اولین و آخرین زن پوشی من

سلام
این صرفا داستان نیست و یک خاطره است . برای همین هم دروغ و تخیل توش نیست ، شبیه داستان اغراق نمیکنم .
اسم من وحید هستش الان ۴۰ سالمه . تو سن ۱۰ تا ۱۳سالگی تجربه های تجاوز از پسر داییمو که ۷سال از خودم بزرگتر بود رو داشتم . ما تو یکی از محلات جنوب شهر تهران ساکن بودیم و پسر داییم اوج بلوغش بود و منم بخاطر فیزیک بدنی و کون گنده ای که داشتم ، همیشه نگاه پسرای محل و آقایون و جلب میکردم . یکبار هم رفته بودم محل کار پدرم که توسط یکی از نیروهای خدماتی اونجا دستمالی شدم و با دستاش کونمو میمالید … حس خوبی نداشتم ، ولی چیزی هم نمیتونستم بگم . تو همون ایام هم پسر داییم به هوای بازی من و میاورد خونه اشون و تو پشت بوم شلوارمو میداد پایین و کیرش جوری میکرد تو کونم که گریه میکردم ، وقتی قطع میشد که دیگه آب داغش می ریخت بین رونای پام . گاهی اوقات تو دستشویی مسجد محل کیرشو در میاورد و میگفت براش بخورم . دوست نداشتم این کارو ، ولی براش انجام میدادم . اینم بگم بغیر از پسر داییم یکی از بچه های محل هم منو به هوای بازی برد خونشون ؛ بعد بازی هم گذاشت تو کونم . این سال ها گذشت . من حدودا ۱۹ساله شده بودم ، اما حسی عجیب با من گاهی اوقات عجین میشد ، حس دادن ، حس این که زیر کیر بخوابم و ناله بزنم . خودمو محدود میکردم ، جق میزدم و پورن میدیدم ، اما هیچی اون نمیشد . حتی یادمه یه بار به پسر عموم که چند سال از من کوچیکتر بود و اهل رفاقت بود پیشنهاد دادم منو دستمالی کنه ، بعدش بکنتم . اونم کلی تعجب کرد و برام انجام داد.
سال ها گذشت ، از ۲۶سالگی دیگه فاز سکس با دخترا رو داشتم ؛ خیلی رابطه برقرار کردم با دخترا و زن های مختلف ، اما اوج شهوت من حس دادن خودم بود که برام تابو شده بود و بیشتر با یادش جق میزدم . خاطره اصلی اینجاست …
در ۳۲سالگی یه روز دل و به دریا زدم . اینم بگم به شدت علاقه به زنونه پوشی دارم و واقعا برام لذت بخش که با این لباس ها با یه مرد عشق بازی کنم . اون روز موعود رفتم زنونه فروشی ؛ یه جوراب ساق بلند مشکی شیشه ای ، یه شورت مشکی توری و یه لباس حریر یقه باز تهیه کردم .
قبلش هم کل بدنمو شیو کردم . وقتی این لباسارو پوشیدم انقدر جذاب شده بودم که کیرم تو شورت بیقراری میکرد . پاهای گندمی من پشت جوراب نازک که تا رون های پام اومده بود واقعا حشری کننده شده بود . کونم که توی شورت توری مثل ژله میلرزید هم که دیگه همه چی رو تموم کرده بود . چندتا عکس با پوزیشن های مختلف گرفتم و تو بکن تو آپلود کردم تا نظرات افراد رو بخونم .
لایک بود که میخورد به عکسام و کامنت هایی که دلمو ضعف مینداخت . یکی پیام داده بود : نمیخوای سوراختو باز کنی و عکس بفرستی ؟؟
دیدم آره ، چرا که نه !!
با دوتا انگشتم لای سوراخمو باز کردم توش که رنگ خون گرفته بود از شهوت رو با یه عکس شکار کردم و فرستادم تو پست خودم تو سایت بکن تو .
منتظر بودم تا یه نفر مکان داشته باشه رو انتخاب کنم .
یه پسر ۳۴ساله خیلی مشتاق بود و خلاصه شب قرار گذاشتیم و اومد با ماشین دنبالم .
روی همون شورت و جوراب و لباس حریر ، تیپ مردانه زدمو رفتم تا سوار بشم . خجالت میکشیدم اما واقعا عطش داشتم تا زیر بدنش دست و پا بزنم . وقتی رسیدیم تو خونه اش . اون شلوارش رو درآورد ، منم رفتم اتاق خواب تا آماده بشم … استرس عجیبی داشتم
خودمو مرتب کردم وارد سالن شدم . یه نگاهی کرد بهم گفت : نه ، عجب چیزی ساختی لعنتی!!
با شورت نشسته بود و کیرش داشت شورت و پاره میکرد . سریع کاندوم رو از کنارش برداشتم و کیرشو در آوردم و کشیدم روش … اومممممم تمام حجم کیرش تو دهنم بود
باورم نمیشد من دارم کیر یه مرد رو میخورم
صدای آههههه اونم بلند شده بود
با دستام تخماش میمالیدم و لحظه به لحظه داشت رگای کیرش متورم تر میشد .
با چشمام اشاره کردم بیا روم …
رو فرش دراز کشیدم . اومد بین پاهام و اول پاهامو که با جوراب شیشه ای دیوانه کننده شده بود یکم مالید .
گفت تا حالا کجا بودی تو ، منم خنده ای کردم و گفتم حالا که پیش توام . آروم گوشه شورت توریمو داد کنار و با انگشتش یواش فرو کرد تو سوراخم .
آیییییییییی . گفت فعلا انگشت رفته توش
گفتم فقط تو رو خدا یواااش
روم خوابید و به زور سر کیرشو جا کرد تو سوراخم
آخخخخخخخخخخ ، انقدر دردم گرفته بود که اصلا انتظارشو نداشتم . با ناله من اون بیشتر لذت میبرد و بیشتر فشار میداد . شروع کرد تلمبه زدن تو کونم …
شلپ شلپ بود که صداش خونه رو برداشته بود و منم التماس که آروومتررر.آیییییییییی
واقعا انقدر درد رو نمیتونستم تحمل کنم ، کیرم تو شورت داشت آبش میومد ولی اون داشتم کمرمو لیس میزد و فشار میداد
وقتی گفت برگرد ، یه لحظه نفس کشیدم
گفت پاهاتو بده بالا ، منم پاهامو دادم بالا و رونامو که خیس عرق شده بود تو جوراب شیشه ای رو انداختم روی دوشش .
داشت به ارگاسم میرسید که گفت میخوام همشو تو کونت خالی کنم . تو همین حرف بود که حس کردم کل بدنم خیس شد .
کاملا آب سفید و غلیظش رو خالی کرد تو کونم افتاد کنارم .
الان ۶سال از اون روز میگذره ، من سکس با دختر رو خیلی میپسندم

اما گاهی اوقات فکر عشق بازی برای یک مرد رهام نمیکنه😉

نوشته: وحید

بازدید 17,354

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “اولین و آخرین زن پوشی من”

  1. به نظر واقعی میاد و خیلی هامون زندگی شبیه به این رو داریم حالا یا تجربشو کردیم ،شایدم بعضی ها براشون تابو باشه ولی مهم خودمونیم که بدونیم با چه رابطه ای لذت می بریم

  2. واقعا آزادی تو کشورمون نیست و البته خودمونم مقصریم خیلی خودمونو محدود کردیم. .حس کردم داستان واقعیه و بیشتر درد دل بود. یه جورایی حستونو درک میکنم . اما از من برعکسه متاهلم . ولی به آنال علاقه دارم . .ز کون دختر لذت جنسی بیشتری میبرم ولی از کون هم جنس و لذتی که میبره لذت روحی بیشتری میبرم . و همیشه تو ذهنمه بااینکه مرتب سکس داریم.

  3. داری سکس چت میکنی یا داستان مینویسی همش هی آیییییییی و آخخخخ میکنی تو که گفتی کاندوم کشیدی رو کیرش بعد آبش که ریخت تو کونت رو حس کردی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید