7 ماه رفتم تومخش تیریپ ازدواج برداشتیم تاحدی که من رفتم بامادرش صحبت کردم،اخلاقشم طوری بودکه زیاد راه نمیداد،رابطمون خیلی باهم خوب بودحتی من بعضی موقها میرفتم خونشون،بعدازاین رابطه خشک دیگه خسته شده بودم تصمیم گرفتم همه چیروبهش بگم،یه روزدمه پارک باهاش قرارگذاشتم بهش گفتم توبه من توجه نمیکنیوازاین جورچیزا،اونم گریش گرفتورفت،خلاصه داشتم ازهمونجامیرفتم سرکار،،که عاطفه دوساعت بعدازاون قضیه که نگذشته بودزنگ زد،گفت نمیتونم ازت بگذرم،باشه،منم که توی کونم عروسی بوددودقیقه دیگش باهاش قرارگذاشتم بردمش خونه مادربزرگم که طبقه بالاش،خلاصله باکلی مکافات رفتیم طبقه بالا بعدعاطفه روبغلش کردم دستاش سردبودنگاش کردم اروم لبموبه لباش نزدیک کردم که. گفت قول میدی همیشه باهام باشی؟گفتم اره این چه حرفیه عزیزمووونذاشت حرفم تموم.شه خودش جلوترلب دادیکی دودقیقه گذشت احساسش قیرقابل توصیفه اروم اروم تمام لباساشودراوردم به غیرازشرتشو،خجالت کشیدبعدش خودم درعرض یک ثانیه لخت شدم خوابوندمش روتختوافتادم روش شروع کردم کنارگردنشوخوردم دستموگذاشتم رو کوسش میمالیدم،ازش یه لب دیگه گرفتمورفتم سینهاشوکه مثل دوتاپرتغال بودمیک زدم اه و نالش دراومده،ی دفعه دیدم دستم که روکسش بودخیس شده فهمیدم ارضاشده،شرتشودراوردموداشتم دیونه میشدم بی اختیارکوسشولیس زدم ،اولین بارم بودکوس میخوردم،ولی خیلی حال دادمزه خوبی داشت،نالهش داشت بلندمیشد میترسیدم به گابرم خیلی بیجنبه بازی درمیووردبهش گفتم نوبته توعه کیرموگذاشتم روصورتش دیدم رنگش سفیدشدگفت زیادنمیخورماا،گفتم باشه کیرمن 17سانته،یه چیزه کلاسیک ،،خلاصه خوردنش تموم شد زیرشکمش یه بالش گذاشتم کونش اومدبالا،سوراخ صورتی رنگه کونش مثله غنچه زد بیرون بهم محسن تروخدامواظب باش،گفتم عشقه من چیزیت نمیشه نترس!تف انداختم سرکیرم گذاشتمش دمه سوراخش اروم فشاردادم سوراخش خیلی تنگ بودکله کیرم قرمزشده بودرفت برام ازتوی کیفش یه کرم بهم دادمنم خالیش کردم روکیرم،کلشوگذاشتم دمه سوراخش فشاردادم سرش رفت تودیدم صدای نفس کشیدنش زیادشد،ی خورده که گذشت ی فشاردیگه دادم 3سانت دیگش رفت لباشوبهم بست توی خودش دادکشیددستموگرفت،بهش گفتم اگه دردداشت دستموفشاربده،منم تادسته اروم فروکردم چندلحظه صبرکردم جابازکنه بعدشروع کردم تلمبه زدم اونم کم کم داشت حال میکردحدود20دقیقه کردمش ابم اومدخالیش کردم توکونش،کلی حال کرد،خلاصه زودجمع وجورکردیم ازخونه زدیم بیرون،بعدهابازم سکس کردم باهاش،الانم داره دانشگاه میره.بهم گفت ترم دومش تموم شد برم خواستگاریش،منم تودلم گفتم وایسا الان میام!تاجایی که میشدباجزییات گفتم فقط ببخشیدکه طولانی شد،نظربدید
نوشته: mohsentp89
27 پاسخ به “عاطفه در بوتیک”
وای وای چه بی ادبshok
قشنگ بود ولی نامردی اگه نگیریش
احسان هات میفرماید:بند اول رو خوندم کلیشه ای بود ادامه ندادم
داداشم. اسرار کرد. البته اصراراحتمالاً اضافه خدمت خوردی. داری پرت و پلا میگینادرس سوزمانی
واقعی به نظر میومد ولی جذاب نبود.
محسن در کون خانهbiggrin
این جریان احسات هات چسه که فقط میگه تا کجای داستان رو خوندم! خب به بقیه چه که تا کجا خوندی! البته مطمینم و قسم میخورم که کلمه به کلمه داستان رو میخونی و حفظ میکنی! حالا اینم یه جورشه! از جمله میفرماید هم معلومه که عقده خود کم بینی شدید داره! بهتره به روانپزشک مراجعه بفرماید!
کس زن آیندت
از دو نظر اخیر بسیار بسیار متچاکرم=متشکرم+چاکرم
احسان به کیر BOKHORESH و تخم چپ و راست من که داستانارو نمیخونی.مرتیکه داستان به این قشنگی نوشته.دیوث فکر میکنه معلم ادبیاته ، کلیشه ای بود نخوندم…به تخم چپ تمااااام بچه های بکن تو…
دوروغ خوبی بود
عنوان داستانت با چیزی که گفتی،ارتباطی نداره !
واقعا خیلی نفهمی اگه نگیریشیا از اول قول نمیدادییا مرد باش و قولتو عملی کن
کیر تو روح ادم حرومزاده ای که بخواد یکیو اینجوری گول بزنه
عجب پس نمیخوای بگیریش اشکال نداره منم مادرتو همین جور گول زدم البته کیرمو خورد با تخمام
“،ی دفعه دیدم دستم که روکسش بودخیس شده فهمیدم ارضاشده،”نمی دونم چرا تو همه این داستانا، این کسه زود خیس میشه؟یا خاصیت کسه یا توهم کس ندیده هاست؟
برو بگیرش بد بخت کیرم تو مخت کس مشنگ
خیلی بیخود بود، این اصن داستان نداشت. آخرشم ک دیگه خودت گفتی چقد نامرد و دودره بازی.
تو که جزئياتشو گفتي! خب اينم ميگفتي کيرت عني شد يا نشد آخرش؟!!! ديوث
(اخلاقشم طوری بودکه زیاد راه نمیداد،رابطمون خیلی باهم خوب بودحتی من بعضی موقها میرفتم خونشون،بعدازاین رابطه خشک دیگه خسته شده بودم) :)) وااااای سرگیجه گرفتم بلاخره را نمیداد یا خونشون رفتی ؟؟؟؟؟مجلوقواسه چی این دخترای تو داستانا تا بهشون دست میزنی ارضا میشن ؟؟؟:))) شانسه دگخیلی عقده ای هستی که به خاطر سکس کسیو گول زدیدگ ام ننویس
دروغ یا راست بودن داستان مهم نیست مهم اینه که نباید به بهانه ازدواج با کسی ازش سو استفاده کنی این خوب نیست ارزشت را بردی زیر سوال
کلاخالی بندی بود
جمله ی : کیرمن 17سانته،یه چیزه کلاسیکباحال بود کلاسیک رو خوب اومدیi-m_so_happy
کلاسیک بودنت عشقست
az samime qalb vasat motasefam k fk mikoni eftekhare yekio gol bezani… to faqat nari mard nisti
عزیزم داستان تخمتی رو نوشتی که بگی حروم زاده و مادر به خطا هستی !؟ خواستی بگی بابات نون کوس کشی ننت رو آورده سر سفرت یا خواستی بگی انتقام کون پرپر خواهرت رو از عاطفه گرفتی !! آخه کونی دستفروش دختری که تو کیفش کرم واسه کون دادن آورده لنگ وعده تخمی تو میمونه ! فقط خواستی بگی به هیکل و حرف تو نسل و جنست باید شاشید ؟ رید توی اون دلت !؟
خاک تو سرت گاه داستانت دروغه که هیچ اگه نه برو بگیر دختر بدبخت خاک بر سر بی شعور عمه ننهdash1