سلام امیرم فاعلم سایزم قلمی ۱۵ سانت ، داستان از اونجایی شروع شد که با سامان رفیق شدم ، تو مترو نعمت آباد بودم که ی پسره جلوم نشسته بود و نگام میکرد و وقتی پیاده شدم دیدم اونم پیاده شد از مترو خارج شدم ی لحظه اتفاقی برگشتم دیدم اونم دنبالم میاد یهو همینطور که راه میرفتم صدام کرد آقا پسر ی لحظه، منم گفتم بله گفت من حقیقتش از شما خوشم اومده میشه شمارتو بدی ، منم همینطوری تعجب کرده بودم از طرفی هم اخم کرده بودم و اونم از استرس میلرزید😳😳😳😳😳 بعد گفتم جانم؟؟!!! گفتم ببین منم مفعولم اگه حسی نداری عیب نداره ولی این شمارم ( شمارشو تو کاغذ داد بهم و رفت) بعد که اومدم خونه و رفته بودم تو فکر یهو با خودم گفتم همچین هم بد نبود ( مشخصاتش : پوست سفید سفید قد تقریبا ۱۶۵ ولی نمیشه گفت چاق ولی تپل بود) دیگه پیام دادم همینکه گفتم سلام یهو انگار منتظر من بود و میدونست منم اونم پیام داد سلام عزیزم منتظرت بودم خلاصه کلی چت کردیم و گفتیم قرار بزاریم بیشتر باهم آشناشیم که گفت چهارشنبه هیچکس خونه نیست بیا خونمون منم که تو کونم عروسی بود خلاصه روز موعود شد و رفتم و کلی ازم پذیرایی کرد و میگفت تو اولین پسری هستی که باهاش اوکی شدم قبلا با هیچکس نبودم و کلی حرفای شخصی … بعد که کلی نشستیم اومد بغلم نشست و یه لحظه بهم زل زد و ناگهان بغلم کرد و محکم فشارم داد و شروع کرد گریه … بعد شروع کرد به صحبت کردن که اره من از بچگی به همجنس حس داشتم و میترسیدم با کسی باشم تا الانم فقط ۲بار خیار کردم تو خودم و منم یکم دلداریش دادم … یهو شروع کردم لبمو خوردن
کلی لبخوری کردی و یهو بلند شد لخت شد و جلو زانو زد نشست با دست میمالید کیرمو از رو شلوار منم اولین بارم بود گی میکردم مثل مجسمه خشکم زده بود خلاصه کمربندها باز کرد و کشید پایین و از رو شرت کیرمو بو میکرد و میبوسید و قربون صدقه میرفت منم کیف میکردم بعد شرت کشید پایین و شروع کرد ساک زدن کلی پرتف زد و تخمامم میمکید بعد سریع بلند شدم همونطوری داگی انداختمش رو مبل و شروع کردم اول کونشو بو کردم و میبوسیدم خیلی خوشبو بود کیف کردم رسیدم به سوراخش دیدم تیره و چین خوردست همینکه زبون زدم ی آه از سر لذت کشید و منم ادامه دادم به خوردن تا این یهو کلمو گرفت برگشت و گفت التماس میکنم شروع کن منم پاهاشو همون حالت دادم بالا گذاشتم روشونم کیرمو گذاشتم رو سوراخش ی لحظه مظلوم نگاه کرد و منم حشری بودم اون لحظه و محکم فشار دادم 🫀🫀🫀🫀🫀🫀 وااااااااای انگار ی انگشتر و کوچیک و میکنی تو انگشتت در این حد تنگ بود و شروع کرد اه و داد و بیداد تا اینکه تا اخر رفت توش و یکم نگه داشتم دیدم نگام میکنه و لبشو گاز میگیره و میخنده منم فهمیدم داره حال میکنه شروع کردم تلمبه هی زدم هی زدم اونم قشنگ برام اه و ناله میکرد منم کیف میکردم برش گردوندم و داگی کردم و کردم توش سوراخش صدا حباب میداد و بیارم کیرم توش بود گوزید و همش اه و ناله میکردم منم بیرحمانه تلمبه میزدم و اسپنک میکردم و خلاصه گاییدمش تا اینکه آبم داشت میومد گفتم اجازه هست بریزم توش یهو داد زد عشقم هرجام دوست داری خالی شو
منم ی نعره کشیدم و کیرمو تا ته چسبوندم و ابمو خالی کردم انقدر رو حس بودم که ۱۰ دقیقهای همون حالت افتاده بودم روش و یهو کیرم خودش اومد بیرون و اونم یهو گوزید و گفت میشه بزاری برم دستشویی و منم بلند شدم و اونم رفت دستشویی و اومد بیرون کلی دوباره ازم پذیرایی کرد و کلی خوراکی خوردیم و من رفتم از اون روز هفتهای ۳ بار میکنمش حالا یا خونه خودش یا تو ماشین میریم خرابه
کلی لبخوری کردی و یهو بلند شد لخت شد و جلو زانو زد نشست با دست میمالید کیرمو از رو شلوار منم اولین بارم بود گی میکردم مثل مجسمه خشکم زده بود خلاصه کمربندها باز کرد و کشید پایین و از رو شرت کیرمو بو میکرد و میبوسید و قربون صدقه میرفت منم کیف میکردم بعد شرت کشید پایین و شروع کرد ساک زدن کلی پرتف زد و تخمامم میمکید بعد سریع بلند شدم همونطوری داگی انداختمش رو مبل و شروع کردم اول کونشو بو کردم و میبوسیدم خیلی خوشبو بود کیف کردم رسیدم به سوراخش دیدم تیره و چین خوردست همینکه زبون زدم ی آه از سر لذت کشید و منم ادامه دادم به خوردن تا این یهو کلمو گرفت برگشت و گفت التماس میکنم شروع کن منم پاهاشو همون حالت دادم بالا گذاشتم روشونم کیرمو گذاشتم رو سوراخش ی لحظه مظلوم نگاه کرد و منم حشری بودم اون لحظه و محکم فشار دادم 🫀🫀🫀🫀🫀🫀 وااااااااای انگار ی انگشتر و کوچیک و میکنی تو انگشتت در این حد تنگ بود و شروع کرد اه و داد و بیداد تا اینکه تا اخر رفت توش و یکم نگه داشتم دیدم نگام میکنه و لبشو گاز میگیره و میخنده منم فهمیدم داره حال میکنه شروع کردم تلمبه هی زدم هی زدم اونم قشنگ برام اه و ناله میکرد منم کیف میکردم برش گردوندم و داگی کردم و کردم توش سوراخش صدا حباب میداد و بیارم کیرم توش بود گوزید و همش اه و ناله میکردم منم بیرحمانه تلمبه میزدم و اسپنک میکردم و خلاصه گاییدمش تا اینکه آبم داشت میومد گفتم اجازه هست بریزم توش یهو داد زد عشقم هرجام دوست داری خالی شو
منم ی نعره کشیدم و کیرمو تا ته چسبوندم و ابمو خالی کردم انقدر رو حس بودم که ۱۰ دقیقهای همون حالت افتاده بودم روش و یهو کیرم خودش اومد بیرون و اونم یهو گوزید و گفت میشه بزاری برم دستشویی و منم بلند شدم و اونم رفت دستشویی و اومد بیرون کلی دوباره ازم پذیرایی کرد و کلی خوراکی خوردیم و من رفتم از اون روز هفتهای ۳ بار میکنمش حالا یا خونه خودش یا تو ماشین میریم خرابه
تمام.
نوشته: امیر
7 پاسخ به “کون سامان”
استیکرا از خودت بهتر تصویر سازی کردن
به به دلم خواست
تا اونجا که میرفتی سمت نعمت آباد ،راست بود.
منم بکن
ناگهان اونجای آدم دروغگو
اه ایر.امیر مواظب باش تو خرابه میری خودت به فاک عظمی یعنی به گایش نری
کیره سیاه ۱۷ سانتیم تو کونت