بعد از ازدواجمون یکی دو سالی با هم دعوا داشتیم سر تماس هایی که با سپید می گرفت و الان جلوی چشمم داشت سینه های سپیدو می خورد .
سپید بین امون وایساده بود و کیر جفت امون رو از روی شلوار می مالید،
من ازش لب میگرفتم و مجید داشت سینه هاشو می خورد .
یواش یواش منم اومدم پایین، شروع کردیم دوتایی سینه هاشو خوردن، حالا من کس اش رو میمالوندم و مجید کونشو،، یه سینه اش دهن من بود و اونیکی دهن مجید.
دیگه صدای آه و اوه سپیدم در اومده بود،، نشوندیمش روی مبل، مجید با یه حرکت تاپ اش رو که دیگه روی گردنش اومده بود از سرش کشید بالا و منم نشستم روی زمین و شلوار جین اشو از پاش کشیدم.
دیدن زنم فقط با یک شرت کنار یک مرد دیگه حس دوگانه ای بهم میداد،
من بین پاهاش نشسته بودم و رون هاشو میلیسیدم و مجید هم بالا سرش وایساده بود و سر سپید رو چسبونده بود به زیپ شلوارش و سپید هم با چشم بسته داشت از روی شلوار کیرشو میمالوند به لب اش
شروع کردم به بوسیدن کوس سپید از روی شرت و سپید هم دکمه و زیپ شلوار مجید و باز کرد و از روی شورت، کیر مجید و لیس میزد.
یه شرت چسبون که یه کیر گنده زده بود بیرون…
از قبل می دونستم که مجید یه کیر 23 ، 24 سانتی داره و درسته همیشه حسودیم میشد بهش اما الان بی صبرانه منتظر بودم که این هیولا رو ببینم.
مجید پشت مبل و پشت سر سپید وایساده بود و سپید هم سرشو کج کرده بود که زبون اش برسه.
بی اندازه منتظر دراوردنش بودم که ببینم این چه کیری بوده که سالها حسرتشو می خوردم…
بالاخره شرت اشو دراورد مجید،،، ای واای،، بزرگتر از اونی بود که فکرشو می کردم و اصلا تا الان دیده بودم .
می خواستم به روی خودم نیارم، شروع کردم به لیسیدن شورت سپید، زبونمو از لای شرت می بردم توی کس اش تا نشون بدم کارمو خیلی خوب بلدم، ولی انگار سپید محو کیر مجید شده بود،، کیرشو با دستش گرفته بود و جون جون می کرد.
احساس کردم با جون گفتنش ابم داره میاد،،، شرت اشو کشیدم پایین و سرمو کردم لای پاش و شروع کردم با ولع تمام خوردنش، مجیدم کیرشو گرفته بود و داشت از پشت میمالوند روی صورت سپید و اونم هر وقت کیرش به لبش می خورد یه بوس ازش می کرد و یه جون می گفت .
داشتم دیوونه میشدم، دوتا دستمو انداخته بودم دور رون سپید و تند تند لیس. می زدم کس اشو.
مجید هم یه پاشو از روی مبل رد کرده بود و یه پاش زمین بود پشت مبل، کیرش حالا دقیق جلوی صورت زنم بود،،، سر کیرشو با دست برد بالا و تخماشو نزدیک سپید کرد که از اونجا شروع کنه، انگار خودشم میدونست که چقدر کیرش هوس انگیز هست واسه یه دختر .
زیر چشمی تمام حواسم به اونا بود و زبونم توی کس زنم .
سپید شروع کرد به بوس کردن و لیسیدن تخمای مجید، مجیدم حالا سرش بالا بود و آه می کشید .
خودشو کشید بالا تر که سپید زیر تخماشو لیس بزنه، سپیدم هر کاری میکرد که سریعتر به کیرش برسه، زبونشو از سوراخ کونش می کشید تا تخماش و شروع کرد به خوردن تخم ها و جا کردنش توی دهنش .
کیرم داشت منفجر می شد، از زیر داشتم نگاه می کردمشون، مجید دیگه تقریبا روی صورت زنم نشسته بود و جفت تخم هاشو کرده بود دهن سپید و توی همون حالت دماغ سپیدم می گرفت و ول می کرد .
بی اختیار محو حرکت اش شده بودم و داشتم سپیدو نگاه می کردم که سرمو بالا اوردم و یهو با مجید چشم توی چشم شدم، و فهمیدم اونم داشته منو نگاه می کرده.
سریع چشمو اوردم پایین و شروع کردم به لیسیدن کس سپید،
همین لحظه مجید یه جون بلندی گفت و تخم هاشو از دهن سپید درآورد و کیرشو تا ته کرد دهن سپید.
با اینکه حس تحقیر بود ولی از اینکه مجید اون جون رو به خاطر دیدن من گفت هم خیلی حشریم کرد.
صدای عق زدن سپید می اومد و مجید با حشر بالا در میاورد و دوباره فرو می کرد.
با هربار فرو کردن، از دهن سپید تف می ریخت روی سینه اش.
وای که داشتم دیوونه میشدم، اصلا نمیتونستم چشم بردارم از کیرشو و هر بار که سرمو بلند می کردم مجید و میدیدم که داره منو نگاه می کنه و هر بار محکم تر فرو می کنه توی دهن سپید.
دیگه کل صورت سپید خیس شده بود از تف و می چکید روی سینه اش.
مجید کیرشو کشید بیرون و گفت بریم اتاق،
بدون اینکه منتظر باشه دست سپیدو گرفت و کشوند سمت اتاق،
سپیدو به کمر خوابوند روی تخت و وسط پای سپید وایساد و با دست زد روی کوس اش،
کوس سپید ذوق ذوق می کرد از شدت حشر،
رو کرد بهم گفت جوون، چه خوب اماده اش کردی و کیرشو با دست می کوبوند روی کوس سپید
نمی دونم چرا خیلی ذوق کرده بودم از اینکه ازم تعریف کرده و بی اختیار افتادم روی صورت سپید و شروع کردیم به لب گرفتن و لیسیدن صورت اش.
مجید با دیدن این صحنه انگار وحشی شد، سر کیرشو کرد توی کس، سپید آه بلند کشید، داشتم از حشر میمردم،، شروع کردم به خوردن لباش که تا چند دقیقه پیش کیر مجید رو توش جا داده بود. برای اولین بار مزه کیر رو داشتم احساس می کردم.
هر سه تامون حشری شده بودیم .
منو سپید به شدت لبای همو میخوردیم و مجیدم انگار بی پروا شده بود و هر چند دقیقه می پرسید جرت بدم یا نه؟
سپید کیرمو با دست می مالید و منم لب و صورتشو می لیسیدم و مجیدم شروع کرده بود به تلمبه زدن.
سپید کیرمو با دست میمالوندو مجید تلمبه میزد،
سپید گفت کیرتو بیار بخورم،
گفتم 69 شیم،
سریع بلند شد، به پشت خوابیدم روی تخت و سپید روی من و قمبول برای مجید.
برای اولین بار کس لیسی میکردم با مزه کیر
هر سه تا ساکت شدیم،
حالا سپید داشت کیر منو می خورد و منم از زیر کس اش رو با دست باز میکردم و زبون مینداختم توش و مجید هم بالای سر من وایساده بود بالای قمبل سپیدو انگشتش می کرد.
انگشت اشو با اب کوس خیس می کرد و آروم فرو میکرد توی کون سپید.
همینجوری که داشتم میلیسیدم مجید انگشت شست اشو کرده بود کون سپید و دو تا انگشت اشاره و وسط اشو آوزد بین زبون منو کوس سپید.
بدون اینکه سپید بفهمه زبونم رو اول از بین دو تا انگشت اون رد می کردم و بعدش توی کوس.
حس عجیبی داشتم،
زبونم لای انگشتای مجید بود.
اینقدر حشری شده بودم که آبم اومد روی صورت سپید،
سپید فکر کرد خوردن اون بوده ولی هم من هم مجید فهمیدیم که از بابت لیسیدن انگشت دست اون بود.
دیگه مجیدم داشت داد و بیداد می کرد،انگشت شست اش توی کون سپید بود و کیرشم فرو کرد توی کوس اش و بالای سر من تلمبه می زد. سپید برای بار چندم آهی کشید و ارضا شد،مجید اما مثل دیوونه ها با دست می زد روی کون سپید و کیرشو در میاورد و تا ته میکرد توی کس اش،،
سپیدم کلا افتاده بود روی من و نای هیچ کاری نداشت .
مجید دراورد که من بلیسم، وقتی داشتم می لیسیدم انگشتشو اورد روی کس سپید و من بدون توجه شروع کردم به لیسیدن انگشتشو کس سپید،، انگشتشو درآورد و شروع کرد با سوراخ کون سپید بازی کردن، دوباره آه هر سه تامون بلند شد، یه بند انگشت کرد توی کونشو دوباره فرو کرد توی کسی که من داشتم میلیسیدمش،، زبونم از داخل میخورد به انگشت مجید و حالا انگشت اون بود که داشت چوچول سپید رو می مالوند و من داشتم انگشت اونو لیس میزدم .
بازم مجید انگشتشو درآورد و با سوراخ کون سپید بازی می کرد،، انگشتشو فرو می کرد تا ته توی کونش و به اونیکی دست محکم میزد روی کون .
مجید یه تف روی سوراخ سپید انداخت و با انگشت تف اشو برداشت و اورد نزدیک صورت من، انگار که دیگه دوست داره با من لذت ببره .
خیلی حشری شده بودم، از یه طرف نمی تونستم هم زنمو بدم هم خودم دست لیسیشو بکنم و از یه طرفم واقعا حشری شده بودم و دوست داشتم تجربه سکسی جدید داشته باشم.
توی همین فکرا بودم که مجید انگشتشو گذاشت رو لبمو با سر اشاره کرد بخور، نمیدونم چرا ولی بدون اینکه حرفی بزنم دهنمو باز کردم، شاید دیدن مجید از زیر کیر و خایه اش اعتماد به نفس رو ازم گرفته بود .
تا شروع به لیسیدن انگشتش کردم صدای جون گفتن اش اومد و آبش اومد و ریخت روی کون سپید…

ادامه دارد…
نوشته: آرش
9 پاسخ به “زیر خایه های دوست پسر زنم (۱)”
.اراجیف هم حدی داره…یه جور ببافین سقف نریزه…لااقل ترک برداره…زیر خایه های همون دوست پسرزنت بمون که جات همونجاست
عالی بود
بی مقدمه ، بی معرفی و سرسری نوشتن، واقعا چرت بود
خصوصي پيام ميدي بهم؟
عالی بود یجورایی تجربه کردم
حداقل یک خروس بیار تو خونه که ی نوک میزد در کون مجید یا ی پنجه میزد به کیر مجید خیلی خر کیف نشه،از خودت که هیچ بخاری بلند نمیشه بچه کونی
کلاه داری ؟بزارش بالاتر
کامل از اول بگو. مرسی قشنگ بود
ادامشو از کجا بخونیم