شیفت بودم یه خانوم دکتره اومد کنار دستم نشست، خوب مشکلی نبود، راحت بودیم، بعد دیدم مقنعهشو درآورد، منم به شوخی گفتم:
مگه شاه برگشته؟
گفت:
خستهم دوست دارم یکی موهامو نوازش کنه! به من گفت تو هم که هیچی…
منم گفتم من خودم زن دارم؛ بعد گفت من که نمیخوام زنت بشم فقط الان بهت نیاز دارم!
گفتم چکار کنم؟
رفتیم اتاق به بهانهی نوازش البته وقت استراحتمان هم بود، اونجا رو پوششو درآورد اومد بغلم!
منم گفتم کمی موهاشو نوازش میکنم خوابش میگیره!
کمی که نوازشش کردم دیدم شروع کرد به لب گرفتن از من! اول مقاومت کردم ولی زور اون بیشتر بود!
همهش میگفت یه باره! در حین لب گرفتن لخت شد، منم گیر کرده بودم راستش ترسیدم…
دیگه در همین حین زیپمو باز کرد! شاید باورتون نشه منی که با یه حرکت کیرم مثل سنگ میشه، کوچولو، کوچولو بود!!!
ترسیده بودم خوب! دیگه اینقدر خورد راستش کرد.
گفت یه کم بکن!
منم گفتم این دختره، یه کم لاپایی میکنمش رضایت میده،. تو اتاق تخت داشت رفتیم رو تخت گفت یه کم برام لیس بزن!
منم بدم میاد، گفتم عیبی نداره، یه باره دیگه
کمی کصشو لیس میزنم!
خداییشم کصش هم خوشگل بود و هم خوشبو اونم کیرمو میخورد!
69 شدیم…
بعد گفتم بذار یه لاپایی برات بزنم، دیدم گفت نه بکن تو کصم!
منم گفتم میخوای پردهتو بندازی گردن من؟
دیدم دوتا انگشت کرد تو گفت پرده ندارم!
منم گفتم هرچه بادا باد!
شروع کردم به کردن کصش
نیم ساعت کردم، مگه آبم میومد لامصب!
دیدم گفت یه کم کونمو بکن هر دو ارضا شیم!
باور کنید حدود نیم ساعت هم کونش کردم، داشت آبم میومد، گفتم چکار کنم؟
گفت بریز تو کونم!
همهشو ریختم تو کونش…
فکر میکنید راضی شد؟
تا صبح ۵ بار کردمش!
حتی یه بارم آب کیرمو تا آخر خورد!!!
مگه شاه برگشته؟
گفت:
خستهم دوست دارم یکی موهامو نوازش کنه! به من گفت تو هم که هیچی…
منم گفتم من خودم زن دارم؛ بعد گفت من که نمیخوام زنت بشم فقط الان بهت نیاز دارم!
گفتم چکار کنم؟
رفتیم اتاق به بهانهی نوازش البته وقت استراحتمان هم بود، اونجا رو پوششو درآورد اومد بغلم!
منم گفتم کمی موهاشو نوازش میکنم خوابش میگیره!
کمی که نوازشش کردم دیدم شروع کرد به لب گرفتن از من! اول مقاومت کردم ولی زور اون بیشتر بود!
همهش میگفت یه باره! در حین لب گرفتن لخت شد، منم گیر کرده بودم راستش ترسیدم…
دیگه در همین حین زیپمو باز کرد! شاید باورتون نشه منی که با یه حرکت کیرم مثل سنگ میشه، کوچولو، کوچولو بود!!!
ترسیده بودم خوب! دیگه اینقدر خورد راستش کرد.
گفت یه کم بکن!
منم گفتم این دختره، یه کم لاپایی میکنمش رضایت میده،. تو اتاق تخت داشت رفتیم رو تخت گفت یه کم برام لیس بزن!
منم بدم میاد، گفتم عیبی نداره، یه باره دیگه
کمی کصشو لیس میزنم!
خداییشم کصش هم خوشگل بود و هم خوشبو اونم کیرمو میخورد!
69 شدیم…
بعد گفتم بذار یه لاپایی برات بزنم، دیدم گفت نه بکن تو کصم!
منم گفتم میخوای پردهتو بندازی گردن من؟
دیدم دوتا انگشت کرد تو گفت پرده ندارم!
منم گفتم هرچه بادا باد!
شروع کردم به کردن کصش
نیم ساعت کردم، مگه آبم میومد لامصب!
دیدم گفت یه کم کونمو بکن هر دو ارضا شیم!
باور کنید حدود نیم ساعت هم کونش کردم، داشت آبم میومد، گفتم چکار کنم؟
گفت بریز تو کونم!
همهشو ریختم تو کونش…
فکر میکنید راضی شد؟
تا صبح ۵ بار کردمش!
حتی یه بارم آب کیرمو تا آخر خورد!!!
نوشته: A man
19 پاسخ به “یک شیفت با برکت”
نه سر داره، نه ته داره، نه منطق داره! اول اینکه پانسیون خانوما و آقایون جداست! دوم اینکه یعنی هیچ کی دیگه غیر شما دو تا شیفت نبود؟ بعد یهو یه غریبه میاد به آدم میگه بهت احتیاج دارم بیا منو بکن؟ چنین چیزی به عنوان خیالپردازیم قابل قبول نیست.
کیر سوپروایزر بخش تو کون آدم دروغگو
چند خط اول مشخص هست یک بیسوادی که یک بار هم بیمارستان نرفته نوشته .اول اینکه اکثر بخش و اتاق ها دوربین داره حالا نداشته باشه هم خدمه و پرستار و… کامل تو نخ پزشک و… هستن دوم پاویون پزشکان خانوم مجزا از اقایون هست .حتی برای دانشجوهای اینترن .دانشگاه تهران با ان عظمت شما تو سلف ناهارخوری کنار هم بشینید میان تذکر میدن .رابطه ها همه خارج از بیمارستان ت مطب و مکان و… هست دفعه بعد دقت کن
واویلای من…داداش تو برازرز هم اینجوری و یهویی و پابرهنه نمیپرن رو طرف!..خروس با همه ابهتش جلوت لنگ میندازه
تا صبح ۵ بار تو کونت با این نوشتنت.
داداش نیرو میخواین؟
مغز نداشتتو گاییدم خیلی کوص شر بود
چه خواب کوتاهی بود
این کوسشعر یکی دیگه میداد دستت میخوندی چوپ تو کون اون شخص دروغگو میکردی یا نه !؟ خوب شد تو در دسترسی نیستی!
کص شعر وارداتی از پایتخت سریلانکا:سری جایاوارد نپوراکوته
با خدمت دوستانهیچ جای داستان ادعا نکردم بر مبنای واقعیت!اتفاقا بر مبنا و ادبیات چاخانهایی بود که آدم میشینه با دوستاش میگه.قابل توجه اون دوستمان که گفته تو اتاقها دوربین هست! در زمان کنونی هم هیچ اداره و بیمارستان و … داخل اتاق دوربین نداره، شما مبنا رو بذار چند سال پیش که دوربین نبود.اتاق استراحت پزشک بخش هم خصوصی است و میشه یه طوری خزید داخل که کسی متوجه نشه!در کل دوستان چرا دنبال صحتسنجی داستانید!؟ مگه نمایید داستان سکسی بخونید؟یه واقعیتی هم هست که وقایع باورنکردنی داستان میشن.مسائل روزمره و معمولی برای خواننده کشش ندارد، نه؟شاد باشید و مانا…A man
عجب …
🤣🤣🤣🤣
خیلی خوبه که از رویاهات میگی ولی اینجا داستان واقعی باید بگی، این که غیر واقعی بود حالا اونو که نگهبانا اومدن کونت گذاشتن رو تعریف کن
😂😂😂😂گفت بیا موهامو نوازش کن! گفتی نوازش کنم تا خوابش ببره و بیخیال بشهاومد جلو ازت لب گرفت! نمیخواستی!!مقاومت هم کردی ولی وقتی دیدی که زورش از تو بیشتره گفتی یه باره دیگه و لب دادی!!!در حین لب گرفتن لخت شد و زیپ تو کشید پایین ولی چون زن داشتی و اینکارای خانم دکتر بهت احساس تجاوز میداد دودولت از ترس بلند نشد،اما بازهم خانم دکتر دست از سرت برنداشت و اینقدر خوردش تا راست کردی!!!گفت یه کم برام لیس بزن!تو هم که از لیس زدن بدت میامد ولی گفتی عیبی نداره،یه باره دیگه و کصش رو لیس زدی ولی با اینکه بدت میومد دیدی هم خوشگل بود و خوشبو!!!بهش فهموندی که زن داری و این کار درستی نیست اما خانم دکتر ازت خواست بکنیش و بازهم فکر کردی با یه لاپایی بیخیالت میشه اما دیدی ازت خواست کصش رو بکنی و اینجا هم گفتی هرچه بادا باد و نیم ساعت کصش رو کردی!اینجا جالب بود که ازت خواست کونش رو بکنی تا دوتایی باهم ارضا بشین!!ماهم چون اخلاقت رو میدونیم و علی رقم میل باطنی خودت فقط خواستی یکبار کونش رو بکنی که بیخیالت بشه نیم ساعت هم خانم دکتر رو از کون کردی!!!اونجا هم چون فکر میکردی آبت که بیاد بیخیالت میشه ازش پرسیدی آبمو کجا بریزم!!!که ازت خواست بریزی تو کونش!!!با این حال که فکر میکردی با همین یکبارها راضی شده اما تا صبح 5 بار دیگه کردیش!!!ایکاش آخرین بار که آبت رو آورد و تا آخرشم رو خورد،هم میگفتی یه باره دیگه بذار تا تهش رو بخوره شاید بیخیال بشهبعد از خواب بیدار میشدی😂😂😂😂
لعنتی مگه چقدر تایم استراحت داشتین ک تا صبح ۵ بار کردیش؟؟؟؟؟
دیوس چرا چرت میگی وقت استراحت یه ساعته نه تا صبح که تو بخوای تا صبح کون بدی
اونوقت میگن چرا واسه درمان از ایران میرن خارج کشور.خوب واسه اینه که تا ۵ صبح دارن میکوبن دیگه وقت واسه بیمار ندارن
ریدم تو کله پدرت