واقعا بهم خوش گذشته بود حس آرومی داشتم من سکس نیاز نداشتم من هول نبودم من فقط یه رفیق یه همدم یه مرد کنارم میخواستم تا تفریح و روزمو حالمو باهاش شریک بشم
درکش نمیدونم براتون راحته یا نه
دوستان تو قسمت قبل پیام یه سریا برام خنده دار بود منو جقی تصور کردن عقده ای متوهم و خیلی چیزای دیگه
ذهن کوتاهی دارن و کاریش نمیشه کرد یکی نوشته بود اینجا جای خاطره نوشتن نی جای داستان سکسیه و اصلا توجه نکرده بود داستان بلنده و مجبور به نوشتن تو پارت های مختلفم ضمن این که سکس و داستان مربوط به اونم بخشی از خاطراته
یکی گفته بود فیک و عقده ای …من نیاز به اثبا برا شما ندارم
شما میتونی نخونی حداقل پروفایلم تکمیل و یه قدم از شما جلوترم که حتی پروفایلت اسم درستم نداره و منو کس ندیده خطاب کرد آره برادر من کس ندیدم متاسفانه
تصورت از داستان سکسی چیه چون یه خاطره برات پیش نیومده و ته تهش یه سکس سرپایی با یکی تو خونه رو پتو پلنگی داشتی کل تصورت خلاصه میشه به همون
در ضمن یه جوری ناراحتین از غیر واقعی بودن داستان انگار تمام رمان ها و فیلم ها از رو واقعیت ساخته شدن
و اما ادامه ماجرای من تو مالزی
من مینام صاحب یه اکانت فیک تو بکن تو
نیازی به اثبات برا کسی ندارم هرچی هستم به خودم مربوطه
تو راه برگشت از پارک واقعا هیجان داشتم و ذهنم درگیر صحنه ای بود که دیده بودم یه صحنه کوتاه که شورت فینی کمی برآمده بود
و من همچنان کنجکاو که راست کرده بود یا نه
درسته همه میدونیم نژاد سیاه پوست کیر بزرگ دارن و یه بخش زیادی از پورن ها و کمیک هارو به خودشون اختصاص دادن …
قبل ترم گفتم فینی از اونایی بود که سیاه سیاه بود انگار پوست تنشو رنگ مشکی کردن …شکلاتی رنگ نبود
وقتی رسیدم هتل سریع یه دوش گرفتم و تنمو لازم بود با شامپو های خودم بشورم و حوله رو دور خودم پیچیدم و نشستم ک ادامه فصل دوم سریال لوسیفر ببینم جذاب ترین سریال ممکن نتفلیکس واقعا جذابه این بشر هنوزم برام بعد شش فصل حتی
تو حال و هوای فیلم بودم و ته ذهنم شهوت داشت دوباره پیداش میشد
به فینی پیام دادم تو واتساپ جهت ادب و تشکر بابت همراهیش و این که هوامو داشت
البته که خودمون میدونیم فقط برا تشکر نبود و دنبال حرف زدن بودم
به امید این که فقط شاید حتی بشه همراهم باشه تو این سفر برا گشتن بازدید از کوالالامپور
یه بیست دقیقه ای گذشت و صدای پیام موبایلم اومد و چک کردم که دیدم فینی ویس گذاشته
(سلام لیدی باعث افتخار بود بودن باهات باعث شد به منم خوش بگذره و تو خیلی جذاب و زیبا هستی و …)
و مکالماتمون با ویس ادامه داشت
#البته من برا دیدنت باید سرمو کامل به عقب خم میکردم
×اووو اره البته قد تو برای یک خانم استاندارد و من کمی بیش از حد بلند هستم
#قطعا انتخاب پارتنر هم برات سخته
×بهش دقت نکردم
×کجایی مینا
تو هتل
×میخوای استراحت کنی
#در حال استراحتم
×منو دوستم تو شهر هستیم و دوستم ماشین اجاره کرده
دوست داری با ما همراه بشی
#کجا بریم
×کلاب خوب میشناسم
#اوکی
×کدوم هتل هستی
#گرند میلیوم شما کجایی
×هتل فور سینز
دوستان هتلی که من بودم یه هتل به اسم پنج ستاره ولی خیلی خاص نبود و قیمتش پایین و مناسب بود
ولی هتل فینی جز بهترین هتلاس و خیلی شیکه
تقریبا بیست دقیقه ای طول کشید تا اومدن فینی و دوستش
و من فرصت کردم اماده بشم خیلی سریع فقط یه لباس مشکی تا بالای زانوم پوشیدم و زیرش یه ست مشکی
وقتی از هتل اومدم بیرون هم حس خوب داشتم هم ترس چجوری اعتماد کردم میخوام با دوتا اقا برم بیرون تو کشور دیگه هیچ جایی رو بلد نیستم
از طرفی هم یه حس امنیت از فینی گرفته بودم که همون باعث میشد ریسکشو بپذیرم پایین هتل یه رنجرور نقره ای بود که فینی و دوستش ازش پیاده شدن با هم
دوست فینی برعکس خودش سفید پوست بود و اهل کانادا بود
تقریبا قدش صد و هفتاد اینا میشد و کمی شکم داشت
اون بنده خدام فینیو میخواست ببینه باید گردنشو خم میکرد
تو خیابون انگار بادیگارد ما بود
اولش فقط در حد سلام و صحبت از جاهای گردشی بود و معرفی منو فینی و اندراس
به هم و نحوه آشنایی و دوستیشون و نحوه آشنایی فینی با من
تقریبا یه ساعتی با ماشین دور زدیم و یکی دو جا ایست کوتاه داشتیم در حد بستنی خوردن و عکس گرفتن من
تا رسیدیم به کلاپی که اندرس تعریفشو میکرد
و شلوغیش معمولی بود خیلی صف طولانی نداشت و به فاصله ده دقیقه داخل کلاب بودیم
و اندراس جلو تر از منو فینی میرفت
وقتی داشتیم میرفتیم داخل کلاب من دست فینیو گرفتم یکم محکم دستمو تو دستش فشار داد و با هم رفتیم داخل
کنار بار اندراس سه تا کوکتل سفارش داد به سلیقه خودش
و من بدون این که فکر کنم شاید حتی چیز خورم کنن چرز دادمو باهاشون تو خوردن کوکتلا همراهی کردم
انگار چندین سال بود میشناختمشون
صدا به صدا نمیرسید خیلی هم صحبتی بینمون نبود
اون وسطا لا به لای اهنگا یهو دیجی ارش پلی کرد
اون اهنگش که میگه دستا بالا دستا بالا بگوگولی 😅
منم جوگیر که این اهنگ کشور منه و خوانندش ایرانیه و و دویدم رفتم وسط بین بقیه ادما که هیچ کدومشونو حتی نمی شناختم
خوشحال از حالم
اندراسو دیدم که نزدیکم بود و شروع کرد رقصیدن و ازش پرسیدم فینی کجاست که گفت کنار بار نشسته
رفتم پیش فینی
این بشر رو صندلی نشسته بود من برا این که دم گوشش حرف بزنم رو پنجه پام وایسادم چرا انقدر بلند بود نمیدونم
گفتم نمیای برقصی
گفت میام فعلا بشینم
تقریبا دو ساعتی رو اونجا بودیم و اندراس پیشنهاد انواع مختلف کوکتل هارو میداد
بعد از اونجا که اومدیم بیرون رفتیم سمت یه کافه که یکم به قول معروف استراحت کنیم
و یه چیزیم بخوریم
اونجا بیشتر با هم اشنا شدیم
از شغل فینی که مهندس معدن بود و اندراس که عکاس بود
از کشورامون و خیلی چیزای دیگه و دلیل سفر تنهایی من
واقعا میتونم بگم هنوز کمی مستی داشتم کامل یادم نی چقدر حرف زدیم اما خستگی کم کم اومده بود و راه افتادیم به سمت هتل من
ازشون که خداحافظی کردم طبق معمول رفتم زیر دوش و تو وان لش کردم با این تفاوت که سوتین و شورتم تنم بود و فقط لباس بیرونی که تنم بود و در آورده بودم و سرم پر از سکس بود
دلو به دریا زدم و به فینی پیام دادم
#فینی کجایی
×تو شهر نزدیک هتل
#یه چیزی ممکنه ازت بخوام
×اره حتما
#میای پیش من
×الان
#همین الان …انقدر خستم که وقتی رسیدم رفتم حموم ولی حالا نمیتونم از حموم در بیام
×هتلت اجازه مهمان میده
#الان میپرسم
با خط داخلی هتل تماس گرفتم و گفتم مهمان دارم و چون دیر وقت بود امکانش نبود ساعتی باشه و مجبور بودم یک شب رو دو نفر تقریبا حساب کنم و قبول کردم و مشخصات فینی رو دادم و منتظر شدم فینی دم هتل که رسید زنگ زد و بهم اطلاع داد رسیده و منم گفتم درو باز میزارم بیا داخل
رفتم درو باز کردم رو حالت نیمه باز گذاشتم و برگشتم تو حموم
تو وان نشسته بودم که صدای در اتاق اومد و فینی بود که داشت اسممو با اون لهجه قشنگش صدا می کرد و اومد سمت حموم
با همون لباس که کل شبو پیشم بود با این تفاوت که من جلوش با شورت سوتین بودم
از حالم پرسید گفتم نمیخوای دوش بگیری از پیش هم رفتیم نرسیدی بری هتل
غرق بخاری که تو حموم ساخته بودم شده بودمو
فینی
رو به روی من اول تیشرتو دراورد اویزون کرد اندام خاصش عضله هاش
برگشت پشت به من و شلوارشو درآورد و آویزان کرد رفت زیر دوش
باورتون نمیشه بگم اگه سایز کیرش چقدر بزرگ بود انقدر که ترسیدم و پشیمون از کارم
زیر دوش که بود سرش خیلی کم با دوش فاصله داشت
از تو وان درومدم رفتم پیشش گرمای اب بخار
آبی که بعد از رد شدن از سر فینی رو من می پاشید
فقط نگام میکرد و چیزی نمیگفت و دستمو بردم سمت شکمش و با ناخن لمسش کردم
بازومو گرفت و منو کشید تو بغلش و من واقعا سرم پایین تر از سینه هاش بود و تو بغلش گم شدم
دستشو گرفتم و لب سکوی وان نشوندمش و با صابون خودم تنشو شستم و اروم با دستم کل تنشو نوازش میکردم و سکوت کامل بینمون بود زیر بغلش یکم مو داشت ولی موهای کیرش بیشتر بود و و من مدام رفت و برگشت دستامو رو عضله هاش ادامه میدادم و همچنان جلوش با شورت و سوتین بودم کیر خوابش تو فاصله کمتر از نیم متری من بود
دم گوشش گفتم فکر نمیکنم بتونم باهات سکس کنم
و با چشم به کیرش اشاره کردم
و با دوتا دستش بازوهامو گرفت و بهم فهموند که بشینم و من بدون مقاومت رو زانو جلوش نشستم …
بزرگ به اندازه آرنج تا مچ دستم به کلفتی ساق دستم
یه بوس از زیر شکمش کردمو زبونمو کشیدم رو کیرش تا رسید روی سر کیرش و اروم لیسش میزدم
و سفت شدن کیرشو حس میکردم
خیلی تفاوتی تو ابعادش نداشت وقتی راست شد و انگار که وزنش زیاد باشه سرش رو به پایین بود و با دوتا دستم کیرشو گرفته بودم و میک میزدم کلاهکشو
زیر کیرشو لیس میزدم تا تخماش و این حرکتو شاید هفت هشت دقیقه ای تکرار کردم
که بلندم کرد و منو تو بغلش گرفت و برد بیرون از حموم شورت و سوتینمو از تنم درآورد و منو خوابوند رو تخت و خودش اومد رو تخت و رفت لای پاهام حتی حس میکردم زبونشم از حجم یه زبون ادی بزرگتره داخل دیواره های کسمو میتونست لیس بزنه و لبای گوشتیش روش حرکت میداد و بازی زبونش تا زیر کونم میرفت و برگشت داشت
خیمه زد روم و لبامون بهم دوخته شد و من کاملا زیرش گم شده بودم
بلندم کرد و ۶۹ شدیم و با تمام وجود کونمو به دهنش فشار میداد و من فقط برای فرار از این که جیغ نزنم کیر بزرگشو کردم تو دهنم و با دستم براش جق میزدم و تخماشو میمالیدم
بوی تنش یه بوی خاصی بود نمیدونم چجوری بگم ولی فرق داشت بوی بدنش
نمیدونم چقدر طولانی گذشت ولی لحظه طلایی رسید و من به کمر خوابیده بودم پاهام رو شونه فینی و سر کیرش روی کسم
با دستش سر کیرشو فشار داد که فقط و فقط سرش رفت تو کسم
از درد از جام پریدم
و عقب رفتم
و بهش گفتم نمیتونم خیلی بزرگه
و خودم دلا شدم دوباره تو همون حالت براش ساک زدم
اونم دستشو رسونده بود به کسم و انگشتاشو تو کسم حرکت میداد
و خوابید رو تخت و من رفتم روش شاید چند دقیقه طول کشید تا سر کیرش رفت تو کسم و درد همه وجودمو گرفته بود و هیچ لذتی دیگه نداشتم
تقریبا نیم ساعتی تا چهار پنج سانتی کیرشو روش بالا پایین میکردم
پاهام خسته شده بود و خوابیدم تو بغلش
کیرش رفت لای پاهام و پاهامو به هم سفت کردم و گرمای کیرش زیر کسم بود لای پاهام و آروم بهش بازی میدادم
فینی با صبر و حوصله با بدنم ور میرفت و لبامو گردنمو سینه هامو میبوسید
نمیتونم بگم با این خوردن و انگشت کردناش شاید پنج شش باری ارضا شدم
فقط یادمه انقدر آخرین ارضام قوی بود که بلندم کرد و به کمر خوابوند و نصف کیرشو کرد تو کسم از فشاری که بهم وارد شد تو اون لحظه ارضا شدنم به ارگاسم کامل رسیدم
انگار بلد بود کی کارشو انجام بده
و دیگه کیرش تو کسم بود و نوبت لذت بردن فینی از کس من بود ولی کل مدت فقط نصف کیرش تو کسم بود و من یه جاهای حتی حس حالت تهوع داشتم و درد و لا به لای درد ارضا شدن
دیگه بدنم جونی نداشت بی حال مثل یه عروسک بودم که فینی داشت سوراخ جدید تو بدنش باز میکرد
ناله هاش خبر از ارضا شدن میداد و من با حجم درد فراوان و خوشحال از این که داره تموم میشه …طولی نکشید که شکمم و سینه هام پر اب کیر شده بود و فینی کنارم دراز کشیده بود با سختی پاشدم که برم دستشویی که خود فینی کمکم کرد و رفتم رو توالت نشستم و فینی جلوم وایساده بود بهش گفتم نمیری بیرون میخوام دستشویی کنم
که گفت قطعا برا ادرار کردن الان مشکل داری
و من تازه فهمیدم منظورش چیه وقتی خواستم جیش کنم سوزش شدید اشکمو دراورد و فینی نشست جلوم دستشو برد زیر کسم و ماساژ داد بهم گفت ادامه بده
میتونم بگم درد و سوزش خیلی کم تر شده بود
تنمو آب زدم و اومدم بیرون فینی برام اب میوه باز کرده بود و خوردیم و لبامو بوسید و تو بغلش تو کمترین زمان ممکن خوابم برد
صبح که بیدار شدم هنوز سرم رو سینش بود و دستش روی کونم
نوک سینشو بوسیدم و بیدار شد با یه لبخند حالمو پرسید و من فقط گفتم یکم خستم
ولی من حال تکون خوردن نداشتم
صدای گوشی فینی باعث شد سکوت بینمون بشکنه نمیدونم چی گفتن ولی فینی بعد قطع کردن تلفن بهم گفت که باید بره اندرس کارش داره
و با یه بوسه ازم جدا شد و لباسشو پوشید و از در رفت بیرون
ادامه دارد …
ممنون از چشماتون که تا اینجا خوندین و عکس خاطره اون شبو حتما بعد از انتشار داستان پست میکنم …
نوشته: مینا
11 پاسخ به “من و فینی در مالزی (۲)”
کلهم آدم نژاد پرستی نیستم ولی وقتی میبینم یه سیاه پوست داره یه سفید پوست رو میکنه زورم میگیره .اگه داستانت فیلم سوپر بود قطعا کانال عوض میکردم.
به یه نکاتی تو داستان اشاره کردی که فقط یه خانم میتونست درک کنه و تجربه کرده .از اونجایی که خوشت نمیاد بهت پیام خصوصی بفرستن توی تاپیک درباره داستان نظر میدم.
ارزش نقد ندارهگفتنیها رو قبلا گفتیمنفهمیدی و با پوست کلفتتر برگشتی🐐
اوووهچقدر نظر مردم برات مهمِ !!یهچی بگم خیالت راحت کنم،اکثر آدمهایی که توی فضای مجازی برای هرچیزی نظر میدن و اراجیف بَلغور میکنن،همون آدمای پخمه و بیهُنر و تن لش دنیای واقعی هستن، که حرف و نظراتشون حتی توی خانواده و نزدیکانشون هم بیارزش هست و کسی بهش اعتنا نمیکنه…
ادی = عادیمحض اطلاع دوستان
من از خاطره ای که گفتی خوشم اومد و لایک دادم ،متاسفانه یسری آدم اینجا هستن که نمیدونم چرا اینجا میان داستان بخونن چون منم چند تا داستان نوشتم و همیشه چزو برترینها بوده نمیخوام اسم ببرم ولی تو پروفایلم هست ،ولی این افراد که من بهشون میگم مریض فقط بلدن بگن ذهن یه آدم جقی و غیرهکاری به راست و دروغ خاطره تو ندارم ،تشویقت میکنم که بنویسی منم برای بازتر شدن ذهن خودم داستان مینویسم البته همش ساختگیه همین پس کون لق اونایی که بهت چرت و پرت گفتن فقط بنویس همین
ولش کن چرت و پرت بقیه رو قشنگ نوشتی
دوست داشتم داستانتو. واقعی و باور پذیر بود ادامه بده حتما و عکسشم ک گفتی رو بذار
راستش داستان از اونجایی غیر واقعی شد و نویسنده یه پسر جقی که اومد جواب دیس های قبلی رو بده لو داد که دختر نیست . من شخصا داستانایی که دخترا بنویسن دوس دارم و میخونم اما سر کیرم شرط میبندم پسره . بعد از جق هم نوشته 😂 خیلی حشری نبوده
در حقیقت وقتی به پسره جواب داده که تهش روی پتو پلنگی یه سکس سرپایی کردی معلوم شد دختر نیست 😂مالزی رفته یبار سیاه پوست دیده خوشش اومده گفته داستان بنویسم بگم رفتم مالزی 😂باور کنید تا صبح چسی اومده واسه فک و فامیل .بدترین داستان تخیلی سکسی بود که تو عمرم دیدم
خوب خیلی عالیه. بنظر من اصلاً مصنو عی نیست. خیلی قشنگ توسیف کردی همه چیزی رو. خیلی صادقانه هم هست. بدون مخفی کاری یا شاید شرم بیجا. از خواندنش این نتیجه رو میگیرم که تو دختر ی هستی که مردی که تو رو میخواد بیاد خیلی مایه بذاره. حسابی دوره بگرده. مثل یک ملکه. ولی اگر کسی بتونه تو رو جذب کنه بلیط بخت آزمایی آش برنده شده. 😍