سلام
اين اولين خاطره سكسي من ميباشد كه در سايت شهواني مينويسم.
من يك پسري هستم با قد 170 و سن 17و استيل متوسط و صورتي كه همه ميگن وقتي ميخندي
خوشگل ميشي بگذريم.
من توي و دوستام توي يك پارك نشتسه بوديم پاتوق هميشگي ما بود و دختراي زيادي
اونجا ميان و آمار بارون ميكنند. ما نشسته بوديم و حرف ميزديم كه ناگهان دوتا
دختر خوشگل و اندامي تو پر از جلوي ما رد شدند و دو تا صندلي بعد از اونجايي كه
ما نشسته بوديم نشستند. اولش هيچ علاقه يا كششي به رفاقت يا سكس با اونا نداشتم
تا اين كه يك دفعه نظرم عوض شد. يكي از اون دخترا كه اسمش مهسا باشه به طرف ما
اشاره كرد اولش فكر كردم با دوستمه كه با انگشت اشاره به طرم من كرد و گفت اون
يعني من ، رفتم جلو و بعد از سلام و احوال پرسي گفت كه اسمت چيه و منم گفتم
چه دليلي داره كه اسم منو بدونيد گفت واسه رفاقت لازم ميشه منم گفتم شايد
واسه منم لازم بشه بعد دوستش كه اسمش آرزو بود گفت چقدر كل كل ميكنيد بيا بشينيد
كنار هم و صحبت كنيد گفتم نه اينجا خيلي بده همه منو ميشناسند كه مهسا گفت بريم توي اون كوچه دوباره گفتم اونجا كه بد تره گفت اصلا بيخيال منم
گفتم تو خونه ميايي كه اون گفت ديگه چي چيز ديگه نميخوايي منم گفتم نه
ممنون خنديد و گفت نه نميشه منم ديگه اصرار نكردم و گفتم پس هيچي ديگه
ميخواستم خدا حافظي كنم كه يك دفعه از تو فكر دراومد و گفت خونه كجاست
منم گفتم نظرت عوض شد گفت بگو كجاست گفتم از اينجا تا خونه 2 دقيقه راهه
گفت ميشه نيم ساعته برگشت منم گفتم آره كمترم ميشه كه گفت باشه بيا بريم
دست دوستش رو گرفت و بلند شد كه من گفتم بايد تنها بيايي من نميتونم دوتا دختر رو همزمان ببرم تو ساختمون گفت بايد دوستمم باشه من ميترسم كه منم گفتم بياد ولي دم در بشينه كه گفت باشه.
من رفتم از دوستم سپهر كليد پاركينگشون رو گرفتم و با بهش گفتم كه آروم آروم پشت سر ما بياد پاركينگ اونا يك اتاق كوچك با وسايل كمي داره كه تا پارسال واسه نگهباني بود. رفتيم و در خونه من به مهسا گفتم كه دوستت بره چند متر پايين تر اونم قبول كرد و رفت به مهسا هم گفتم برو تو كوچه باريك و از در پشتي كه باز ميكنم بيا تو مهسا هم رفت من در رو باز كردم
من خودم و دوستم رفتيم تو به دوستم گفتم تو راهرو بشين و مواظب باش منم از در پشتي مهسا رو اوردم تو پاركينگ و توي اتاق روي تخت نشستيم اول با حس كنجكاوانه پرسيد كه اينجا كجاست منم گفتم خونمونه ( آمار اشتباهي )
بعد گفت كه عجله داره خودش رو چسبوند به من و گفت از من خوشت مياد گفتم ره بعد پرسيد پس چرا نيومدي بهم شماره بدي منم گفتم كه از اون پسرا نيسم
كه به هر كس شماره بدم بعد گفت دستت درد نكنه منم گفتم رو تو داشتم فكر ميكردم بعد گفت جدا گفتم آره بعد گفت تا كي باهام ميموني منم گفتم اول تو بگو گفت من تا هر وقت كه تو بموني منم گفت تا آخر عمر بعد گفتم چند سالته گفت 15 منم گفتم بهت نمياد گفت بزرگ ميخورم گفتم آره گفت نه شوحي كردم 17 سالمه بعد پرسيد تو چي منم گفتم 18 گفت واقعا گفتم آره.
بعد گفت ميتونم ببوسمت منم گفتم اول من گفت نه من دوست ندارم كسي منو ببوسه گتم حتي من گفت حالا واسه تو يه كاريش ميكنم
منم گفتم تا تو نزاري من نميزارم بعد گفت مگه دسته توهه گفتم آره بعد بهش گفتم بيا رو تخت دراز بكشيم اولش نيومد منم گفتم من ميخوابم اگر خواستي تو هم بيا امود نزديك من و دستمو گرفت منم جارو باز كردم و سرش گذاشت رو دستم ميخوست سوال بپرسه كه من گفتم ميدوني زن و شوهر ها تو تخت چكار ميكنن گفت آره منظورت اينه كه ما الان منم وسط حرفش گفتم نه
ميتونيم نصفشو انجام بديم بلند شد كه بره دستشو گرفتم برگشت گفت من از اون دخترا نيستم و تا حالا از اين كارا نكردم و نميكنم و فقط با شوهرم ميكنم منم گفتم ميتونم شوهرت باشم گفت خيلي پررويي منم گفتم باشه بيا در حد بوس و لب و دست گفت نه منم گفتم اين خواسته تو بود گفت فقط بوس گفتم باشه دوباره به همون حالت خوابيد بقلش كردم و پيشونيشو بوسيدم بعد شالش رو برداشتم و گفتم چه گل سر قشنگي دو سه دقيقه تو بقلم آروم نفس نفس ميزد منم دستمو گذاشتم رو سينش كه گفت نكن بدم مياد منم گفتم اي كاش از اينا داشتم بعد گفت دلت بسوزه منم گفتم هوس شير كردم
گفت دوباره شروع كردي منم گفتم به خاطر من گفت فقط چند دقيقه گفتم باشه دكمه مانتو رو داشت باز ميكرد منم داشتم كمكش ميكردم كه نگام كرد و گفت خيلي مشتاقي گفتم نه ولي واسه عشقمو دوست دارم.
مانتو شو باز كرد و پيراهنش رو داد بالا من چشمام دراومد دوتا سينه سفيد وگرد توي سوتين ، سوتينش رو داد پايين من ديوونه تر شدم
وقتي نوك سينه رو ديدم آروم سرمو بردم رو سينه بعد چند دقيقه كه خوردم گفت دارم يه جوري ميشم اينحا هم خيلي گرمه منم گفتم مانتو تو در بيار گفت خودت اين ار رو بكن منم گفتم كمك كن با كمك خودش مانتو رو در آوردم و بقلش كردم و لپشو بوسيدم و اروم رفتم طرف لبش با هم ديگه از ته دل لب ميگرفتيم منم دستمو از پشت كردم تو شلوار و بعد زير شورت
و بين لاي پاش كوسش و سوراخ كونشو دست كيزدم خوش حال بودم از طرفي نه چيزي گفت و نه نوار بهداشتي داشت.
بعد خودش هم دست كرد تو شورت من و با كيرم بازي ميكرد كه كيرم شق شد بهش گفتم
ميتونم از پشت بكنم گفت هر جور راحني عزيزم منم مثل برق گرفته ها بهش خيره شدم
اونم گفت اگه پشيمونه برم گفتم نه تو شوكم بعد شلوارش رو تا زانو داد پايين و گفت روم نميشه بقيش با خودت منم شوردشو دادم پايين و شلوار خودمو دادم پايين اول فكر كردم كوسش عرق كرده كه بعدش هميدمكوسش به خاطر حشر خيسه يكم تف زدم بين فرق كونش و ميرم كيرمو گرفتم دستم و با هزار جور بدبدختي گذاشتم تو سوراخ كونش ميترسيم اشتباهي يه جا ديگه بزارم كه پردش پاره بشه همين كه كيرم رفت تو سوراخش و وزنمو انداختم روش خودشو سفت كرد و جيق زد موهاي بدنش سيخ شده بود دوستم اومد دم در گفت آروم داري چكار ميكني گفتم هيجي باهاش شوخي كردم بعد دم گوشش گفتم تورو خدا گفت بكش بيرون منم كشيدم بيرون لباساشو پوشيد كه بره بهش گفتم كجا گفت خيلي كثافتي منم گفتم هنوز شماره تو ندادي گه گفت نميدم با عصبانيت رفت بيرون منم كيرمو تميز كزدم و رفتم بيرون كه اونا رفتن هنوز كه هنوزه دنبالشم كه آبمو بهاش دربيارم.
اين اولين خاطره سكسي من ميباشد كه در سايت شهواني مينويسم.
من يك پسري هستم با قد 170 و سن 17و استيل متوسط و صورتي كه همه ميگن وقتي ميخندي
خوشگل ميشي بگذريم.
من توي و دوستام توي يك پارك نشتسه بوديم پاتوق هميشگي ما بود و دختراي زيادي
اونجا ميان و آمار بارون ميكنند. ما نشسته بوديم و حرف ميزديم كه ناگهان دوتا
دختر خوشگل و اندامي تو پر از جلوي ما رد شدند و دو تا صندلي بعد از اونجايي كه
ما نشسته بوديم نشستند. اولش هيچ علاقه يا كششي به رفاقت يا سكس با اونا نداشتم
تا اين كه يك دفعه نظرم عوض شد. يكي از اون دخترا كه اسمش مهسا باشه به طرف ما
اشاره كرد اولش فكر كردم با دوستمه كه با انگشت اشاره به طرم من كرد و گفت اون
يعني من ، رفتم جلو و بعد از سلام و احوال پرسي گفت كه اسمت چيه و منم گفتم
چه دليلي داره كه اسم منو بدونيد گفت واسه رفاقت لازم ميشه منم گفتم شايد
واسه منم لازم بشه بعد دوستش كه اسمش آرزو بود گفت چقدر كل كل ميكنيد بيا بشينيد
كنار هم و صحبت كنيد گفتم نه اينجا خيلي بده همه منو ميشناسند كه مهسا گفت بريم توي اون كوچه دوباره گفتم اونجا كه بد تره گفت اصلا بيخيال منم
گفتم تو خونه ميايي كه اون گفت ديگه چي چيز ديگه نميخوايي منم گفتم نه
ممنون خنديد و گفت نه نميشه منم ديگه اصرار نكردم و گفتم پس هيچي ديگه
ميخواستم خدا حافظي كنم كه يك دفعه از تو فكر دراومد و گفت خونه كجاست
منم گفتم نظرت عوض شد گفت بگو كجاست گفتم از اينجا تا خونه 2 دقيقه راهه
گفت ميشه نيم ساعته برگشت منم گفتم آره كمترم ميشه كه گفت باشه بيا بريم
دست دوستش رو گرفت و بلند شد كه من گفتم بايد تنها بيايي من نميتونم دوتا دختر رو همزمان ببرم تو ساختمون گفت بايد دوستمم باشه من ميترسم كه منم گفتم بياد ولي دم در بشينه كه گفت باشه.
من رفتم از دوستم سپهر كليد پاركينگشون رو گرفتم و با بهش گفتم كه آروم آروم پشت سر ما بياد پاركينگ اونا يك اتاق كوچك با وسايل كمي داره كه تا پارسال واسه نگهباني بود. رفتيم و در خونه من به مهسا گفتم كه دوستت بره چند متر پايين تر اونم قبول كرد و رفت به مهسا هم گفتم برو تو كوچه باريك و از در پشتي كه باز ميكنم بيا تو مهسا هم رفت من در رو باز كردم
من خودم و دوستم رفتيم تو به دوستم گفتم تو راهرو بشين و مواظب باش منم از در پشتي مهسا رو اوردم تو پاركينگ و توي اتاق روي تخت نشستيم اول با حس كنجكاوانه پرسيد كه اينجا كجاست منم گفتم خونمونه ( آمار اشتباهي )
بعد گفت كه عجله داره خودش رو چسبوند به من و گفت از من خوشت مياد گفتم ره بعد پرسيد پس چرا نيومدي بهم شماره بدي منم گفتم كه از اون پسرا نيسم
كه به هر كس شماره بدم بعد گفت دستت درد نكنه منم گفتم رو تو داشتم فكر ميكردم بعد گفت جدا گفتم آره بعد گفت تا كي باهام ميموني منم گفتم اول تو بگو گفت من تا هر وقت كه تو بموني منم گفت تا آخر عمر بعد گفتم چند سالته گفت 15 منم گفتم بهت نمياد گفت بزرگ ميخورم گفتم آره گفت نه شوحي كردم 17 سالمه بعد پرسيد تو چي منم گفتم 18 گفت واقعا گفتم آره.
بعد گفت ميتونم ببوسمت منم گفتم اول من گفت نه من دوست ندارم كسي منو ببوسه گتم حتي من گفت حالا واسه تو يه كاريش ميكنم
منم گفتم تا تو نزاري من نميزارم بعد گفت مگه دسته توهه گفتم آره بعد بهش گفتم بيا رو تخت دراز بكشيم اولش نيومد منم گفتم من ميخوابم اگر خواستي تو هم بيا امود نزديك من و دستمو گرفت منم جارو باز كردم و سرش گذاشت رو دستم ميخوست سوال بپرسه كه من گفتم ميدوني زن و شوهر ها تو تخت چكار ميكنن گفت آره منظورت اينه كه ما الان منم وسط حرفش گفتم نه
ميتونيم نصفشو انجام بديم بلند شد كه بره دستشو گرفتم برگشت گفت من از اون دخترا نيستم و تا حالا از اين كارا نكردم و نميكنم و فقط با شوهرم ميكنم منم گفتم ميتونم شوهرت باشم گفت خيلي پررويي منم گفتم باشه بيا در حد بوس و لب و دست گفت نه منم گفتم اين خواسته تو بود گفت فقط بوس گفتم باشه دوباره به همون حالت خوابيد بقلش كردم و پيشونيشو بوسيدم بعد شالش رو برداشتم و گفتم چه گل سر قشنگي دو سه دقيقه تو بقلم آروم نفس نفس ميزد منم دستمو گذاشتم رو سينش كه گفت نكن بدم مياد منم گفتم اي كاش از اينا داشتم بعد گفت دلت بسوزه منم گفتم هوس شير كردم
گفت دوباره شروع كردي منم گفتم به خاطر من گفت فقط چند دقيقه گفتم باشه دكمه مانتو رو داشت باز ميكرد منم داشتم كمكش ميكردم كه نگام كرد و گفت خيلي مشتاقي گفتم نه ولي واسه عشقمو دوست دارم.
مانتو شو باز كرد و پيراهنش رو داد بالا من چشمام دراومد دوتا سينه سفيد وگرد توي سوتين ، سوتينش رو داد پايين من ديوونه تر شدم
وقتي نوك سينه رو ديدم آروم سرمو بردم رو سينه بعد چند دقيقه كه خوردم گفت دارم يه جوري ميشم اينحا هم خيلي گرمه منم گفتم مانتو تو در بيار گفت خودت اين ار رو بكن منم گفتم كمك كن با كمك خودش مانتو رو در آوردم و بقلش كردم و لپشو بوسيدم و اروم رفتم طرف لبش با هم ديگه از ته دل لب ميگرفتيم منم دستمو از پشت كردم تو شلوار و بعد زير شورت
و بين لاي پاش كوسش و سوراخ كونشو دست كيزدم خوش حال بودم از طرفي نه چيزي گفت و نه نوار بهداشتي داشت.
بعد خودش هم دست كرد تو شورت من و با كيرم بازي ميكرد كه كيرم شق شد بهش گفتم
ميتونم از پشت بكنم گفت هر جور راحني عزيزم منم مثل برق گرفته ها بهش خيره شدم
اونم گفت اگه پشيمونه برم گفتم نه تو شوكم بعد شلوارش رو تا زانو داد پايين و گفت روم نميشه بقيش با خودت منم شوردشو دادم پايين و شلوار خودمو دادم پايين اول فكر كردم كوسش عرق كرده كه بعدش هميدمكوسش به خاطر حشر خيسه يكم تف زدم بين فرق كونش و ميرم كيرمو گرفتم دستم و با هزار جور بدبدختي گذاشتم تو سوراخ كونش ميترسيم اشتباهي يه جا ديگه بزارم كه پردش پاره بشه همين كه كيرم رفت تو سوراخش و وزنمو انداختم روش خودشو سفت كرد و جيق زد موهاي بدنش سيخ شده بود دوستم اومد دم در گفت آروم داري چكار ميكني گفتم هيجي باهاش شوخي كردم بعد دم گوشش گفتم تورو خدا گفت بكش بيرون منم كشيدم بيرون لباساشو پوشيد كه بره بهش گفتم كجا گفت خيلي كثافتي منم گفتم هنوز شماره تو ندادي گه گفت نميدم با عصبانيت رفت بيرون منم كيرمو تميز كزدم و رفتم بيرون كه اونا رفتن هنوز كه هنوزه دنبالشم كه آبمو بهاش دربيارم.
نوشته: سعید
22 پاسخ به “دوست دختر یک روزه”
Kiram be farqe sare doruqgu.ok amu jun?admin in yaru khodsh dare mige 17 saleshe bad to gozashti dastanesho inja.ye sari be safeye avale site beyani bad nis
17 سالته تو فکر سکس بودی جمع کن بابا این سایت برای بالای 18 هستش بدو برو سر درس و مشقت
سردرسایتو بکنید 20 سال اینجوری این بچه جقیا شاید روشون کم بشه نیان البته بعید میدونم
ساینا چرا دیروز نیومدی هان؟ساعت 5
عالی بود خوب کس شعر تلاوت میکنی.شماره جنده کسی خاص بگه
با اين كوس شعرها خودت بايد بدي مشتري پيدا ميكنم
داستان چرتی بود.کسخول من جات بودم میرفتم جق میزدم این داستانو نمینوشتم.دیگه اینجورم دخترا جنده نیستن که.
بچه جون مگه نگفتن زیر 18 سال اینجا نیاد برو بازیتو کن بزرگتر شدی بیا. ادمین حداقل خودت قوانین سایتو نقض نکن
فقط 4خط اولو خوندم کيرم تولبخندت چس مثقال.اين ساينا جون 4کامنت ميذاره من انم ميگيره اه اه خدا هم بهت اعتماد نکرد جلوتو بست برم برينم.
اه اه اه.
Zerrrrrrrrrrrrrrrrrrt! Aalat parishe badbakht!
اخه اينا چيه به خورد ما ميدي ادمين…لبخند اني…كير منم وقتي كوس مامانتو ميبينه لبخند قشنگي ميزنه…
سلام عمو جون خسته نباشی!!! داستانت خوب بود عزیز گلم یه خورده بخند بوست کنم!!! بوووووووووووس!!! ای جانم!!! فقط دفعه بعدی یادت نره اول مشقات رو کامل بنویس تا فردا روز رفتی سر کلاس خانم معلم گفت چرا مشق نداری نگی رفته بودم تو بکن تو داستان سکسی بنویسم بچه ها بهم فهش بدن باشه؟؟؟ باریک !!! دیگم ننویس اصلا باشه پسرم !!1 باشه عسلم!! ای قربون شکل ماهت برم !!!17
ادمین جان.عزیزم.قربونت برم.الهی فدات شم،الهی اسب آبی تو کونت خمیازه بکشه!الهی تمساح برات ساک بزنه!الهی بشینی رو جوجه تیغی!الهی بری قزوین بند کفشت باز بشه!الهی نخود بخوری نتونی بگوزی!الهی شاشت بگیره کمربندت باز نشه!الهی بری حموم واجبی بزنی آب قطع بشه!الهی هر کانالی میزنی احمدی نژاد رو نشون بده! خواهش میکنم داستان تخمی نزار.ریدی تو سطح سایت عزیزم.
يه نگاه به داستانهاي دوستان نويسنده عزيز چند نكته داره:1 داستانا اكثرا كس شعر مي باشد.2 دوستان عزيز داراي قوه تخيل در حد فضا دارند3 كارتون فوتباليستها زياد مي ديدند.4 سطح سواد زير خط صفر است.5 از ادمين محترم خواهشمنديم كلاس سوادآموزي تشكيل دهد.
اه!خسته شديم اينقدر فحش داديم !ولي خوب تو هم نبايد از ديرش در بري !امشب خستمه پس فقط ميگم كير تو كس ننت دروغگوي كونده!جناب ادمين چرا نظراي منم پاك ميكني؟!
خاک بر سرتون گفت دختره 17 بوده نه خودش
To shenasname 18 saleshe vali afkare 15sale haro darehe he he
بچه ها شب همتون بخیر
ریدی جون مامانت
Navid love no هر وقت ریدنت گرفت برین تو دهن مامانت من همیشه اونجا میرینم
خسته نباشید!!!