کلینیک (۱)

من مهران هستم، حدود ۴۰ سال سن دارم و با یک هیکل کاملاً معمولی. ۱۰ سال پیش، وقتی ۳۰ سالم بود، با مائده ازدواج کردم که حالا ۳۳ سالش است. مائده خانه‌دار است و بیشتر وقتش را صرف خانواده خودش می‌کند، چون پدر و مادرش چند سالی هست که مریض‌اند. زندگی‌مان ساده و معمولی پیش می‌رود، ولی گاهی حس می‌کنم از نظر احساسی و فیزیکی چیزی کم دارم.
چند سال پیش با زهره، دوست قدیمی دانشگاهم، یک کلینیک فیزیوتراپی و کاردرمانی راه انداختیم. زهره ۳۷ ساله، ورزشکار و خوش‌اندام است و شوهرش جواد هم آدم خوبی به نظر می‌رسد. من و زهره رابطه کاری خوبی داریم و همیشه در مورد زندگی‌مان حرف می‌زنیم، ولی هیچ‌وقت از خط شراکت عبور نکردیم. کلینیک کم‌کم مشتری پیدا کرد و ما دو همکار جدید و یک منشی به اسم مینا استخدام کردیم. مینا ۲۷ ساله، خوش‌تیپ، خوش‌صحبت و پر انرژی بود و به رونق کارمان خیلی کمک کرد. معمولاً من یا زهره در کلینیک بودیم و وقتی بیمار خانم داشتیم، یکی از همکاران خانم تمرین‌ها را انجام می‌داد.
یک روز اواخر اسفند، نزدیک عید، که همه مرخصی بودند، فقط من و مینا در کلینیک ماندیم. یکی از بیماران قدیمی‌مان، فاطمه، نوبت داشت. او همیشه اصرار داشت با خانم کار کند، ولی آن روز وقتی مینا بهش گفت فقط من هستم، برخلاف انتظار گفت مشکلی ندارد و می‌ماند. فاطمه در اتاق تمرین با لگ ورزشی تنگ و تاپ آمده تمرینات روز شده بود. فاطمه یک خانم معمولی و خیلی شیک بود ولی همیشه ملاحظات خاص خودش را داشت که رفتار امروزش متفاوت از قبل بود. بدنش فوق‌العاده بود؛ سینه‌های بزرگ و برجسته، باسن گرد و ران‌هایی که به هم چسبیده بودند. نگاهم ناخودآگاه روی بدنش قفل شده بود.
مینا اول حرکات کششی را با او انجام داد و بعد من بهشان ملحق شدم.فاطمه مشکلش خشکی زانو داشت. من به آنها ملحق شدم تا تمرین های حدید را انجام بدیمو فاطمه روی تخت دراز کشیده بود و من بالای سرش ایستاده بودم تا زانویش را حرکت بدهم. لگ تنگش تمام خطوط بدنش را مشخص کرده بود و وقتی دستم را روی رانش گذاشتم، حس گرمای پوستش زیر انگشت‌هام دیوانه‌ام کرد. فاطمه هیچ واکنشی نشان نداد و همین جراتم را بیشتر کرد. به بهانه اصلاح حرکت، دستم را کمی بالاتر بردم و آرام روی باسنش کشیدم. نگاهش کردم؛ فقط لبخند زد و چیزی نگفت. مینا که کنارم ایستاده بود، با یک لبخند شیطنت‌آمیز نگاهم کرد و گفت: «فکر کنم این حرکات خیلی به زودتر بهتر شدن کمک کند» من هم خندیدم و ادامه دادم.
تمرین بعدی نیاز داشت که فاطمه به پهلو دراز بکشد. تاپش بالا رفت و کمر باریک و پوست سفیدش معلوم شد. دستم را روی کمرش گذاشتم و به بهانه فشار دادن عضلات، انگشت‌هام را روی پوستش بازی دادم. نفس‌هاش تندتر شده بود، ولی باز حرفی نزد. مینا که داشت نگاه می‌کرد. من هم فشار دستم را بیشتر کردم و این بار عمداً دستم را پایین‌تر بردم تا لبه باسنش. فاطمه یک لحظه بدنش را جمع کرد، ولی بعد ریلکس شد. مینا زیر لب خندید و رفت سمت میز که چیزی یادداشت کنه، ولی حس کردم عمداً بهم فضا داده.
وقت داشت تمام می‌شد، ولی من نمی‌خواستم تموم بشه. به فاطمه گفتم: «یه حرکت آخر برات دارم، باید با کنترل کامل شروع به تمرین اسکات کنی.» برای اینکار پشت میتا ایستادم و با گرفتن پهلوهای ان. به نشست و برخاست مینا کمک کردم. در این حرکت برای چند لحظه به مینا چسبیدم که مینا هم کیر من را حس کرد ولی حرفی نزد.
وقتی جلسه تموم شد، مینا اومد و با لبخند گفت: «امروز چطور بود؟» فاطمه با نگاهی که پر از معنی بود، گفت: «عالی بود. لطفاً جلسه بعد هم با آقای دکتر باشه.» مینا خندید و گفت: «حتماً، ایشون کارشون حرف نداره.» فاطمه رفت و مینا بهم نگاه کرد و گفت: «بیمار راضی بود. کی نوبتش بدم؟» گفتم: «یکی دو روز دیگه، یه وقت خلوت.» مینا با یه لبخند گفت: «حتماً، براتون جور می‌کنم.» و رفت. من هم تو فکر اون لحظه‌ها غرق شده بودم و نمی‌دونستم این ماجرا قراره کجا برسه.
ادامه دارد…

نوشته: مهران

بازدید 12,853

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “کلینیک (۱)”

  1. چرا وقتی همسرت خوبه و مشکلی نداری ، به چنین رابطه ای فکر میکنی؟ این کار تو رو بهش میگن … جنده بودن … ! .اگه همسرت وارد یک رابطه ای بشه چقدر ناراحت میشی ؟ چرا اینکار و میکنی ؟

  2. داشتی خوب پیش میرفتی تا ریدی به داستان جای فاطمه و مینا عوض شدبعد جوری کتابی مینویسی انگار رفتی ترنسلیت کردی

  3. الان دکتر شدی؟الان داستان سکسی نوشتی ؟الان دلت فحش میخاد ؟منظورت چی بود ؟🐐

  4. معمولا آدما از نداشته‌هاشون صحبت می‌کنن…نه ۴۰ سالته و نه متاهلیچیزی که مشخصه اینه که زیر ۲۰ سالی و دارای روحیات افراطی رویابافی و خودارضایی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید