوهام رو لبه نشیمن گذاشتم و منتظر شدم ببینم چیکار میکنه.
داشتم تماشا میکردم که دیدم با اسپری روغنی ه یه کم زد به کیرش و با دستش مالید و بعد نزدیک شد و یکی دو تا اسپری زد به لای کونم و با سر کیرش لای کونم رو می مالید و بعد کونم رو شروع کرد به مالیدن و با صدای شهوتی می گفت : جون چه کونی. گرد و ژله ای. چند تا سیلی آروم زد. بعد سر کیرش رو روی سوراخم مالید. می خواسته فرو کنه که ترسیدم و گفتم یه کم بازم کنم. اینجوری پاره میشم. بعد خندید و گفت: نترس پاره نمی شی. آروم آروم می کنم. بعد گفت اگه میخوای با انگشت خودت رو باز کن. چاره ای نبود، یه کم آب دهن ریختم روی دستم و توی همون حالت دستم رو از وسط پام رسوندم روی سوراخم مالیدم و آروم شروع کردم به انگشت کردن خودم و باز کردن.
اون کیری که با دهن و دستم سایز گرفته بودم نیاز داشت که خودم رو اماده کنم و سعی می کردم دوتا انگشت رو بتونم وارد کنم. دیگه دو تا انگشتم راحت داخل می شد که دستم رو کشید و گفت : بسه دیگه. حال اش به تنگ بودنه خوشگل پسر.
راستش رو بخواهید کمی استرس داشتم. همیشه خب اولش درد داره ولی اونقدر کوتاهه و لذت بعدش میاد که یاد آدم میره. ولی بهش گفتم : فقط لطفا آروم بکن. دست کشید روی کونم و آروم گفت : نترس. راحت جاش میکنم عزیزم. بعد سرکیرش رو کمی لای کونم و روی سوراخم مالید و بعد خواست کیرش رو فشار بده که بهش گفتم : کاندوم نمیذاری؟ با یه خنده گفت: به من اطمینان داشته باش. من کسی رو بدون کاندوم نکردم. ولی تو دیگه آشنایی و آروم سرش رو داخل فشار داد. نرمی سرکلاهکش رو حس می کردم و کمی که داخل شد کمی درد و فشار رو توی سوراخم حس می کردم. ناخودآگاه گفتم آییی . سرم رو گذاشتم روی لبه پشتی مبل و سعی کردم شل کنم ، چون میدونستم درد هنوز در راهه. یه فشار دیگه داد و کیرش کمی بیشتر داخل شد و درد تیر کشید توی سوراخم و ناخودآگاه به حالت التماس گفتم : آیییی . آروم توروخدا. روی کمرم و پشتم دست کشید و ثابت نگه داشته بود. کمی عقب کشید و آروم دوباره فرو کرد. کیرش تا نصفه داخل شده بود. بدون کاندوم بودنش دیگه اهمیتی نداشت و منم توی اون شهوت و درد به شکل احمقانه ای بی خیال شدم. ولی شما اینکار رو نکنید J
بعد دستش رو گذاشت روی شونه ام و کمی به مبل فشار داد و نگه ام داشت و گفت : شل کن. واقعا توی اون موقعیت و استرس آدم نمی تونه شل کنه و بدون ملاحظه کیرش رو با یه ضربه و بدون اینکه معطل کنه تا ته داخل کرد. اونجا دیگه فهمیدم این کیر از همه کیرهایی که تا الان تجربه کرده بودم کلفت تر و درازتره. چون سر کیرش رو زیر دلم قشنگ حس می کردم و درد و فشار تا کمرم اومد و ناله دردآلودی کردم و خودم رو که جلو کشیدم دستش رو محکم فشار داد که زیاد تکون نخورم یا خودم رو رها نکنم. درد سکس چون آدم شهوتی ه قابل تحمل و حتی لذتبخشه. توی اون لحظه شاید حس کنی عجب غلطی کردم ولی بعدش دیگه اوکی می شه.
دستاش رو دو طرف کمرم گرفت و با لحن شوخی گفت: میخوام تلافی کار برادرت با خواهرم رو سر تو دربیارم. بعد یه کم کیرش رو بیرون کشید و دوباره داخل کرد. چند بار این کار رو می کرد و من با ناله و آه و اوه همراهی اش می کردم و دیگه روون شد و حالا دیگه تلمبه هاش منظم شده بود و وقتی کیرش تا ته می رفت و بدنش می خورد به بدنم صداش به همراه نفس های خودش و ناله های من کل فضا رو پر کرده بود. چون خیلی عادت دارم موقع سکس آه و ناله شهوتی کنم حتی اگر خیلی درد یا فشار نداشته باشه.و این آه و ناله باعث می شد که سعید با شهوت بیشتر و با ضربه داخلم تلمبه بزنه. دستاش رو آورده بود روی سینه هام و توی مشت اش گرفته بود و تلمبه میزد، سینه هام توی دستاش کشیده می شد و درد می کرد. ولی انقدر لذت بخش بود که حس میکردم تازه سینه هام رو حس می کنم. اونقدر تلمبه هاش تند شده بود که سوراخم داغ شده بود و حس می کردم بی حس شده. دستش رو زیر گلوم گرفت و کمی به عقب و بالا کشید و حالا تلمبه هاش رو با ضربه به سمت بالا داخل کونم می زد و باعث می شد که به سمت بالا بپرم ولی با دستش مهارم می کرد و کیرش بیشتر از قبل فشار می آورد و فقط می تونستم ناله های هق هقی کنم و از گاییده شدن لذت ببرم. به ساعتی که پشت سرم روی دیوار بود نگاه می کردم. فکر کنم بیست دقیقه ای بود که داشت تلمبه میزد داخلم. یه کم نگه داشت و بعد کیرش رو تا سرش بیرون کشید و بعد کامل و بدون توقف و سریع داخل می کرد و این لذت بخش ترین حالتی بود که می خواستم. حس کردم یک کیر کامل که توی یه لحظه داخلت می شه. چند بار این کار رو می کرد جوری که کیرم که شل و وله همیشه توی سکس کمی شق بشه.
بعد کیرش رو کشید بیرون و یه سیلی به کونم زد که یعنی این مرحله تموم شد. حس می کردم سوراخم بازه باز شده. آروم دستم رو بردم روی سوراخم. نرم و لزج و باز باز شده بود. این حرکت رو دوست دارم و همیشه وسط سکس انجام میدم. اون لحظه حس می کنم گاییده شدم و سوراخم قشنگ آش و لاش شده و این حس شهوتم رو بیشتر می کنه.
پاهام رو گرفت و برگردون و بهم گفت : عقب تر بشین و کمی خودم رو عقب بردم. پاهام رو باز کرد و کمرم رو با دستاش گرفت و جابجام کرد و کیرش رو با دستش گرفت و داخل کرد. کمی اومد جلوتر و پاهام دو طرف باز بود. یکی اش رو گذاشتم لبه مبل و اون یکی روی توی دستش گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن. با صورت و چشمایی پر از شهوت داشت توی چشمام نگاه می کرد. حس خاصی بود . هم شرم داشتم و هم حس اینکه در تسلط مردی هستم و داره از بدنم لذت می بره برام عالی بود. دستش که آزاد بود رو شروع کرد با سینه هام بازی کردن و گاهی چونه ام رو می گرفت و گاهی لب هام رو توی دستش می چلوند و نوازش می کرد. بعد شست اش رو داخل دهنم کرد و انگار سرم رو نگه داشت با این حرکت و با هر تلمبه محکم و ضربه ای که داخلم میزد به چهره ام نگاه می کرد و انگار از دردی که توی چهره ام میاد لذت می برد. توی صورتم گفت: داری کون میدی کونی؟ با همون وضعیت که انگشتش داخل دهنم بود اوهوم می گفتم.
داداشت میدونه اینجوری کون میدی؟ اوهوم . آییی . اوووف ، بابا و داداشات باید اینجا بودن و ببنن دانیال جون چه کونی داره و چطوری زیر من داره ناله می کنه. بعد آروم یه سیلی زد توی صورتم و انگار بخواد حرف بزنم و همراهی کنم. گفتم آره.
دیگه از ایندفعه باید زیر من بخوابی کونی و یه سیلی دیگه. از این فشار و حس تسلط مردانه اش لذت می بردم. جواب دادم جوون. من مال خودتم. شش دانگ برای خودتم. بگا منو. جرم بده . گلوم رو گرفت و کیرش رو تا ته ضربه زد و فشار می داد جوری که حس می کردم الان اون فشار داخلم باعث میشه ارضا بشم. چند تا ضربه محکم داخل کونم زد که خیلی دردناک بود و ناله ام به آسمون بلند شد. چونه ام رو گرفت و توی چشمام نگه داشت و گفت خیلی دوست دارم آبم رو بریزم روی این لبها و صورتت ولی باید اولین بار آبم رو داخلت بریزم که بهم بچسبه. بعد یه سیلی دیگه زد و بهم گفت : دوست داری ؟ گفتم آره. می خوام . همه اش رو می خوام. باک ام رو پر کن. شهوت اش به اوج رسیده بود و خیلی وحشی و تند و محکم داخلم تلمبه می زد. جوری که نمی تونستم تحمل کنم و توی اون شرایط بین بدنش و کیری که داخلم ه و مبل گیر افتاده بودم و داشتم گاییده شدن سوراخم رو تحمل می کردم. ولی باید اعتراف کنم که همه اون فشار و درد و سوزش و گیر افتادن لذت بخش. داغ شدن بدن و خسته شدن و تحت فشار و تسلط یه مرد که از خودت قوی تره برای من بهترین لذت از سکس و دادنه .
کیرش رو از توم کشید بیرون و سریع به بغل چرخوندم و جوری که پاهام جفت بود و به بغل خوابونده بود و دستش رو گذاشت روی لپ کونم که حالا به سمت بالا بود و کیرش رو داخل کرد و پاهام رو به سمت شکمم بیشتر جمع کرد و شروع کرد به تلمبه زدن. اینقدر سرعت کارهاش و تلمبه هاش زیاد بود و حشری بود و نفس نفس میزد که حتی نمی تونستم بهش بگم کمی استراحت بده. حالا تلمبه هاش همراه بود با سیلی هایی که به کونم می زد. هر دو عرق کرده بودیم و وقتی سیلی می زد به کونم سوزش پوستم زیر دستش و درد موقتی اش باعث می شد که درد و سوزشی که توی سوراخم بود دو چندان بشه. تلمبه هاش اینقدر محکم بود و ضربه می زد که به سختی روی کاناپه خودم رو نگه داشته بودم. که یه دفعه یه آه بلند کشید و خودش رو روم خم کرد و کیرش رو تا جایی که میتونست فشار میداد داخلم و نفس نفس زد و ناله کرد و ارضا شد.
آبش رو و گرمایی که داشت رو توی سوراخم حس می کردم که داخلم ریخته میشه، حس عجیبی بود، خیلی وقت بود که این حس رو تجربه نکرده بودم. سوزش و التهاب سوراخم با این آبی که ریخته می شد داخلم کمی آروم می شد. کیرش رو کمی بیرون کشید و کمی نگه داشت و انگار می خواست کامل خالی کنه و بعد کیرش رو کشید بیرون و آروم عقب رفت و روی مبل تکی کناری نشست.
دستم رو توی همون حالت دراز کردم و چندتا دستمال برداشتم و لای کونم فشار دادم که آبش بیرون نریزه و دستمال ها لای کونم بود و بلند شدم به سختی کفشهام رو نیمه پام کردم و رفتم سرویس و خودم رو شستم و برگشتم. هنوز حشری بودم ولی واقعا سکس خفنی بود. سعید یه سیگار روشن کرده بود و همونجوری تکیه داده بود و کیرش نیمه خواب و داشت سیگار می کشید.
اسم من دانیال ه، دانشجو هستم و 22 سالمه، توی خانواده ای که 3 تا برادر بزرگتر از خودت داری، گی بودن خیلی سخته، زمان دبیرستان که به واسطه روحیه و رفتار ها و سلیقه های لباس و مدل مو همیشه خانواده و برادرا دعوام می کردن و توی مدرسه و محل و فامیل هم همیشه جلب توجه می کردم و تا حدی که خیلی ها پیشنهاد می دادند.البته شاید بدن با پوست روشن و کم مو و چهره ظریف ام علاوه بر اون رفتارها باعث می شد که هدف توجه پسرا و مردای تاپ قرار بگیرم، از طرفی این جلب توجه حس خوبی به آدم می ده و از طرفی هم چون میدونه هدف اکثراشون سکس هستش، یه جورایی از اینکه دیگران حس و درون ام رو درک نمی کنند و دوستی هام همیشه منجر به سوء استفاده می شد ناراحتم می کرد. یه همکلاسی داشتم که یک سالی بزرگتر بود و البته از نظر جثه و رفتار خیلی بزرگتر نشون می داد. پررو بود و همیشه وقتی تنها می شدیم سعی می کرد راضی ام کنه. خیلی راحت تصوراتش از سکس با من رو به زبون می آورد و هم باعث شهوتم می شد و هم اینکه کمی استرس و ترس پیدا می کردم که یه نفر چقدر به شکل یه اسباب بازی نگاهم می کنه. مثلا می گفت: من از پلک های بلند و فر خوردت خوشم میاد و چشمات خیلی قشنگه، جون می ده طاق باز بخوابونمت و بکنم توش و توی چشات نگاه کنم. یکی از بزرگترین مانع از اینکه بترسم از رابطه با این حال که درونم حس میکردم که نیاز به خواسته شدن توسط یه مرد یا پسر رو دارم تصورات این دوستم از سکس با من بود.
در کل توی خودم فرو رفته بودم و سعی می کردم از همه دوری کنم و پناه ببرم به درس خوندن و یادگرفتن یه مهارت که بتونم کار پیدا کنم. دانشگاه رفتن و درباره حس و حالم تحقیق کردن باعث شد که خودم رو بیشتر بشناسم و بتونم توی اینترنت و شبکه های اجتماعی با هم حس هام آشنا شدم و کم کم ترس و دوری ام ریخت و تونستم با کسایی آشنا بشم و رابطه داشته باشم و خوب توی این رابطه ها سکس هم جذابیت های خودش رو داشت.
چند تا سکس داشتم ولی خب آدم ها بعدش اصلا عوض می شدند و دوست نداشتم اون رفتارها تا اینکه با یه نفر آشنا شدم که 30 سالش بود و خیلی رفتار و منش مردونه داشت و حس حمایت و دوست داشته شدن باعث شده بود که حالم خوب باشه. یه دنیای خوب برای خودم ساخته بودم و روحیه ام خوب شده بود. دیگه حتی به آدم ها و نظراتشون اهمیت نمی دادم. دیگه حتی تذکرات و دعواهای برادرا و خانواده بابت تیپ و قیافه رو نمی شنیدم و برام مهم نبود.
آخرین برادرم داشت ازدواج می کرد و با خانواده عروس آشنا شدیم و دو تا برادر داشت که یکی ازدواج کرده بود و اون یکی 37/8 سالش بود و مجرد بود. اسمش سعید بود و خیلی وایب گی می داد و البته راستش رو بخواهید خیلی برام جذابیت داشت. قد بلند و هیکلی بود و چهره مردونه داشت و خیلی خوشتیپ و خوش مشرب بود. ولی خب هم فامیل بود و هم واقعا نمی شه فهمید کسی چه حسی داشته باشه حتی اگر خیلی وایب گی بده. تا قبل عروسی و توی اون یک سال که مهمونی بود یا مراسمی بود میدیدمش.تا اینکه یه شب که پدر عروسمون از مکه می اومد اینا ولیمه داده بودن و همه رفته بودیم توی ویلا باغش اشون توی دماوند.یه باغ و حیاط بزرگ بود که میز و صندلی چیده بودن، توی اون شلوغی ها دیدمش. چشمم بهش بود. دیدم داره با یه پسره مدام حرف می زنه. پسره فکر کنم 19/20 سالش بود و صورت گرد و چشمای سبز و خیلی خوشگل بود. کنجکاوی ام گل کرد و حواسم بهشون بود. مدام یه گوشه ای می رفت سمتش و یه کم حرف می زدن و بعدش پسره انگار کسی صداش می کرد یا خودش نمی خواست دور می شد.
یه جا دیدم پسره داره میره پشت ساختمون، یه باریکه یکی دو متری از دیوار دور ساختمون بود، دیدم سعید هم داره میره دنبالش. آروم منم رفتم از اون یکی ضلع و گوشه ساختمون که ببینم چکار می کنم. شک ام داشت به یقین تبدیل می شد که داره پسره رو جور می کنه. از گوشه دیوار نگاه کردم دیدم پسره رو گرفته و باهاش حرف می زنه و داره کون و بدنش رو می ماله. بعد یه کم حرف زدن و پسره رفت بیرون و بعدش سعید دنبالش. فکر کنم یک ساعتی گذشت که دیدم سعید برگشت ولی پسره نیومد. من که خیالم راحت شده بود که آقا سعید اهلشه تصمیم گرفتم بیشتر باهاش حشر و نشر داشته باشم. اون شب رفتم سمتش و کلی حرف زدیم. کارش درب پارکینگ بود و الکی سر این سوال می کردم ازش که بیشتر حرف بزنه.
اون شب باعث شد که بیشتر باهم جور بشیم و صمیمی تر حرف بزنیم. یه بار که به بهانه رد شدن از اونجا خوشتیپ کردم و سمت دفتر کارش رفتم و بهش سر زدم، کلی خوشرو بود و انگار اون هم حسم رو دریافت کرده بود. سعی کردم اون روز درباره همجنسگرایی و اینا حرف بزنم که اگر شکی داره مطمئن باشه که من اهلش هستم. کم کم یخش باز شد و حتی رفت سر اینکه خاطره تعریف کنه و یه جورایی بفهمونه بهم. هر دو تلاش داشتیم که نخ بدیم. اون روز دیگه رومون بهم باز شده بود و درباره سکس و اینا حرف می زدیم. بعدش توی روزهای بعد توی تلگرام یه کلیپ گی که یه مرد سیاه پوست داشت از یه پسره لب می گرفت و بدنش رو می مالید فرستاد. خب سکس نداشت و فقط همین حد بود. بعد نوشت گفتم خیلی حامی حقوق همجنسگراها هستی شاید خوشت اومد.
منم کلی واکنش خوب دادم که چه باحاله آزادند و از این شعرها! چند روز بعد دوباره یه کلیپ ولی این بار دیگه سکس داشت و منم واکنش در حد ری اکشن دادن. یه روز در میون یه کلیپ می فرستاد برام و منم براش می فرستادم.یه بار که یه کلیپ فرستاده بود حرف رو توی پیام داخل تلگرام کشوندم به اون شب که اون پسر چشم سبزه کیه و سعید هم برای اولین بار راحت گفت که پسره رو می کنه و از اینکه همسایه اشون بوده قبلا و خیلی لوسه و از این ناز و لوس بودن و خوشگل بودنش خوشش میاد گفت. بعد انگار بخواد منم اعتراف کنم گفت اگر دوست داری میخوای راضی اش کنم تو هم بکنی اش! دلم رو به دریا زدم و با شوخی گفتم من که اصلا نمی تونم و به شوخی گفتم مال من پلاستیکی ه و به درد نمیخوره. بعد نوشت خب ازش استفاده نکن. راههای زیادی واسه لذت بردن هست. دیگه وا دادم و هرچی می گفت همراهی میکردم تا اینکه گفت اگه خواستی یه روز بیا دفتر بهت یاد بدم چطور میشه لذت برد. دیگه رسیدیم به حرف های جدی و اینکه من اوکی ام و اون هم اوکیه.
یه کم درباره خودم پرسید و منم برای اینکه خیلی ضایع نباشه گفتم در حد یکی دو بار با یکی از دوستام بودم. برای اولین بار در سوابق درخشان پیدا کردن کیس، فیس ام رو دیده بود و عکس از بدنم براش فرستادم. نمی دونم تعارف کرد یا واقعا گفت که خیلی بدنت رو خوشم اومد. عکس کیرش و بدن اش رو فرستاد، همونجوری که تصور می کردم هیکل ورزیده و پشمالو داشت و کیرش به شکل عجیبی صاف بود و با این حال که شق شده بود توی عکس ولی خمیده نبود. کلفت بود و درازی اش اغوا کننده بود برام. خب خونه اشون یه خونه سه طبقه بود که طبقه همکف باباش اینا بودن و طبقه دوم مجردی این بود . سوم هم که برادرش اینا می شستند و می گفت کلا نمی شه خونه سکس کنیم و باید برم محل کارش. محل کارش یه واحد اداری طور سمت جمهوری بود که یه اتاق داشت که انبار بود و باقی اش صندلی و میز و اینا بود.
چون کارشون آخر هفته ها بیشتر بود و منم شنبه و یکشنبه کلاس داشتم قرار شد دوشنبه برم پیشش.می دونستم که خیلی تایپ ظریف و اینا دوست داره. به اندازه کافی قابل قبول هستم ولی خب سعی کردم همون بدن کم مو و حتی در بعضی جاهای بدنم بی مو رو هم با موبر شیو کنم و تیپ ام خیلی سوسولی تر از قبل باشه. با اسنپ 20 دقیقه ای راه بود، اول رفتم سرویس و خودم رو خالی کردم و تر تمیز و آماده و بعد لباس پوشیدم و راه افتادم سمت دفتر کارش. قرار بود ساعت 2 تا 4 که اونجا هم خلوت تره باشه. 2 نشده بود که رسیدم. داخل شدم داشت با یه مرده صحبت می کرد . سلام و احوالپرسی و گفت دانیال جان بشین تا من کار ایشون رو راه بندازم.
نشستم روی مبل های راحتی که یه کاناپه دو تایی بود و دو تا تک نفره و یه میز شیشه ای وسط اشون. یه فاکتور نوشت و داد به مرده و مرده رفت. بعد آکاردئون در واحد رو کشید و بعد در رو بست که کسی میاد دیگه در و اینا نزنه. اومد نشست روی کاناپه و دستم رو گرفت که برم پیشش بشینم. خیلی مهربون و خوش برخورد. گفت : پس بالاخره اومدی. یه کم حرف و شوخی و گفت : خب دانیال جون آماده ای که امروز حسابی شیطنت کنی؟ و سرش رو نزدیک آورد و انگار و توی چشمام نگاه کرد و کمی معطل کرد و منم سرم رو نزدیک تر بردم و شروع کرد به لب گرفتن ازم و خیلی هات بود و دستش روی بدنم می چرخید و روی کونم از روی شلوار می مالید. بعد همونجوری که مشغول بود کمربندم رو باز کرد و کمی شلوارم رو شل کرد و دستش رو برد داخل و حالا لپای کونم رو توی دستش می چلوند و با انگشت روی سوراخم رو می مالید.
بعد کمی عقب کشید و تیشترم رو درآورد و به عقب کمی هلم داد و به لبه مبل تکیه دادم و دراز کشیدم و شروع کرد سینه هام رو خوردن. به شکل عجیبی عشق بازی می کرد با سینه هام. نوک اشون رو با انگشتاش بازی میداد و زبون می زد. بعد میمالید و توی مشت اش میچلوند و بعد می خوردشون. واقعا برام لذت بخش بود. گاهی گاز کوچیک از نوک سینه هام می گرفت گاهی وقتی سینه ام توی دهنش بود با دندون کمی فشار میداد و من دیوونه شده بودم.
انگار دلش نمی خواست ولی کمی عقب کشید و گفت : می خوای بری سرویس بهداشتی؟ با شیطنت و لوسی گفتم خونه کارام رو انجام دادم که حاضر و آماده باشم برات. گفت : به به . یه هلوی پوست کنده و آماده. پس منتظر چی ای. بلند شد بکن ببینم اون زیر چیا داری و خودش رفت یه پتوی مسافرتی از کشوی کمد برداشت و آورد پهن کرد روی کاناپه و کف زمین و منم کفش هام رو در اوردم و هل دادم اون سمت و شلوارم رو در آوردم و با یه شورت کولسی منتظرش شدم.از توی کشوی میز یه اسپری کوچیک آورد و دستمال کاغذی و گذاشت روی میز وسط و خودش هم لخت شد و حالا دیگه بدن گنده و پشمالوش با یه شورت پادار مشکی جلوم بود. نزدیکم شد و کشید سمت خودش و دستاش رو دورم حلقه کرد و از بالا نگاهم می کرد و شروع کرد به لب گرفت و دستش حالا فقط روی کونم بود. شورتم تقریبا نصفه پایین اومده بود و با دستاش داشت لپای کونم رو ورز می داد. سوراخم رو می مالید و انگشتم می کرد. بدن صاف و صیقلی ام رو چسبونده بودم به بدنش و موهای پاها و شکم و سینه هاش رو روی بدنم حس می کردم. دستم رو از روی شورتش بردم روی کیرش و کیرش رو که شق شده بود رو شروع کردم به مالیدن.
همیشه کیر شق شده یه مرد توی شروع سکس که هنوز در حال لب گرفتن یا مالیدن آدمه رو دوست دارم. حس اینکه بخاطر بدن من شهوتی شده و کیرش شق شده حس خوبی بهم می ده.
یه کم که کیرش رو مالیدم، با خنده گفت: فکر کنم دوست داری زودتر باهاش آشنا بشی و کمی چرخوندم و نشوندم روی مبل و خودش اومد جلوم ایستاد. شورتش رو کشیدم پایین و کیرش مثل فنر جلوش آویزون شد. مثل عکسش خیلی شق و رق بود و برخلاف کیرهایی که دیده بودم خیلی صاف بود.توی دستم گرفتم و کمی مالیدمش. کلفت بود و به اندازه کافی دراز. ميتونستم حدس بزنم که این کیر کلفت و دراز قراره چه درد و فشاری رو بهم تزریق کنه. دورش رو تمیز اصلاح کرده بود و یه رگ کلفت رو می شد دید که از اول کیرش تا نزدیکی سر کیرش اومده و رفته زیرش. کلاهکش رو توی لبهام کمی نگه داشتم. و با زبون کمی زبون زدم بهش. کیرش خیلی خوش فرم بود و توی دستم حس خوبی بهم می داد. ناخودآگاه چند تا بوسیدمش و زیر لب گفتم : قربونش برم و کردم توی دهنم و با زبون زیر رو روش رو خیس کردم و شروع کردم توی دهنم نگه داشتن و مکیدن و با زبون زیرش رو بازی دادن.
حسابی خیس شده بود و حالا وقتش بود که ساک زدن رو شروع کنم. هنوز کیرش رو با دستم نگه داشته بودم و شروع کردم به عقب و جلو کردن روی کیرش.حالا وقتش بود که کیر بیشتری رو توی دهنم جا بدم. دستم رو ول کردم و روی کیرش شروع کردم به عقب و جلو کردن و با زبون زیر کیرش رو نگه داشتن. حالا کیر بیشتری داخل دهنم بود و سعید دستش رو گذاشت پشت سرم و آروم همراه عقب و جلو کردن من اون هم کمی عقب و جلو می کرد و کیرش تا حلقم هم می رفت. سعی می کردم سرم رو درست نگه دارم که عق نزنم وقتی کیرش تا حلقم میره. که یه دفعه سعید سرم رو روی کیرش فشار داد و نگه داشت و کیرش توی حلقم فشار می آورد و نفس کشیدن سختم شده بود و رها کرد که سرم رو کشیدم عقب و نفس تازه کردم. همیشه وقتی کنترل دست خودت باشه بهتره. بهش گفتم بشینه و خودم کنارش خم شدم و شروع کردم به ساک زدن و گاهی کیرش رو با دستم می گرفتم و نگه می داشتم و سرم رو تا جایی که می شد پایین می آوردم و سر کیرش ته حلقم فشار می آورد و بعد رها می کردم.
کیرش حسابی شق شده بود و من خیلی حرفه ای و طوری که میدونستم خوشش خواهد اومد ساک می زدم و کیرش رو روی زبون و صورتم می زدم و گاهی داخل لپ ام فشار می دادم. دهنم خسته شده بود ولی واقعا یکی از لذت های من عشق بازی با کیر و ساک زدنشه. من رو از روی کیرش بلند کرد و گفت : بسه دانیال جون. آبش میاد دیگه از کونت محروم می شم. یه سیلی زد به کونم و بلند شد و منو چرخوند که بهش پشت کنم. پشتی مبل رو گرفتم و زانوهام رو لبه نشیمن گذاشتم و منتظر شدم ببینم چیکار میکنه.
داشتم تماشا میکردم که دیدم با اسپری روغنی ه یه کم زد به کیرش و با دستش مالید و بعد نزدیک شد و یکی دو تا اسپری زد به لای کونم و با سر کیرش لای کونم رو می مالید و بعد کونم رو شروع کرد به مالیدن و با صدای شهوتی می گفت : جون چه کونی. گرد و ژله ای. چند تا سیلی آروم زد. بعد سر کیرش رو روی سوراخم مالید. می خواسته فرو کنه که ترسیدم و گفتم یه کم بازم کنم. اینجوری پاره میشم. بعد خندید و گفت: نترس پاره نمی شی. آروم آروم می کنم. بعد گفت اگه میخوای با انگشت خودت رو باز کن. چاره ای نبود، یه کم آب دهن ریختم روی دستم و توی همون حالت دستم رو از وسط پام رسوندم روی سوراخم مالیدم و آروم شروع کردم به انگشت کردن خودم و باز کردن.
اون کیری که با دهن و دستم سایز گرفته بودم نیاز داشت که خودم رو اماده کنم و سعی می کردم دوتا انگشت رو بتونم وارد کنم. دیگه دو تا انگشتم راحت داخل می شد که دستم رو کشید و گفت : بسه دیگه. حال اش به تنگ بودنه خوشگل پسر.
راستش رو بخواهید کمی استرس داشتم. همیشه خب اولش درد داره ولی اونقدر کوتاهه و لذت بعدش میاد که یاد آدم میره. ولی بهش گفتم : فقط لطفا آروم بکن. دست کشید روی کونم و آروم گفت : نترس. راحت جاش میکنم عزیزم. بعد سرکیرش رو کمی لای کونم و روی سوراخم مالید و بعد خواست کیرش رو فشار بده که بهش گفتم : کاندوم نمیذاری؟ با یه خنده گفت: به من اطمینان داشته باش. من کسی رو بدون کاندوم نکردم. ولی تو دیگه آشنایی و آروم سرش رو داخل فشار داد. نرمی سرکلاهکش رو حس می کردم و کمی که داخل شد کمی درد و فشار رو توی سوراخم حس می کردم. ناخودآگاه گفتم آییی . سرم رو گذاشتم روی لبه پشتی مبل و سعی کردم شل کنم ، چون میدونستم درد هنوز در راهه. یه فشار دیگه داد و کیرش کمی بیشتر داخل شد و درد تیر کشید توی سوراخم و ناخودآگاه به حالت التماس گفتم : آیییی . آروم توروخدا. روی کمرم و پشتم دست کشید و ثابت نگه داشته بود. کمی عقب کشید و آروم دوباره فرو کرد. کیرش تا نصفه داخل شده بود. بدون کاندوم بودنش دیگه اهمیتی نداشت و منم توی اون شهوت و درد به شکل احمقانه ای بی خیال شدم. ولی شما اینکار رو نکنید J
بعد دستش رو گذاشت روی شونه ام و کمی به مبل فشار داد و نگه ام داشت و گفت : شل کن. واقعا توی اون موقعیت و استرس آدم نمی تونه شل کنه و بدون ملاحظه کیرش رو با یه ضربه و بدون اینکه معطل کنه تا ته داخل کرد. اونجا دیگه فهمیدم این کیر از همه کیرهایی که تا الان تجربه کرده بودم کلفت تر و درازتره. چون سر کیرش رو زیر دلم قشنگ حس می کردم و درد و فشار تا کمرم اومد و ناله دردآلودی کردم و خودم رو که جلو کشیدم دستش رو محکم فشار داد که زیاد تکون نخورم یا خودم رو رها نکنم. درد سکس چون آدم شهوتی ه قابل تحمل و حتی لذتبخشه. توی اون لحظه شاید حس کنی عجب غلطی کردم ولی بعدش دیگه اوکی می شه.
دستاش رو دو طرف کمرم گرفت و با لحن شوخی گفت: میخوام تلافی کار برادرت با خواهرم رو سر تو دربیارم. بعد یه کم کیرش رو بیرون کشید و دوباره داخل کرد. چند بار این کار رو می کرد و من با ناله و آه و اوه همراهی اش می کردم و دیگه روون شد و حالا دیگه تلمبه هاش منظم شده بود و وقتی کیرش تا ته می رفت و بدنش می خورد به بدنم صداش به همراه نفس های خودش و ناله های من کل فضا رو پر کرده بود. چون خیلی عادت دارم موقع سکس آه و ناله شهوتی کنم حتی اگر خیلی درد یا فشار نداشته باشه.و این آه و ناله باعث می شد که سعید با شهوت بیشتر و با ضربه داخلم تلمبه بزنه. دستاش رو آورده بود روی سینه هام و توی مشت اش گرفته بود و تلمبه میزد، سینه هام توی دستاش کشیده می شد و درد می کرد. ولی انقدر لذت بخش بود که حس میکردم تازه سینه هام رو حس می کنم. اونقدر تلمبه هاش تند شده بود که سوراخم داغ شده بود و حس می کردم بی حس شده. دستش رو زیر گلوم گرفت و کمی به عقب و بالا کشید و حالا تلمبه هاش رو با ضربه به سمت بالا داخل کونم می زد و باعث می شد که به سمت بالا بپرم ولی با دستش مهارم می کرد و کیرش بیشتر از قبل فشار می آورد و فقط می تونستم ناله های هق هقی کنم و از گاییده شدن لذت ببرم. به ساعتی که پشت سرم روی دیوار بود نگاه می کردم. فکر کنم بیست دقیقه ای بود که داشت تلمبه میزد داخلم. یه کم نگه داشت و بعد کیرش رو تا سرش بیرون کشید و بعد کامل و بدون توقف و سریع داخل می کرد و این لذت بخش ترین حالتی بود که می خواستم. حس کردم یک کیر کامل که توی یه لحظه داخلت می شه. چند بار این کار رو می کرد جوری که کیرم که شل و وله همیشه توی سکس کمی شق بشه.
بعد کیرش رو کشید بیرون و یه سیلی به کونم زد که یعنی این مرحله تموم شد. حس می کردم سوراخم بازه باز شده. آروم دستم رو بردم روی سوراخم. نرم و لزج و باز باز شده بود. این حرکت رو دوست دارم و همیشه وسط سکس انجام میدم. اون لحظه حس می کنم گاییده شدم و سوراخم قشنگ آش و لاش شده و این حس شهوتم رو بیشتر می کنه.
پاهام رو گرفت و برگردون و بهم گفت : عقب تر بشین و کمی خودم رو عقب بردم. پاهام رو باز کرد و کمرم رو با دستاش گرفت و جابجام کرد و کیرش رو با دستش گرفت و داخل کرد. کمی اومد جلوتر و پاهام دو طرف باز بود. یکی اش رو گذاشتم لبه مبل و اون یکی روی توی دستش گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن. با صورت و چشمایی پر از شهوت داشت توی چشمام نگاه می کرد. حس خاصی بود . هم شرم داشتم و هم حس اینکه در تسلط مردی هستم و داره از بدنم لذت می بره برام عالی بود. دستش که آزاد بود رو شروع کرد با سینه هام بازی کردن و گاهی چونه ام رو می گرفت و گاهی لب هام رو توی دستش می چلوند و نوازش می کرد. بعد شست اش رو داخل دهنم کرد و انگار سرم رو نگه داشت با این حرکت و با هر تلمبه محکم و ضربه ای که داخلم میزد به چهره ام نگاه می کرد و انگار از دردی که توی چهره ام میاد لذت می برد. توی صورتم گفت: داری کون میدی کونی؟ با همون وضعیت که انگشتش داخل دهنم بود اوهوم می گفتم.
داداشت میدونه اینجوری کون میدی؟ اوهوم . آییی . اوووف ، بابا و داداشات باید اینجا بودن و ببنن دانیال جون چه کونی داره و چطوری زیر من داره ناله می کنه. بعد آروم یه سیلی زد توی صورتم و انگار بخواد حرف بزنم و همراهی کنم. گفتم آره.
دیگه از ایندفعه باید زیر من بخوابی کونی و یه سیلی دیگه. از این فشار و حس تسلط مردانه اش لذت می بردم. جواب دادم جوون. من مال خودتم. شش دانگ برای خودتم. بگا منو. جرم بده . گلوم رو گرفت و کیرش رو تا ته ضربه زد و فشار می داد جوری که حس می کردم الان اون فشار داخلم باعث میشه ارضا بشم. چند تا ضربه محکم داخل کونم زد که خیلی دردناک بود و ناله ام به آسمون بلند شد. چونه ام رو گرفت و توی چشمام نگه داشت و گفت خیلی دوست دارم آبم رو بریزم روی این لبها و صورتت ولی باید اولین بار آبم رو داخلت بریزم که بهم بچسبه. بعد یه سیلی دیگه زد و بهم گفت : دوست داری ؟ گفتم آره. می خوام . همه اش رو می خوام. باک ام رو پر کن. شهوت اش به اوج رسیده بود و خیلی وحشی و تند و محکم داخلم تلمبه می زد. جوری که نمی تونستم تحمل کنم و توی اون شرایط بین بدنش و کیری که داخلم ه و مبل گیر افتاده بودم و داشتم گاییده شدن سوراخم رو تحمل می کردم. ولی باید اعتراف کنم که همه اون فشار و درد و سوزش و گیر افتادن لذت بخش. داغ شدن بدن و خسته شدن و تحت فشار و تسلط یه مرد که از خودت قوی تره برای من بهترین لذت از سکس و دادنه .
کیرش رو از توم کشید بیرون و سریع به بغل چرخوندم و جوری که پاهام جفت بود و به بغل خوابونده بود و دستش رو گذاشت روی لپ کونم که حالا به سمت بالا بود و کیرش رو داخل کرد و پاهام رو به سمت شکمم بیشتر جمع کرد و شروع کرد به تلمبه زدن. اینقدر سرعت کارهاش و تلمبه هاش زیاد بود و حشری بود و نفس نفس میزد که حتی نمی تونستم بهش بگم کمی استراحت بده. حالا تلمبه هاش همراه بود با سیلی هایی که به کونم می زد. هر دو عرق کرده بودیم و وقتی سیلی می زد به کونم سوزش پوستم زیر دستش و درد موقتی اش باعث می شد که درد و سوزشی که توی سوراخم بود دو چندان بشه. تلمبه هاش اینقدر محکم بود و ضربه می زد که به سختی روی کاناپه خودم رو نگه داشته بودم. که یه دفعه یه آه بلند کشید و خودش رو روم خم کرد و کیرش رو تا جایی که میتونست فشار میداد داخلم و نفس نفس زد و ناله کرد و ارضا شد.
آبش رو و گرمایی که داشت رو توی سوراخم حس می کردم که داخلم ریخته میشه، حس عجیبی بود، خیلی وقت بود که این حس رو تجربه نکرده بودم. سوزش و التهاب سوراخم با این آبی که ریخته می شد داخلم کمی آروم می شد. کیرش رو کمی بیرون کشید و کمی نگه داشت و انگار می خواست کامل خالی کنه و بعد کیرش رو کشید بیرون و آروم عقب رفت و روی مبل تکی کناری نشست.
دستم رو توی همون حالت دراز کردم و چندتا دستمال برداشتم و لای کونم فشار دادم که آبش بیرون نریزه و دستمال ها لای کونم بود و بلند شدم به سختی کفشهام رو نیمه پام کردم و رفتم سرویس و خودم رو شستم و برگشتم. هنوز حشری بودم ولی واقعا سکس خفنی بود. سعید یه سیگار روشن کرده بود و همونجوری تکیه داده بود و کیرش نیمه خواب و داشت سیگار می کشید.
نوشته: دانیال blbsar
3 پاسخ به “فامیل سببی سبب خیر شد”
دلم خواست😘😘
چه لذتی داره…قدرت مرد در کیرش و سوراخ کون پارتنرش تخلیه بشه❤️❤️
خداشانس بده کاش همچین مفعولی گیرمن میومد حسابی بلیسمش وبخورمش وجرش بدم 😍😍😍😘😘😋😋😋❤❤