پرنده من پرواز کن
پرنده من پروازکن حتی بابالهای شکسته .. قلب آسمان آزادی را بلرزان حتی با قلب شکسته . پرنده من ! پرندگان در قلب آبی آسمان آشیانه نمی سازند . پرنده من پروازکن ! پرواز کن !من آخر دنیارا نمی بینم . تو هم نخواهی دید . پرواز کن . نسیم آزادی به تو بال پرواز خواهد داد. پرنده من ! کس نمی داند که بی نهایت کجاست . .برای تو زیباتر از پروازنمی بینم . اگر پرهایت را بچینند درقفس فریاد خواهی زد تا پرندگان آزاد و آزاده با فریاد تو پروازکنند . پرواز به سرزمینی که در آن نشانی از صیاد نباشد . به راستی کلیدآزادی کجاست ؟/؟ پرنده من پرواز کن تو سرانجام به سرزمین موعود خواهی رسید . با کلید آزادی باز خواهی گشت پرنده های عریان را آزاد خواهی کرد وآزادی عریان را . پرنده من درختها خشکیده اند .. بر شاخه های خشکیده برگ سبزی نمی روید . بلبلان مرثیه خوان یارنمی بینند .. شمع دیگر نمی سوزد پروانه دیگر نمی گردد . پرنده من ! پرواز کن به ابر های تیره روشن دل بگو که باران بباراند تا درختها آفتابی شوند . تا پرنده آشیانه بسازد و به جوجکان خود پرواز بیاموزد . پرنده من پرواز کن . نفسها دیگر نفس نمی کشند زندگی به دنبال مرگ است اما هنوز با بالهای شکسته می توان پرید . هنوز شاهین عشق سلطان آسمان است . مهربان است با آنانی که عشق می ورزند , و کینه توز با آنانی که بالهای پرواز را می شکنند . پرنده من پرواز کن . . گلوله تفنگ نم کشیده شکارچی نم کشیده , نم کشیده است . پرواز کن پرنده من تا از خود به خدا برسی پرواز کن تا بلبل باز هم قصه عشق بخواند تا چمن با آهنگ باد برقصد تا خورشید در میهمانی گل و گیاه بخندد . پرواز کن تا دیگر یتیمی از بی پدری خود اشک نریزد تاعروسی با جامه سپید خود به مجلس عزا نرود تا دیگر قلب عاشقی نشکند . پرواز کن تا به دیگر پرندگان و آنانی که بال پرواز ندارند بگویی که اینک وقت پریدن است .. اینک وقت پریدن است .. پرنده من پروازکن که اینک وقت پریدن است .. پایان .. ..
در
۰:۰۱:۰۰
پرنده من پروازکن