سکس با زن شوهر دار ممنوع

برای نصب نرم افزار روی کامپیوتر دفتر دوستم فرهاد رفته بودم خونش،فرهاد یه خانوم خیلی خوشگل داره به اسم پریسا که بدون اغراق شبیه کاترین هیگله ولی خیلی خوش اندام تر از اون.خیلی هم خانوم خوش برخورد و فهمیده و مهربونی هم هست.با من هم خیلی صمیمیه،اون روز اولش مثل همه روزها بود و مثل همیشه با من میگفت و میخندید و دور هم شاد بودیم تا اینکه کار کامپیوتر و اموزش اون نرم افزار تموم شد و خواستم برم خونه که فرهاد اصرار کرد باید بمونی و ناهار دور هم باشیم،از من انکار و از فرهاد اصرار و دیگه نتونستم دعوتشون رو رد کنم و موندم،فرهاد گفت تا تو بری دست و صورتت رو بشوری منم میرم یه 10 سیخ چنجه میخرم با پلو میزنیم به بدن.من رفتم دست و صورت بشورم دیدم پریسا از پشت در دستشویی رد شد و از پشت شیشه مات در احساس کردم چیزی تنش نبود!!.اولش یخورده تعجب کردم ولی بعدش گفتم حتما اشتباه دیدم،خیلی ریلکس دست و صورتم رو خشک کردم و اومدم بیرون که یکدفعه خشکم زد،پریسا روی کاناپه لخت لخت دراز کشیده بود و داشت بهم نگاه میکرد،باورم نمیشد،پوستی سفید که از زور سفیدی میشد رگهای زیر پوستش رو بشماری،سینه های درشت که فکر کنم سایز 80 بود و نوکشون دقیقا صورتی بود و اندازه یه بند انگشت نوک داشت و زده بود بیرون،پاهاش رو هم باز کرده بود که میتونستم کس و کونش رو هم ببینم،کس و سوراخ کون کاملا همرنگ تنش و صاف صاف .خشکم زده بود،بهم گفت بیا دیگه،بیا بغلت کنم کارت دارم،بیا تا فرهاد نیومده .خشکم زده بود،نمیدونستم باید چیکار کنم،پریسا رو از ته دل دوست داشتم،عاشقش بودم ولی نه برای سکس و از طرفی هم خودتون رو بذارید جای من،توی هپروت بودم که رفتم جلو،سریع دست انداخت رو کیرم و شروع کرد به مالیدنش از رو شلوار و من هنوز توی هپروت!!.یکدفعه بهم گفت خو چوب خشک،تو هم یه کاری بکنی بد نیستا.به خودم اومدم،دست رو دراز کردم طرف سینه هاش و خواستم نوکشون رو بگیرم و باهاش ور برم دستم نزدیک بدنش شد و گرمای وجودش خورد به دستم،یه لحظه به خودم اومدم و گفتم الاغ،این همون پریسایه که دوستش داشتی،عاشقش بودی،داری چه غلطی میکنی؟.باور کنید یانه خم شدم و یه بوس کوچولو از پیشونیش کردم و گفتم:پریسام،عزیزم،من عاشقتم،دوست دارم،میپرستمت،تو زن بهترین دوستمی،از من نخواه باهات سکس داشته باشم گل من.دوباره پیشونیش رو بوسیدم و رفتم سمت در.دیدم یکدفعه زد زیر گریه و با صدای بلند و های های اشک میریخت،از همون اولش که تو عروسیشون موقع خداحافظی گریه کرد فهمیدم طاقت دیدن چشمهای خیسش رو ندارم.دوباره پاهام شل شد و برگشتم ،دلم هری ریخت پائین،دیدم زانوهاش رو بغل کرده و گریه میکنه و میگه: پارسا،بخدا من جنده نیستم،به جون فرهادم،به جون تو من جنده نیستم،منم عاشقت بودم ولی فکر کردم دوست دارم باهات سکس کنم،تو رو خدا من رو ببخش،هرکاری میکنی بکن،حتی اگه خواستی به فرهاد بگو چی شده ولی فقط من رو ببخش،خواهش میکنم من رو ببخش.دوباره رفتم سمتش و پیشونیش رو بوسیدم و گفتم: عزیزم،شما کاری نکردی که من ببخشمت،به فرهاد هم نیازی نیست بگم،وقتی اومد بهش بگو مادرم زنگ زد و گفت حالش خوب نیست و منم سریع رفتم.ایندفعه سریعتر رفتم سمت در و از خونه خارج شدم،حالم خوب نبود،منتظر آسانسور نشدم و از پله ها رفتم پائین،در حیاط رو که باز کردم چشمتون روز بد نبینه،فرهاد رو دیدم که داشت کلید مینداخت که در رو باز کنه بیاد تو!!از اعماق وجودم گر گرفتم،آتیش گرفتم،حس کسی رو داشتم که خلافی کرده و داره از پلیس در میره،فرهاد پرسید کجا؟با من من کردن گفتم حال مامانم خوب نیست و گفته زود بیا،گفت منم الان میام باهات،گفتم نه برو بالا،پریسا هم حال مساعدی نداره.اینو گفتم و دویدم سمت ماشینم و فرار.توی راه از پریسا یه اس اومد که نوشته بود :فرهاد اومد،من تازه لباس پوشیده بودم،ولی اشکهام رو دید و گفتم برا مامان تو نگرانم.خیلی مردی.توی راه مدام به این فکر میکردم که اگه من با پریسا سکس میکردم و میرفتم الان چه حسی داشتم یا از اون بدتر اگه موقع سکس فرهاد در رو باز میکرد و میومد تو چه اتفاقی می افتاد؟با شناختی که من ازش داشتم یا من و پریسا رو میکشت یاخودش رو،که البته فکر میکنم خودش رو میکشت.از اون روز به بعد تلاش کردم هیچ خللی در رفت و آمد به خونه فرهاد و پریسا ایجاد نشه تا یه وقت پریسام فکر نکنه ازش آزرده خاطر شدم،بیشتر از همیشه بهش محبت کردم و بیشتر از همیشه دوستش داشتم و دارم تا احساس نکنه که اون ماجرا باعث شده نظرم نسبت بهش عوض بشه،یه روز که رفته بودیم جنگل و فرهاد رفته بود دم ماشین منقل بیاره رو بهم کرد و گفت:پارسا جان،بخدا اون روز نمیدونم چی شده بود،به خدا من خراب نیستم،به جان فرهاد به جز فرهاد تو اولین و آخرین مردی هستی که بدنم رو دیده،تو رو خدا باور کن.منم بهش گفتم کدوم روز؟من؟کی بدنت رو دیدم؟چرا چرت میگی؟.دوباره دیدم چشاش سرخ شد و داشت اشکهاش در میومد که فرهاد سر رسید و پریسا هم خودش رو جمع و جور کرد.آره دوستای گلم،من یکی تا حالا که با زن شوهر دار سکس نداشتم ولی پشت دستم رو داغ میکنم که اگر موقعیتی به مراتب بدتر از اون روز پیش اومد دیگه معطل نکنم و بلافاصله فرار کنم،فکر کنید،فرهاد میومد بالا و من رو در حال سکس با پریسا میدید،خدا واسه هیچ مردی نیاره این صحنه رو.آمین

نوشته: پارسا

بازدید 10,052

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

62 پاسخ به “سکس با زن شوهر دار ممنوع”

  1. کیرت طلا. دمت گرم.خیر ببینن ماد و پدرت با این بچشون.دست به خاک بزنی طلا بشه. اینو از ته دل گفتم خداییش.کیرت دهنه خیلی از بی غیرتا

  2. عاشقتم بسر خيلي مردي دمت كرم خداييش مرد ميخواد اين موقعيتو شرايطو تحمل كنهخدايش شرايط خيلي مهمه ولي از بدترين حالتش فرار كردي دمت كرم

  3. زيباترين داستان زندكيمو خوندم از ته دل خوشحالم اميدوارم زيباترين خانوم ترين مهربانترين زنه دنيا همسرت بشه بسر تو لايقه بهترينهاي عالمه هستي هستياز هر عنصري بالاترينش سهمه كسي كه بتونه خودشو كنترل كنه ما كه تو شهواني اونقد اراده نداريم كه نيايمدمت كرم

  4. بابا ایول من تازه ثبت نام کردم تا حالا هر داستانی خونده بودم از سکس با محارم گرفته تا نا محرم ولی این هاستانی که تو نوشتی نشون میده که هنوز جوون مردی نمرده هنوزم اشخاصی مثل شماها هستن من واقعا از داستانت خوشم امد ایول داری اگه اذری بلدی ساغول بله کیشی انا سوتین سنه حالال السون

  5. باباایول من تازه ثبت نام کردم تا حالا هر داستانی خونده بودم از سکس با محارمگرفته تا نا محرم ولی این هاستانی که تو نوشتی نشون میده که هنوز جوونمردی نمرده هنوزم اشخاصی مثل شماها هستن من واقعا از داستانت خوشم امد ایولداری اگه اذری بلدی ساغول بله کیشی انا سوتین سنه حالال السون

  6. به عنوان یه نصیحت آموزنده آمیخته به تم داستانی به بچه های جلقی که از کس و کون عمه و همسایه و خواهر و … شون بالا می رن بد نبود. مخصوصاً که با چاشنی ترس هم قاطیش کرده بودی.ولی وجداناً سعی نکن بقبولونی که واقعی بود. آخه تو همون کلمبیای فارسی 1 هم اینجوری نیست زن مردم خودش رو لخت مادر زاد تقدیمت کنه با این ریسک که تو پسش بزنی و یا این وضعیت خطری که هر لحظه شوهرش بیاد چه برسه به ایران با این بانوان … (بگذریم حالا فحش میخوریم!)

  7. من یه سوال دارم اقا فردین کیرت بلند میشه چیکار میکنی ؟ فکر میکنم به یاد پریسا جلق میزنی اره درست میگم .

  8. راستی حاجى عاشق اون قسمتم که خانمها با کارد دستهاشونو بريدن.دفعه بد اون قسمت رو بنويس قول ميدم يک سوت بلبلى برات بزنم

  9. خیلی حرفه. واقعاً خیلی حرفه.خیلی کم پیش میاد که کسی توی چنین موقعیتی به خودش بیاد.واقعاً که خیلی جلویی آقا پارسادمت گرم

  10. برای اون آقایی که این داستان رو باور نکرده و میگه که هیچ زنی خودشو اینجوری لخت نمیکنه با ریسک بالا باید بگم که تقریباً مشابه این اتفاق برای من افتاد که خواهر زنم توی عید که خونشون بودم، بعد از اینکه شوهرش رفت بیرون برای انجام کاری، به طرز باور نکردنی تقریباً لخت اومد جلوی من.درسته که من و اون قبلاً با هم یکمی رابطه داشتیم. ولی این خواهر زن من از بس که ناشی بود نمیدونست که باید یکم مقدمات آماده کنه بعد بیاد جلو. و متأسفانه من هم نتونستم خودمو کنترل کنم و تا جاهای زیادی پیش رفتم که خوشبختانه با زنگ موبایلم که خانمم بود تمام حواسم پرت شد و به خودم اومدم.بحث اینه که اون خانوم حرفه ای نبوده و احتمالاً عین خواهر زن من به خاطر رابطه ی خوبی که با این مرد داشته و عدم ارضا شدن از سمت شوهرش یه دفعه دست به همچین کاری زده.

  11. خداییش دمت گرمخیلی حال کردم باهاتتو مصداق این جمله ی زیبایی:((کیری که رو ناموس رفیق شق شه باید با ساتور زد))

  12. آمین…ما که قبول کردیم…طرف میاد میگه ننه مو کردم و قسم میخوره که صددرصد واقیعه…حالا اگه تو نکردی…ما هم میگیم نکرده…شما هم بگید نکرده…گفتیم آمین…

  13. باور كنيد كيري ميگه اين جلغوز ننش جلوش با دامن كوتاه بياد كيرش قد علم ميكنه چ برسه ب كس لخت آماده پخت پريسا خوشگله اينم بعد از چند روز فشار جق رو مغزش ي امروز ترك كرده و إفه داش آكل ورداشته آخه كسخل اونكه بهروز بود بعد اينكه مرجانو تو داش آكل نكرد و ديد خر شده رفت تو طوقي زندايشو كرد ديكه چ برسه ب تو &&&&&&&&&&

  14. یاد این جمله افتادم رفیق الوچه نیست بهش نمک بزنی دختر همسایه نیست بهش کلک بزنی رفیق مقدسه باید جلوش زانو بزنی دم هرچی رفیق با مرام وبا معرفته گرم بزن دست قشنگه رو ایول

  15. درود بر شرفتشرف بر درودتدرود به روت گریپ فوروت !!!بهترین داستانی که تو بکن تو خوندم !!!اگه واقعی باشه…آفرین به غیرتت

  16. خدا رحم کرده که آدم سالمی هستی و پابند به حد و حریم که به این دقت اونم توی یلحظه تازه چی توی بهت و حریت از چیزیکه میدیدی اندام و زوایای مختلف از بدن بلورینه زن دوستترو دیدی و اینجا توصیف کردی، فکرشم وحشتناکه اگه آدم ناسالمی بودی چطوری توی اون یلحظه و بدون حیرت چه ها میدیدی و میکردی.خدایا شکرت بخاطر رحمانیتت.

  17. بابا فردین. بابا پوریای ولی. بابا سوپر من. بابا عیار. بابا جوانمرد. بابا اسوه غیرت. بابا مجید سوزوکی. بابا «سکس با زن شوهردار ممنوع»،

  18. باباااااااااا…دمت جیییییییززززز…خوشمان آمد…درود بر تو ای آقای پاکدامن!2

  19. مهم نیست که راست بوده داستان یا نه. ولی خوب بود و مردونه. دمت گرم داداش که یه چیز درست نوشتی که بوی آدم بودن و شرف داشتن می داد. مگه داستان های نویسنده های به نام سایت واقعی هستن؟ ولی زیبان و آدم از خوندنشون لذت می بره. این هم اصلا تخیلی و زاییده مغز نویسندش. به هر حال داستان یا خاطره با ارزشی بود.مرسیامتیاز کامل هم دادم بهت مرد.

  20. با راست و دروغش کاری نداشته باشید لطفا , پیام داستان رو بگیرید , شاید کمتر کسی بتونه تو این شرایط خودشو کنترل کنه ولی مطمینا کسانی که یه ذره انسانیت داشته باشن به سادگی تن به خیانت به نزدیکانشون نمیدن

  21. پیرو فرمایش یکی از اساتیدیارو میاد میگه ننه و ابجی و … فلانمو کردم قسم خدارم میخوره… ولی واقعا یه سوال … که بلند میشه به یاد چیش میزنی؟ اندام،اخلاق یا .خیلی حرفه به جان خامنه ای اگه راست بود دمت قیچاگرم نه که چوب خشک تو … ت

  22. الحق که اسم پارسا لایقته.اینکار فقط از یک پارس برمیاد!!!ایول به غیرتت!!!حتی اگه راست هم نباشه بازم ایول داره که حتی تو تخیتلاتم اجازه اینکارو به خودت نمیدی!!!

  23. اگه اینی که گفتی راست باشه واقعا به شعورت تبریک میگم. با اون خانواده رفت و امدتو قطع نکن ولی به اون زنه خیلی رو نده بالاخره اون یه روزی تورو دامن گیر خودش میکنه خودمونی بگم گولت میزنه.چرا خودتم یه زن نمیگیری تا با هم رفت و امد خانوادگی داشته باشین؟؟؟اخه دلیلی نداره یه مرد مجرد با یه زن و شوهر جوان مدام در حال رفت و امد باشه…فیلم نقاب و یادت نیست؟؟؟؟؟پس لطفا خیلی رفت و امد نکن

  24. هرچند میدونم واس امتیاز اینو نوشتیولی باید بگم پیامش خوب بودولی زیاد روش کار نکرده بودیامتیاز خوبی دادم بهش

  25. من نمیدونم چرا بعضی ها باور نمیکنن؟؟؟؟یعنی اینقدر سست هستین؟؟؟؟من 4ساله ازدواج کردم 24سالمه یاد ندارم از سکس باشوهرم لذت برده باشم کلا سرده هر2هفته شاید اونم با زودانزالی شدید من جوونم اندازه خودمم خوشگل و لوندم هستم و فوق العاده گرماما هیچوقت نتونستم به خیانت فکر کنم من تنها کیش رفتم دوبی رفتم حتی میتونستم لاس بزنم به اون خدا نمیدونم که قبول دارین یا نه واقعا نتونستم چون بهش تعهد دارم دلم واسش سوخت باورکینید بخدا خیلی شبا گریه میکردم اما خوب قسمته من بوده خیلی موقعیتها پیش اومده اما همیشه چهره شوهرم جلویه چشممه

  26. ایول – دمت گرم – یه دونه باشیآقا پارسا به اخلاق پایبندهخانواده دوست و بامزه 🙂

  27. پدر سوخته:D…داستانت دروغه …مثلا خاستی فرهنگ سازی کنی؟؟؟اوشکول هر کی هستی باش ولی آدمای اینجا درس بشونیستن …این مسائل باید از ریشه حل بشه …اگ داستانت راست بود باید بگم تو رسمن گوه خوردی عاشق زن دوستت بودی…خاک تو اون سرت ابله خاک تو سر دوستت ک نمیتونه ی نرم افزار نصب کنه.بدشم چرا ب شوهرش نگفتی؟؟؟باید بهش میگفتی تا از شر اون آشغال راحت بشه…ب امید نابودیه همه ی خائنا……چ مرد و چ زن:&نوشین خانوم اگ ی روز ببینمت دستاتو میبوسم:-:-:x:x

  28. شیر مادرت حلالتمیتونم بگم با توجه به لحن داستانت به احتمال 99 درصد حقیقت محض بود راحت میشد تشخیص داد که واقعیتهمرد کارت عالی بود

  29. ازاین موقعیتها که زیادپیش میاد بعضی ها نمیتونن وخیانت میکنن ولی بعضی ها ابروی انسانیت رو نگه میدارن…من کارندارم که این داستان تخیلی بوده یا واقعی ولی درود به همه ی اون مردها و زنهایی که فارغ از دین ومذهب انسانیت رو ازبین نمیبرن.ازپارساکه این موضوع رومطرح کردند ممنونم…

  30. داداش دمت گرم من امروز اين داستانو خوندم خيلي مردي . اراجيف بعضي عقده ايها رو بهش توجه نكن

  31. دوستان حقیقت جوی عزیز بکن تو، اینجا تاپیک “داستان سکسی ” هست نه الزاما “خاطرات سکسی”. گرچه اینداستان هیچ یک از این دو نیست، اما طبق روال داستان سکسی خوانی و آنچه وظیفه ماست… فقط تجسمتون روبفرمایید! لازم به ذکر است بکن تو تضمینی برای توانایی های فردی شما در تصور صحنه های حرفه ایجنسی یا طاقت فرسای پرهیزگارانه ارائه نمیکند

  32. درود مهم نیست که این داستان واقعی باشه یا نباشه ممکنه این اتفاق برای هر کسی بیوفته فقط باید حواسمون باشه که چیکار داریم میکنیم چون مطمئن باشید که بالاخره خدا یقمونو میگیره.من خودم با یه زن شوهردار دوستم البته قضیه ما فرق میکنه (قابل توجیه نیست) من داستانمو تو قسمت خاطرات نوشتم میتونید بخونید به حر حال از هر دست بدی از همون دست میگیری.

  33. مرد ب تو میگن،بدون در نظر گرفتن رفاقتت با اون فرهاد،همین که در مورد زن های شوهر دار اینجوری فکر میکنی و خودتو جای شوهراشون میزاری که اگه یه همچین صحنه ای روببینن چه حالی میشن نشون میده واقعا آدم باحالی هستی.

  34. خدایا ما رو از بلایا دور بدار !!!همین جمعه شب یعنی 95/2/3 یکی از “دوستای” منو تو جیرفت که بهش مشکوک میشن خانواده زنه که «شوهردار» هم بوده، به زنه میگن زنگ بزن بهش بگو بیا دنبالم- یارو هم شب ساعت دوازده میشینه پشت زانتیا و میره سمت خونه ی زنه و … هیچی دیگه بابای زنه و برادرش یاروی بخت برگشته رو میگیرن و به قصد کشت میزنن و زنه هم برای دفاع از این رفیق ما میره سمت که دیگه خونشون جوش میاد و تا صبح اونقد دو نفرشون رو میزنن که دیگه داشتن میمردن . . . آخرش بابای زنه با کلانش که تو منطقه جنوب استان کرمان راحت در دسترسه، تیر خلاصی رو به هر “دوشون” میزنه و تمام.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید