دوس داشتن پسرعمو

سلام به همگی
اين داستان برميگرده به خیلی سالها پیش که اونموق 10سالم بود.
تابستون ها ميرفتم خونه عموم چند روزی میموند‏م. چون به پسر عموم خیلی علاقه داشتم.یه 6سالی ازم بزرگتره ولی خیلی باهاش جور بودم هرجا میرفت باهاش ميرفتم فقط هم بخاطر اون بود که اونجا میموندم چون دوستاي زیادی داشت و بساط بازی و سرگرمی همیشه تو کوچشون به راه بود برای همین اونجا خوش میگذشت.
موی سرم خیلی بلندو نافرم شده بود که زن عموم به پسر عموم گفت که منو ببره آرایشگاه که یخورده از این حالت در بيام که پسر عموم گفت من خودم ميتونم یخورده بهتر بدترش کنم بلدم که زن عمو گفت نه میزنی خراب میکنی که پسر عموم گفت که نه ميتونم.به من خودم کوتاه کنم گفتم باشه منم که رو حرفش حرفی نمیزدم قبول کردم.
اونم با ماشین شروع کرد.که خوب شد بد نشد. البته چی ميتونستم بگم مجبور بودم ديگه کارش تموم شده بود. من کله سر وتنم شده بو مو.که زن عمو منو دید گفت مستقیم حمام که پسر عمو هم گفت توهم برو بچه خودشو ميسوزنه.منم میرم خونه همسایه روضه اومدم تمیز باشین.الان پیشه خودم ميگم شاید زن عمو خواست يه حالی به پسرش بده.
من رفتم تو که یهو دیدم اونم اومد گفتم تو کجا اومدي نیا تو شرت پام نیس گفت اشکال نداره منم در میارم که تو هم خجالت نکشی.من از خجالت اصلا رومو بهش نکردم پشت بهش بودم زیر دوش مشغول شستن خودم که یهو احساس کردم يه چيز سفتی خورده به کونم نميدانست چیه فک کردم تصادفی بوده که دوباره دستشو رو پشتم احساس کردم که کم کم رسید به کمرم و بعدش کونم.
کاملا خشکم زده بود بعد چند ثانیه کاملا کونه کوچیکم تو دستاش بودو ور میرفت از ترس و خجالت نه تونستم برگردم نه بگم نکن.
گرمی زبونش رو گردنم احساس ميشد وای داره چيکار میکنه به دلیل سن کمم نميدونستم داره چيکار میکنه.
کم کم با زبونش سوراخ کونه به مو سفیدمو لیسید خیلی حرفه ای بود.
بعده يه دله سیر خوردنش منو برگردوند سمت خودش من اصلا تو چشاش نگاه نکردم سرم پایین بود که چشم به کیرش خورد.وای این چی بود يه کیره دراز نسبتا کلفت.الان که فک میکنم ميگم تو اون سن کیرش اون بود الان خدا به داد زنش برسه.
منو نشوند به حالت چهار زانو الان دقیقا کیرش جلو صورتم بود نميدونستم منظورش چیه که کیرشو میزد به صورتم گفت بخورش من نگاش کردم که چی ميگي که گفت بلد نیستی گفتم نه چیو. که اومد کیره کوچیکمو گرفت تو دستش گفت پس این چرا سیخ شده به خودم اومدم دیدم کیرم سیخ شده بود.اونم واسه آموزش دادنه من کیرمو که البته اونموقع ميشد گفت دودول و کرد تو دهنش و خیلی خشکل میخورد من چه حالی کردم حسه عجیبی بود برام ولی عالی.گفت حالا یاد گرفتی بخورش منم دیگه مجبور شدم ولی کیرش تو دهنم جا نميشد فقط کلشو میخوریم که گفت لیس بزن مثله بستنی که لیسیدم.دید نه خوب نميتونم گفت پاشو پشت به من
وایستا گذاشت لای پام وشروع کرد عقب جلو کردن.بازم خداروشکر انقد گاو نبود بزاره تو سوراخ وگرنه قطعا میمردم.بعد چند لحظه گفت پالتو ضربدری کن بعد يه مشت شامپو کف دستش پر کرد حالا کاملا میدیدم داره چيکار میکنه چون داشتم لذت میبردم دوباره شروع کرد چه حسه خوبی بود لای پام عقب جلو میرفت بعده چند دقیقه دیدم سریع شد که یهو از لای پام در آورد که آه اهش در اومد که ترسیدم فک کردم چيزيش شد که برگشتم سمتش که ببینم چی شده تمومه آبش رو شکمم خالی کرد خیلی داغ بود من فک کردم شاشیده بهم که سریع رفتم زیر دوش خودمو آب زدم که بعد ها متوجه شدم که چی بود. گفت به تو هم یاد بدم به خودت حال بدی کیرمو گرفت برام جق زد با کلی شامپو که خوب حال.بعد کاملا منو شست و به زن عمو تحویل داد.
شرمنده طولانی بود.
اولین بارم بود ببخشید
نوشته: …Mamali

بازدید 17,753

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “دوس داشتن پسرعمو”

  1. Mamaliاگه خودت فقط یه دور بخونیش از شدت خنده پهن می شی رو زمین ، همه ی فعلات جا به جا ستاون جایی ام که گفتی کون به مو یه لحظه فک کردم شاید افغانی باشی !!!در ضمن وقتی میای از کیف کردنت می گی دیگه نمی شه سو استفاده اینو بفهم لطفا

  2. بازم خوبه اینقد گاو نبود اگه بود چی میشد؟؟ ?نه کوچولو هم اون گاو بود هم تو اینقدر خر و ماده گاو بودی که بهش بدی.

  3. نه به عنوان داستانت که دوست داشتن پسر عموئه نه به بر چسب سو استفاده… معلومه جقنویسه داستانت … منظورم اینه ننویس. چرت وپرت تا کی ؟ پرت و پلا گفتن هم حدی داره

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید