کردن زن مافوق چادری

من تو زمان خدمتونم یجا افتادیم مافوقمون خانم بود که البته بگم زیاد بودن و مثل منم چند نفر بودن بعد گذشت چند وقت بردن اینور انور باهم میگفتیم میخندیدم رومون ب هم وا شد بود ولی حرفای زشت نمیزدیم ی چند وقتی بود درگیر یسری از برنامه شدیم و سرمون شلوغ بود تا ساعت 9 10 شب در گیر کار بودیم خلاصه شبایه اخر خدمت از این خانم نگفتم براتون ی خانم قد بلند شاید 175 قد وزن 70 تو پر سینه ها 75 کون نصبتا فرمی کوچیک ولی چهره سکسی و چادری.

شب بود تو مسیر میرفتیم مسافت تا خونه 20 15 دیقه بود میرسوندمش اکثر اوقات عقب میشست با هم حرف میزدیم که من خیلی دوست داشتم ترتیب اینو بدم دل دل میکردم ی حرکت ببینم ازش که سر ی مسائلی شک کرده بودم دلش میخواد. بعد گذشتو دیدم خندید گفتم چی شد گفت ی جک خندم گرفت گفتم بگو ما هم بخندیم اونم درنگ کرد و گفت جک سکسی بود منم خندم گرفتو کیرم بلند شد منم یکی براش گفتم و پاره شده بود بهش گفتم شب اخر خدمتمه بیا بشین جلو از خدا خواسته اومد جلو گفت بازم جک داری بگو منم یکی دوتا گفتم بعد گفت اگ شب اخر یه ذره الکی بچرخیم. منم تو کونم عروسی گفتم باش یذره چرخ زدیم کیرم داشت میترکید ک هی دستمو میبردم روش میگرفتم دید گفت مشکلی پیش اومد گفتم نه گفت پس چرا هی میمالی کیرتو؟ تا گفت کیر گفتم شق شد که گفت جون دستشو گذاشت رو کیرم منم دیگ کم نیوردم دست انداختم رو پاش چون منطقه رو خوب میشناختم رفتیم ی بیابونی کیرمو در اورد شروع کرد خوردن داشت ابم میومد گفتم بسته چادر و مانتشو در اوردم بردمش صندلی عقب ی دستمو گذاشتم رو کونش واااایی چ کونی نرم نرم میزدی زیرش یساعت میلرزید باز بهم گفت کیر میخوام دادم بهش خورد که دیگ طاقتم طاق شد شلوارشو کشیدم پایین شورتشو در نیوردم رو شورت کصشو مالیدم خوردم خیس خیس بود یه ذره لاپایی زدم بعد داد پایین شورتشو تف انداخت رو کیرم کردم تو کصش سرش که رفت ی جیغ کوچیک کشید گفتم همه خدمتم ب کنار امشب ب کنار تمام خستگیام در رفت چنان کردمش ارضا شد بعد فشارش افتاد چند تا شکلات داشتم دادم خورد یه ذره اب دادم خورد حالش اوکی شد یبار دیگه ساک زد برام و رفتیم تو راهم کلی خندیدیم.

نوشته: مجید

بازدید 17,824

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

37 پاسخ به “کردن زن مافوق چادری”

  1. خدایش موندم این ادمین این داستانا رو روی چه حسابی میزاره تو سایت .فکر کنم سوژه خنده هاش هستن اینجور داستانا

  2. یعنی کسشعر ترین حالت ممکن…تو خدمت گرفتن مافوق ها کونش گذاشتن نوشتن یادش رفته اومده بنویس که این کرده داده ساک بزنه. ولی کردنشو دادن بهش که ساک بزنه مخصوصا شب آخری

  3. قدیما یه درجه دارایی بودن بنام استوار کارشون سرباز کردن بودتوی پست شما نخورد از اینا

  4. فرمانده حرمت داره نه لذت. قبلا ميخوابوندن توي گوش فرمانده. الان ميكنن توي كُس فرمانده😂😂😂

  5. واقعا مجبورتون میکنن بنویسین؟؟آخه یه جوری کص میگی آدم حس میکنه یه نفر با گرز بالا سرته و میگه یا بنویس یا همین میکنم تو حلقت از کیونت بزنه بیرون

  6. این اتفاقا واسه راننده های بسیج خواهرا تو حوزه زیاد میوفته منم یگیش😂😂😂

  7. مجید جون تو دوران سربازی رفته بودی حرمسرا ؟؟؟؟جیگر نشنیدی خواجه ها را امر بر حرمسرا میکنند مشخصه کل خدمت سفید آب خوردی و از پشت کیر نوش جون

  8. مشخصه از نیروی انتظامی بوده. خواستم از این تریبون از مقام معظم رهبری بخاطر اینکه نیروی انتظامی را جنده خانه کردند صمیمانه تشکر کنم و بگم الحق که کس ها و کیرهای زیادی در راه رهبری خیس میشه.

  9. زمان ما خالی بستن این بود طرف تو سربازی زد تو گوش سرهنگ اینو دیگه سرهنگ خانمو میکنن🤣🤣🤣

  10. یه فرمانده‌ای داشتیم به نام خرمی. آخ زنش جنده بود. آخ زنش جنده بود. ارشدمون هم پسرش هم زنشو باهم تقه زد. ولی این دلیل بیام اینجا مزخرف بنویسم.

  11. کیرم تو مغزت جقیقشنگ معلومه موقه نوشتن داشتی جق میزدی اخراش ابت اومده حوصله نداشتی کشش بدی

  12. سلام ساقی هستم اینم نمونه کارمنه یکم بگذره موجودات فضایی هم میکنه مواظب باشید جقی

  13. بالاخره یا داستانه دیگه راست یا دروغ نیتش حشری کردن خوانندس بخونید انقدرم ایراد نگیرید

  14. دیس هشتادویکم رو میکوبیم در کونت تا دیگه کص نگی فاک فیسه کونی, ابنه ای 👎 👎

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید