اولین بار 17 سالم بود که توی خونه پدر بزرگم پدر پدریم توی انبار محمد علی پسر عموم از پشت بغلم کرد و با دست چپش کوسمو میمالید و در گوشم میگفت خیلی دوست دارم خیلی دوست دارم فرشته صدای نفس هاش هنوز توی گوشمه یه شلوارک پاش بود که انگار شورت نپوشیده بود چون کیرش چسبیده بود به کونم و خودشو تکون میداد تا دقیقا لای کونم تنظیمش کنه و یه تیشرت سفید که عطری که زده بود مستم کرده بود بی هیچ مقاومتی خودمو در اختیار محمد علی گذاشته بودم و از کارهاش لذت میبردم که یهو خواهر بزرگم فرحناز صدام کرد و با سرعت رفتم بیرون که گفت بیام زودتر آماده بشم تا بریم از اون روز هر وقت میرفتیم خونه فامیل های پدرم محمد علی همه جا دنبالم بود تا یه جایی تنها گیرم بیاره و بیفته به مالوندنم منم بی هیچ مقاومتی خودمو بهش میسپردم و لذت میبردم از اینکه پسر عموم خیلی خوب حشری کردن و لذت دادن به یه دختر رو بلده بعد یه چند ماه آرش پسر خالم بهم گفت دوستم داره و اولین بار توی جنگل بغلم کرد و بوسیدم آرش بر عکس محمد علی یه پسر سبزه و جذاب بود که جنس دوست داشتنش با جنس دوست داشتن محمد علی فرق میکرد کلا آرش خیلی احساسی بود و طعم شیرین بوسه رو با آرش چشیدم با اون لبهای کلفتش و بوسه های طولانی توی خانواده مادریم میرفتم با آرش عشق و حال میکردم و توی خانواده پدریم با محمد علی هر دوشونم خیلی دوست داشتم.
تا اینکه ما رفتیم تهران ساکن شدیم اون موقع با هر دوشون از طریق تماس و پیامک در ارتباط بودم 20 سالم بود که پسر دوست بابام که اسمش علیرضا بود اومد خواستگاریم پسر خوشتیپ و جذابی بود ازش خوشم اومد تنها شرطم این بود که من توی خونه پدرم دختر بدون محدودیتی بودم دوست دارم سبک زندگی آیندمم این شکلی باشه که علیرضا قبول کرد و گفت منم از محدودیت ایجاد کردن برای کسی خوشم نمیاد و سه ماه بعد عقد کردیم محمد علی هم چند ماه بعد ازدواج کرد و فقط آرش مونده بود که خیلی بی قراری میکرد و میگفت تو عشق من بودی چرا فرشته ؟
منم دیدم خیلی بی قراری میکنه خواستم آرومش کنم بهش گفتم آرش جانم عشق ما تا همیشه میتونه پابرجا باشه من ازدواج نکردم این فقط یه توافقه اما عشق واقعی من فقط تویی و با این حرفها آرومش کردم علیرضا کارش ترخیص کالا بود و اکثر اوقات بندر بود گاهی حتی دو سه هفته بندر میموند شش ماه از ازدواجمون گذشته بود و تایم های کاری علیرضا دستم اومده بود آرش پیام های عاشقانه زیادی بهم میداد یه روز بهش گفتم دوست دارم بغلم کنی و بهت لب بدم گفت منم از خدامه اما نمیشه گفتم چرا نمیشه ؟کافیه اراده کنی میتونی عشقتو در آغوش بگیری گفت پس شوهرت چی ؟گفتم گور باباش اون بندره تا آخر هفته هم نمیاد بیا تا با هم عاشقانه ها بسازیم گفت کی بیام ؟گفتم فردا راه بیفت تا شب اینجا باشی میخوام شامو با هم بخوریم گفت باشه خیلی خوبی فرشته جونم گفتم تو تنها عشق منی آرشم منتظرتم.
از صبحش هم رفتم حمام و توی لباسام دنبال یه لباس بودم که در بار اول توی ذوق نزنه از طرفی هم سکسی باشه یه شلوارک تنگ قرمز تا روی زانو و یه تاپ ستش رو پیدا کردم که بنظرم خیلی خوب اومدن پوشیدم دوستش نداشتم یه فکری به ذهنم رسید شورت و سوتینم رو درآوردم و دوباره پوشیدمشون شلوارکم رو بالاتر کشیدم رفت لای چاک کوسم گفتم این خوبه.ظهر چشمامو بسته بودم و سکس با آرش رو تصویر ذهنی میکردم تصورم این بود که کیرش سیاه باشه و تا ته میکنتش توی کوسم و منم جیغ میزنم از کلفتیش ساعت 7 شب بود که آرش زنگ زد و گفت دم دره منم در رو براش زدم و اومد داخل تا در رو باز کردم بغلم کرد و شروع کردیم لب گرفتن یه لب طولانی مثله همون موقع ها
لبمو از روی لباش برداشتم گفتم آرش خیلی بوی عرق میدی بیا برو یه دوش بگیر گفت باشه گفتم صبر کن شروع کردم دکمه های پیراهنش رو باز کردن گفت فرشته خودم میرم توی حمام لباسمو در میارم گفتم هیس اینجا هیچ کاریو بی اجازه من حق نداری انجام بدی و بعدشم کمربندشو باز کردم و شلوارشو از پاش درآوردم یه شورت سفید چرک پاش بود اومدم درش بیارم دستمو گرفت گفتم هیس و دستشو کنار زدم و شورتشم درآوردم دیدم آخ جون عجب کیر سیاهیه اما پر از مو بود گفتم ژیلت نو توی حمام هست یه صفایی بهش بده آرش لخت لخت جلوم ایستاده بود یه لب بهش دادم و گفتم حسابی تمیز کن امشب شب پادشاهی توعه و خندید و رفت حمام رفتم موهامو شونه کردم و یه رژ قرمز هم زدم که آرش گفت برام حوله بیار که حوله علیرضا رو بردم بهش دادم و اومد بیرون گفت لباس نداری بهم بدی ؟گفتم لباس می خوای چیکار؟ و رفتم جلوش ایستادم یه نگاه بهت آوری بهم کرد و گفت چه خوشگل شدی گفتم برای عشقم خوشگل کردم رفتم بغلش و سفت بغلم کرد و از هم لب گرفتیم منو خوابوند روی زمین و خودش خوابید روم و لب می گرفتیم گفتم حوله رو در بیار بوی نمش اذیتم میکنه که زود درش آورد و لخت خوابید روم و لب می گرفتیم کوسمو با کیرش تنظیم کردم و کوسمو به کیرش میمالیدم خیلی لذت بخش بود اون کیر سیاه کلفت و کلفت تر میشد و من بیشتر حسش میکردم به آرش گفتم به کوسم نگاه کن بلند شد و بهش نگاه کرد گفتم خیسه میدونی الان چیکار کنی ؟
فقط نگام میکرد گفتم باید بخوریش لیسش بزنی ببوسیش از روی شلوار می بوسیدش و لیسش میزد گفتم آرش ؟
شلوارکم رو در بیار فقط نگاهم میکرد گفتم مگه کری ؟ شلوارکمو در بیار و شروع کن خوردن بازم داشت نگاهم میکرد بلند شدم شلوارکمو درآوردم و کوسمو بردم جلوی صورتش و گفتم بخورش پسره بی عرضه و سرشو به کوسم فشار میدادم کثافت نمی خورد و به زور مجبورش کردم بخوره موهاشو توی دستم گرفته بودم و هر کاری میگفتم انجام نمیداد موهاشو میکشیدم و مجبورش میکردم که برام انجام بده این اولین بار بود کارهایی که دوست داشتم برام انجام بدن رو به زبون میاوردم اما خوشم اومد.
نشوندمش روی مبل و خودم روی زمین نشستم و شروع کردم خوردن کیر کلفت و سیاهش که حسابی هم تمیزش کرده بود و بوی خوبی میداد زبونم رو دور کلاهکش می چرخوندم کلاهکش رو می بوسیدم و آرش التماس میکرد فرشته ؟فرشته ؟
گفتم جانم ؟آرش خودم ؟ امشب تو پادشاهی من ملکه باید حسابی برای ملکه ات پادشاهی کنی گفت باشه امشب پادشاهت میشم و بلندم کرد و خوابوندم روی کمرم و کیرش رو فرو کرد توی کوسم گفتم آرش ؟آرش؟آرش ؟
گفت چیه ؟
چی شد؟
مگه نمی خواستی پادشاهی کنم ؟
و شروع کرد تلمبه زدن کیرشو که توی کوسم فرو میکرد تا توی نافم حسش میکردم یه چند تا تلمبه زد و ازم پرسید کیر پادشاه رو دوست داری ؟گفتم خییییلییییی گفت پس بگیرش و شروع کرد تند تند تلمبه زدن نفسم بند اومده بود و تنها صدایی که ازم درمیومد یه صدای آه آه آی آی بود من ارضا شدم اما آرش تندتر و تندتر توی کوسم تلمبه میزد تا اینکه آبش اومد و ریختش توی کوسم شدت و داغییه آبشو توی کوسم حس کردم و از روم بلند شد و رفت دستشویی وقتی برگشت بهش گفتم نباید یه زنو بعد از اومدن آبت ول کنی بری گفت باید چیکار کنم ؟
گفتم باید بخوابی کنارش بغلش کنی و ببوسیش و ازش تشکر کنی لبخند زد و اومد کنارم خوابید و بوسیدم و ازم تشکر کرد
بهم گفت فرشته کاش نمیومدم تو گند زدی به عشقمون گفتم آرش این برام خیلی لذت بخش بود که با کسی که عاشقشم سکس کنم این لذت بخش ترین سکس تمام عمرم بود گفت پس تو دوست داشتی ؟گفتم خیلی زیااااد و ازم لب گرفت و با سینه هام بازی میکرد گفتم همه چیزو من نباید بگما ؟
الان تاپمو در بیار قشنگ بخورشون تاپمو درآورد و شروع کرد خوردن سینه هام گفتم نوک سینه هامو بخور نه کلشو بکن توی دهنت نوک سینه هامو یه لیس بزن یه گاز کوچولو بگیر یکم که سینه هامو خورد گفت فرشته خیلی گشنمه گفتم بذار زنگ بزنم غذا بیارن یادم رفت چیزی درست کنم و سفارش دادم و غذا آوردن و شام رو خوردیم و چند تا آهنگ با هم گوش دادیم و کلی براش رقصیدم گفت دوست دارم لخت بشی برام برقصی گفتم ایووول داری راه میفتی و لخت شدم و براش رقصیدم و اونم کیرشو درآورده بود و توی دستش گرفته بود و میمالیدش کیرش شق شده بود که بلند شد و کیرشو از پشت میذاشت لای پام و می گفت قر بده در گوشم گفت بریم توی اتاق اونجور که دوست دارم کوس ملکه رو بکنم ؟گفتم آخ جون ملکه آمادست و رفتیم توی اتاق و داگیم کرد و کیرشو کرد توی کوس خیسم و شروع کرد تلمبه زدن واقعا لذت بخش ترین سکسم بود بدون اینکه حرفی بزنم کارشو خیلی خوب و حرفه ای انجام میداد گفتم جوووونم پادشاه من خدا چه لذتیه چقدر حال میده آرش کیرشو با یه ضربه محکم تا ته میکرد توی کوسم و این کارش بیشترین لذت رو بهم میداد گفتم این کارو دوست دارم ضربه محکمت کیرتو تا ته میده توی کوسم گفت پس بگیر و چند تا ضربه محکم کیرشو کرد تا ته کوسم و گفت دوست دارم آبمو با یه ضربه محکم بریم ته کوست گفتم آخ جون بریز بریز بریز و بعد چند تا تلمبه 3 تا ضربه محکم زد و آبشو ریخت توی کوسم کیرشو دراورد و خوابید کنارم و بغلم کرد و بوسیدم گفت تو بهترین ملکه دنیایی گفتم تو هم بهترین پادشاه منی خط سینه ام رو بوسید گفتم آرش ازت ممنومم واقعا امشب خیلی رویایی و خاص بود برام گفت برای منم همینطور .
گفت من فکر میکردم میام چند تا بوس و بغل میکنیم میرم فکر نمی کردم که … گفتم من خیلی وقت بود میخواستم پاداش اون همه عشق و محبتی که بهم داشتی رو بدم و اینکه ملکه تو باشم و تو پادشاهم آرش من لذت سکس رو با تو چشیدم این لذت رو ازم دریغ نکن هیچ وقت هیچ وقت قول ؟حتی اگر زن گرفتی باشه ؟
گفت تا تو هستی من هیچ زنی رو نمی خوام گفتم جووووونم فدات بشم آرشم اون شب یه بار دیگه سکس کردیم و بیشترش حرف زدیم و عشق بازی و لب گرفتن گذشت و صبحش آرش رفت
خیلی خوشم اومد از سکس جذاب و عاشقانه با آرش .
چند وقت بعد محمد علی رو توی عروسی خواهرش دیدم کلی بهم تیکه انداخت منم همشو جواب میدادم و می خندیدیم سر میز که تنها شدیم بهم گفت میشه بهت زنگ بزنم ؟گفتم آره حتما خیلیم خوشحال میشم و از فرداش پیام دادن های محمد علی هم شروع شد بهم میگفت بذار کار ناتمومم رو تموم کنم کثاقت فهمیدم منظورش چیه اما خودمو میزدم به اون راه میگفتم ما کاری نمیکردیم که نیمه تمام مونده باشه!
یه روز بهم گفت ردیف کنم میتونی بیای خونه بابابزرگ ؟
گفتم واسه چی ؟
گفت ببرمت توی انبار ؟
گفتم اها از اون نظر ؟ نه دیگه چرا انبار ؟ بیا خونه خودم
گفت واقعا ؟
گفتم بله امن ترم هست گفت یعنی بیام خونت ؟
گفتم قدمت به روی چشمم گفت کی ؟
گفتم تو این هفته کلا هر وقت که بگی گفت فردا شب گفتم باشه محمد علی بر خلاف آرش خیلی عوضی بود اما حرفه ای بودنشو دوست داشتم برای محمد علی یه تاپ و شلوار گشاد پوشیدم با شورت و سوتین چون دوست داشتم بیشتر اون منو تحریک کنه .
فردا شب که اومد گفت پس خونت این شکلیه خوبه قشنگه
هوا سرد بود و رفتم براش چای آوردم و نشستم کنارش چایشو که خورد زود دستشو دور کمرم حلقه کرد و در گوشم گفت اینا چیه پوشیدی ؟گفتم چشه ؟گفت هیچی!
خوابید روم ازم لب میگرفت و با دستشم کوسمو از روی شلوارر میمالید کوسم که خیس شد دست کرد توی شورتم و انگشتش رو کرد توی کوسم عقب جلو میکرد میگفت جونم چه کوسیه این کوس حق من بود و الانم ببین حق به حق دار رسید خندیدم گفت یه جور جرت میدم گریه کنی میخندی ؟ و کل لباسامو درآورد و نشست روی سینه هام گفت بخورش و شروع کردم به خوردن کیرش گفت یادته چقدر به کونت چسبوندمش ؟
الان می خوام بکنمش توی کونت و سوراخ کونشو آورد دم دهنم گفتم این چه کاریه ؟دوست ندارم گفت دوست نداری ؟باشه
انگشتش رو توی کوسم عقب جلو میکرد کوسم مثله چشمه ازش اب میومد داگیم کرد و کیرشو دو بار کرد توی کوسم و حسابی کیرشو با اب کوسم خیس کرد و کیرشو کرد توی کونم و شروع کرد تلمبه زدن میگفت جوووونم آخرش کونتو کردم فرشته میدونی چند ساله تو کف این کونت بودم ؟ آخرش بهش رسیدم و تند تند توی کونم تلمبه میزد میگفت چیه ؟کوست کیر میخواد ؟
خب خودت باید بمالیش من فقط کونتو میخوام فقط کون می خواستم که بهش رسیدم و انقدر تلمبه زد تا آبش اومد و ریختش توی کونم گفتم ممد کوسمو بکن گفت چشم حتما و انگشتشو دوباره کرد توی کوسم و عقب جلو میکرد التماسش میکردم کیرشو بکنه توی کوسم میگفت کیر می خوای باید سوراخ کونمو بخوری و لیس بزنی و سوراخ کونشو گذاشت دم دهنم منم شروع کردم لیس زدن میگفت بیشتر زبونتو بکش روی کل سوراخم بذار حس کنم زبون تو کونش بوی مدفوع نمی داد اما طعم تلخی داشت .
گفت حالا کیرمم بخور توی کونت بوده و کردش توی دهنم اونم طعم تلخی می دهد اما اون لحظه هر کاری میگفت انجام میدادم
و بعدش خوابید روی کمرش و گفت بشین روی کیرم و کیرشو کرد توی کوسم و گفت من خستم بالا پایین کن ببینم منم با همه توانم بالا پایین میکردم میگفت آره اینه گفت بسه بلند شو و بلند شد و خوابوندم روی کمرم و پاهامو داد بالا و شروع کن تلمبه زدن میگفت خوبه ؟خوبه ؟خوبه ؟گفتم خیلی دوست دارم ممدم بکن دوتایی باهم ارضا شدیم و خوابید روم و با دستش نوک سینه راستمو فشار میداد میگفت زنمم تا کونمو نخوره از کوس نمیکنمش با من سکس میکنی باید کونمو بخوری لازم باشه گوهمم میدم بخوری بایدم بخوری فهمیدی ؟گفتم چشم ممد جونم دیدی که خوردم برات گفت وظیفت بود البته زر میزد می خواست زهرچشم ازم بگیره برای اینکه با علیرضا ازدواج کردم از دفعات بعد که دید کامل در اختیارشم اون سوراخ کونمو لیس میزد.
اون شب محمد علی زود رفت و به اندازه شبی که با آرش گذروندم بهم حال نداد .
از اون روز 5 ساله میگذره و هیچ کدومشون نمی دونن من زنی هستم که با 3 تا مرد سکس داره .
آرش با خواهر علیرضا بنام ندا ازدواج کرد و الان شوهر،خواهر شوهرمه و بیشتر از قبل در دسترسمه .
یه مدتیه که علیرضا دیگه کارش توی بندر تمام شده و توی شرکت کار مدیریتی بهش دادن و هر روز میاد خونه و این روزها بیشترین سکس رو با علیرضا داشتم میگه وقتشه حامله بشی من یه پسر میخوام.همین امروز که داشتم این داستان رو می نوشتم متوجه شدم که حاملم و 3 ماهمه …
تا اینکه ما رفتیم تهران ساکن شدیم اون موقع با هر دوشون از طریق تماس و پیامک در ارتباط بودم 20 سالم بود که پسر دوست بابام که اسمش علیرضا بود اومد خواستگاریم پسر خوشتیپ و جذابی بود ازش خوشم اومد تنها شرطم این بود که من توی خونه پدرم دختر بدون محدودیتی بودم دوست دارم سبک زندگی آیندمم این شکلی باشه که علیرضا قبول کرد و گفت منم از محدودیت ایجاد کردن برای کسی خوشم نمیاد و سه ماه بعد عقد کردیم محمد علی هم چند ماه بعد ازدواج کرد و فقط آرش مونده بود که خیلی بی قراری میکرد و میگفت تو عشق من بودی چرا فرشته ؟
منم دیدم خیلی بی قراری میکنه خواستم آرومش کنم بهش گفتم آرش جانم عشق ما تا همیشه میتونه پابرجا باشه من ازدواج نکردم این فقط یه توافقه اما عشق واقعی من فقط تویی و با این حرفها آرومش کردم علیرضا کارش ترخیص کالا بود و اکثر اوقات بندر بود گاهی حتی دو سه هفته بندر میموند شش ماه از ازدواجمون گذشته بود و تایم های کاری علیرضا دستم اومده بود آرش پیام های عاشقانه زیادی بهم میداد یه روز بهش گفتم دوست دارم بغلم کنی و بهت لب بدم گفت منم از خدامه اما نمیشه گفتم چرا نمیشه ؟کافیه اراده کنی میتونی عشقتو در آغوش بگیری گفت پس شوهرت چی ؟گفتم گور باباش اون بندره تا آخر هفته هم نمیاد بیا تا با هم عاشقانه ها بسازیم گفت کی بیام ؟گفتم فردا راه بیفت تا شب اینجا باشی میخوام شامو با هم بخوریم گفت باشه خیلی خوبی فرشته جونم گفتم تو تنها عشق منی آرشم منتظرتم.
از صبحش هم رفتم حمام و توی لباسام دنبال یه لباس بودم که در بار اول توی ذوق نزنه از طرفی هم سکسی باشه یه شلوارک تنگ قرمز تا روی زانو و یه تاپ ستش رو پیدا کردم که بنظرم خیلی خوب اومدن پوشیدم دوستش نداشتم یه فکری به ذهنم رسید شورت و سوتینم رو درآوردم و دوباره پوشیدمشون شلوارکم رو بالاتر کشیدم رفت لای چاک کوسم گفتم این خوبه.ظهر چشمامو بسته بودم و سکس با آرش رو تصویر ذهنی میکردم تصورم این بود که کیرش سیاه باشه و تا ته میکنتش توی کوسم و منم جیغ میزنم از کلفتیش ساعت 7 شب بود که آرش زنگ زد و گفت دم دره منم در رو براش زدم و اومد داخل تا در رو باز کردم بغلم کرد و شروع کردیم لب گرفتن یه لب طولانی مثله همون موقع ها
لبمو از روی لباش برداشتم گفتم آرش خیلی بوی عرق میدی بیا برو یه دوش بگیر گفت باشه گفتم صبر کن شروع کردم دکمه های پیراهنش رو باز کردن گفت فرشته خودم میرم توی حمام لباسمو در میارم گفتم هیس اینجا هیچ کاریو بی اجازه من حق نداری انجام بدی و بعدشم کمربندشو باز کردم و شلوارشو از پاش درآوردم یه شورت سفید چرک پاش بود اومدم درش بیارم دستمو گرفت گفتم هیس و دستشو کنار زدم و شورتشم درآوردم دیدم آخ جون عجب کیر سیاهیه اما پر از مو بود گفتم ژیلت نو توی حمام هست یه صفایی بهش بده آرش لخت لخت جلوم ایستاده بود یه لب بهش دادم و گفتم حسابی تمیز کن امشب شب پادشاهی توعه و خندید و رفت حمام رفتم موهامو شونه کردم و یه رژ قرمز هم زدم که آرش گفت برام حوله بیار که حوله علیرضا رو بردم بهش دادم و اومد بیرون گفت لباس نداری بهم بدی ؟گفتم لباس می خوای چیکار؟ و رفتم جلوش ایستادم یه نگاه بهت آوری بهم کرد و گفت چه خوشگل شدی گفتم برای عشقم خوشگل کردم رفتم بغلش و سفت بغلم کرد و از هم لب گرفتیم منو خوابوند روی زمین و خودش خوابید روم و لب می گرفتیم گفتم حوله رو در بیار بوی نمش اذیتم میکنه که زود درش آورد و لخت خوابید روم و لب می گرفتیم کوسمو با کیرش تنظیم کردم و کوسمو به کیرش میمالیدم خیلی لذت بخش بود اون کیر سیاه کلفت و کلفت تر میشد و من بیشتر حسش میکردم به آرش گفتم به کوسم نگاه کن بلند شد و بهش نگاه کرد گفتم خیسه میدونی الان چیکار کنی ؟
فقط نگام میکرد گفتم باید بخوریش لیسش بزنی ببوسیش از روی شلوار می بوسیدش و لیسش میزد گفتم آرش ؟
شلوارکم رو در بیار فقط نگاهم میکرد گفتم مگه کری ؟ شلوارکمو در بیار و شروع کن خوردن بازم داشت نگاهم میکرد بلند شدم شلوارکمو درآوردم و کوسمو بردم جلوی صورتش و گفتم بخورش پسره بی عرضه و سرشو به کوسم فشار میدادم کثافت نمی خورد و به زور مجبورش کردم بخوره موهاشو توی دستم گرفته بودم و هر کاری میگفتم انجام نمیداد موهاشو میکشیدم و مجبورش میکردم که برام انجام بده این اولین بار بود کارهایی که دوست داشتم برام انجام بدن رو به زبون میاوردم اما خوشم اومد.
نشوندمش روی مبل و خودم روی زمین نشستم و شروع کردم خوردن کیر کلفت و سیاهش که حسابی هم تمیزش کرده بود و بوی خوبی میداد زبونم رو دور کلاهکش می چرخوندم کلاهکش رو می بوسیدم و آرش التماس میکرد فرشته ؟فرشته ؟
گفتم جانم ؟آرش خودم ؟ امشب تو پادشاهی من ملکه باید حسابی برای ملکه ات پادشاهی کنی گفت باشه امشب پادشاهت میشم و بلندم کرد و خوابوندم روی کمرم و کیرش رو فرو کرد توی کوسم گفتم آرش ؟آرش؟آرش ؟
گفت چیه ؟
چی شد؟
مگه نمی خواستی پادشاهی کنم ؟
و شروع کرد تلمبه زدن کیرشو که توی کوسم فرو میکرد تا توی نافم حسش میکردم یه چند تا تلمبه زد و ازم پرسید کیر پادشاه رو دوست داری ؟گفتم خییییلییییی گفت پس بگیرش و شروع کرد تند تند تلمبه زدن نفسم بند اومده بود و تنها صدایی که ازم درمیومد یه صدای آه آه آی آی بود من ارضا شدم اما آرش تندتر و تندتر توی کوسم تلمبه میزد تا اینکه آبش اومد و ریختش توی کوسم شدت و داغییه آبشو توی کوسم حس کردم و از روم بلند شد و رفت دستشویی وقتی برگشت بهش گفتم نباید یه زنو بعد از اومدن آبت ول کنی بری گفت باید چیکار کنم ؟
گفتم باید بخوابی کنارش بغلش کنی و ببوسیش و ازش تشکر کنی لبخند زد و اومد کنارم خوابید و بوسیدم و ازم تشکر کرد
بهم گفت فرشته کاش نمیومدم تو گند زدی به عشقمون گفتم آرش این برام خیلی لذت بخش بود که با کسی که عاشقشم سکس کنم این لذت بخش ترین سکس تمام عمرم بود گفت پس تو دوست داشتی ؟گفتم خیلی زیااااد و ازم لب گرفت و با سینه هام بازی میکرد گفتم همه چیزو من نباید بگما ؟
الان تاپمو در بیار قشنگ بخورشون تاپمو درآورد و شروع کرد خوردن سینه هام گفتم نوک سینه هامو بخور نه کلشو بکن توی دهنت نوک سینه هامو یه لیس بزن یه گاز کوچولو بگیر یکم که سینه هامو خورد گفت فرشته خیلی گشنمه گفتم بذار زنگ بزنم غذا بیارن یادم رفت چیزی درست کنم و سفارش دادم و غذا آوردن و شام رو خوردیم و چند تا آهنگ با هم گوش دادیم و کلی براش رقصیدم گفت دوست دارم لخت بشی برام برقصی گفتم ایووول داری راه میفتی و لخت شدم و براش رقصیدم و اونم کیرشو درآورده بود و توی دستش گرفته بود و میمالیدش کیرش شق شده بود که بلند شد و کیرشو از پشت میذاشت لای پام و می گفت قر بده در گوشم گفت بریم توی اتاق اونجور که دوست دارم کوس ملکه رو بکنم ؟گفتم آخ جون ملکه آمادست و رفتیم توی اتاق و داگیم کرد و کیرشو کرد توی کوس خیسم و شروع کرد تلمبه زدن واقعا لذت بخش ترین سکسم بود بدون اینکه حرفی بزنم کارشو خیلی خوب و حرفه ای انجام میداد گفتم جوووونم پادشاه من خدا چه لذتیه چقدر حال میده آرش کیرشو با یه ضربه محکم تا ته میکرد توی کوسم و این کارش بیشترین لذت رو بهم میداد گفتم این کارو دوست دارم ضربه محکمت کیرتو تا ته میده توی کوسم گفت پس بگیر و چند تا ضربه محکم کیرشو کرد تا ته کوسم و گفت دوست دارم آبمو با یه ضربه محکم بریم ته کوست گفتم آخ جون بریز بریز بریز و بعد چند تا تلمبه 3 تا ضربه محکم زد و آبشو ریخت توی کوسم کیرشو دراورد و خوابید کنارم و بغلم کرد و بوسیدم گفت تو بهترین ملکه دنیایی گفتم تو هم بهترین پادشاه منی خط سینه ام رو بوسید گفتم آرش ازت ممنومم واقعا امشب خیلی رویایی و خاص بود برام گفت برای منم همینطور .
گفت من فکر میکردم میام چند تا بوس و بغل میکنیم میرم فکر نمی کردم که … گفتم من خیلی وقت بود میخواستم پاداش اون همه عشق و محبتی که بهم داشتی رو بدم و اینکه ملکه تو باشم و تو پادشاهم آرش من لذت سکس رو با تو چشیدم این لذت رو ازم دریغ نکن هیچ وقت هیچ وقت قول ؟حتی اگر زن گرفتی باشه ؟
گفت تا تو هستی من هیچ زنی رو نمی خوام گفتم جووووونم فدات بشم آرشم اون شب یه بار دیگه سکس کردیم و بیشترش حرف زدیم و عشق بازی و لب گرفتن گذشت و صبحش آرش رفت
خیلی خوشم اومد از سکس جذاب و عاشقانه با آرش .
چند وقت بعد محمد علی رو توی عروسی خواهرش دیدم کلی بهم تیکه انداخت منم همشو جواب میدادم و می خندیدیم سر میز که تنها شدیم بهم گفت میشه بهت زنگ بزنم ؟گفتم آره حتما خیلیم خوشحال میشم و از فرداش پیام دادن های محمد علی هم شروع شد بهم میگفت بذار کار ناتمومم رو تموم کنم کثاقت فهمیدم منظورش چیه اما خودمو میزدم به اون راه میگفتم ما کاری نمیکردیم که نیمه تمام مونده باشه!
یه روز بهم گفت ردیف کنم میتونی بیای خونه بابابزرگ ؟
گفتم واسه چی ؟
گفت ببرمت توی انبار ؟
گفتم اها از اون نظر ؟ نه دیگه چرا انبار ؟ بیا خونه خودم
گفت واقعا ؟
گفتم بله امن ترم هست گفت یعنی بیام خونت ؟
گفتم قدمت به روی چشمم گفت کی ؟
گفتم تو این هفته کلا هر وقت که بگی گفت فردا شب گفتم باشه محمد علی بر خلاف آرش خیلی عوضی بود اما حرفه ای بودنشو دوست داشتم برای محمد علی یه تاپ و شلوار گشاد پوشیدم با شورت و سوتین چون دوست داشتم بیشتر اون منو تحریک کنه .
فردا شب که اومد گفت پس خونت این شکلیه خوبه قشنگه
هوا سرد بود و رفتم براش چای آوردم و نشستم کنارش چایشو که خورد زود دستشو دور کمرم حلقه کرد و در گوشم گفت اینا چیه پوشیدی ؟گفتم چشه ؟گفت هیچی!
خوابید روم ازم لب میگرفت و با دستشم کوسمو از روی شلوارر میمالید کوسم که خیس شد دست کرد توی شورتم و انگشتش رو کرد توی کوسم عقب جلو میکرد میگفت جونم چه کوسیه این کوس حق من بود و الانم ببین حق به حق دار رسید خندیدم گفت یه جور جرت میدم گریه کنی میخندی ؟ و کل لباسامو درآورد و نشست روی سینه هام گفت بخورش و شروع کردم به خوردن کیرش گفت یادته چقدر به کونت چسبوندمش ؟
الان می خوام بکنمش توی کونت و سوراخ کونشو آورد دم دهنم گفتم این چه کاریه ؟دوست ندارم گفت دوست نداری ؟باشه
انگشتش رو توی کوسم عقب جلو میکرد کوسم مثله چشمه ازش اب میومد داگیم کرد و کیرشو دو بار کرد توی کوسم و حسابی کیرشو با اب کوسم خیس کرد و کیرشو کرد توی کونم و شروع کرد تلمبه زدن میگفت جوووونم آخرش کونتو کردم فرشته میدونی چند ساله تو کف این کونت بودم ؟ آخرش بهش رسیدم و تند تند توی کونم تلمبه میزد میگفت چیه ؟کوست کیر میخواد ؟
خب خودت باید بمالیش من فقط کونتو میخوام فقط کون می خواستم که بهش رسیدم و انقدر تلمبه زد تا آبش اومد و ریختش توی کونم گفتم ممد کوسمو بکن گفت چشم حتما و انگشتشو دوباره کرد توی کوسم و عقب جلو میکرد التماسش میکردم کیرشو بکنه توی کوسم میگفت کیر می خوای باید سوراخ کونمو بخوری و لیس بزنی و سوراخ کونشو گذاشت دم دهنم منم شروع کردم لیس زدن میگفت بیشتر زبونتو بکش روی کل سوراخم بذار حس کنم زبون تو کونش بوی مدفوع نمی داد اما طعم تلخی داشت .
گفت حالا کیرمم بخور توی کونت بوده و کردش توی دهنم اونم طعم تلخی می دهد اما اون لحظه هر کاری میگفت انجام میدادم
و بعدش خوابید روی کمرش و گفت بشین روی کیرم و کیرشو کرد توی کوسم و گفت من خستم بالا پایین کن ببینم منم با همه توانم بالا پایین میکردم میگفت آره اینه گفت بسه بلند شو و بلند شد و خوابوندم روی کمرم و پاهامو داد بالا و شروع کن تلمبه زدن میگفت خوبه ؟خوبه ؟خوبه ؟گفتم خیلی دوست دارم ممدم بکن دوتایی باهم ارضا شدیم و خوابید روم و با دستش نوک سینه راستمو فشار میداد میگفت زنمم تا کونمو نخوره از کوس نمیکنمش با من سکس میکنی باید کونمو بخوری لازم باشه گوهمم میدم بخوری بایدم بخوری فهمیدی ؟گفتم چشم ممد جونم دیدی که خوردم برات گفت وظیفت بود البته زر میزد می خواست زهرچشم ازم بگیره برای اینکه با علیرضا ازدواج کردم از دفعات بعد که دید کامل در اختیارشم اون سوراخ کونمو لیس میزد.
اون شب محمد علی زود رفت و به اندازه شبی که با آرش گذروندم بهم حال نداد .
از اون روز 5 ساله میگذره و هیچ کدومشون نمی دونن من زنی هستم که با 3 تا مرد سکس داره .
آرش با خواهر علیرضا بنام ندا ازدواج کرد و الان شوهر،خواهر شوهرمه و بیشتر از قبل در دسترسمه .
یه مدتیه که علیرضا دیگه کارش توی بندر تمام شده و توی شرکت کار مدیریتی بهش دادن و هر روز میاد خونه و این روزها بیشترین سکس رو با علیرضا داشتم میگه وقتشه حامله بشی من یه پسر میخوام.همین امروز که داشتم این داستان رو می نوشتم متوجه شدم که حاملم و 3 ماهمه …
نوشته: فرشته
11 پاسخ به “جندگی قشنگه اما با آدمش”
انقد کصشر بود که حتی تا نصفه هم نخوندم
ای لاشیِ کص دریده!خب یه کصشعر اینطوریو اخه دلت میخواد چجوری فحش ندم به اون نونی که جلوت انداختن و با اون بزرگت کردن؟
یه لحظه کس نده ببینیم چه غلطی میکنیمکیر سر مربی تیم پاس همدان تو کون آدم دروغگو
وسط دادن یه نفس هم بگیرهمش که میدی کی وقت کردی این همه اراجیف بنویسی
نویسنده داستان یه پسر با شخصیت محمدعلی هست.اما خانم های عزیز تا وقتی یک نفر دیگه داره برای آرامش شما و زندگیتون تلاش میکنه حق ندارید بهش خیانت کنید.شما نویسنده محترم بشین فکر کن ببین داری چیو ترویج میدی؟داستان بنویسید که توش شهوت و شیطنت جذابی باشه. داستان از سکس های که یهو اتفاق افتاده باشه یا از روی حس شیطنت جوانی باشه. بوی هرزگی نده
داستان خوبی بود . ممنون برای وقتی که گذاشتی
کاری ندارم که این واقعی بود یا ن ولیسرنوشت بسیار از زنان متاهل این مملکتکه ادعای فرزند کوروش بودن و اصالت میکنندزنان باحجاب و پاک و درست رو به امل بودن مسخره میکنن چراچون خودشون حیا و عفتی ندارن و به خاطر شرف نداشتشون عقده ای شدن و مثل یک ویروس و انگل افتادن به جون این مملکتزن ذلگی هرزگی
کیونکش اون مستیه ک با آدمش قشنگه😂
داستانت را دوست داشتم . منتظر ادامه ی داستانت هستم . برام جالبه که حکومتی ها به التماس افتاده اند که ننویس . بنویس … بنویس … اگر کسی نمیتونه خودشو کنترل کنه و به گناه میفته میتونه که نخونه .
داعش هم حکم سنگسارت را هم صادر کرد … خخخ بنویس که با قلمت خوب ترتیبشون را دادی … دمت گرم
حداقل خودت میدونی پدر اون توله کدومشونه؟