سلام دوستان بالاخره اومدم ادامه داستان رو بنویسم بعد از اون روز که اون اتفاق عجیب با تینا برام افتاد با جورابای تینا رفتم خونه نه شماره ای تونستم ازش بگیرم نه آیدی و بعدش هم فهمیدم که خونه خودشون اینجا نیست و خونه مادر بزرگ مادریش هست و مادرش هم مطلقه است که در ادامه راجب اونم توضیح میدم خلاصه بعد دوماه دیدم یه جفت کفش کالج دخترانه خوشگل جلوی در ایناست برداشتم داخلش رو بو کردم دیدم همون بوی سکسی همیشگیه که انگار عطره ساعت تقریبا یازده شب بود و من کفش اینو با خودم بردم طبقه آخر رو پله های پشت بوم و حسابی داخلش رو بو کردم و کفیش رو در آوردم شروع کردم بو کردن کیرمو میمالیدم به کفیش و کیرمو میکردم تو کفشش داخل کفشش بوی عطر پاش با چرم کفش یکی شده بود که خیلی سکسی تر بود جفت کفشاش رو میچسبوندم به هم و حالت فوتجاب رو کیرمو میکشیدم بعدش کفی کفشش رو بینیم بود و اون بوی سکسی پاش بعده دوماه دوباره به مشامم رسید داشتم فکر میکردم که چرا این اینجوری میکنه آخه اون روز علاقه زیادی بهم نشون داد چشمام رو بستم و تصویر سکسیش که خونشون بودم و پاهاش مستقیم روی بینیم بود ارضام کرد و آبمو ریختم توی کفشش و کفی رو گذاشتم سرجاش فردا صبحش رفتنی دیدم کفی کفشش رو درآورده و شسته گذاشته رو کفش تا خشک شه رد شدم رفتم راجب مامانش بخوام بگم قد تقریبا بلندی داره یکو هفتاد و خورده ای اینا هست هرموقع بیرون دیده بودمش یه چادر سرش بود سره همین فکر میکردم اندام تپل بدی داره زیاد نگاهش نمیکردم تا اینکه یه روز وقتی داشتم از پله ها میومدم پایین دیدم یه جوون نشسته تو پله ها و درشون بازه پسرش نبود یکی از فامیلاشون بود داخل مامان تینا با یه ست زرشکی بود و اندام واقعا جا افتاده سکسی داشت باسن و سینه ورزشکاری کمر تقریبا باریک نسبت به سنش و موهاش هم برعکس تینا مشکی هست ست تنش یه شلوراک تا بالای ساق بود رو ساق پاش یه تتوی بزرگ داشت که نصفش زیره شلوارک بود و تا بالای مچ پاش ادامه داشت طرحه فقط نصفش معلوم بود پاهای سفیدی داشت و لاک پاهاش هم زرشکی بود ولی پوست تینا خیلی سفید تر از مامانش هست موهاش رو بسته بسته بود واقعا میلف جا افتاده ای بود سلام کردم و رفتم و گذشت تا اینکه یه روز دیگه سره کوچه بودم دیدم دم خونه تینا و دوتا دختر دیگه دارن وارد خونه میشن تینا یه شلوار آبی کم رنگ پاش بود با یه نیم تنه ابی آسمونی و یه مانتو کوتاه سفید هم تنش بود کتونیش آبی سفید بود و یه عینک هم بالای سرش بود و وارد خونه شدن من یه دقیقه بعد رسیدم و رفتم سراغ کتونیاش یه کتونی سفید نایکی با طرح خط های آبی کمرنگ بود داخلش گرم بود و بوی تازه پای سکسی این روانی رو میداد یهو در باز شد و من پشمام ریخت سریع کتونی رو گذاشتم و رفتم تو پله برگشتم دیدم تیناست و کتونی هاش رو برد داخل من یکم اروم تر شدم پیش خودم فکر میکردم اگه ازمن خوشش نمیاد پس چرا اول اون اومد سراغم و گذشت تا اینکه یه روز وقتی وارد ساختمان شدم دیدم تینا دمه دره و همون کالج پاشه خواست کفشش رو دربیاره و کلید بندازه بره داخل که سریع رفتم جلوش و به پاش افتادم یه کفشش رو درآورده بود و جوراب پاش نبود با سینه همون پاش یه ضربه به صورت من زد که به بینیم اصابت کرد و بینیم درد گرفت عرق پاش روی بینیم مونده بود بوی عرق پاش و چرم کفش یکی شده بود دوباره رفتم سمت پاش که اینبار کفشش رو پوشیده بود و با کف کفشش یه ضربه دیگه به سینم زد که رد کفشش رو لباسم موند خواست کلید بندازه بره تو که دوباره رفتم به پاش افتادم و گفتم چرا اینجوری میکنی کلید رو گذاشت تو کیفش و گفت زانو بزن جلوم همین کارو کردم و بعدش کف کفشش رو گذاشت رو صورتم و فشار داد با صورتم به همون مقدار نیرو وارد میکردم که سرم نره عقب فشارش زیاد نبود و نرمال بود بعد گفت سرتو بزار رو دیوار نیم رخ رو به دیوار قرار گرفتم و کفشش رو گذاشت رو سرم و داشت سرمو بین دیوار له میکرد اینبار فشار بیشتری آورد و دوباره حرکت کرد بره سمت در دوباره رفتم جلو و برگشت گفت کفشمو ببوس وقتی خواستم اینکارو کنم با پاش زد تو دهنم و لبم خونی شد داشت میخندید که انگار دلش هم سوخت گفت بخواب زمین لبمو پاک کردم و دراز کشیدم زمین یه شلوار مشکی ذغالی جذب پاش بود با یه مانتو و شال آبی پررنگ شلوارش تا بالای مچ پاش بود وساق گوشتی پاش برجسته بود پاچه شلوارش داشت مبترکید اراون حجم گوشت یه کفشش رو درآورد و پای برهنه اش رو چسبوند به بینیه من بوی عرق پاش تند تر از همیشه بود و از اون حالت عطر دراومده بود که باعث شد زیاد خوشم نیاد اونم خوشش نیومد و پاشو محکم گذاشت بین لب و بینیم و پاشو میچرخوند رو صورتم و فشار میداد یه دفعه فشار زیادی داد که باعث شد صدام در بیار بعد با پاش یدونه سیلی زد بهم و پنجه پاشو چسبوند روی لبم و انگشتش رو گفت جلوی دهنش و گفت هیس بعد چند ثانیه بهش گفتم خونمون خالیه بیا بالا گفت باشه برو الان میام رفتم بالا و نیم ساعتی منتظر بودم با خودم گفتم نکنه بپیچونه بره برا خودش داشتم فکر میکردم وهمش از چشمی در میدیدم کی میاد بعد اومد و در زد اومد تو یه ساک رو دوشش بود سریع رفت تو اتاق و درو بست من تعجب کردم با خودم گفتم این واقعا یه چیزیش هست ولی خوشحال بودم تقریبا بیست دقیقه بعدش در اتاق رو باز کرد و اومد بیرون باورتون نمیشه چقدر سکسی شده بود یه شلوارک تا بالای رون جین تنش بود با همون نیم تنه آبی آسمونی کوتاه پیرسینگ نافش نظرم رو جلب کرد رونای سفید سکسی پاش داشت تو شلوارکش خودنمایی میکرد نگاهم رفت سمت پاهاش یه لاک سفید سکسی کف پاهای صورتیش معلوم بود یه پاش تو انگشت پاش رینگ پا بود و اون یکی پاش یه تمیمه جنوبی پاش بود که یه حالت زنجیره ظریف از مچ پا وصله میشه به یکی از انگشت های پا که واقعا به پاهاش میومدن صورتش رو نگاه کردم موهای بورش رو گوجه ای بسته بود و روی گونه هاش رو سرخ کرده بود یه نگاه رو به پایین انداخته بود که خیلی سکسی و دلربا بود رفتم جلوش و زانو زدم و دستش رو گرفتم و بوسیدم یه خنده ریز مثلا از خجالت کرد و رفت نشست روی کاناپه من رفتم جلوش وایسادم که تکیه داد و پاهاش رو گذاشت روی کیرم و ازروی شلوارکم که شرت هم پام نبود داشت با سینه و پنجه های پاش کیرم رو نوازش میکرد کیرم داشت کم کم بلند میشد که یکی از پاهاش رو دراز کرد سمت صورتم خیلی آروم و با آرامش بینیم رو چسبوندم به سینه پاش و نفس کشیدم چون از اون موقع نیم ساعتی گذشته بود عرق پاش خشک شده بود و پاهاش دوباره همون بوی سکسی همیشه رو میداد اینبار از همیشه بهتر بود چون بالاخره مستقیم از کفه پاهای خودش داشتم استشمام میکردم چشام رو بسته بودم و تو خلسه بودم داشتم فکر میکردم نه به اون رفتارش تو پایین نه دوماه گذشته نه الان ولی مهم نبود داشتم لذت میبردم چشامو باز کردم و به صورتش نگاه کردم داشت اون یدونه پاش که روی کیرم بود رو تماشا میکرد و مژه هاش نظرم رو جلب کرد که یه دفعه نگاهش رو انداخت توی چشمام چشمای روشنی داشت روشن تر ازروز و پاش تو دستم بود و داشتم بومیکردم نگاهامون توی هم و بوی عرق سکسی پاش توی مشامم بود و هی بومیکشیدم و لذت میبردم لای پنجه هاش رو بومیکردم و با لبخند بهم نگاه میکرد و لبش رو گاز میگرفت و میگفت اومم که طاقت نیاوردم و شروع کردم انگشت های پاش رو خوردن اون پاش که فقط یه رینگ تو انگشتش بود رو داشتم میخوردم انگشت شصتش رو میکردم توی دهنم و به ترتیب بقیه انگشت هاش لای انگشت های پاش رو که زبون میزدم اونم شهوتی میشد و آه میکشید چند دقیقه مشغول بودم که اون یکی پاش هم آورد بالا و جفت شصتاش رو کرد توی دهنم آب داشت از گوشه های لبم سرازیر میشد و حسابی مشغول مزه کردن پاش بودم که گفت بشین رو به روش نشستم و جفت پاهاش رو انداخت روی گردنم باهم چشم تو چشم بودیم که پنجه پاشو گذاشت روی لبم و انگشتاش رو خم و راست میکرد و با لبم بازی میکرد پاش رو میکشید روی لبم و لبم رو باز میکرد دهنم رو باز کردم و پاشو جا داد توی دهنم با اون یکی پاش گردنم رو مهار کرده بود و داشت پاشو با فشار تو دهنم جا میداد پاشو درآورد و گذاشت پشت گردنم و اون یکی پاش که تمیمه داشت گرفت جلوی صورتم من محو زیبایی این ترکیب شده بودم لاک سفید روی پای سفیدی که کفش صورتیه و اون زنجیر با ظرافت نقره ای گفت زبونت رو دربیار همین کار کردم پاشنه پاش رو گذاشت روی زبونم و بالاخره اون لحظه ای که منتظرش بودم فرا رسید و میتونستم کف پاش رو مستقیم لیس بزنم پاشو محکم کشید رو زبونم ویه آه کشید زبونم رو مزه کردم باورتون نمیشه که چه طعم شیرینی داشت نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و پاشو با دست گرفتم و شروع کردم محکم لیس زدن و طعمش رو چشیدن واقعا میتونم بگم که شیرین ترین کف پاست اونم حسابی خوشش اومده بود و شهوتی شده بود اون یکی پاشم گرفت جلوم و با جفت دستام نگهشون داشتم و داشتم کفش رو لیس میزدم کف پاش رو مک میزدم و خون جمع میشد و صورتی تر میشه انقدر کف پاهاش رو مکزدم که کف پاهاش کامل صورتی شده بود زبونم رو مینداختم لای هر ده تا انگشتش و لیس میزدم پاشو میکرد تو حلقم و آب دهنم جاری میشد روی پاش انقدر اینکارو کردیم که کف پاهاش کاملن خیس شده بود که گفت کیرتو در بیار و بشین جلوم روی مبل نشستم اون طرف کاناپه و به دسته تکیه دادم اون هم اون ور به دسته تکیه داد و با پاهای خیسش شروع کرد برام فوتجاب رفتن واقعا کارش حرف نداشت کیرمو گذاشته بود لای شصتش و انگشت کناریش و کلاهک کیرم رو فشار میداد که واقعا تحریکم میکرد یه پاش رو اهرم میکرد و اون یکی پاش رو میکشید روی کیرم و بالا پایین میکرد با پنجه های جفت پاش نوک کیرم رو میگرفت و باهاش بازی میکرد و همزمان منو نگاه میکرد و قیافش رو حشری میکرد انگار با چشماش داشت میگفت بیا با کیرت بزن کصمو جر بده و آه میکشید یه دفعه نمیدونم چش شد دست از کار کشید و نشست رو مبل دستش رو گرفت زیر چونه اش انگار ناراحته من دوباره شلوارکم رو کشیدم بالا رفتم نازشو بکشم نشستم رو به روش و دستش رو توی دستم گرفتم و نوازش کردم بالاخره ازیه جایی باید ارتباط شروع بشه کجا بهتر از کف دست و حس لامسه قویش احساساتش رو دوباره جلب کردم و اون یکی دستش هم گرفتم و انگشامون رو بهم قفل کردم و رفتم سراغ لبش یه بوسه خیلی آروم بدون زبون از روی لبش کردم و اروم آروم بوسه ها رو روی لب های هم میزدیم و هر بار تایم بیشتری لبامون رو روی هم قفل میکردیم همزمان دست های هم رو نوازش میکردیم و انگشت هامون رو توی هم قفل میکردیم و حالاتش رو عوض میکردیم بعد چند دقیقه ای حس کردم دست های تینا دیگه خوب همراهیم نمیکنن و سردی رو درونش حس کردم لب هاش رو ازم جدا کرد و گوشیش رو گرفت دستش و شروع کرد باهاش ور رفتن من بازم جا خوردم آخه ثبات روان نداره واقعا نشستم جلوش و شروع کردم دوباره پاهاش رو بوسیدن و لیس زدن پیش خودم گفتم حتما منو در حد خودش نمیبینه و فقط در حد لیس زدن پاش و رابطه فوت فتیش میبینه اینم بگم که بعدا متوجه شدم اون لحظه داشت ازم فیلم میگرفت که بعدا فهمیدم من داشتم کف پای اینو مزه میکردم و داشت تو گوشیش منو نگاه میکرد وفیلم میگرفت و میخندید دوباره اون خنده شیطنت آمیزش اومده بود روی لبش و انکار خوشحال بود منو تو این حالت میبینه و احساس قدرت میکرد شروع کرد با پاش به صورتم زدن و اذیت کردن سرمو با پاش هل میداد عقب و وقتی دوباره میومدم سمتش شروع میکرد خندیدن بعدا که فیلمو خودم دیدم اون چند باری که سرمو هل داد عقب بعدش روی دوربین جلو تنظیم میکرد و از خنده های خودش میگرفت فیلم گرفتنش که تموم شد گفت باید برم دیرم شده گفتم صبر کن من که ارضا نشدم گفت مگه من شدم وپاشد که بره رفتم جلوش و شروع کردم پاشو بوس کردن و خواهش کردم که نره بعد گفت باشه بیا دراز بکش رو مبل همون حالتی که فوتجاب میرفتم تو همون حالت قرار گرفتیم و گفت فقط بومیکشی و گرنه میرم گفتم چشم و پنجه هاش رو گذاشت رو بینیم و داشتم بو میکردم و با دست های نرم ظریفش شروع کرد برام جق زدن چند دقیقه ای ارضا شدم و واقعا تو خلسه بودم همچنان پاش رو بینیم بود و ارضا شده بودم دوست داشتم همون حالت بخوابم تینا داشت زیر چشمی نگاهم میکرد و گوشیش دستش بود یه دستشم روی کیرم بود هنوز ولی فقط نگهش داشته بود چند دقیقه بعد پاشد دستاش رو شست و رفت منم همون حالت شلوارکم رو پوشیدم و خوابم برد دوستان امیدوارم این قسمت خوشتون اومده باشه اگه دوست داشتین ادامه داستان و داستان مامانش و داستان تری سام من با خودش و مامانش رو بخوندی لایک رو به بالای پنجاه برسونید
نوشته: امیر
5 پاسخ به “عطر پای دختر همسایه (۳)”
کدوم بیناموسی میگفت ایران درست میشع؟
خب دهنت سرویس سریع بنویس
😂😂😂
ولی فوتفتیش هم ما دخترا باید بپذیریم دیگ یه گرایشه
چقدر دیر به دیر مینویسیبنویس دیگه