سکس با کاربر دیوار

سلام من اسمم جاوید هستش ۲۹ سالمه اهل تبریز،نمیدونم این داستان هایی که میگن حقیقت داره یا نه ولی داستان من کاملا واقعیه خب بریم سراصل مطلب،قدم ۱۸۰،وزنم ۷۸ فیسم کاملا مردونه تیپمم اکثرا اسپورت دوس دخترام میگن قیافم شبیه بازیگرای ترکیه س واقعا قیافم جذابه این داستانم واسه اسفند سال ۱۴۰۱ هستش،داشتم تو دیوار تو بخش کیف و کفش زنونه گشت میزدم که دیدم یه خانمی که ساپورت تنش بود و کفش اسپورت پوشیده بود ساق پاهاش معلوم بود از این ساپورتای ۹۰ پوشیده بود کاملا سفید بود پاهاش باخودم گفتم بذا ببینم میتونم مخشو‌ بزنم الکی رفتم چت‌کردم باهاش گفتم بیام کفشارو ببینم واسه خواهرم خلاصه شمارشو گرفتم و تو ساعتی که مشخص کرده بودم رفتم واسه دیدن کفشا وقتی رسیدم سرقرار هنوز نیومده بود نشسته بودم تو ماشین دیدم زنگ زد گفت من وایسادم کنار خیابون و شما کجایین گفتم نشستم تو ماشین،ماشینم ۲۰۶ صندوق داره خلاصه اومد دیدم خدایاااااا چه کصیه این شیشه رو دادم پایین سلام و احوال پرسی گفتم بشینین یکم تخفیف بگیرم ازتون(باخنده)اونم خندید و گفت شما اصلا پول ندین دیدم نه از قیافم خوشش اومده خلاصه پسریم میفهمیم کی خوشش میاد خلاصه کفشارو الکی گرفتم ازش و گفتم جایی میرین برسونمتون گفت نه مرسی خودم میرم یکم اصرار کردم قبول کرد گفت میرم سمت چهارراه ابوریحان،بچه های تبریز میدونن کجارو میگم خلاصه تو مسیر هی داشتم روناشو دید میزدم خیلی رونای خوبی داشت همون ساپورت تنش بود خیلی سکسی بود لامصب خلاصه رسیدیم مقصد و پیادش کردم رفت داشتم همونجوری نگاش مبکردم که چرا نتونستم تورش کنم خلاصه باکلی فحش و بدوبیراه رفتم یه دوری بزنم همش تو فکرش بودم خلاااااصه بعد چن روز که از یادم رفته بود دیدم ینفر پیام داد دیدم بلههههه خودشههههه گفتم بااین اس کصتو به باد دادی چون مطمئن بودم که کارشو میسازم باهاش داشتم اس بازی میکردم‌که‌گف میتونم بپرسم اسم عطری که زدین چی بود منم گفتم باید حضوری بگم خلااصه با کلی عشوه و ناز قبول کرد همدیگرو ببینیم رفتم سرقرار سوارش کردم و رفتیم دور زدیم اینبار از دفعه قبل سکسی تر پوشیده بود خیلی استایل خوبی داشت باهاش که حرف زدم دیدم از شوهرش طلاق گرفته و کلی و هات بود معلوم بود از حرف زدناش اشاره به رابطه جنسیسون کرد که نمبتونس برطرف کنه منم کرمم گرفته بود گفتم بعضیا انگار دوس دارن زنشونو نکنن یه خنده کوچیکی کرد و ازم‌پرسید اسم‌عطرتو نمیگی که از داشبورد برشداشتم و بهش دادم یکم که زد به مانتوش چشاشو بست باخودم گفتم این اخررررر شهوته بخدا خلاصه بعد چن بار قرار گذاشتن باهم‌اوکی شدیم‌اسمش المیرا بود رنگ پوستش واقعااااا سفیده سفید بود همش میبردمش خونه ابجیم اخه با دامادمون خیلی راحتم و همیشه دوس زن یا دوس دخترامو میبردم خونه اونا خلاصه ۳،ف باری رفتیم‌ خونشون ولی اصلا بهش دستم‌نمیزدم میگفتم باید خودش بخواد همیشه اینطوری بودم خلاصه بار‌اخر گفت جاوید تو چرا اینطوری هسی گفتم چجوریم گفت نه بغلم میکنی نه بوسم میکنی گفتم باید خودت بخوای گف میخواااام دقیقا باهمین لحن،رفتم نشستم پیششو بغلش کردم باموهاش ور میرفتم اینم بگم داشتم از شهوت میمردم ولی جلو خودمو گرفته بودم خلاصه کیرم داشت میترکید گف جاوید بوووووووس اروم بوسش کردم دیدم خانم داره میمیره فهمیدم وقتشه اروم لباشو بوسیدم اونم لبای منو بوسید همینطوری داشتیم ادامه میدادیم که دستمو بردم سمت سینه هاش سینه هاش عجیب سفت بودن خودش گف ۸۰ هستش خلاصه مانتو و پیرهنشو دراوردم از رو سوتین سینه هاشو میخوردم داشت اه و اوه میکرد منم بیشتر وحشی میشدم سوتین رو دراوردم دیدم وااااااای چه سینه هایی دقیقا شبیه سینه های التا اوشین بود بازیگر پورن خییییلی سفید بود لاکردار خلاصه که یکم خوردم دستمم رو کصش بود خودش با دستش دستمو رو کصش حرکت میداد میخواستم بیشتر حشری بشه با دست دیگش کیرمو میمالید اروم شلوارو دادم پایین دیدم چه بدنی خدااااااا زود از رو شورتی که خیلی فانتزی بود داشتم کصشو فقط بو میکردم چه بویی میداد خدایا انگار فقط رو زمین کص این بود خلاصه شورتو دادم پایین همه چی تموم هرچقدر بگم کمه مثل وحشیا که کص ندیده افتادم رو کصش داشتم میخوردم فک کنم نیم ساعتی خوردم که بعدش خودش گف دو بار ارضا شدم بلند شدم شلوارمو دادم پایین از دیدن کیرم یه لحظه چشاش سیاهی رف اخه کیرم هم خوش فرمه انقد رفته تو کص همم سفیده پوست منم سفیده خلاصه با حرص و ولع خاصی داشت میخورد ۱۰ دیقه ای خورد دیدم نمیتونم دووم بیارم قبلش خودمو ساخته بودم میدونستم یکی دو ساعتی کار دارم انداختمش رو زمین و خودمم افتادم روش ۵ دیقه ای کیرمو میکشیدم رو‌کصش التماسم میکرد بکنمش منم باحرفاش خیلی هات میشدم خلاصه اروم سرشو کردم تو دیدم یه اه بلندی کشید زود کیرمو باز کشیدم بیرون گف توروووو خدا بذار تو کصم دیگه اهههههه داشت حرص میخورد خلاصه با یه حرکتی تموم کیرمو کردم تو کصش ۲۰ دیقه همینطوری تو زمین داشتم کصشو میکردم که گفت جاوید بغلم کن دیدم داره ارضا میشه وقتی ارضا شد گرفتم بغلم و بلندش کردم سرپا اونم تو بغلم داشتم جرش میدادم اونم اهش بلند شده بود داشتم همه مدلارو میزدم از مدل داگی از اول خوشم نمیاد خلاصه بعد یک و نیم ساعت کردن کصش دیدم نمیتونم از کونش بگذرم اینم بگم من بیشتر از کص کون رو دوس دارم گفتم الی میخوام کونتو جر بدم اونم هاااات گف جرم بده جاوید جر بدهههه برش گردوندم یکم با کونش بازی کردم خییلی رو فرم بود خلاصه باهرزحمتی کیرم رفت تو کونش داشت کونش میرقصید جلوم گفتم میریزم کونت گفت باشه منم تا اخرین قطره ریختم تو همونطور خسته خوابیدم روش خوابمون برده بود بلند شدیم رفتیم حموم اونجاهم کصشو خوردم و باز ارضا شد اومدیم رفتیم بیرون یه معجون خوردیم البته بیشترشو‌ من خوردم رسوندم خونشون همیشه هم باهم سکس میکنیم اگه خوشتون اومد لایک رو بزنین که یه خاطره دیگه هم از یکی دیگه دارم که براتون بفرستم

نوشته: جاوید

بازدید 7,285

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

35 پاسخ به “سکس با کاربر دیوار”

  1. داستانت خیلی تخیلی بود ، اگه فروشگاه تو دیوار داشتی میگفتی مشتری تور کردم هضم میشد تا این که گفتی

  2. بابا تو دیگه کی هستی؟؟تیپت که اسپورت و دختر کش،قیافه عالی در حد بازیگرهای ترکیه،کمرت هم که سفت و تایم سکست یک ساعت و نیم!!!داداش یادت رفت از هواپیمای شخصی و ویلای چندصد هکتاری آمریکات چیزی بگی!!!گارداش قیافه ات اگه شبیه یه بازیگر یا کاراکتر تلویزیونی باشه شک ندارم منظورت شرکه😂😂😂😂

  3. تو فیست خیلی خوب باشه تهش میشی مهران رجبی کستان نویس شیشه ای دنده ۲۰۶ تو کونت

  4. یکی به من تاریخ امروز رو بگه !رفتم تقویم رو دیدم نوشته : امروز چهارشنبه 10 اسفند سال 1401آقا من دارم قاطی می‌کنم ! این چیزایی رو که میگم لطفاً حساب کنید :طبق گفته خود نویسنده 🙁 … این داستانم واسه اسفند ۱۴۰۱ هستش … )فرض کنیم آقای نویسنده مثل شلیک توپ لحظه‌ی تحویل سال تا گفتن آغاز اسفند ماه ، شلیک شده به دیوار !!!ادامه حرف نویسنده 🙁 …‌ خلاااااصه بعد چن روز که از یادم رفته بود دیدم ینفر پیام داد…)مثلا شیش هفت روز خوبه؟! … باشه … کمتر ، مثلا پنج ؟! چهار ؟! سه؟!اصلا فرداش دیگه خوبه ! … خب یک روز رو اضافه کنید به اول اسفند.یک روز هم برای قرار بعدی و دیدن عطر !!!بعد نوشته 🙁 خلاصه بعد چن بار قرار گذاشتن با هم اوکی شدیم )این چندبار قرارم خودتون حساب کنید!!!چندبارم که خانوم رو بردن منزل آبجی‌شون چون که با دامادشون خیلی راحتن!بعد جالبه که نوشته 🙁 همیشه هم با هم سکس می‌کنیم )فکر کنم معنی همیشه رو نمی‌دونه وگرنه نمی‌نوشت! یکی دوبار سکس کردن نمیشه همیشه! وقتی میگی همیشه یعنی یک اتفاق روتین! یک عمل متوالی! مثلا چند ماه !خب خودتون بگید حق ندارم دیوونه شم؟! طرف ظرف چند روز این همه کار کرده! و همیشه می‌کنه!!!یه نکته‌ی دیگه :آقای نویسنده!!! شما که گفتی :اصلاً بهش دست نمی‌زدم می‌گفتم باید خودش بخواد !!پس چطور دوباره نوشتی :قبلش خودمو ساخته بودم و می‌دونستم یکی دو ساعتی کار دارم!!!خودت فهمیدی چی گفتی؟!از کجات فهمیدی که این بار حتما میگه بیا بکن؟!بقیه‌ی سوتی‌هاتو حال ندارم.

  5. من اینجا نقل قول میکنم از دوست عزیزمون کوص نوشتهای یک جقی کونی این چند ساعت خونه خواهرت بودی دیگه. ببین به اون خاهر جندت بگو ما هم یه کوص داریم بیاریم جنده خونش. خیلی خوبه آه و جیغم بلند و مدتش هم اوکی و راحتم لخت میریم حمام دیگه. درضمن من بچه دروازم

  6. بعضی یه جوری کارشناسی میکنن که انگار مهندس ناسا هستن. تو اگه کارشناسی بلد بودی توی سایت نمیومدی داستان بخونی.😉😉

  7. من کم نظر میدم ولی یه چیزی گفتی نتونستم جواب ندم فقطم تا همونجا خوندم که سه بار بردی و نکردی و بازم اومده این حرفت تو کون هیچ خری نمیره

  8. لایک الرم که گترسن آیاخلارن ییم او قیزینسکس ایستمرم فقط آیاخلارن ییجمگتمسن لایکم حرام اولسون🥲

  9. آخه کیری فیس امروز ۱۰ اسفند تو وسط داستان انقد چند روز چند روز کردی که انگار چند ماهه گذشته بعداً اول داستان نوشتی برای اسفند۱۴۰۱هستریدی

  10. کون کردن حتی با کسی که ده بیست بار داده هم سخته و حوصله میخاد.اینکه طرف میگه کص و کونشو یکی کردم بدونید صد در صد داستانش کسشعرهچون اگه بخاید کون کنید از قبل باید برنامه بچینیددستمال و کرم بی حسی و وازلین و از همه مهم تر امادگی طرف.مگه باغه یهو کنی داخل و بعدشم یارو بگه رو ابرام

  11. مردشور تو رو ، دیوار، ساپورت با کفش ها رو ببرن که خلاصه خلاصه حالمون رو بهم زدیخلاصه خلاصههمون پنج خط اول خلاصه دیگه ادامه ندادمخلاصه

  12. کس کش اسفند ۱۴۰۱؟؟؟؟؟؟؟؟امروز ۱۰ اسفنده.از قراراول تا قرار عطر و بعد چندبار ملاقات و دست نذاشتن ورسیدن به دیدارواسه اولین دست گذاشتن بهش و و چندبار دیگه خونه ابجی جندت کردن المیرای داستان حداقل حداقل یکماه تایم میبره.هزااااااار بار کامنت گذاشتم مخاطب میفهمه.اما نه نویسنده ها حالیشون میشه نه ادمین مادرقهبه.که حداقل یه بار روزنامه وار داستانو بخونه بعد اپلود کنه

  13. چند بار بگم از موتوری جنس نگیر برادر من؟!نکن آخه ضرر داره برات…البته من کاااملا باور کردم داستانت واقعیه هاااا، همون که اولش نوشتی این داستان واقعیه دیگه تموم…

  14. رفتی از این بیزنسی که تو دیوار آگهی کفش و کیف و کلاه میدن ولی آخرش یارو رو میکشن تو ماشین واسه یه درمالی حسابی میتیغن زدی اومدی داستان سرایی می‌کنی ای خوشتیت ای دوساعت تلمبه زن ای دختر کش. هرچی خروس و بد قیافه و کس ندیده تو ایران هم هست همشون منم

  15. جاوید حالا کی شاشید تا اونجا خوندم که دوست دخترهات بهت میگن اوبی هستی یارو اسگل کدوم خری کفش فروشی رو میاره بیرون بفروشه اونم تو دیوار نکنه دیوار مهربونی بود چاقال ترکسن آمممما ا…سن

  16. اوووف دیوار اینقدر کیس هست که نگوووومن تا حالا چند تا پیدا کردم ولی همش تهران هستن من کمی فاصله دارم

  17. خدااایی پاره شدم از خنده نصف شبی ، با این کامنتا. داستان و ولش فقط کامنتا رو بخونید

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید