کباب شامی

سر کوچشون وایساده بودم تا بیاد ، منتظر یه دختر لاغر قد بلند با موهای بور که برای اولین بار میخواستیم بریم خونه، قبلش دوبار رفتیم بیرون قدم زدیم و بستنی خورده بودیم من چون خونه ای از خودم نداشتم کلید خونه رفیقمو گرفتم
از دور دیدم داره میاد و یه مشما هم دستش اومد و دستشو‌گرفتم راه افتادیم پیاده از کوچه پس کوچه ها گذر کردیم تا رسیدیم دم آپارتمان ۵ طبقه و کلید انداختم درو باز کردم پله ها زیاد بود خیلی زیاد از نفس افتادیم
طبقه ۵ درب قهوه ای کلید انداختم و درو باز کردم
اومد داخل رو مبل نشست ، شلوار جین روشن تنگ که پاهای استخونی چسبیده بود بهش و یه مانتو سفید بلند تا زانو
من تو آشپزخونه تیشرتمو در اوردم یه زیر پیراهن سفید ، خط سینه و بازو انداختم بیرون یه بدن ورزیده و حرفه ای که داشت چایی دم میکرد
شروع کردم به حرف زدن درباره خودش و کم کم بحث ازدواج و خواستگارش و ک دوسش نداره و نمیخواد ازدواج کنه منم تو فاز نصیحت که ازدواج خوبه و همه باید ازدواج کنن
خلاصه چایی و دم کردم و تو حرف زدنامون دم کشید و قند پیدا نمیکردم چون خونه خودمون نبود گشتمو گشتم تا پیدا کردم
نشستم روبروش و دوباره گرم صحبت
بدن سفید عین مسیحیا جوری ک رگاش معلوم بود ، پاها کشیده عین الف ها ، موهای فرو و بور
تون صداش داشت دیوونم میکرد ولی نمیخواستم اول من شروع کنم دگ طاقت نیاوردم
بلند شدم وایسادم جلوش موهاشو نوازش کردم لپاشو کشیدم و گردنشو لمس کردم
یهو دیدم چشاشو بست از زیر بغلش گرفتم و انداختمش رو شونه هام جوری که تا اتاق میکوبیدم رو کونش و نوازش میکردم
پرتش کردم رو تخت ، خودمم پریدم رو تخت ، چارچنگولی رفتم سمتشو لباش گرفتم
اون لباشو قفل کرده بود نمیدونم چرا
رفتم سراغ گردنش و بو کردم یه لیس زدم تا چال گردنش
دکمه های مانتوشو باز کردم و یه تاپ سفید زیر پوشیده بود ، سینه های ۶۵ و نوک تیز
هیچی نمیگفت فقط دیوار نگاه میکرد دکمه شلوارشو باز کردم و شلوار کشیدم پاهاشو داد بالا و شلوار در اومد همونجا ساق پاشو گرفتم سفیدیه پاها داشت میکشت منو شروع کردم خوردن پاهاش و ساک زدن شصت پاش تند تند تند میک میزم پاهاشو
لیس زدم تا ساق
یهو دیدم یه شورت مشکی که لبه مهبل توری بود و خیس خیس
خودم و انداختم روش و فیس تو فیس و یه صدا ازش در اومد گفت مائوری
لباشو گرفتم و دهنش و کامل باز کرد و لبامو کرد دهنش اونجا فهمیدم تاحالا کسیو نداشته و لب نگرفته
کیرم از رو شورت میمالیدم به کوصش
لب گرفتنامون تموم شد و رفتم رو گردن و میک زدم و زدم زدم و لیس تا گوشش
لاله گوششو میک زدم و شروع کرد ناله کردن یه لیس زدم داخل سوراخ گوشش و سینشو گرفتم
ضربان قلب بیداد میکرد جوری ک ترسیدم
دستمو انداختم دور کمرش بغلش کردم تا یکم آروم شه
لپاشو خوردم و حرفای عاشقانه زدم ولی همچنان خودم و میمالیدم بهش
یکم ک اروم شد تاپشو دراوردم شروع کردم خوردن سینه های سفید با دستام باهاشون بازی میکردم و میخوردمشون یهو پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش فشار داد داشت آبم میومد ک خودمو فاصله دادم تا آبم نیاد
از خط سینش لیس زدم تا ناف و دور نافشو لیس زدم یهو غش رفت نمیخواستم برم سراغ کصش یکم زود بود
رفتم سراغ زیر بغلشو میک زدن و لیسیدن که داشت میمرد و هی ناله میکرد ، دستمو گذاشتم از روشورتش به مالیدن کوصش که دیدم زیاد ناله نکرد فهمیدم بیشتر باید جاهای دگرو بخورم و بمالم اینجوری بیشتر حال میکنه رفتم دوباره سراغ سینه و بعد یهو رفتم وسط رونش و شروع کردم گاز گرفتن و لیسیدن و لبه رونشو میک زدن دیدم ناله ها بیشتر شد
رفتم روش دوباره لب گرفتن شروع شد
رفتم پایین و پایین تا لبه شورت و گرفتم کشیدم پایین
همون چیزی ک فک میکردم
یه کوص کوچولو با موهای بور ک من داشتم میمردم براش
شروع کردم زبون انداخت رو خط کوصش و شصتم کردم تو سوراخ کونش دیدم فقط اسممو صدا میزنه
چوچولشو میلیسیدم ک دیدم داره میلرزه آنقدر لرزید فهمیدم ارضا شده
بی حال شو من هنوز آبم نیومده بود
چرخوندمش و از پشت افتادم روش
کردم لای رونشو کشیدم بالا رو خط کونش
دوباره گذاشتم لای پاش
کونو داد بالا و من تا ته کردم لای پاش
دو تا ۳ تا تلمبه زدم و کیرمو لای پاش نگه داشت و قفل کرد بعد خودش به شکم چسبوند به تخت منم افتادم روش کونشو میمالید بهم و کیرم لای پاش بازی میکرد و بدنم به رعشه افتاد و آبم اومد
بلند شدیم و از تو مشمایی که آورده بود یه قابلمه دراورد ک توش شامی کباب بود
نهارو زدیم رفتیم بیرون

نوشته: ماوری

بازدید 19,812

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “کباب شامی”

  1. (یهو دیدم یه شورت مشکی که لبه مهبل توری بود)اخه این چیه نوشتی!چقدر مسخره‌.(یه صدا ازش در اومد گفت مائوری)مگه گاز معده هست که ازش در اومد.مائوری!!!(ضربان قلب بیداد میکرد جوری ک ترسیدم)اخه صحنه هم خیلی ترسناک بود!(بی حال شو من هنوز آبم نیومده بود)چقدر متبحرانه نوشتی.عزیزم اگه چیزی ننویسیباور کن خیلی بهتره.

  2. گفتی لاغر و بلند بود! استخونی بود! کونش سفید بود مثل انگلیسیا! ننشم جنده بود، شامی دوست داشت و از کتلت بدش میومد، درسته؟کوسکش اینا که مشخصات سید علی خالبازه! عه، عه، کونی خامنه ای رو کررررردی! کونکش فکر کردی لو نمیره باجناقشی؟مستراب ! لاشی حوزه ای !

  3. کاش موقع نوشتن داستان، دستت توی شورتت نبود!کاش قبل از ارسال داستان، حداقل یکبار میخوندیش!کاش اصلا ننویسی !!!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید