سلام اسمم نازنینه 31 ساله داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه اشتباهی که از همتون میخوام تکرارش نکنین. 20 سالم بود ازدواج کردم و از همسرم جدا شدم و خانوادم بخاطر اینکه طلاق گرفته بودمو و ابروشونو برده بودم ترکم کرده بودن یه خونه اجاره کردم و تنها زندگی میکردم خیلی دوست داشتم برم خارج زندگی کنم اما نه پول داشتم نه کسی رو اون ور داشتم که برم پیشش تو فیس بوک همش چرخ میزدم و پسرایی و دخترایی که اون محل زندگی شونو اروپا یا آمریکا و… ادد میکردم البته تعداد خیلی کمیشون اد رو قبول میکردن. با یه دختره به اسم شهره آشنا شده بود دانمارک زندگی میکرد چند ماه فقط به هم پیام میدادیمو صحبت میکردیم و بهش گفتم دوست دارم بیام اون ور اما مشکل دارمو نه پول دارم و… گفت من می تونی کمکت کنم بیایی این ور گفتم چجوری گفت با من ازدواج کن. جا خوردم گفتم یعنی چی همنجسگرایی؟ گفت نه من یه دوجنسه ام با من ازدواج کن بیا این ور بعد سه چهار سال که اقامتت دائم شد طلاق بگیر . گفتم چرا میخوای همچیبن کاری رو برام بکنی. گفت توام اومدی اینجا تو این مدت به من حال بده . گفتم یعنی چی؟ گفت سکس. بهش گفتم نمی خوام من اصلا از سکس با دوجنسه بدم میاد و بلافاصله بلوکش کردم . اما بعد یه مدت با خودم گفتم اون که نمی خواد 24 ساعته تورو بکنه 3یا 4 ساله بعدشم برا خودت زندگی کن . خلاصه دوباره اددش کردمو بهش گفتم باشه اونم بهم گفت که برم سفارت و چه کارایی بکنم و 6ماه طول کشید تا ازدواجمون ثبت شد . خودش اومد ایران و یک شب موند و کلی باهام صحبت کردو یکم بغلم کرد و شروع کرد به بوسیدنم و گرفتیم خوابیدم . صبح کلید خونه رو تحویل صاحب خونه دادم و با پول فروش وسایل خونه رفتیم فرودگاه و بعد 1 یا 2 ساعت تاخیر سوار هواپیما شدیم رفتیم سمت دانمارک فرودگاه کوپن هاگن پیاده شدیم و رفتیم رستوران خیلی قربون صدقم میرفت اما با این که خوشحال بودم اومدم خارج اما باز حس خوبی نداشتم غذا خوردیم و راه افتادیم سمت ادنسه اونجا زندگی میکرد یه 2 ساعتی تو مسیر بودیم واقعا کشور زیبایی هستش من که خیلی لذت بردم .
رسیدیم خونش خونش زیاد بزرگ نبود اما دو خوابه بود و یه حال و آشپز خونه کوچیک داشت ساعت نزدیکای 9 بود بعد از کلی حرف زدن و این که اینجا چیکار کنم کی زبان یاد بگیرم و … گفت من میرم بخوابم تو ام بیا شهره رفت خوابید منم میدونستم میخواد باهام سکس کنه یه شرت و سوتیین پوشیدم رفتم پیشش رفتم رو تخت اول شروع کرد ازم لب گرفتن زیاد خوشگل نبود و سینه های کوچیکی ام داشت بعد لب گرفتن لخت شد و کیرشو گذاشت رو دستم کیرش 10 یا 15 سانت بیشتر نبود براش جق زدم یکم بعد بهم گفت بخورش کیرش یه جوری با بدبختی براش ساک زدم و کیرشو کشید بیرون و رفت سراغ کسم وقتی کیرشو کرد تو کسم خیلی چندشم شد اما صدام در نیومد خیلی وحشیانه میکر و و سینه هامو چنگ میگرفت و آبشو اخر کار ریخت رو شکمم و اومد بوسم کرد کنارم خوابید خیلی بد بود رفتم دوش گرفتم و زیر دوش فقط گریه کردم و از کار خودم پشیمون بودم چند روز به همین منوال بود و من چون زبان بلد نبود نه میتونستم زیاد بیرون برم نه سرکار شهره یه گل فروشی تو مرکز شهر داشت بضی وقتا با ماشین میرفتم پیشش و شب باهم میومدیم و باز منو میکرد یک سال تمام کارم شده بود دادن به شهره بعد یکسال دیگه کم کم دوستا شو میاورد و منو میکردن و دو سال تمام شهره کس منو جر داد بعضی شبا که مست کیکرد اینقدر بد منو میکرد که تمام تخم دونم درد میگرفت و از همه بدتر مجبور بودم براش وقتی داره میخوابه ساک بزنم بعضی شبا که میخوابیدم شروع میکرد کونو کردن و آبشو مریخت لای کونم 4 سال تمام به شهره و دوستاش دادم و تو این مدت نتونستم خوب زبان یاد بگیرم بعد که رفتم سفارت و و افامت دائمو گرفتم درخواست طلاق دادم و شهره وقتی فهمید بدجور از دستم اعصبانی شده بود و به طور وحشیانه ای کسمو برای آخرین بار کرد الان مدت 1 ساله ازش جدا شدم گه گداری بهم سر میزنه و شبای که خیلی حالش بد باشه میاد پیشم اما نمیزارم بهم دست بزنه موقع طلاقم فقط تونستم 1/3 اموالشو بگیرم اما الان واقعا پشیمونم چون تو غربت زندگی خیلی سخته
نوشته: نازنین
31 پاسخ به “4سال تحمل برای اقامت با یه دوجنسه”
آخی…بیچاره ی جنده…دلم سوخت…نمیدونم والا این چه صیغه ای هس که همه دوس دارن برن اونور ببینن چه خبره…والا غربتش انقد زیاده که برمیگردی…به هر حال واسه تو و کصه پارت دعا میکنم باشد که تنگ شوی…angel
برات متاسفم از ته قلب حق تو این نبود
خوب دیگه وقتی چیزی میخوای بدست بیاری بایدطاوانشم بدی دیگه…یه کوس دادی اقامت گرفتی که همه ارزوشو دارنdrinks
دعوتش كن ايران بريزيم سرش بكنيمش دق دليت وا شه
نازنین خانواده ایی که بخاطر بهتر شدن زندگیت تورو ول کردن همون بهتر که پیشت نباشن بعدشم تو این همه سختی کشیدی که به اینجا برسی الانم فک کن ایرانه برو بگرد دوست پیدا کن
چه حکایت جالبی بود یعنی تو این خراب شده هیچ کس نبود تورو بگاد که رفتی غربت پی دادن
حالا چی شده کردنت دیگه نمردی که از ای کیو که تعطیلی 4سال خارج بودی زبان یاد نگرفتی پس زبون نفهمی ادم زبون نفهم حقش همینه که بکوننش
حيف كير من
گذشته ها گذشته.برو زبان یاد بگیر، برو باشگاه ورزش کن، به خودت برسبعد یه پسر توپ ، پیدا کن ، مخشو بزنمطمئن باش نمیپرسه قبلنا به کیا دادیاگه این کارا سخته، بشین عین احمقا غصه بخور
ارزششو داشت ده سال دیگه هم میدادی از این خراب شده رفتی برات ارزوی بهترینها رو دارم
حالا وجدانا بیاو تلافیشو سره من دربیار با من ازدواج کن منم ببر اونور هر چقدر دوست داشتی باهام سکس کن دوستاتم بیار بریزین سرم همه رو میکنم هیچم حالم بهم نمیخوره دمت گرم
ماهى هروقت از اب بگیری تازه اس. برگرد ایران به خطی فرودگاه بگو دوسه بار دور ازادی دور بزنه چنتد تا بسته گز و قطاب و پشمکم از کپنهاگ بگیر بیار برا خانوادت کیف کنن
خواب دیدی خیر باشه عمویی
این دیگه چی بودbad
خانومی خوشی نزنه زیر دلت بشین سرجات این طرف هیچ خبری نیست همون آش و همون کاسه است تازه بدتر شده که بهتر نشده، دلت برای چه چیز اینور تنگ شده فک و فامیلت که اگه فامیل بودن به خاطر هیچ ترکت نمیکردند بقیه مشکلات هم که به قوت خود باقیست، بچسب به زندگی و سعی کن از باقی مانده آن لذت ببری، آدم ها هیچ وقت قدر چیزهایی رو که دارن نمیدونند
سلام… میشه پیام خصوصی بدی؟ 1سول خصوصی داشتم. ممنون میشم اگه جواب بدی
آقا مصطفی چیه برای شنیدن فحش و ناسزا خیلی عجله داری داداش؟
اين همه ساله از ايران بيرون هستم اما همچين چيزي نه ديدم و نه شنيدم ، مگه کسي رو آوردن به اين سادگيه ؟؟
نازنین اگه میتونی بهم تو خصوصی پیام بده کار واجبی دارم
امیدوارم از این به بعد شاد باشیgive_rose
میخوای من بیام پیشت تنها نباشی :
کون میدم ساک میزنم شاشو ان خانوما رو میخورم
خدایا توبهیعنی عاشقتم.ایرانی می تواندlolحالا دوباره تو فیسبوک بگرد یکی از همین بچه های اینجارو اس کن برگرد ایران.دوباره برو فیسبوکدوباره بکن تودوباره…biggrin
Ali morshedکجاش ساده بود این که خیلی راه راه بود این که چهار سار جر خورده با ازدواج خیلی راحت میشه اقامت گرفت
اگه تو هرشب داده باشی میشه 365 ضربدر 4 !!! یعنی تو 1460 باررررررر دادییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟ باو الکسیس باید به تو ایمان بیاره!!! راستی یادم رفت دوستاشم کردنت!!! holyyyy shiiiiiiitttt الان الکی مثلا تو زنده ای
biggrinخوبه خوبهوقتی میخوان به پسر جماعت بدن ناز میکنناما الان مثل خر تو گل گیر کرده
Dar khedmatam
مشتری جور شدbiggrin
گمونم یه پسر عقده ای نویسنده ی این داستانه.نگارش و تم داستان زنانه نبود.متاسفم برای نویسنده که برای جلب خواننده از حربه هایی مثل جلب ترحم و فانتزیهای سکس استفاده کرده
این ۴سال رو توی خونه حریف مسابقه دادیواسه بازیهای برگشت دعوتش کن ایرانبریزیم روش ۴ساعته تلافی ۴سال دور رفت رو ازش بگیریم
دنبال دو جنسه میگردم کسی هست بگه