(دوست عزیز این متن اصلا جنبه سکس نداره میتونی نخونی ❤)نمیدونم چی شد! مگه میشه همچین چیزی که پسر عاشق پسر شه!از خودم مطمئن بودم که همجنسباز نیستم ولی اینو چرا میدیدم دلم یه جوری میشد!همه دوسش داشتن همه به یه چشم نگاهش میکردن اما من یه حسی بهش داشتم،
بعضی وقتا که چشم تو چشم میشدیدم تو دلم یه حالتی رخ میداد …خیلی لذت بخش بود حتی از ارضا شدن هم بهتر بود ولی چرا مگه چی داشت؟؟
یه پسر هم سن خودم با پوست سبزه موهایه لخت مشکی و چشمانی قهوه ای! یه جذابیت خاصی داشت حاضر بودم جا اون باشم با اینکه هیکلشم معمولی بود اما همه دوستش داشتن کسی نبود که ازش بدش بیاد…
تو دوسال اول اصلا باهم در هفته به زور یه کلمه حرف میزدیم و من حسی اوایل بهش نداشتم اما سال اخر بود درست وقتی که فهمیدم دیگه هر روز همو نمیبینیم فهمیدم یه حسی بهش داشتم ولی اسمشو نمیزارم عشق میگم دوست داشتن . عجیب از هر لحاظی به دوستاش حسودیم میشد ! نمیدونم چی شد چه جرقه ای بین ما خورد ک باعث پیوندمون شد. شبا حتی با یادش میخوابیدم البته بماند که خیلیا تو کفش بودن اما اونا برا لذت خودشون میخواستنش ولی من نه … هرکاری میتونستم براش میکردم.عوض شده بودم میرفتم تو حال خودم رفیقامو تحویل نمیگرفتم شده بود دلیل مدرسه رفتنم دعوا زیاد میکردیم لذت میبردم از اینکه حرصش میدم.اقا پسر قصه ما اسمش بهنام بود کسی که خیلی دوست داشتم دلیلشم هنوز مبهمه برام . الان که دارم اینارو مینویسم کلافم دلیلشم اینه راحت شم …حاظر بودم امسال با تموم بدبختیا و امتحانا و بقیه تکرار بشه و باز بتونم هر روز ببینمش! این تابستون اونو ازم گرفت ! دیگه حتی میلی یه پیام دادن بهش ندارم ! فکر میکنم بهم محل نمیده …
ببخشید وقتتونو گرفتم ولی نوشتم تا خالی شم ??? فحش ازاد
بعضی وقتا که چشم تو چشم میشدیدم تو دلم یه حالتی رخ میداد …خیلی لذت بخش بود حتی از ارضا شدن هم بهتر بود ولی چرا مگه چی داشت؟؟
یه پسر هم سن خودم با پوست سبزه موهایه لخت مشکی و چشمانی قهوه ای! یه جذابیت خاصی داشت حاضر بودم جا اون باشم با اینکه هیکلشم معمولی بود اما همه دوستش داشتن کسی نبود که ازش بدش بیاد…
تو دوسال اول اصلا باهم در هفته به زور یه کلمه حرف میزدیم و من حسی اوایل بهش نداشتم اما سال اخر بود درست وقتی که فهمیدم دیگه هر روز همو نمیبینیم فهمیدم یه حسی بهش داشتم ولی اسمشو نمیزارم عشق میگم دوست داشتن . عجیب از هر لحاظی به دوستاش حسودیم میشد ! نمیدونم چی شد چه جرقه ای بین ما خورد ک باعث پیوندمون شد. شبا حتی با یادش میخوابیدم البته بماند که خیلیا تو کفش بودن اما اونا برا لذت خودشون میخواستنش ولی من نه … هرکاری میتونستم براش میکردم.عوض شده بودم میرفتم تو حال خودم رفیقامو تحویل نمیگرفتم شده بود دلیل مدرسه رفتنم دعوا زیاد میکردیم لذت میبردم از اینکه حرصش میدم.اقا پسر قصه ما اسمش بهنام بود کسی که خیلی دوست داشتم دلیلشم هنوز مبهمه برام . الان که دارم اینارو مینویسم کلافم دلیلشم اینه راحت شم …حاظر بودم امسال با تموم بدبختیا و امتحانا و بقیه تکرار بشه و باز بتونم هر روز ببینمش! این تابستون اونو ازم گرفت ! دیگه حتی میلی یه پیام دادن بهش ندارم ! فکر میکنم بهم محل نمیده …
ببخشید وقتتونو گرفتم ولی نوشتم تا خالی شم ??? فحش ازاد
نوشته: shadow
14 پاسخ به “دوست، آشنا، دشمن!”
از تو بعیده خب تاپیک درست میکردی (dash)
نظرم چیه؟اول بوگو تو کدوم شدویی!؟اگه شدو خودمونی باس دنبال یه چی باشم تا بهت گیر بدم! ^_^
رسما مارو کیر کردی دیگه؟
من که مطمئنم این نوشته شدو نیس ✋ خیلی بی سر و ته بود واقعا (hypnotized) (dash)
گیج کننده بود متاسفانه
کیری تخمی چقد شادو زیاد شده قبلا چندتا بیشتر نبودیم اگه شدو شصت نه تویی که یه چیز درخورت باید بت بگم طبق گفته دوستان
گی بودن حس فوق العاده اییه باید باشی تا حسش کنی
تو مايه ي فيلمهاي اصغر فرهادي بود
لایکخوب مینویسی کهبیشتر بنویس ،استعدادشو داری
خیییلی عجیبه،،اماازآدم هرچی بگی بر میاد
از تو این کسشعرا بعید بود داداچ نچ نچ نچ
اعتراف میکنم داستان تخمیه من بود که قبل از ساخت اکانت اپ کردم شرمنده بابت گرفتن وقت تخمیتون 🙂 تازه کارم راه میفتم 🙂 اولاش خواستم شونه خالی کنم ولی ولش دیگه فوقش یه چند وقت بکن تو نمیایم
لایک ۱۰… ?
اقا این چه حرکته ایه چرا از اسم من استفادا میکنی/:دوستان در جریان هستین که من این کاره نیستم :دیکاغذیه خودم الان من سو سو انگری چه کردی با من :دیحالا به کیرت بگیر بدم نبود دفعه بعد بیشتر تلاش کن^-^