تا اینکه یک روز بهش گفتم بیاد بیرون تا چند ساعتی باهم باشیم که گفت نمیتونه ولی قراره که چند روز بعد خونشون خالی بشه ومنو دعوت کرد تا برم پیشش.روز موعود فرا رسید من هم تیپ زدم رفتم سر ظهر بود روستا خلوت بود باهاش تماس گرفتم وگفتم من نزدیک خونتونم اومد جلو در یه نگاهی به اطرافش انداخت وگفت بیا تو. منهم سریع رفتم توی خونه منو به سمت اطاقش برد توی اطاق بعد از یکسری خوش وبش یه لب ازم گرفت متوجه شدم که تو کفه. منهم ادامه کارو اومدم بعد دیگه کیرم بلند شده بود واینجا بود که دیگه نمیشد کاری نکنم بهش گفتم بیا یه حالی بکنیم اولش ترسید و گفت که من دخترم گفتم عیب نداره لاپایی میکنیم خلاصه با زبون بازی راضیش کردم لباساشو در آورد کیرمو دادم دستش و گفتم ساک بزنه کرد تو دهنش حالش بد شد خلاصه بلندش کردم نشوندمش رو مبلی که کنار اطاقش بود یه کم کوسشو مالوندم تا حسابی حشری شد بهش گفتم به حالت سگی بشینه تا از کون بکنمش قبول کرد. قمبل کرد وکونشو به سمت من داد بهش گفتم کمرشو چال کنه تا کونش یه کم باز تر بشه بعد با انگشت کس و کونشو مالوندم ومیکردم تو کونش تا باز بشه یه کم که باز شد گیرمو با کرم چرب کردم به کونشم مالیدم و بعد کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش همین که سرشو دادم تو جیغ و فریادش در اومد من هم محکم گرفتمش وکیرم تا ته رفت تو کونش یه کم گریه کرد وگفت درش بیار دردم گرفته منهم با روش خودم وزبون بازی آرومش کردم کیرم که جای خودشو باز کرد یواش شروع به تلمبه زدن کردم دیگه دردش براش کم شده بود وداشت لذت میبرد به کارم ادامه دادم تا جفتمون باهم ارضا شدیم لباسامو پوشیدم و از خونشون زدم بیرون که اس ام اس داد دیگه باهام حرف نمیزنه دوباره دردش گرفته بود و ناراحت شده بود تا دوسه روز باهام حرف نزد ولی بعدش که آروم شده بود چند بار دیگه منو دعوت کرد خونه مادر بزرگش که توی شهر بود وحسابی بهم حال داد منهم بهش خیلی حال دادم. اگر خوب بود بگید تا بقیه خاطراتم رو بنویسم. متشکرم که همراهی کردید.
نوشته: محمد
17 پاسخ به “دختر روستایی”
نخوندم ولياول شدم…
بنام خدامن محمد هستم . در کلاس پنجم دبستان درس میخوانم.یکروزی کیرم را در اوردم و کردم .این بود انشای من
کیر خر میدونی چیه؟ نمیدنی؟بیا میکنمش توکونت اون موقع میدونی چیه مادر به روستا
سلامون علیکمداستانت رو نخوندم ولی از کامنتهای بر و بچ فهمیدم احتمالا باید تخمی تخیلی باشهاللحساب کیر یکی از همون خرای اون روستا که معمولا زیادن تو کونتالسلام علیکم و رحمته الله و برکاته
انصافا داستانش خوب بود ديگه_درسته كم بود ولي انگارواقعي بوداماهيچ حالي توش نداشت به خاطر همين5از10بهت ميدم 12:29
این کیری ترین داستانی بود که تا حالا خوندماصلا خودت فهمیدی چی نوشتی؟این مثلا داستان سکسی نوشتی؟واقعا متاسفم برات…
ایووووول خیلی باحال بود انشای تو قشنگ تر بود تا داستان اون
روستا خلوت بود …اااااااررررررررررررتوله سگ
کجا زندگی میکنی که با یه دختر روستایی قرار میذاری بعد هم تیپ میزنی میری سر قرار؟روستای بغلیش نه؟خودت هم فهمیدی چی نوشته بودی؟نمیخواد بقیه داستانهای مسخرتو بذاری همین که نوشتی واسه هفت پشتمون بس بود
کامنت ها خوندنی تر از داستان هستن :))حال کردم باهاتون.
یابو… مگه شاش داری تو؟ این چه طرز داستان سکسی نوشتنه…؟ سوژه به این خوبی رو که شاشیدی توش… باز آروم نگرفتی… دفعه بعد اول برو جیشتو بکن… بعد بیا بشین با حوصله بنویس… ببینم چه گهی خوردی تو آبادی بغلی!
He.Mimi khanum kheyli bahal enshaye kirisho tosif kardi.Ridam to maghzet ba in dastan neveshtanet.heyfe vaghti ke gozashtam vase kho0ndanesh.Kooni khan balad nisti dastan benevisi goh mikhori minevisi.
baba jon ina dahati yanta dar miyaran bayad bokonan jajore dige ii balad nistan
کوس کش دیگه ننویس . . . . . . . . . .ببین بچه کونی توی شهرهای آمریکا هم دخترا به پسرا اینجوری راه نمیدن حالا این روستا کجاست که اینقدر دختراش روشنفکر و باز و صاحب موبایل و اهل کون دادن هستند؟ رفتی خونه دختره جکوزی و استخر و بار مشروب و این حرفا هم داشتند لابد. کیر هرچی روستایی به همراه یک فقره بیل تو کونت. جاکش زنت رو ول کردی میری دختر دهاتی میکنی؟ بد بخت معلومه که بچه روستا هستی اومدی شهر یک نوشابه بهت دادن و چند تا عکس تو اینترنت دیدی و کونت گذاشتن و درد داشتی این داستان تخمی رو نوشتی. برو روستای خودت و کشاورزی بکن و دیگه ننویس.
دادادادادادادادادادادادادادادادادادا داستان از این باهالتر نخونده بودم کیرم تو دهن کسی که مسخرت کرد؟
بابا کس کش این چی بود نوشتی خودت فهمیدی چی نوشتی؟به قول یکی از دوستان بچه روستایی اومده شهر چن تا عکس دیده یه نوشابه بهت دادن و کونت گذاشتن از دردش اومدی اینجا کس شعرمیگی آخه تو کدوم روستا میشه رفت تو خونه یکی همه میبینن و زود همه خبردارمیشن کی به کیه چی به چیه ننویس آقا ننویس لابد دختره هم آیفون5داشت؟؟؟؟؟؟ای بشاشم تو اون لوله های مغزت که باز بشه تا بفهمی چی میگی
حتما ادامه بده چون جای پیشرفت داری ?ولی سعی کن دیگه کسشر ننویسیداستان واقعی بنویس باشه کسکش ؟؟؟