عاشق قادر شدم… (۱)

ما توی یکی از دورافتاده ترین روستاهای مشهد زندگی می کردیم که بواسطه یکی از آشناهامون دو تا خواستگار برای من و خواهرم فروغ اومد یه پدر و پسر بودن که پدره برای من اومده بود چون 29سالم بود و پسرش برای فروغ اومده بود چون 19 سالش بود پدره اسمش محمود بود و حدود 65 سالش بود و پسرش ارشیا حدود 27 یا 28 سالش بود فروغ از پسره که خیلی خوشش اومده بود اما من از محمود خوشم نیومد منم از ارشیا خوشم اومده بود اما میگفتن یه مرد نمی تونه دو تا خواهر همزمان بگیره اما چاره ای نبود ما کسیو نداشتیم و با مادر بزرگم زندگی می کردیم اونم قبول کرده بود که ما رو به این پدر و پسر بده فروغ بهم گفت پسره بهش قول داده پول بده دماغشو عمل کنه منم حرف زیادی با محمود نزدم چون ازش خوشم نمیومد اما دوست داشتم هر جا هستم با فروغ باشم منم قبول کردم ارشیا و فروغ تهران زندگی می کردن اما من و محمود کرج بودیم و هفته ای یه بار ارشیا و فروغ میومدن بهمون سر میزدن چون ارشیا سر کار بود و فروغ دانشگاه میرفت زندگی با محمود سخت بود چون یا میخورد یا میکرد یا خواب بود اما از شانس خوبم به دو سال نکشید که محمود مرد بعد از فوت محمود یه شب ارشیا اومد خونه مون و گفت نمی خوام بیوه بابام زیر دست کسی باشه گفتم ارشیا خان شما دیگه نمی تونی با من ازدواج کنی گفت میدونم! سمیه؟ گفتم جانم؟ گفت من می خوام ماله من باشی دیگه نمی خوام زن پیرمردها بشی می خوام ماله من باشی گفتم ارشیا باور کن منم دوست دارم با تو باشم اما نمیشه گفت من درستش میکنم تو حاضری تحت هر شرایطی با من باشی؟ گفتم اگه پول بدی دماغمو عمل کنم آره گفت حله بطور سوری با یکی ازدواج کردم بنام قادر که ظاهرشو درست کرده بودن که مثلا سالمه اما یه عقب مونده ذهنی بود ارشیا گفت الان به ظاهر زن قادری اما شوهرت منم گفتم قادر چی؟ گفت اسمن شوهرته اما تو ماله منی اینکه با ارشیا باشم برام مهم بود از پیرمردا خسته بودم یه هفته بعد خونه پدریشو فروخت و رفتیم یه خونه دیگه که توی یه محله دیگه کرج بود توی یه برج طبقه آخر گفت اینجوری کسی بهت کاری نداره و کسی هم نمی شناستت دو سه روز بعد بهم پیام داد حمام کن خوشکل کن ما داریم میایم، سمیه؟ تاپ و شلوار بپوش وقتی اومدن دیدم ارشیا و قادر با هم اومدن ارشیا بغلم کرد و بوسیدم و به قادر گفت برو حموم ارشیا روی مبل نشست و منم توی بغلش نشستم و با سینه هام بازی می کرد تاپمو داد بالا و از سرم درش آورد و شروع کرد سینه هامو خوردن گفتم چرا قادر با خودت آوردی؟ گفت چون دوست دارم جلوی شوهرت بکنمت ناراحتی؟ گفتم نه این کوس خوله که شوهر من نیست شوهر من تویی گفت این درسته برو پایین بخورش برام داشتم کیرشو می خوردم که قادر از حموم اومد گفت قادر بیا اینجا بدو گفت بذار لباس بپوشم گفت لباس نمی خواد سمیه زنته کوس خول و دوتایی خندیدیم رفتیم توی اتاق نذاشت قادر لباس بپوشه و منو داگی کرد به قادر گفت شلوار و شورتمو بکشه پایین قادر بدبخت هم انجام داد و ارشیا کیرشو کرد توی کوسم یه جیغ زدم گفت جون چه تنگه محمود مگه نمی گایدت؟ گفتم نه درست گفت جوووون واسه همین نمی خواستم ماله یکی دیگه بشی می خوام خودم جرت بدم خیلی وحشیانه و تند تند تلمبه میزد منم گریه می کردم و آی آی می کردم البته نه از درد کلا اینجوریم که موقع سکس گریه می کنم قادر می گفت گریه نکن ارشیا آروم تر دردش میاد ارشیا گفت به کیرت که دردش میاد حالا حالاها باید کوس بده وقتی ارشیا داشت توی کوسم تلمبه میزد قادر کیرش شق کرده بود و اشکامو پاک می کرد و می بوسیدم گفتم قادر سینه هامو بخور و خوابیده بود و سینه هامو می خورد وقتی ارشیا آبش اومد و ریخت توی کوسم بلند شد و به قادر گفت بیا کوسشو بخور و قادر کوسمو می خورد البته خوب نمی خورد من کوسمو می کردم توی دهنش و ارشیا روی سینه هام نشسته بود و کیرشو می چپوند توی دهنم می گفت فروغ دهنش کوچیکتره کل کیرمو می چپونم توی دهنش تو نمی تونی با این دهن گشادت دهنتو کامل باز کن و کیرشو تا ته کی کرد توی دهنم می گفت کوستو یه جوری میگایم که قادر با سر بره داخلش و به قادر گفت بلند بشه و دوباره کیرشو کرد توی کوسم اما این بار معمولی تلمبه میزد و به من میگفت چه حسی داری جلوی شوهرت دارم می کنمت؟ گفتم عالیه به قادر می گفت کوس زنت معرکه است پسر ارشیا می گفت آبم بیاد؟ گفتم نه گفت کیرم بهت حال میده گفتم آره کاش آبت نیاد گفت جوووووون و چند بار کیرشو تا ته کرد و نگهداشت و دوباره تلمبه میزد میگفت کوست داغ و تنگه نمی تونم جلوی اومدن آبمو بگیرم و تند تند تلمبه میزد و آبش اومد و ریخت توی کوسم که زنگش زدن و گفتن که فروغ توی دانشگاه حالش بد شده و رفت گفتم بذار منم بیام گفت بعد میگی از کجا فهمیدی؟ گفت قادر اینجا باشه کارم تمام شد میام دنبالش گفتم باشه ارشیا رفت منم هنوز ارگاسم نشده بودم رفتم سراغ قادر و کیرشو براش خوردم درسته کوس خول بود اما شق می کرد گفتم جونم تو هم کوس خول نیستی یه مردی هم داری خوابیدم و به قادر گفتم کیرتو بکن توی کوسم کیرشو کرد توی کوسم گفتم حالا تلمبه بزن تلمبه بزن فقط خوابیده بود روم گفتم پاشو کوس خول پاشو خوابوندمش و خودم روی کیرش نشستم و بالا پایین می کردم خیلی لذت داشت چشامو بسته بودم و تند تند بالا پایین می کردم که ارگاسم شدم اما کیر قادر هنوز شق بود که با دست براش مالیدم تا آبش اومد خوابیدم بغلش و بغلش کردم در گوشش گفتم کاش سالم بودی سکس با دوتا مرد وحشی بیشتر حال میداد که شروع کرد خوردن سینه هام منم کیرشو میمالیدم که شق کرد گفتم اگر بتونی اینو توی کوسم عقب جلو کنی عالیه اما ترسیدم یادش بدم چیکار کنه یعنی از ارشیا ترسیدم با هم رفتیم حمام اونجا کیرشو براس میمالیدم شق می کرد و کیرشو به کوس و کونم میمالیدم میذاشتمش وسط سینه هام و میمالیدم براش تحریکش خیلی حال میداد کلی حرفش میزدم که حیف که مرد نیستی وگرنه الان با این کیر باید پارم می کردی گفت دردت میاد گریه میکنی گفتم نه دردم نمیاد کوس منو باید پاره کنی زانو زد و کوسمو می خورد بغلش کردم و بوسیدمش و گفتم ببخشید دارم بهت خیانت می کنم خیلی دوست دارم قادر گفت بذار کوستو بخورم گفتم ای جااااانم که دوست داری کوس بخوری کوسمو خورد و منم به همون مدل دوباره نشستم روی کیرش و بالا پایین کردم تا آبش اومد بعدش دوباره کوسمو خورد تا ارگاسم شدم از خوردن کوسم سیر نمیشد و مدام می خواست بخوره که بهش یاد دادم کف پامو لیس بزنه و انگشت هامو بخوره شب توی اتاق خوابوندمش و صبح ارشیا اومد گفت فروغ حامله است اما الان 3 ماهشه راستی این قادر اینجا بمونه مشکلی هست؟ گفتم نه بنده خدا خیلیم خوبه اصلا به منم کاری نداره گفت این کوس خوله فقط حواست باشه از خونه بیرون نره گفتم باشه خیلی خوشحال شدم از موندن قادر دوست داشتم بیشتر با قادر سکس کنم ارشیا دو سه روزی پیداش نشد قادر هم اصرار داشت کوسمو بخوره اما نمیذاشتم و مجبورش می کردم پامو لیس بزنه 5 شنبه بود یه فیلم سوپر که مرده داشت توی کوس زنه تلمبه میزد دانلود کردم ریختم روی فلش زدم پشت ال سی دی و صداشم قطع کردم و قادر رو مجبور می کردم نگاه کنه اونم می خواست کوسمو بخوره که نمیذاشتم انداختم روی تخت و شلوارمو می خواست دربیاره اون می کشید من می کشیدم شلوارمو پاره کرد گفتم قربونت برم که برای کوسم وحشی شدی گذاشتم بخوره انگار بستنی می خورد لیس میزد از هوش می رفتم بلند شدم کیرشو خوردم با زبونم که سر کیرشو لیس میزدم آه میگفت سرمو می بوسید منم می بوسیدمش واقعا مهربون بود قادر خوابوندم خودم نشستم روی کیرش بالا پایین می کردم دوست داشت سینه هامو بخوره علاقه زیادی داشت به خوردن چه کوسم چه سینه ام چه پام سعی می کردم هر دومون با هم ارضا بشیم آبش که اومد بهش گفتم دوست دارم از تو حامله بشم قادر نه از اون ارشیا و کلی بوسیدمش و دوتایی توی بغل هم خوابیدیم تا صبح.

نوشته: سمیه

بازدید 15,587

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

یک پاسخ به “عاشق قادر شدم… (۱)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید