اتوبوس هوس 6

اتوبوس هوس 6

صورت ماریا لحظه به لحظه داغ تر و سرخ تر می شد . خیلی خوشگل و ناز شده بود . دستمو گذاشته بودم رو سینه هاش ولی همین خوب نمی ذاشت تا لبامو خوب به لباش بچسبونم . این بار دستمو رو قسمت بالای صندلی قرار داده خودمو رو ماریا حرکت می دادم . کیرم رفته بود توی کس و حسابی در حال مانور دادن بود . . لبای داغ ماریا رو وقتی به لبام چسبوندم حس می کردم که دارم از آب زلال چشمه بهشت سیراب میشم . هر چند هرچه میکش می زدم بازم  دلم می خواست اون لباشو بچشم . دونه دونه لبای بالا و پایینشو بین دو تا لبام قرار داده میکش می زدم . یه حس خیلی خوبی رو در من به وجود می آورد . جااااااان چه عطر خوبی داشت موهای لخت و بلوند این دختر زیبا . آخرشم نفهمیدم رنگ اصلی موهاشونو . گاهی بلوند می شد گاهی شرابی و گاهی هم دورنگ ولی هر چه بود و هر کاری می کردن به صورت هر دو تاشون میومد .ولی هیشکدومشون به درد این نمی خوردند که باهاشون از دواج کنم . من یه زنی می خواستم که از اولش مال خودم باشه و تا به حال به کس دیگه ای هم کس نداده باشه . خب دیگه خصلت بیشتر ما مردا همینه دیگه . تازه اینا به یه کنار با هیشکدوم از این زنا نمیشه ساخت . هر چی هم اونا رو بکنی سیر بشو نیستند . ماریا پاهاشو داد هوا . یه پاشو گذاشت رو صندلی روبرویی و یه پای دیگه شو  بی اراده گذاشت رو پرده رو شیشه سمت چپش و یه لحظه کنارش داد .. -وای ماریا پاتو بذار پایین الان پدر ما رو در میارن . در عوض همون پا رو میون دو تا دستام قرار داده و با تسلط بیشتری کسشو بسته بودم به رگبار . -اوووووووووههههه نههههههه عزیزم عزیزم . ایمان . من فدای ایمانت .. -منم فدای توبشم ماریا جون . چقدر توپ و ناز و آبدار و مملی . مینا : من ممل تو نیستم ؟/؟ -باز که شروع کردی . هردوتا تون ممل من هستین .  وقتی که یکی زیر کیر من قرار می گیره اون وقت سوپر ممل میشه . دلم می خواست اون کوس کوچولوی ماریا رو یه لقمه چپش کنم و بذارم توی دهنم ولی دیگه جای خیلی تنگی بود و بایدم زود تر می رفتیم . واسه همین سرعت کردنشو زیاد کردم . -ماریا یواش تر یواش تر الان گندش در میاد و خوب نیست و می ریزن اینجا خفت ما رو می گیرن . -چیکار کنم خوشم میاد دیگه . نمی تونم دست خودم نیست . -مینا دستتو بذار رو دهن ماریا می خوام رگباری کار کنم قال قضیه رو بکنم -چیه ایمان عجله داری مگه می خوای گوسفند قربونی کنی ؟/؟ -اگه گوسفند قربونی کردن این قدر راحت بود که خیلی خوب بود . و غمی نداشتم . -یعنی گاییدن من این قدر غم انگیزه ؟/؟ –مینا نمی خواد دستتو بذاری رو دهنش من خودم لباشو می بندم . لباشو یه بار دیگه با لبام بستم و با یه حالت ایستاده دستامو دور  اون صندلی که روش لمیده بود حلقه کرده و این بار با نیرویی دو برابر نیروی قبل کیرمو فرو می کردم توی کسش و خودمو رو به جلو حرکت می دادم . می دونستم از فشار ضربات کیر من به کسش بی اندازه لذت می بره . خیلی به خودش فشار می آورد و تو دهنی همش می خواست یه حرفی بزنه ولی من این اجازه رو بهش نمی دادم . ماریا رو اون زیر دیگه کشته بودم . صداش در نمیومد -ماریا ماریا جون حالت خوبه ؟/؟ زنده ای ؟/؟ .. نفس رو که می کشید . -آره زنده ام . تا وقتی که مینا زنده هست منم زنده ام . نترس . ولی بد جوری منو کشتی . ببینم نکنه به ما رسیدی آبت ته کشید یا این که رفت عقب . خیس عرق شده بودم -عزیزم حالا ما تا تو رو ار گاسم نکرده نخواستیم توی کست خالی کنیم این که دیگه گناه نیست واسه هر چیزی باید یه حرفی بشنویم .. -فدات شم عزیزم من که چیزی نگفتم بهت بر می خوره . در همون حالت  یه بار دیگه کیر شق  شده خودمو فرو کردم توی کس خیس و آبدار ماریا جونم و این بار دیگه با با لذت و فکری راحت فرمان خلاص رو به کیرم دادم تا هر قدر دلش خواست خودشو خالی و سبک کنه .. با یه لذت و داغی عجیبی آبمو توی کس ماریا خالی می کردم .. -عزیزم عزیزم .. .. دستشو گذاشته بود توی دهنم و وقتی که آبم توی کسش خالی می شد انگشتاشو با لذت و هوس میک می زدم .. احساس آرامش خاصی بهم دست داده بود . چشامو بسته بودم تا بتونم  از این حالت روحانی و خلسه نهایت لذتو ببرم . واقعا این آب کیرچه نقشی داره که یه خورده از اون که خالی میشه واسه مدتی هر چند کوتاه انگاری که هوس آدم فرو کش می کنه . تمام اون شر و شور ها حداقل واسه دقایقی می خوابه . . در همین لحظه حس کردم که یکی با کف دستش محکم به اتوبوس می کوبه .. این دیگه کی بود . -دخترا زود باشین لباساتونو بپوشین . معلوم نیست که اینجا چه خبره . تازه یادم اومد که نکنه یه جای توقف ممنوع  پارک کرده باشم . نخیر این خانوما لباس پیدا کن نبودند . یه شورت افتاده بود چند تا صندلی اون ور تر .. سوتین یکی وسط راهرو قرار داشت .. -حالا ولش برین توی بوفه و اون ته اتوبوس یه جایی قایم شین . عجب دردسری شده و گیری افتادیم . دو تایی شون رفتند و منم لباس پوشیده و مرتب و منظم مثل یه پسر خوب رفتم درو باز کردم . افسر راهنمایی  از همون جریمه بنویس ها و ماشین بخوابون ها بود …. ادامه دارد .. ….

در

۰:۰۱:۰۰

اتوبوس هوس 6

بازدید 3,750

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۱ هفته پیش ۰:۳۷
👁 ۱۶.۶K ❤️ ۷۳۵
۲ هفته پیش ۸:۵۰
👁 ۲.۹K ❤️ ۳۷۲
۲ هفته پیش ۳۵:۵۴
👁 ۸.۳K ❤️ ۳۳۵
۲ هفته پیش ۳:۳۱
👁 ۱۶.۲K ❤️ ۱,۵۰۴
۳ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۴.۸K ❤️ ۹۸۱
۲ هفته پیش ۴:۳۹
👁 ۷.۳K ❤️ ۲۰۵
۲ هفته پیش ۴۶:۴۷
👁 ۲.۵K ❤️ ۳۷۵
۲ هفته پیش ۱:۵۴
👁 ۸.۴K ❤️ ۲۴۶
۲ هفته پیش ۷:۳۰
👁 ۲.۴K ❤️ ۲۴۴
۲ هفته پیش ۰:۴۰
👁 ۲.۹K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۰:۳۴
👁 ۱۳.۵K ❤️ ۲۸۷
۲ هفته پیش ۱:۲۹
👁 ۴.۰K ❤️ ۴۸۹
۵ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۵.۶K ❤️ ۱۳۴
۲ هفته پیش ۰:۱۹
👁 ۱۵.۷K ❤️ ۶۲۲
۲ هفته پیش ۶:۰۳
👁 ۱۳.۴K ❤️ ۳۴۴
۲ هفته پیش ۶:۵۳
👁 ۱۲.۹K ❤️ ۶۹۳
۲ هفته پیش ۰:۳۰
👁 ۲.۲K ❤️ ۲۷۴
۲ هفته پیش ۲:۵۰
👁 ۳.۰K ❤️ ۱۶۰
۲ هفته پیش ۰:۵۴
👁 ۱۴.۸K ❤️ ۵۹۵
۲ هفته پیش ۴:۲۲
👁 ۱۹.۷K ❤️ ۴۴۱
۲ هفته پیش ۹:۰۰
👁 ۳.۱K ❤️ ۴۴۷
۲ هفته پیش ۹:۲۷
👁 ۲۰.۱K ❤️ ۱۴۲
۳ روز پیش ۲:۵۰
👁 ۲۱.۶K ❤️ ۰
۲ هفته پیش ۱:۱۹
👁 ۲.۵K ❤️ ۳۷۳
۱ هفته پیش ۰:۳۸
👁 ۱۳.۳K ❤️ ۴۳۰
۲ هفته پیش ۷:۵۳
👁 ۶.۴K ❤️ ۳۹۹
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۲.۹K ❤️ ۱۴۲
۲ هفته پیش ۱:۰۹
👁 ۵.۸K ❤️ ۳۹۰
۲ هفته پیش ۰:۲۱
👁 ۴.۹K ❤️ ۶۸۷
۲ روز پیش ۱۹:۲۸
👁 ۲۱.۷K ❤️ ۶۸۴
۱ هفته پیش ۰:۴۷
👁 ۱۷.۵K ❤️ ۷۹۲
۱ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲.۸K ❤️ ۴۳۸
۲ هفته پیش ۹:۳۴
👁 ۱۲.۶K ❤️ ۳۹۱
۲ هفته پیش ۰:۵۷
👁 ۴.۰K ❤️ ۲۷۷
۲ هفته پیش ۱۱:۰۶
👁 ۲.۳K ❤️ ۳۷۵
۲ هفته پیش ۱:۱۷
👁 ۴.۹K ❤️ ۱۱۰
۱ هفته پیش ۲:۰۰
👁 ۱۶.۵K ❤️ ۵۴۶
۲ هفته پیش ۸:۴۶
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۲۳
۲ هفته پیش ۰:۲۵
👁 ۱.۸K ❤️ ۴۲۶
۲ هفته پیش ۴:۰۲
👁 ۱.۷K ❤️ ۲۰۵
۲ هفته پیش ۲۲:۱۵
👁 ۲.۵K ❤️ ۲۵۳
۲ هفته پیش ۰:۰۰
👁 ۱۴.۰K ❤️ ۱۳۲
۱۱ ساعت پیش ۱:۱۰
👁 ۶.۴K ❤️ ۴۸۳
۳ روز پیش ۱:۵۴
👁 ۱۰.۸K ❤️ ۵۰۸
۲ هفته پیش ۰:۱۷
👁 ۶.۱K ❤️ ۴۳۸
۴ روز پیش ۰:۵۹
👁 ۴.۶K ❤️ ۷۰۲
۷ روز پیش ۰:۱۵
👁 ۱۰.۵K ❤️ ۵۲۳
۲ هفته پیش ۴:۵۴
👁 ۳.۳K ❤️ ۱۴۹
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن