من رضام 25 سالمه قد 190 و وزن 80 از نوجوانی ورزش میکنم و هیکل خوبی دارم فیسم بد نیست و همجنسگرام با پوز تاپ و سافت دوماه بود که از اصفهان اومده بودم تهران تو یه برند لباس ایرانی کار می کنم و انتقالی گرفتم برای تهران و تو یکی از شعبه های اون تو اوپال مشغول کارم همون ماه اول با یه پسر 19 ساله آشنا شدم به اسم ماهان اون قدر تایپ هم بودیم که بعد یه هفته معاشرت رفتیم تو رابطه و اولین سکسمون تو خونه من شکل گرفت وحس بینمون خیلی خوب بود ماهان یه فمبوی به تمام معنا بود قد 170 کلا 60 کیلو و تو سکس خیلی داغ و فوق العاده و من تقریبا همه جوره تو این رابطه راضی بودم هم جسمی و هم روحی تنها مشکلم با ماهان فاصله طبقاتی من باهاش بود اون از یه خانواده مرفه بود که پول توجیبیش چند برابر حقوق من بود و این خیلی اذیتم میکرد البته هیچ وقت به روم چیزی نمی اورد ماهان یه دوست صمیمی داشت که اونم گی بود و هم پوز ماهان به اسم سهراب که چند باری دیده بودمش خیلی خوشکل بود هم قد و هیکل ماهان ولی با مو بور و چشمای روشن از اونایی که تایپ همه پسرای تاپن ولی من تو رابطه خیلی به ماهان متعهد بودم و اونم به من و همین منو خیلی خوشحال میکرد سهراب هم توی رابطه بود ولی من هنوز دوس پسرش را ندید بودم یه روز ماهان بهم زنگ زد و گفت میتونم اخر هفته مرخصی بگیرم با سهراب و پارتنرش بریم شمال گویا دوست پسر سهراب شمال ویلا داشت گفتم با مدیر منابع انسانی چک میکنم بهت خبر میدم به هر ترفندی بود مرخصی گرفتم روز چهارشنبه تا 11 شب سر کار بودم رفتم خونه وسایلمو تو یه کوله جمع کردم قرار شد که صبح ساعت 5 بیان دنبالم بریم اولین بار بود که دوس پسر سهراب را میدیدم دوش گرفتم موهامو استایل کردم یه شلوارک کرم پوشیدم با یه تیشرت و کفش مشکی که یکم جذب بود و بدنم و خوب توش نشون میداد تا ماهان زنگ زد کولمو برداشتم و رفتم سر کوچه سوار شدم سهراب و دوس پسرش جلو بودن و ماهان عقب نشستم دست دادم با بچه ها و ماهان اومد تو بغلم و راه افتادیم علی یه مرد نزدیک 40 سال بود پزشک عمومی هنوز ایستاده ندیده بودمش که ببینم قدش چقدره صورت خوشتیپی داشت و خیلی مودب بود و سهراب ددی صداش میکرد ماهان تو بغلم خوابید و سهراب جلو خوابش برده بود که علی زد کنار گفت رضا پاشو بیا جلو اگه نمیخوای بخوابی سهرابم بزار عقب رفتم پایین سهراب و بیدار کردم رفت عقب خوابید و خودم و علی مشغول صحبت شدیم از کار گفت و این که کجا با ماهان اشنا شدم و از این حرفا پمپ بنزین ایستادیم من رفتم قهوه گرفتم قد علی نزدیک 175 بود و من یه سرو گردن ازش بلند تر بودم قهوه زدیم گفت تو بشین گواهینامه که داری گفتم اره گفت بشین بار اولم بود که پشت دنده اتومات بودم اولش یکم سخت بود تا قلقش اومد دستم علی هم یه پادکست گذاشت تو راه گوش دادیم و بچه ها تا خود چالوس خواب بودن رسیدیم چالوس علی ادرس داد رسیدیم به یه شهرک که نگهبانش درو برای علی باز کرد و رفتیم تو، ویلای دنج و جذابی بود ماشین و بردیم داخل پارکینگ بچه ها را بیدار کردیم و وسایل را بردیم تو ساعت تقریبا 8 صبح بود ماهان که قبلا هم اومده بود اینجا دست من و گرفت رفتیم بالا تو یکی از اتاق خوابا که یه تخت دو نفره داشت و علی و سهرابم رفتن تو مستر ماهان من و انداخت رو تخت در اتاق و بست و شلوارکم را کشید پایین و افتاد به جون کیرم ، من یه کیر 19 سانتی کلفت دارم که ماهان فقط می تونست نصفشو تو دهنش جا بده دراز کشیده بودم روی تخت و لبای ماهان گره خورده بود روی کیرم و اب دهنش از تخمام سرازیر بود اون قدر خورد تا ابم و کشید بیرون کیرمو تا ته حلقش برد و قطره قطره تا پمپ اخر را قورت داد رفت سرویس و برگشت بغلش کردم گفت بزار یکم بخوابیم بعد میریم سراغ اصل مطلب نفهمیدم چجوری خوابم برد ماهان تو بغلم بود به ساعت گوشیم نگاه کردم تقریبا ساعت یک بود پاشدم اومدم از اتاق بیرون کسی نبود رفتم پایین علی تو آشپزخونه بود با یه شورت پا دار و رکابی فکر میکردم هیری باشه ولی کاملا شیو سفید یکم شکم و سینه داشت گفت بیدار شدی رضا بیاین ناهار سفارش دادم الان میرسه برو ماهانو صدا کن بیاد سر راهت سهرابم بیدار کن رفتم بالا در اتاق مستر نیمه باز بود درو باز کردم وای سهراب لخت وسط تخت خواب بود بدون شورت یه کیر کوچیک و صورتی داشت و معلوم بود سکس کرده لباساش پایین تخت بود اومدم از اتاق بیرون رفتم اتاق خودمون ماهان هم خواب خواب بود نشستم لب تخت و لبامو گذاشتم رو لباش شروع کردم به خوردن که بیدار شد و باهام همراهمی کرد کیرمو گرفت گفتم ناهار بزنیم بعد پاشو یه آب به دست و صورتت بزن بیا پایین کیره نیمه راستم را تو شلوارک جابه به جا کردم و رفتم پایین علی گفت بیدار شدن گفتم اره ولی سهراب خواب بود گفت برو بیدارش کن گفتم اخه که علی پرید وسط حرفم داد زد ماهان داری میای پایین سهرابم بیدار کن نشستم پشت پیشخون آشپزخونه علی برام نوشیدنی ریخت که تلفنش زنگ خورد پیک غذا بود رفت دم در که ماهان اومد پایین فقط یه شلوارک جذب کوتاه پوشیده بود من یکم غیرتی شدم گفتم تیشرت گفت بیخیال بابا گفتم سهرابو بیدار کردی که دیدم سهرابم تو راه پله ایستاده یه شورت زد اسلیپ پاش بود داره میاد پایین وای کیرم از دیدنش یه تکونی خورد که ماهان اومد نشست روی پام و لیوانم و برداشت ته نوشیدنیم و خورد سهرابم اومد نشست روبه روم برای من خیلی غیر عادی بود تا حالا تو همچین جمعی نبودم علی با غذا اومد یه لب اساسی از سهراب گرفت و غذا را گذاشت رو پیشخون و قاشق چنگال آورد خوردیم ماهان تو گوشم گفت میرم زیر دوش بیا بالا و رفت بالا سهراب نشست روی پیشخون و علی جلوی من لباشو گذاشت رو لباش وای از دیدنش داشتم راست میکردم گفتم من میرم بالا پیش ماهان سهراب گفت برو فقط واسه 5 آماده باشین بریم بیرون
لباسام گذاشتم دم درب حمام و رفتم تو ماهان زیر دوش بود از پشت بغلش کردم گردنش را یکم خوردم برگشت لباشو گذاشت رو لبام و با دستای ظریفش کیرمو گرفت نشست جلو پام با دو تا دستش کیرمو گرفت و گذاشت سرشو تو دهنش و شروع کرد به خوردن بلندش کردم گذاشتمش رو یه سکو کوچیک داخل حمام و زبونم را دور سوراخش چرخوندم و سر زبونم را چند باری کشیدم روی سوراخش نالش رفت بالا حسابی که سوراخشو خوردم حالا دو تا انگشتام داشت تو سوراخش میچرخید و التماسش رفته بود بالا سر کیرمو با سوراخش تنظیم کردم یکم نرم کننده تو حمام بود ریختم روی کیرم و لبام گذاشتم روی لباش و تا دسته جا دادم تو سوراخش و شروع کردم به گاییدنش اون قدری تو سوراخش تلنبه زدم که ابش با فشار پاشید کیرمو کشیدم از سوراخش بیرون ایستاد پاهاش داشت میلرزید از پشت بغلش کردم سر کیرمو رو سوراخش کشیدم و باز گذاشتم توش چند دیقه تلنبه زدم تو بغلم گرفته بودمش داشت میلرزید که ضربه اخر و زدم تو سوراخش و با ابم پرش کردم برگشت لبامو خورد دوش گرفتیم اومدیم بیرون رو تخت تو بغل هم ولو شدیم یکم تو بغل هم خوابیدیم بیدار شدم ماهان داشت اماده میشد یه شورت کوتاه جین پوشیده بود با یه رکابی گفتم با این که نمیخوای بیای بیرون گفت چرا اتفاقا پاشو اماده شو بریم ساعت پنجه ها و رفت بیرون یه تیشرت و شلوارک پوشیدم رفتم پایین سهرابم و ماهان اماده بودن علی تو اتاقشون بود اونم اومد رفتیم یه کافه ساحلی نشستیم یکم هم خرید کردیم ساعت تقریبا 9 بود که رفتیم چنتا پیتزا گرفتیم اومدیم ویلا علی پرسید مشروب میزنم گفتم اره با این که زیاد اهلش نبودم علی عرق داشت و چنتا شیشه نصفه که برای این که دو عرقه نشیم یه شیشه از عرقاش اورد و ماهان و سهراب رفتن لباس عوض کردن اومدن پایین و علی برای همه پیک ریخت من چنتایی ازشون عقب بودم که دیدم ماهان مست مسته که علی گلم به مشروب اضافه کرد یه رول پیچید داد دست سهراب چنتا پک زد و داد ماهان ولی من حتی سیگارم تا حالا نکشیده بودم که ماهان گذاشت رو لبام گرفتم و دادم علی گفتم ممنون من اهلش نیستم ماهان اصلا تو حال خودش نبود اومد نشست روی پام و لباشو گذاشت رو لبام علی و سهرابم هم زل زده بودن به ما بلندش کردم گفتم ماهانو ببرم اتاق علی گفت راحت باشین و پیک بعدی برا خودش و سهراب ریخت ماهان را بغلش کردم اوردمش بالا اصلا تو حال خودش نبود گذاشتمش روی تخت و کنارش دراز کشیدم چند دیقه گذشت دیدم خوابه خوابه یه چیزی کشیدم روش و رفتم پایین سهراب تنها بود علی گویا سرویس بود گفت ماهان؟ گفتم خوابید اومدم نشستم یه قاچ پیتزا برداشتم واقعا گرسنم بود که علی هم اومد نشست و گفت بریزم گفتم نه من زیاد اهل مشروب نیستم همین چنتام حسابی داغم کرده سهراب نشست روی پای علی گفت واسه من بریز علی گفت چشم یه پیک دیگه ریخت و گذاشت رو لباش ، پیک خورد و لباشو گذاشت روی لبای علی من کنارشون داشتم پیتزا میخوردم و سهراب و علی تو لبای هم بودن رفت سراغ گردنش و من حسابی از دیدن این صحنه تحریک شده بودم اومدم پاشم برم بالا که علی دستش را گذاشت روی پام و نزاشت بلند بشم سهراب و بلند کرد گذاشت روی پای من و گفت رضا چون چند دیقه حواست به این بچه باشه تا من بیام هنوز تو شوک بودم که سهراب سرشو اورد جلو و گفت یکم سس مالیده اینجا و زبونش را کشید کنار لبم و لباشو گذاشت روی لبام مستی از سرم پرید که دیدم زبونش داره تو دهنم میچرخه وای چقدر داغ بود خون از همه جای بدنم پمپ شد به کیرم و سهرابم داشت ماهرانه لبامو میخورد و کون کوچیکش را روی کیرم تکون میداد که علی اومد گفت ای جان نشست کنارمن و سهراب سرشو دراز کرد سمت علی یه لب ازش گرفت گفت مرسی ددی علی بهش گفت نوش جونت رضا جون این سهراب ما التماس دعا داره علی اومد رکابی من و از تنم در اورد نشست کنار من سهراب باهام لب تو لب بود که علی نشست پایین و شورت سهراب را از پاش در اورد زبونش را گذاشت رو سوراخش و شروع کرد به خورد همزمان دستش را برد تو شلوارک من و کیرمو گرفت شلوارکم را کشید پایین و لباشو گذاشت سر کیرم و شروع کرد برام ساکم زدن سهراب هم رفت پاین و لباشو گذاشت روی کیرم علی را کنار زد و بهش گفت سوراخ را اماده کن ددی خیلی بزرگه با این که ماهان برام خوب ساک میزد ولی کار این بچه خیلی حرفه ای تر بود داشت شیره وجودمو میکشید بیرون علی رفت و با یه کیف کوچیک بر گشت زبونش را گذاشت روی سوراخ سهراب و شروع کرد به لیس زدن سوراخش که با این کار باعث شد سهراب کیر منو عمیق تر ساک بزنه و این بهترین لحظه برای من بود که علی یکم ژل ریخت روی سوراخ سهراب چرخوندش و بلندش کرد و گذاشت روی کیر من و سانت به سانت کیرمو توی سوراخ تنگش جا داد نگه داشت که جا باز کنه و نشست و شروع کرد به لیس زدن تخم های من و کیر سهراب لذت وصف نشدنی از فتح سوراخ سهراب بدنمو گرفته بود که سهراب تیر خلاص را بهم زد و شروع کرد به شیک زدن و پایین بالا کردن روی کیر کلفتم میتونستم جریان خون که از همه بدنم پمپ میشه به کیرم را در تمام وجودم حس کنم و لیس زدن های علی به تخمام مثل یه جریان برق گرفتگی شیرین بود که داشت هوش از سرم میبرد داشت ابم می اومد که بلندش کردم نمیخواستم این لذت به این زودی تموم بشه علی هم بلند شد نشست روی مبل سهراب را گذاشتم توی بغلش و با یه حرکت کیر کلفتم را جا دادم تو اون سوراخ صورتیش قوس کمرش تو داگ استایل بی نظیر بود و ناله های سکسیش زیر کیرم داشت دیونم میکرد علی دستش را برد زیر بدن سهراب و کیر صورتیش را می مالید و بهم میگفت که حسابی سهرابو براش بگام کیر من ارضاش نمیکنه ولی زیر تو داره جون میده لباشو گذاشت روی لبای سهراب و من ضربه هامو به اون کون رویایی محم تر کردم که ناله سهراب بلند شد ابش پاشید روی بدن علی و مبل التماس میکرد که نکنمش کیرمو کشیدم بیرون افتاد تو بغل علی نفس نفس میزد علی لباشو خورد و بهش گفت حال داد گفت عالی بود ممنونم ددی علی بلندش کرد گذاشتش روی مبل و کیرمو گرفت داگی نشست روبه روم روی مبل و گفت رضا جون بزن توش بگام تا ارضا بشی کون تپل و شیو شداش داشت بهم چشمک میزد که دیدم علی اقا اینجا از همه کونی تره ته بات پلاگش را کشیدم بیرون سوراخ گشادش داشت نبض میزد با یه حرکت کیرم جا شد توش کونی اون قدر کیر خورده بود که کیر کلفت من و حس نمیکرد شروع کردم به گاییدن سوراخ گشادش که این بار سهراب اومد رفت لباشو گذاشت روی لبای علی و کیرشو می مالید هنوز 2 دیقه نگاییده بودمش که ابش اومد ولو شد روی مبل ولی مستی هنوز نزاشته بود من ارضا بشم که سهراب لنگاشو باز کرد گفت رضا جونم بیا بکن تا ابت بیاد پاشاهو گذاشتم روی شونم و کیرمو تو سوراخ تنگش جا دادم لبام و گذاشتم رو لباش و شروع کردم به گاییدنش از دیدن صورت خوشکلش و ناله های سکسیش نتونستم خودمو نگه دارم چنتا ضربه محکم زدم با کیرم به عمق سوراخ صورتیش و کل ابمو خالی کردم تو اون سوراخ که حالا غار شده بود لبامو خورد و چشاشو بست کشیدم از سوراخش بیرون شلوارک و رکابیم را از روی زمین برداشتم و رفتم بالا حس سرخوشی داشتم و رضایت ماهان رو تخت خواب بود رفتم زیر دوش و رفتم کنارش دراز کشیدم نفهمیدم کی خوابم برد چشامو باز کردم دیدم لبای ماهان روی کیرم داره پایین بالا میشه با دست سرش را فشار دادم که عمیق تر ساک بزنه وقت گاییدنه دوست پسر خودم بود .
لباسام گذاشتم دم درب حمام و رفتم تو ماهان زیر دوش بود از پشت بغلش کردم گردنش را یکم خوردم برگشت لباشو گذاشت رو لبام و با دستای ظریفش کیرمو گرفت نشست جلو پام با دو تا دستش کیرمو گرفت و گذاشت سرشو تو دهنش و شروع کرد به خوردن بلندش کردم گذاشتمش رو یه سکو کوچیک داخل حمام و زبونم را دور سوراخش چرخوندم و سر زبونم را چند باری کشیدم روی سوراخش نالش رفت بالا حسابی که سوراخشو خوردم حالا دو تا انگشتام داشت تو سوراخش میچرخید و التماسش رفته بود بالا سر کیرمو با سوراخش تنظیم کردم یکم نرم کننده تو حمام بود ریختم روی کیرم و لبام گذاشتم روی لباش و تا دسته جا دادم تو سوراخش و شروع کردم به گاییدنش اون قدری تو سوراخش تلنبه زدم که ابش با فشار پاشید کیرمو کشیدم از سوراخش بیرون ایستاد پاهاش داشت میلرزید از پشت بغلش کردم سر کیرمو رو سوراخش کشیدم و باز گذاشتم توش چند دیقه تلنبه زدم تو بغلم گرفته بودمش داشت میلرزید که ضربه اخر و زدم تو سوراخش و با ابم پرش کردم برگشت لبامو خورد دوش گرفتیم اومدیم بیرون رو تخت تو بغل هم ولو شدیم یکم تو بغل هم خوابیدیم بیدار شدم ماهان داشت اماده میشد یه شورت کوتاه جین پوشیده بود با یه رکابی گفتم با این که نمیخوای بیای بیرون گفت چرا اتفاقا پاشو اماده شو بریم ساعت پنجه ها و رفت بیرون یه تیشرت و شلوارک پوشیدم رفتم پایین سهرابم و ماهان اماده بودن علی تو اتاقشون بود اونم اومد رفتیم یه کافه ساحلی نشستیم یکم هم خرید کردیم ساعت تقریبا 9 بود که رفتیم چنتا پیتزا گرفتیم اومدیم ویلا علی پرسید مشروب میزنم گفتم اره با این که زیاد اهلش نبودم علی عرق داشت و چنتا شیشه نصفه که برای این که دو عرقه نشیم یه شیشه از عرقاش اورد و ماهان و سهراب رفتن لباس عوض کردن اومدن پایین و علی برای همه پیک ریخت من چنتایی ازشون عقب بودم که دیدم ماهان مست مسته که علی گلم به مشروب اضافه کرد یه رول پیچید داد دست سهراب چنتا پک زد و داد ماهان ولی من حتی سیگارم تا حالا نکشیده بودم که ماهان گذاشت رو لبام گرفتم و دادم علی گفتم ممنون من اهلش نیستم ماهان اصلا تو حال خودش نبود اومد نشست روی پام و لباشو گذاشت رو لبام علی و سهرابم هم زل زده بودن به ما بلندش کردم گفتم ماهانو ببرم اتاق علی گفت راحت باشین و پیک بعدی برا خودش و سهراب ریخت ماهان را بغلش کردم اوردمش بالا اصلا تو حال خودش نبود گذاشتمش روی تخت و کنارش دراز کشیدم چند دیقه گذشت دیدم خوابه خوابه یه چیزی کشیدم روش و رفتم پایین سهراب تنها بود علی گویا سرویس بود گفت ماهان؟ گفتم خوابید اومدم نشستم یه قاچ پیتزا برداشتم واقعا گرسنم بود که علی هم اومد نشست و گفت بریزم گفتم نه من زیاد اهل مشروب نیستم همین چنتام حسابی داغم کرده سهراب نشست روی پای علی گفت واسه من بریز علی گفت چشم یه پیک دیگه ریخت و گذاشت رو لباش ، پیک خورد و لباشو گذاشت روی لبای علی من کنارشون داشتم پیتزا میخوردم و سهراب و علی تو لبای هم بودن رفت سراغ گردنش و من حسابی از دیدن این صحنه تحریک شده بودم اومدم پاشم برم بالا که علی دستش را گذاشت روی پام و نزاشت بلند بشم سهراب و بلند کرد گذاشت روی پای من و گفت رضا چون چند دیقه حواست به این بچه باشه تا من بیام هنوز تو شوک بودم که سهراب سرشو اورد جلو و گفت یکم سس مالیده اینجا و زبونش را کشید کنار لبم و لباشو گذاشت روی لبام مستی از سرم پرید که دیدم زبونش داره تو دهنم میچرخه وای چقدر داغ بود خون از همه جای بدنم پمپ شد به کیرم و سهرابم داشت ماهرانه لبامو میخورد و کون کوچیکش را روی کیرم تکون میداد که علی اومد گفت ای جان نشست کنارمن و سهراب سرشو دراز کرد سمت علی یه لب ازش گرفت گفت مرسی ددی علی بهش گفت نوش جونت رضا جون این سهراب ما التماس دعا داره علی اومد رکابی من و از تنم در اورد نشست کنار من سهراب باهام لب تو لب بود که علی نشست پایین و شورت سهراب را از پاش در اورد زبونش را گذاشت رو سوراخش و شروع کرد به خورد همزمان دستش را برد تو شلوارک من و کیرمو گرفت شلوارکم را کشید پایین و لباشو گذاشت سر کیرم و شروع کرد برام ساکم زدن سهراب هم رفت پاین و لباشو گذاشت روی کیرم علی را کنار زد و بهش گفت سوراخ را اماده کن ددی خیلی بزرگه با این که ماهان برام خوب ساک میزد ولی کار این بچه خیلی حرفه ای تر بود داشت شیره وجودمو میکشید بیرون علی رفت و با یه کیف کوچیک بر گشت زبونش را گذاشت روی سوراخ سهراب و شروع کرد به لیس زدن سوراخش که با این کار باعث شد سهراب کیر منو عمیق تر ساک بزنه و این بهترین لحظه برای من بود که علی یکم ژل ریخت روی سوراخ سهراب چرخوندش و بلندش کرد و گذاشت روی کیر من و سانت به سانت کیرمو توی سوراخ تنگش جا داد نگه داشت که جا باز کنه و نشست و شروع کرد به لیس زدن تخم های من و کیر سهراب لذت وصف نشدنی از فتح سوراخ سهراب بدنمو گرفته بود که سهراب تیر خلاص را بهم زد و شروع کرد به شیک زدن و پایین بالا کردن روی کیر کلفتم میتونستم جریان خون که از همه بدنم پمپ میشه به کیرم را در تمام وجودم حس کنم و لیس زدن های علی به تخمام مثل یه جریان برق گرفتگی شیرین بود که داشت هوش از سرم میبرد داشت ابم می اومد که بلندش کردم نمیخواستم این لذت به این زودی تموم بشه علی هم بلند شد نشست روی مبل سهراب را گذاشتم توی بغلش و با یه حرکت کیر کلفتم را جا دادم تو اون سوراخ صورتیش قوس کمرش تو داگ استایل بی نظیر بود و ناله های سکسیش زیر کیرم داشت دیونم میکرد علی دستش را برد زیر بدن سهراب و کیر صورتیش را می مالید و بهم میگفت که حسابی سهرابو براش بگام کیر من ارضاش نمیکنه ولی زیر تو داره جون میده لباشو گذاشت روی لبای سهراب و من ضربه هامو به اون کون رویایی محم تر کردم که ناله سهراب بلند شد ابش پاشید روی بدن علی و مبل التماس میکرد که نکنمش کیرمو کشیدم بیرون افتاد تو بغل علی نفس نفس میزد علی لباشو خورد و بهش گفت حال داد گفت عالی بود ممنونم ددی علی بلندش کرد گذاشتش روی مبل و کیرمو گرفت داگی نشست روبه روم روی مبل و گفت رضا جون بزن توش بگام تا ارضا بشی کون تپل و شیو شداش داشت بهم چشمک میزد که دیدم علی اقا اینجا از همه کونی تره ته بات پلاگش را کشیدم بیرون سوراخ گشادش داشت نبض میزد با یه حرکت کیرم جا شد توش کونی اون قدر کیر خورده بود که کیر کلفت من و حس نمیکرد شروع کردم به گاییدن سوراخ گشادش که این بار سهراب اومد رفت لباشو گذاشت روی لبای علی و کیرشو می مالید هنوز 2 دیقه نگاییده بودمش که ابش اومد ولو شد روی مبل ولی مستی هنوز نزاشته بود من ارضا بشم که سهراب لنگاشو باز کرد گفت رضا جونم بیا بکن تا ابت بیاد پاشاهو گذاشتم روی شونم و کیرمو تو سوراخ تنگش جا دادم لبام و گذاشتم رو لباش و شروع کردم به گاییدنش از دیدن صورت خوشکلش و ناله های سکسیش نتونستم خودمو نگه دارم چنتا ضربه محکم زدم با کیرم به عمق سوراخ صورتیش و کل ابمو خالی کردم تو اون سوراخ که حالا غار شده بود لبامو خورد و چشاشو بست کشیدم از سوراخش بیرون شلوارک و رکابیم را از روی زمین برداشتم و رفتم بالا حس سرخوشی داشتم و رضایت ماهان رو تخت خواب بود رفتم زیر دوش و رفتم کنارش دراز کشیدم نفهمیدم کی خوابم برد چشامو باز کردم دیدم لبای ماهان روی کیرم داره پایین بالا میشه با دست سرش را فشار دادم که عمیق تر ساک بزنه وقت گاییدنه دوست پسر خودم بود .
نوشته: mt
18 پاسخ به “سفر خاطره انگیز شمال”
کوص شعرا چیه مینویسید
قشنگ بود خوشم اومد
همین که بدون غلط نوشتی و روش وقت گزاشتی ؛ ممنون ازت و قشنگ بود.
ول من تاحالا هیچ زن ،دختر ویا پسریو ندیدم که بشه با نرم کننده و شامپو و شوینده کرد،اصلا جنده ترین هم که باشه خیلی اذیت میشه
عالی بود عزیزم
یعنی تو رضا که نویسنده داستان باشی تو اون سفر هم ماهان که کونی خودت بود کائیدی و هم سهراب را و هم علی رو !!، یعنی تو گفتی و دیگران هم باید باور کنند !!! ولی یه حسی بهم میگه تو به علی که سنش بالا بود و پزشک بود به اون کون دادی و خواستی تو اون سفر از لدت کون دادن هم بهره ببری خب خیلی کار خوبی بود فکر نکن فاعل قهرمان هست و مفعول بودن رو حس بدی میدونی این طرز فکر اشتباهست هم فاعل و هم مفعول هر دو قهرمان هستن و کارشون هنر است و هنر شون همان خوب سکس کردن آست
من اگه عشقم کاری که تو کردی (خیانت به ماهان) اول از کون دارش میزدم بعد کیرشو میکردم توی دهنت یعنی میخوایی بگی ماهانت پاک بوده خودتی
چقد از داستان های خیانت بدم میاد
چقدر متعهد
ایول ، خوب بود، برای من هم پیش اومده، ولی گروپ شد، و بعدا فهمیدم اونا براش برنامه ریزی داشتن از قبل 😎
ادمشم بگو
آخه بچه کونی یه کون دادن که این همه داد و بیداد و طومار نوشتن نداره . یکم از دخترها یاد بگیر . کلی میدن کسی خبردار نمیشه
چرا اینقدر همه لباشونو میذاشتن رو لبای همدیگه .
راست ودروغ مهم نیست،نگارش ات قشنگ بود ولی هیچی کون توپولی و وزن بالا نمیشه
قشنگ نبود. کیرت و خودت برای ماهان بودی…
نمیتونم آیدی تو پیدا کنم
زدش بر زمین چو کردار شیربدانست کاو خوش تر است حال زیرسبک کیر گَر از میان برکشیدبه سوراخ بیدار دل ورکشیدکه سهراب به زیر اندرون نعره زدسر و جان خود را بر لوس کردبگفتا که اول لبم را ببوسوزانش دگر او نبودش عبوسکه سهراب یلی بود خوب مینمودکه سهراب زیر کیرخودخالی نمودبسی رنج برد شاعر حشریولی رنج اصلی ،یعنی کیر گوهیکه گفتا کیرم پهلوان، چون رستمبه پاسخ که دستگیره کونت بود،یافتمبه لطف دد و دیو وضحاک بهشامکه تا گفت رستم،سوراخی را جُستم
زدش بر زمین چو کردار شیربدانست کاو خوش تر است حال زیرسبک کیر گَر از میان برکشیدبه سوراخ بیدار دل ورکشیدکه سهراب به زیر اندرون نعره زدسر و جان خود را بر لوس کردبگفتا که اول لبم را ببوسوزانش دگر او نبودش عبوسکه سهراب یلی بود خوب مینمودکه سهراب زیر کیرخودخالی نمودبسی رنج برد شاعر حشریولی رنج اصلی ،یعنی کیر گوهیکه گفتا کیرم پهلوان، چون رستمبه پاسخ که دستگیره کونت بود،یافتمبه لطف دد و دیو وضحاک بهشامکه تا گفت رستم،سوراخت رو جُستم