همسایه‌ی شیمیل

احساس کردی وقتی وارد جایی میشی بعد یه بویی رو حس میکنی و برات آشناست،مثلا آسانسور وقتی وارد آسانسور میشی احساس میکنی میدونی این بوی کدوم واحد یا خونست.
منم همین حسو داشتم ساعت ۲۱ بود من داشتم آروم تو خیابون راه میرفتم به تا به خونه برسم میدونی همون حسی که انگار ۱۰تا کامیون محکم زدن بهت و رفتن بدن کوفته و ترکیده بود خیلی آروم رفتم تا رسیدم دم خونمون کلیدی انداختم رفتم تو ورودی ساختمون اولین چیزی که حتی قبل از اینکه کلیدم رو از رو در بردارم توجهمو جلب کرد میله و پرده های سیاه و قرمزی بودن که جلوی آسانسور انداخته شده بودن توی جعبه با اینکه نمیدونستم چجوری ولی پرده ها برام آشنا بودن،یک ذره وایستادم تا آسانسور از طبقه۱۱پ خونمون بود بیاد پایین بازم برام عجیب بود چون اون طبقه فقط من و خانواده زندگی می‌کنیم و واحد روبروییمون چند سال بود که خالی بود و خانواده اون روز تا ساعت ۲۴ بیرون بودن،تا آسانسور باز شد یکی که نمی‌شناختم اومد بیرون چون خیلی تو فکر بودم از بیرون اومدنش ترسیدم تا قیافه ی ترسیده منو دید ترسید پرسید چیزی شده؟با قلبی که داشت کل بدنمو با هر تپش میلرزوند جواب دادم نه،با خیال راحت گفت راستی سلام من یعنی ما همسایه جدیدتونیم با شک داخل آسانسور نگا کردم و پرسیدم:شما و کی؟با خنده جواب داد همسرم اینجا نیست داره وسایل خونه رو از راه پله میبره تو خونه کمی صحبت کردیم و از سر ناچاری از نظر خودش مجبور شد بره خرید منم باهاش خدافظی کردمو رفتم تو آسانسور وقتی در آسانسور رو باز کردم یه عطر گل رز ملایم خورد تو صورتم به محض اینکه وارد آسانسور شدم و خورد به مشامم متوجه شدم این عطر خیلی آشناست حتی بیشتر از بوی واحد های آپارتمان اول کمی فکر کردم میدونستم تو چند سال آخر این بو رو حتی تو عطر فروشی ها هم حس نکردم بعد یه کلیک خورد تو سرم این مختص به یه مکان نیست به یه شخصه،شخصی که با اینکه صمیمی بودیم ولی خیلی وقت بود ندیده بودمش،همسایه ۲خونه قبلیمون یعنی دوره ای که برادر کوچیکم هنوز به دنیا نیومده بود حدود ۱۲ سال پیش خانومی که حتی با اینکه اونموقع شوهر هم نداشت و بچه داری سر درنیاورد حاضر بود منو برای چند ساعت نگه داره اسمش نيلو بود و دلیلی که من اون شخص رو خیلی خوب یادمه اینکه یه کلیک تو مغز من زد اینکه خانوم ها هم مثل آقایون کیر یا همون آلت دارن چون این فرد داشت از اونجا مطمئن بودم که منو هم حموم می‌برد هم بیشتر اوقات با یه شورتک تنگ تو خونه راه می‌رفت من هم چون خودمم کیر داشتم برام عادی بود و چیز متعجب کننده ای نبود که بخوام درموردش با کسی صحبت کنم حتی من کیرشو دیده بودم و حتی یادمه یه بار ازش پرسیده بودم چرا از واشه من بزرگ تره و جواب داده بود تو هم یه روز دودولت بزرگ میشه تا تو این فکرا بودم رسیدم به طبقه ۱۱ همون خونمون و وقتی در باز شد خودش بود کسی که ۱۲ سال پیش با ۲۱سال منو نگه می‌داشت الان با همون اندام خوش فرم و نسبتا ورزیده درو باز کرد جا خوردم هم از اینکه خودشه هم از اینکه با لباس های خونه اومده بود دم در اونم جا خورد تا منو دید پرید تو خونشون و درو بست فکنم منتظر شوهرش بود،منم در خونمونو وا کردم و رفتم تو تا ساعت یک یا دو خوابم نبرد همش داشتم زور میزدم چیزای بیشتری یادم بیاد ولی میدونستم احتمالا چیزای زیادی از ۸ سالگیم یادم نمیاد،یه هفته من هیچ کاری نکردم و از خونه جم نخوردم و همش به اصطلاح تحقیق میکردم و چیزایی که فهمید این بود که اون آقا واقعا شوهرش نبود و دوست پسرش بود به طرز شکه کننده ای و اینکه نيلو واقعا کیر داره و من اینو دیدم و مطمئنم که دوست پسرش نمیدونه

نوشته: Xas

بازدید 15,133

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “همسایه‌ی شیمیل”

  1. خا؟ باقیش چی؟ فلانی کیر داره؟ همین؟ برای داستان نویسی پول میدن؟ اگه پول میدن بگین ما هم بنویسیم

  2. منم تا تاریخ 13 شهریور امسال 1404 ارزوی سکس با شیمیل داشتم که خوشبختانه دو روز پیش ( 13 شهریور ) تونستم تجربه کنم

  3. اصلا مطب میگفتی دوران ۸ سالگی با شمیل بودی باهت در حد مالیدن کون حال می‌کرد حالا دوباره برگشته تو هم خوشحالی که این دفعه دلت میخوای تو کونت بذاره .

  4. حالا این معما بود، خاطره، داستان و یا هر کوفتی که بود الان دوستان عزیز حال اساسی بهت می دهند تا به مراد دلت برسی. نوش جونت

  5. چرا ۱ درصد از داستان رو گفتی؟؟حداقل نصفش رو میگفتی . عجیبه واقعا

  6. یارو ۱۰۰ قسمت کصشعر داره مینویسه همه میگن عالی سر این الان همه میگن چرا نصفص د خب صبر کنید شاید بنویسه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید