مامانمو جلوم تو خیابون رودکی کردن. یکی سوار ماشینش کرد. من پشت سرشون رفتم و تا خونه ی طرف روندم. سنش بالا رفته بود. یکی مثل خودم از سن بالا ها خوشش می اومد دنبالش بود. هیچ کاری نکردم فقط وایسادم و تماشا کردم. مثل یه اسب عربی توی این سنش برای دو نفر ساک میزد و داد می زد که بهم کیر بدین ، بهم کیر بدین. پشت پنجره ایستادم بعد رفتم تو. مامانم میدونست که من میدونم. خیلی سال پیش یکی یکی دوست هاشو می داد سمت من. دوست هاش فیلم و عکس سکس هامون رو نشونش میدادن. اولش حسودیش میشد بعد عادت کرد. خودم نکردمش هیچوقت. نه بخاطر مادر پسری. فقط چون دلم نمیخواستش. دوست هاش جنده های درجه یک شهر بودن. جنده هایی که پسرا دیوونه شون بودن و کس و کونشون رو به میلیارد میخریدن می اومدن توی اتاق یا من می رفتم خونه شون و تو ته کس های تنگشون وسط خونه های لوکس و گرون قیمتشون و نزدیک به لباس زیرهای مارک و قاب عکس خانوادگی ای که شوهرشون با رضایت یه گاو هندی و یک خدای هندی ، کریشنا و هزارون دیگه ش توی عکس لبخند می زد. انگار از دیدن کس پاره ی زنشون که یه سیاه کیر کلفت داشت تهش رو در میاورد رضایت ابدی بهشون دست داده بود. مامان وسط کیر دو مرد نسبتا جوون داشت جون میداد. یکیش کیر کشید بیرون و توی صورتش ابش رو اورد و بعد روی موهای کم پشتش و سینه های نرم بزرگش، مایع زرد رنگی که بوی شاش میداد ریخت. بله. مامانم وسط این ها دهنش رو باز کرد و شاش و آب کیر رو یکی یکی قورت میداد و بعد با کف دست روی سینه ش می مالید. سیگار روشن کردم و از دیدن کون بزرگش که داشت گاییده میشد لذت می بردم. حس مالکیتم بهش از بین داشت می رفت و راضی بودم. یکی از کونش روی کیرش فیلم میگرفت و بعد پشت تلفن موقع تلمبه زدن به دوستش گفت برات جورش میکنم. ” اره مثل یه اسب عربی شیهه می کشه. عاشق کیره”. مامانم روی زانو به سمت من اومد. با دهن شاشی و صورت آب کیری کیر سیخومو کشید بیرون و شروع کرد به ساک زدن. وسط ساک زدن می گفت:” از بچگیت دلم میخواست اینو بکنی تو حلق من. باباتم کیر گنده ای داشت. کل خاله هاتم بکن. خواهرامو میارم زیر کیرت. دوستای دیگه امم میارم. منم بکن”. اولین بار بود که دلم میخواست روی کیرم بشینه. بهش گفتم پاشو بشین روش. از خجالت اب شدم. پاشد. توی انی کسش رو تنظیم کرد روی کیرم و تا ته فشار داد. کس داغ و خیس. دوست داشتم ابمو بریزم توی کسش. یکی از پسرها اومد و جیغش رو با کیری که توی دهنش فرو داد خاموش کرد. فکر نکنم شوهر جدیدش چیزی فهمید ولی وقتی اومدیم خونه مث دوتا ادم معمولی رفتار کردیم. زنم پشت تلفن داد می زد که بیا خونه دیگه. یالله. رفتم خونه. نه یکی. ۱۰ نفر توی خونه بودن. پسرها و دخترا. زنم گفت بیا ببین خوبن یا نه. یکی از پسرها افتاد به التماس کردن. ” توروخدا قربان. یبار بکنم میرم پیدام نمیشه “. زنمو میخواست. میگفت ۱۰ ساله تو کفشه. به زنم نگاه کردم. صورت گرد و لب های پرش و چشم های درخشان شهوتیش. مشخص بود. چرا نباشه. پسر رو انگشت کردم. کون خوبی داشت. بقیه داشتن کیرشون رو روی ساک زدن پسر برای من مالیدن. زنم موهای یکی از دخترا رو چنگ زده بود و صورتش رو به کسش فشار میداد. و از ته دل اه می کشید. بعد لبخند شیطانیش رو زد و یهو گفت :” کیر میخوام. همه لخت بشین”. از بیرون صدای سر و صدای ماشینها میومد. صدای مدرسه ی کناری که بچه ها داشتن توی اون فوتبال بازی میکردن. افتاب داشت روی ابرها می شکست و غروب می شد. دست زنم پشت شیشه ی پنجره چسبید. سیگار رو روی زمین خاموش کردم و نگاش کردم که داشت از شهوت دیوانه می شد. یکی پشت سرش داشت تند تند تلمبه می زد. نابلد بود ولی زنم از مردهای نابلدی که تلاش میکردند خوشش می اومد. میدونستم این گاییده شدن نیست براش. رفتم تو. یکی از خاله هام داشت وسط کیرها خودش رو میمالید. فقط میمالید و هر از چند ثانیه ای اب یکیش می ریخت بیرون. با ولع قورت میداد و بعد مال یکی دیگه رو روی سینه هاش میمالید. صدای جیغ خاله ی بزرگترم از ته اتاقی می اومد. اسمم رو صدا زد. وقتی رد می شدم خاله ی وسط کیرها دستشو دراز کرد. گذاشتم با کیرم بازی کنه کمی. بعد ولش کردم. دست های دیگه ای روش اومدن و مثل یه طعمه بردنش وسط گاییدن. از کس یکی می کرد. یکی تف توی صورتش میکرد. یکی شلاق می زد و یکی توی کون. خون می اومد و نمی فهمید. اسم شوهرش رو داد زد و کمی فحش داد. که کونی بیا ببین زنت رو دارن جر میدن. شوهرش رو بالا مهشید و سارا به بردگی گرفته بودن. احتمالا داشت عن میخورد و دست و پاش به هم بسته شده بود. در اتاق رو باز کردم. خاله م از سقف اویزون بود و داشت از هوش می رفت. گفتم بیارینش پایین. قرار نیست بمیره. وقتی پایین گذاشتیمش از لذت لبخندی زد. مرگ رو تا توی صورتش دیده بود. گروه کیر سیاه ها خودم رو گرفتن. بعد شروع کردن. برام یکی ساک می زد. یکی با لب های درشتش دهن و کل صورتم رو برد توی دهن و خیس می کرد. بعد تف کرد توی صورتم و تف خودش رو داد دختر خاله ام بلیسه. وسط این کیرهای بزرگ و سیاه. یکیش گفت این همه بقیه رو کردی. بذار ماهم از این بدنت لذت ببریم. چند تاییش اصلا فارسی بلد نبودن. یه مشت حیوون وحشی بودن که من رو یه کون درسته می دیدن.
مامان رو توی حموم بستیم وقتی اومد و هر نیم ساعت یکی می رفت روش میشاشید و برمیگشت. پسری که اول کار التماس کرده بود داشت زنمو رو می کرد. زنم برمیگشت و نگاش می کرد و میگفت” یالله نره خر. بکن. بلد نیستی. خاک تو سرت بی عرضه. خوب بکن. بزن تو گوشم. زودباش”. نگاش میکردم که چطور داشت پسر رو آموزش میداد. و موهاش روی کمرش بالا پایین می رفت. یکی از سیاها رفت دهنش رو با کیر بست و دیدم چشماش سفید شد از لذت. …
مامان رو توی حموم بستیم وقتی اومد و هر نیم ساعت یکی می رفت روش میشاشید و برمیگشت. پسری که اول کار التماس کرده بود داشت زنمو رو می کرد. زنم برمیگشت و نگاش می کرد و میگفت” یالله نره خر. بکن. بلد نیستی. خاک تو سرت بی عرضه. خوب بکن. بزن تو گوشم. زودباش”. نگاش میکردم که چطور داشت پسر رو آموزش میداد. و موهاش روی کمرش بالا پایین می رفت. یکی از سیاها رفت دهنش رو با کیر بست و دیدم چشماش سفید شد از لذت. …
نوشته: کایوگا
28 پاسخ به “درخشان، تنگ، رضایت گاو هندی (۱)”
عرضم به درزتکیرم تومغزتکستان نقضتزری زدی رفت
😬مغزم گوزید
یا خود خدا
مممونم از نظرات زیباتون
مممونم از نظرات زیباتون
شاید دایتانن خوب باسه ولی خیلی بد سروع کردی خیلی مخصوص اونجا که پست پنجره بودی مامانت اومد کیرتو گرفت تو دهنش یعنی ریدی همونجا ولی خب حس میکنم از تیزر فیلماس که تیکه های خوب فیلمو کنار هم میزارن تا مخاطب جذب ولی خب چون داستان هست بد ریدی وسط گاییدن کص مامانت زنت زنگ زد یهو خونتون جنده خونه شد میدونی بیشتر شبیح چنتا صحنه از یه فیلم پورن لاک شده تو پورن هاب بود تا داستان شاید دایتان نویس خوبی نباشی ولی حتما نویسنده فیلم خوبی میشی
این چه سمی بود نوشته بودی حالم رو بهم زدیننویس دیگه
نویسنده ؛ میدونی از خودت کسخل تر هم هست ؟آره هستهمون که لایک کرده اراجیف تو رو
داستان مالیخولیایی 😀 😀 😀 👎 👎کل برازرس را به در یک صحنه به نمایش گذاشت 😀
پسر تو
کصخل که میگن تویی ، تا حالا ی کصخل از نزدیک ندیده بودمسلام
چیزی که تو داستانت نبود پیوستگی جریان داستان بود، انگار کلمه کلمه از این ور اون ور برداشتی چسبوندی به هم
ممنونم از نظرهای زیباتون
نفر سوم مرسی خوندی
شدیدا خوب بوده. حس رو بوجود اورد برات
آروین برازرز؟! نه فک نکنم. ای از هرچی برازرز قوی تره
احمد جان کل دنیا چرندیات یه جقیه
ادبیا چاکریم. همه رد دادیم خیلی وقته
دیکفو نمیشه پیوستگی نباشه تو چیزی. خوشحالم اگه پیوستگی نداشته. ولی پیوستگی داره. خط حرکتی داره.
کایوگا تنها نویسنده ای که به همه نظرات جواب میده . سبک نوشتن داستانهاش متفاوت و مخصوص به خودشه . باب سلیقه من نیست ولی داستانهای که مینویسه رو میخونم .
دودو مرسی و ممنونم که میخونی حتی وقتی جالب نیستن برات. مرسی که نظر میدی. چاکرتیم حسابی
هاپ هاپ هاپ
jooooooon
لیتل گرل بت پیام دادم
بهرام خیلی عزیزی خوشحالم کیرت راست شد
یه فیلم سوپر دیدی تبدیلش کردی به داستان؟ مگه میشه؟ مگه داریم؟
عاشق تنها من همچین کاری نمیکنم. این فقط یه داستانه که خیلی همینجوری نوشتمش
احیانن فامیلیتون جنده پوریان نیست؟😂