درود دوباره بر دوستان خودم در سایت بکن تو، امیدوارم حال دلتون و زیر دلتون خوب باشه. من این بار اومدم تا داستان اولین سکسم رو با یه کارگر جنسی براتون بنویسم.
خب توی داستان قبلی کمی راجب دنیای ما نابینا ها باهاتون حرف زدم که یه سریا کامنت گذاشتن یه سریا براشون سوالاتی پیش اومد، یه سریا باور نکردن و یه سریا هم حمایت کردن که دمشون گرم. راجب کسایی که سوال داشتن من چون بخاطر کپت چا نمیتونم اکانت بسازم توی این سایت که تو بخش کامنتها جواب دوستان رو بدم. به این خاطر که کپت چا تصویری هستش اما، آیدی تلگرامی خودمو یعنی He_saaa_m رو براتون میذارم، اگه حرفی سوالی بود در خدمتم. (البته اگه گذاشتن آیدی خلاف قوانین سایت هستش، من از ادمین محترم عذرخواهی میکنم و ازشون میخوام که بخش آیدی رو ویرایش کنند و داستانم رو منتشر کنن.)
خب بریم سراغ داستان من الان ۲۴سالمه، یه هیکل معمولی دارم و کیرم هم تقریبا ۱۳تا۱۵سانت میشه. اولین سکسم سال ۴۰۲ یعنی زمانی ک ۲۲سال داشتم اتفاق افتاد . من تهران زندگی میکنم و دوستان بینا هم تعدادی دارم که توی این راستا فعال هستن، من از یکیشون که باهاش صمیمی تر هستم خواستم که یه کارگر جنسی یا بقول گفتنی جنده ای رو برام پیدا کنه.
اون هم یه روز رو مشخص کرد و با من قرار گذاشت رفتیم تو محله خزانه بود با موتور اون بودیم، من بهش اعتماد داشتم زیاد جویای نام چهارراه، کوچه و خیابون ها نشدم ولی توی یه کوچه وایسادیم، پیاده شدیم به خاله زنگ زد و بعد چند دقیقه در باز شد، ما وارد ساختمون شدیم.
پیش از راه افتادن من یه بست تریاک انداخته بودم بالا که زودی ارضا نشم. خلاصه تو خونه من خواستم اول برم که خاله پول رو ازم گرفت من دادم ۵۰۰ تومن نقدی بهش و منو به اتاق خانم هدایت کرد و خودش رفت بیرون، اتاق در نداشت اما پرده داشت که پرده کشیده بود.
من با اون خانم چند کلمه حرف زدم و لباسم همه رو درآوردم لحظه ای بود که هیجان و کمی استرس باهم قاطی بود، بعد رفتم رو تخت دقیق روبروی خانم رو دو زانو نشستم خانم رو اول لمس کردم از صورتش بعد سینه و شکمش که لباس هاشو میخواستم در بیارم که نذاشت و خودش در آورد.
کمی تپل بود اما زیبا بود، من ممه های بزرگ شو لمس کردم تاب نیاوردم و شروع به خوردن کردم، خیلی بهم لذت داد کمی سمت راستی رو خوردم میخواستم سمت چپی که تو دستم بود رو بخورم که گفت بیا زودتر تمام کنیم دوستت و مشتری های دیگه هم بیان. من کصشو دست زدم برای اولین بار تو زندگی کص رو لمس میکردم انگشت اشاره رو خط کصش قرار گرفت که ناخودآگاه سرمو بردم پایین که بخورم اما بوی بدی میداد پس پشیمون شدم خودشم گفت اونجا رو نه. ناگفته نماند خانم نشسته و به بالای تخت تکیه داده و پاهاشو از هم باز کرده بود. بعد از این که کصشو لمس کردم، کیرمو گرفت و کاندوم از کیفش در آورد، کشید (من دو سه روز قبلش با واجبی زده بودم پشمها رو پس خجالت نکشیدم اون هم خوشش اومد). کاندم رو کشید و ازش خواستم ساک بزنه که قبول کرد و تقریبا دو دقیقه ساک زد برام که همین هم لذت زیادی داشت من یکی دو بار سرشو از پشت فشار دادم سمت خودم که کیرم تا ته تو حلقش بره، اما زیاد ادامه ندادم چون دلم نیومد اذیت بشه.
بعد ساک زدن کیرمو خودش به سمت کصش برد سرشو گذاشت و گفت بکن من فشار دادم، زمانی ک رفت تو یه گرمای دلچسبی احساس کردم هم زمان خانم هم آهی کشید که الان یادش میوفتم کیرم بلند میشه. خلاصه شروع به کردن کردم که اولش بلد نبودم چطور تلمبه بزنم که بعد دو سه بار جلو عقب راه افتادم ، لذت خوبی بود مخصوصا وقتی ممه های خانم رو همزمان میگرفتم، بدنشو لمس میکردم و خودشم آه ناله های حشری کننده ای میکرد.
بعد حدود ۱۰ دقیقه تلمبه آبم داشت میومد ولی من تو اوج لذت بودم پس بهش بها ندادم و بعد چند لحظه خالی شدم توی کس خانم و همچنین کاندم که کیرمو که داشت میخوابید رو بیرون آوردم و خانم کاندم رو برداشت و انداخت فک کنم توی زباله دانی که کنار تخت بود، به منم گفت حالا آماده شو برو تا بقیه بیان.
من اومدم از تخت پایین لباس هارو کنار دیواری در آورده بودم پوشیدم و پیش از رفتن گفتم بهش که اذیت نشدی؟ گفتش نه عزیزم و باهم خدافظی کردیم، من از اتاق اومدم بیرون…
این بود خاطره اولین سکس دلنشین من, امیدوارم ازش خوشتون اومده باشه. اگه اشتباهی داشتم یا چیزی رو فراموش کردم بگم، به بزرگی خودتون ببخشید.
تا درودی دیگر، بدرود.
خب توی داستان قبلی کمی راجب دنیای ما نابینا ها باهاتون حرف زدم که یه سریا کامنت گذاشتن یه سریا براشون سوالاتی پیش اومد، یه سریا باور نکردن و یه سریا هم حمایت کردن که دمشون گرم. راجب کسایی که سوال داشتن من چون بخاطر کپت چا نمیتونم اکانت بسازم توی این سایت که تو بخش کامنتها جواب دوستان رو بدم. به این خاطر که کپت چا تصویری هستش اما، آیدی تلگرامی خودمو یعنی He_saaa_m رو براتون میذارم، اگه حرفی سوالی بود در خدمتم. (البته اگه گذاشتن آیدی خلاف قوانین سایت هستش، من از ادمین محترم عذرخواهی میکنم و ازشون میخوام که بخش آیدی رو ویرایش کنند و داستانم رو منتشر کنن.)
خب بریم سراغ داستان من الان ۲۴سالمه، یه هیکل معمولی دارم و کیرم هم تقریبا ۱۳تا۱۵سانت میشه. اولین سکسم سال ۴۰۲ یعنی زمانی ک ۲۲سال داشتم اتفاق افتاد . من تهران زندگی میکنم و دوستان بینا هم تعدادی دارم که توی این راستا فعال هستن، من از یکیشون که باهاش صمیمی تر هستم خواستم که یه کارگر جنسی یا بقول گفتنی جنده ای رو برام پیدا کنه.
اون هم یه روز رو مشخص کرد و با من قرار گذاشت رفتیم تو محله خزانه بود با موتور اون بودیم، من بهش اعتماد داشتم زیاد جویای نام چهارراه، کوچه و خیابون ها نشدم ولی توی یه کوچه وایسادیم، پیاده شدیم به خاله زنگ زد و بعد چند دقیقه در باز شد، ما وارد ساختمون شدیم.
پیش از راه افتادن من یه بست تریاک انداخته بودم بالا که زودی ارضا نشم. خلاصه تو خونه من خواستم اول برم که خاله پول رو ازم گرفت من دادم ۵۰۰ تومن نقدی بهش و منو به اتاق خانم هدایت کرد و خودش رفت بیرون، اتاق در نداشت اما پرده داشت که پرده کشیده بود.
من با اون خانم چند کلمه حرف زدم و لباسم همه رو درآوردم لحظه ای بود که هیجان و کمی استرس باهم قاطی بود، بعد رفتم رو تخت دقیق روبروی خانم رو دو زانو نشستم خانم رو اول لمس کردم از صورتش بعد سینه و شکمش که لباس هاشو میخواستم در بیارم که نذاشت و خودش در آورد.
کمی تپل بود اما زیبا بود، من ممه های بزرگ شو لمس کردم تاب نیاوردم و شروع به خوردن کردم، خیلی بهم لذت داد کمی سمت راستی رو خوردم میخواستم سمت چپی که تو دستم بود رو بخورم که گفت بیا زودتر تمام کنیم دوستت و مشتری های دیگه هم بیان. من کصشو دست زدم برای اولین بار تو زندگی کص رو لمس میکردم انگشت اشاره رو خط کصش قرار گرفت که ناخودآگاه سرمو بردم پایین که بخورم اما بوی بدی میداد پس پشیمون شدم خودشم گفت اونجا رو نه. ناگفته نماند خانم نشسته و به بالای تخت تکیه داده و پاهاشو از هم باز کرده بود. بعد از این که کصشو لمس کردم، کیرمو گرفت و کاندوم از کیفش در آورد، کشید (من دو سه روز قبلش با واجبی زده بودم پشمها رو پس خجالت نکشیدم اون هم خوشش اومد). کاندم رو کشید و ازش خواستم ساک بزنه که قبول کرد و تقریبا دو دقیقه ساک زد برام که همین هم لذت زیادی داشت من یکی دو بار سرشو از پشت فشار دادم سمت خودم که کیرم تا ته تو حلقش بره، اما زیاد ادامه ندادم چون دلم نیومد اذیت بشه.
بعد ساک زدن کیرمو خودش به سمت کصش برد سرشو گذاشت و گفت بکن من فشار دادم، زمانی ک رفت تو یه گرمای دلچسبی احساس کردم هم زمان خانم هم آهی کشید که الان یادش میوفتم کیرم بلند میشه. خلاصه شروع به کردن کردم که اولش بلد نبودم چطور تلمبه بزنم که بعد دو سه بار جلو عقب راه افتادم ، لذت خوبی بود مخصوصا وقتی ممه های خانم رو همزمان میگرفتم، بدنشو لمس میکردم و خودشم آه ناله های حشری کننده ای میکرد.
بعد حدود ۱۰ دقیقه تلمبه آبم داشت میومد ولی من تو اوج لذت بودم پس بهش بها ندادم و بعد چند لحظه خالی شدم توی کس خانم و همچنین کاندم که کیرمو که داشت میخوابید رو بیرون آوردم و خانم کاندم رو برداشت و انداخت فک کنم توی زباله دانی که کنار تخت بود، به منم گفت حالا آماده شو برو تا بقیه بیان.
من اومدم از تخت پایین لباس هارو کنار دیواری در آورده بودم پوشیدم و پیش از رفتن گفتم بهش که اذیت نشدی؟ گفتش نه عزیزم و باهم خدافظی کردیم، من از اتاق اومدم بیرون…
این بود خاطره اولین سکس دلنشین من, امیدوارم ازش خوشتون اومده باشه. اگه اشتباهی داشتم یا چیزی رو فراموش کردم بگم، به بزرگی خودتون ببخشید.
تا درودی دیگر، بدرود.
نوشته: Hesam
11 پاسخ به “اولین سکس یک نابینا”
ازکجا میدونی قشنگ بود، شانس آوردی اون کوسو نخوردی وگرنه سوزاک کم کمش میگرفتی. مراقب خودت بیشتر باش
داری میگی نابینا هستی بعد تشخیص دادی جنده ای که کردی قشنگ بود ،پس داستانت توهمی بیش نبود
عالی بودمنتطر راستانهای سکسی بیشتر
تو ک ممیدیدی از کجا فهمیدی خوشکل بود اوسکل
تگ نابینا؟یعنی د آخه…بکن تو واسه امروز بسه
میشه لطف کنی بگید از کجا هستی ؟ خصوصی هم میتونی بهم پیام بدی
شما نا بینایی ؟
عزیزانی که میاید کصشر پشت سر ایشون میگید چشم نداشتن به منزله این نیست که زیبایی و یا زشتی رو حس نکنه من میگم ایشون با حسی که نسبت بهش داشته تصویر کرده داستان رو برای ماخوب اینم یه دیدگاهه
خداییش ما که بینا هستیم جرات نداریم چنین جاهایی بریم تو چحور جرات کردی بری خیلی حرفه والا
سلام افرین عجب فرهنگی داشتین که پرسیدین اذیت نشدی لذت بردم بدبختی من اگر مخاطب اذیت نشود لذتی نمیبرم وخیلی خشن این عمل انجام میدهم بعضی اوقات به شدت شرمسار میشوم و در ذهنم میگویم مسی ابجی خودتو اینطور میزد راضی بودی در همین عراب وجدان بعد از ارگاسم کمی ارام میشدم چون در ذهنم تداعی میشد خواهر نداشتم که بدبختی ازینم محروم بودیم این دهه شصت فقط دهه محرومیت موشک باران ناهنجاری های فرهنگی بود نسل امروزهیچ درکی از ان روزها که جوان 18 ساله ای بودم و به بهانه پایان دانشگاه درمقطع کارشناسی ام پدرم برای اولین بار بعد هزاران خلف وعده مانند دوچرخع بیشماروعده سرخرمن اینبار یک هاچ بک مدل 76 پلاک لیزری تهران 11 خرید و شب جمعه یعنی پنج شنبه شب عرزشی ها ایست بازرسی طبق معمول داشتند و مطمعن بودم دوست دخترمو و خودم سوژه این کونی ها خواهیم شد و یک دفعه تصمیم گرفتنم سرعت به بهانه امدن کنار کم کنم و کله قندی هاقرمز و موانع را تپ وتپ رد کنم اخرین نفر مثل حسین فهمیده بود ولی تانک با پراید اشتباه گرفته بود باورم نمیشد مثل یک تکانه ساده از روی شکمش رد میشوم خیلی ترسیدم این دخترک هم جیغ های بنفشی میزد دستم روی دنده و پام روی کلاج میلرزید اومدم گاز پر کنم تو یک یک چاقالی گفت ایست ودر ادامه تپ یک صدای اومد بلافاصله صدای برخورد جسمی اهنی با اهن راشنیدم مغرور ومستانه که رستم دستان را چرا این ضعیفه قربون صدقه ام نمیرود و هیچ عکس العملی ندارد فهمیدم کپ کرده قفل قفل از طرفی جرات نداشتم سرعتمو کم کنم ناگهان بخاریک مایع داغ مانند در زیر پایی وصندلی احساس کردم دستم را با نیت لای پایش بردم ومن مثل گربه متنفرم از اب و ناگهان خیس شدن فریادی زدم اه اونموقع من شعور اینو نداشتم که بانوان ارگاسم میشونذ سری میکشیدیم بالا حتی هسته خرمامو نو نبینه طرف پس سریع فهمیدم شاشیدن ابجیمون خلاصش میکنم بعد که فهمیدم چه اتفاقی افتادم من ریدم باز دم دختر گرم که فقط به شاشیدن اکتفا کرده بود. بله عزیزان اون 16 ساله بسیجی با اسلحه ژ 3 زده بود از صندوق پراید سوراخ کرده بود دقیقا صندلی عقب صندلی جلو از لای پای دختر کار خدا فقط خراش سطحی برداشته بود از زیر داشبورد رفته بود و از سپر پراید سوراخ صندوق تکرار شده بود با بدبختی بیمارستان رفتیم پول کجا بود اونموقع بارها شده بود پول بنزینش نداشتم گوشه خیابون پارک میکردیم تا کی صدقه ای پدر جهت سلامتیش به ما عطا کند حاالا لای پای خانم بود شلوار خانواده اش (گشاد بودشلوارش) پاره شده بود بخیه زده بودن هم فکر میکردن من بدبخت فقط یک دست ارام گذاشتم لای پاش همین مه فحش خارومادر نداد فهمیدم هوش نیستبااحترام وپوزش بابت کلمات سخیف ومنافی عفت عمومی منتها درفضای طنز کلمات بار معنای همیشگی را ادا نمیکنند برقرار باشید
اون دوستان سس مغز بنده استعداد درخشان درس خونده بودم وچند کلاس جهشی خوندم درضمن علاقه ای ندارم کسی کانون تربیتی اش را به رخ من بکشد