من و زن پسرعموی خانومم

سلام بر دوستان جقی وحشریه خودم.مهدی هستم ۴۲سالمه و ساکن کرج هستم.همسرم بچه یکی از شهرهای جنوب هستش وهمونطوریکه میدونید دخترای جنوب ،خصوصا سبزه های ممه سرخ جنوب بدجورحشریم.یعنی واقعا هر مردی نمیتونه از پس زنهای جنوبی بر بیادش.آتشی و داغ و حشری هستن.من و همسرم تازه ازدواج کرده بودیم که پسر عموش مارو دعوت کردش خونشون.ماهم قبول کردیم و رفتیم.من اون زمان مواد مخدر شیشه مصرف میکردم و همونطور که میدونید شیشه شهوت آدم روزیادمیکنه وکس خل میکنه آدمو.خلاصه رفتیم خونشون در زدیم و همینکه در باز شد دیدم جوووووون خانوم تپله ناز سبزه با چشمای سبزخمار گونه دار،دماغ فابریکی کوچیک و عملی،لبو دهن خوردنی کوچیک،ممه ها ی گرد وکون قلمبه سفت سرپا!!کونش اینقدر قشنگ بود با اینکه چادر سفید گلدار سرش کرده بود تا دیده زیادنشه اما بازم داد میزد که بیا منو بکن.همون لحظه اول که دیدمش چادرشو یه باد دادش زمانی که خواست شیرینی رو از دستم بگیره با دست تپلش دستمو گرفت و درجا کیرم راست شد خبردار ایستاد میخواست جلوی همه شلوارمو پاره کنه و بیاد بیرون خودشو به هر نحوی شده به کونش برسونه که جلوشو به بدبختی گرفتم.خلاصه هرچی بگم کم گفتم.موقع غذا خاست برنج بکشه از قصد سر سینه هاشو بهم نشون داد گوشه لبشو گاز‌گرفت که کیرم دیوانه شده بود توی شلوارم همینجوری ازش داشت آب شهوت می رفت.با شوهرش که حرف میزدم فهمیدم شوهره تویه یکی از شهرها با یه زنه ریخته روهم هفته ای یکی دوبار میره اونجا به قول خودش عشق و حال میکنه.زنه بدبخت شم یه چیزایی فهمیده بود و باید میسوخت و میساخت.مهنازخانوم یه مغازه بوتیک لباس فروشی داشت که تازه باز کرده بود خیلی ذوق وشوق داشت اما شوهرش بیخیال بودش.ازم پرسید بازار تهران ارزونه گفتم صددرصد،گفت یروز میام که با مخالفت شوهرش روبرو شد.از اون روزی سالی گذشته بود وبچه هام مجددا رفته شهرستان ومن تنها بودم گوشیم زنگ خورد دیدم خانومم میگه مهناز یهویی سرزده اومده بیاد خونمون که توی رباط کریم ماشینش خراب شده.گفت به شوهرش نگفته تهران اومده.سریع دوش گرفتم دویدم رفتم پیداشون کردم و ماشینشو روشن کردم و راه افتادم.دیدم یکی دیگه هم باهاشه ولی اون چه آسی بودش واااااااااای،شاستی بلندکون قلمبه عقب چشم سیاه کشیده ویک خال بقل لبش.ازتوآینه چشمام همش‌بهش‌بودش وخودموروش تصورمیکردم.چندبارم مهنازتوراه یواشکی خشکه حال بهم دادش انگارجلوی مهنازراحت نبودش.وقتی رسیدیم همگی خسته بودیم تک به تک دوش گرفتیم وآماده خاب شدیم.من توی اتاق خاب روی تخت بودم واونهاتوی پذیرایی جاانداختن.فکرم همش پیش اینهابود.یوهومیزدبه سرم که باکیرم حمله کنم به کوس وکونشون ولی یک درصداحتمال میدادم اگه پاندن اونموقع خیلی بدمیشه خلاصه توهمین فکرابودم که خابم بردچشماموکه بازکردم دیدم هوا روشن شده وچشمم افتادش سمت پذیرایی دیدم واااااااااای ی ی ی مهناز بایک دامن کوتاه مشکی چسبیده به کونش که تا یک وجب بالای زانوبودش به کمر خابیده وسط پذیرایی.هرچی نگاه کردم زهرا روندیدم.خاستم کیره شق شدمو بذارم لای پاش ویواش بالا پایین کنم جرات نمیکردم.خودمویواش یواش رسوندم نزدیک کون سفیدوقلمبه وسفت و گوشتیش که قشنگ تر ببینم.به هرکجاش نگاه میکردم کردنی بودش!دورریز نداشت!!از زیر دامنش یواشکی شروع کردم به دید زدن شورتش وکوسش که خطش وتپلیش قشنگ زیر شورت معلوم بود،یکم بعد جراتم بیشتر شد گفتم هیچی نمیگه کیرمو از زیر شلوارم در اوردم بیرون با دیدنش خودم ترسیدم دیدم مثل سنگ سفت شده و کلفت وبزرگترشده.مثل شکلات چوبی شده بودش اگر بخواهم تشبیه کنمش.کلش خیلی گنده شده بود.با ترس و لرز زانو زدم پای کار با تعجب دیدم اون کونه گردو ناز یکم قمبل شد و اومدش بالاتر!!!کیرم از خوشحالی سکته کردش و افتاد خوشبختانه پریز برق نزدیک بود کردم توش یدونه شوک دادم و احیا شدش.خوشحال شدم دست انداختم شورت لیمویی رنگشو در آوردم که خیس شده بودش یکم تف زدم سرش خواستم بکنم توش که دیدم با دستش کیرمو گرفت و منو وادار کردش که اول بخوره با اون لبای کوچیکش کله کیرمو که از فرم در اومده بودش رو گرفت به دهنش.یکم آب شهوتم ریخت تو دهنش خواست کیرمو در بیاره من نذاشتم وفشاردادم بیشتر رفت تو دهنش.بنده خدا اوق زدش منم شروع کردم با سینه هاش‌ بازی کردن بعدش ۶۹شدیم، میگفت چند ساله منو نکرده بهم خیانت میکنه بعدگفت تا حالا ازکون سکس نداشتم و شوهرم ازم میخواست ولی نمی دادم بهش امروزبتو میدم.کوس وکونمو جربده.میگفت سکس خشن تا باهام تا آروم بشم.یکم روغن زیتون از یخچال آوردم. مالیدم سر کیرم بهش گفتم با دوتا دستات تا جایی که میتونی بادستات چاک کونتوبازکناونم هم مینکاروکردش.اینقدرکونش نازبودش دوبارتا خواستم بکنم تو ش داشت میومدش.یکم لیدوکائین آوردم زدم وشروع کردم کوس خوری انگشتامم دوتایی و یه دونه ای میکردم توکونش.بعدپاشدم اونم داگی شدوبهم گفت به کوس وکونم رحم نکن باکیره کلفتت جرش بده.از پشتش یکم قلمبه کردشمنم کیرموکردم توکونش خیلی آروم و کله کیرم بدجور سوراخشو گشاد کرده بودش خواست بره جلو بیادش بیرون ازدرد راحت‌بشه که من بادوتا دستمازپشتش کونشو بقل کردم.هرچ بی دستو پا زدش نذاشتم یکم دیگه فشاردادم که دیدم رنگش عوض شد سفید شد نفسشم گیر کرده بودش.رو راست کنه به اون تنگی من تا حالا نکرده بودم وبدجورحال میدادش.میدیم داره درد میکشه ولی نمیدونم چرا بهم حال میدادش.بدجور داغ کرده بودم تندترو تندتر میزدم اونم داشت گریه میکرد و التماس منم انگار صدایی نمیشنیدم!یوهو چشمام که باز کردم دیدم زهرا خوابیده از زیر داره کس‌مهنازو لیس میزنه،یکم بعد احساس كردم مهناز بیهوش شده منم همونجوری‌ خواباندمش و زهرا رو ازپشت خوابوندم تا کیرمو سرشو گذاشتم توکوس زهرا فشاردادم توش یه جوری لبشوگ ازگرفت‌ که آب مو ریختم توکسش ومنم درنیاوردم بیرون کیرم که اومدش بیرون آبش ریخت بیرون.زهرا گفت میخوام منم گفتم بیا ساک بزن گفت نمیزنم گفتم نزن دادم دستش بازی بازی کردش دوباره شق شد گفتم ببعی بشو اونم ببعی شد منم ببعی شدم پریدم بالا دارکوبی زدم!همینطور جیغ میزدش فحش میداد میگفت در بیار منم بدتر میکردم!کپلش رو با دستام گرفته بودم شاپوشاپ میزدم،خیس عرق شده بودم چه کوسی‌ داشت این یکی به تنگیه کونه بود کوسش.سینه هاش سر بالا بودش میدیدم دیوونه میشدم می گرفتم فشارش میدادم تلمبه میزدم قاطی کرده بود میخواست بره جلو نذاشتم مجبور شد به شکم بخوابه منم آی میزدم شاپ شاپ.میگفت نفسم گرفت.آبتو توش نریز رو تخت خوابیدم گفتم با کونت روی کیرم شپ بزن یک دو سه یک دفعه سریع کشیدم گذاشتم روی چاک کونش به همونجوری خوابیدیم.خلاصه بعد از اون بار دو بار دیگه هم عشق و حال کردیم و با ناراحتی ازهمدیگه جدا شدیم.

نوشته: مهدی

بازدید 13,155

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

37 پاسخ به “من و زن پسرعموی خانومم”

  1. زهرا اومد…لخت شد…زیر مهناز خوابید…کسشو لیس میزد… تو ندیدی!! اینقدر شیشه کشیدی که هر وقت میری جنوب پسر عموی زنت و کل عشیرشون کونت میزارن ولی موقع بر گشت فکر میکنی تو زن اونو کردی!!

  2. کسی که شیشه بکشه و جنس هم از موتوری بگیره دقیقا خود خودتی،کون گشاد قیمه رو ریخت تو ماست

  3. معتاد جماعت کثیف و نجسن. خوشم از معتادا نمیاد تک تکشون بدون استثنا همه معتادا با هر نوع مصرفی نجس و کثیفو آشغالن

  4. خانوم تپله ناز سبزه با چشمای سبزخمار گونه دار،دماغ فابریکی کوچیک و عملیبا شیشه جق زدی کصخل

  5. عموجون اونی که تو بهش میگی شاستی بلند در اصل شاسی بلنده . نه شاستی. کاری به کستانت ندارم حد اقل اصطلاحت درست استفاده کنید.

  6. یکی از کیری ترین داستان هایی ک تاحالا خوندمشیشه فقط واس خانوما شهوت میاره کس مغزانقدر شیشه کشیدی مخت گوزیده کسخل

  7. اخه اولا میگم توهم کسشر مغز جقیتهدوما اونجا کسی نبود به عشق دادن به تو اومدن تهرانسوما ،تو چرا نمیمیری

  8. کسکشجقیننویس دیگهریدی با این داستان گفتنتهمون اول معلوم بود کس میگی

  9. یه روز که شیشه نزده لودی داستان واقعی رو بنویس ببینم چند نفر بودن کونت گذاشتن و آیا غیر از خودت زنتم کردن یا نه

  10. خدا شفات نده بخندیمتو اول مشخص کن زهرا اون موقع صبح وقتی شوهر شیشه ایش خواب بوده کجا رفته و خونه را واسه تو خالی کرده؟بعد چرا باید پسرعموی زهرا همون اول ازدواج وقتی هنوز توی دهن گشاد وراج و درست نمیشناخته یه همچون موضوع خصوصی را بهت لو بده؟مگر اینکه خواسته تو لفافه بهت بفهمونه حاجی اونی زنتو هفته ای چند بار مبگاد و کونش و تونل کرده منمکیرمم نیستی برو جلو بزار باد بیاد بو گند عرقت خفه مون کرد.

  11. همونجوری که کیرت رو کردی تو پریز برق 🤔ایندفعه یه انگشتت بکن تو کونتاون یکی بکن‌تو پریز برق

  12. درسته خیلی از داستان ها کوسشعری هستن آما داستان تو بدترین و کوسشعر ترین نوشته ها بود اخه مخل آلکی موقع نوشتن هم شیشه زدی همه چیز در توهمات دیدی اخه چه نوشتی تو … نوشتی کیر تو زدی تو پریز برق … بهتره دیگه ادامه ندیدی .

  13. بالاخره یکی تایید کرد موقع داستان نوشتن شیشه زده ،موقعی که زهرا ومهناز رو می کردی این وسط زنت کجابود،کیر جنوبی ها ناجور بزرگِ بزرگترینش تا انتها تا روده هات بره همچین کصتانی ننویسی

  14. شیشه شهوت رو زیاد میکنع ؟شیشه باعث میشه دیگه راست نکنی ، از همون اولش دیگ نخوندم

  15. این حجم از کس‌خلی کار شیشه نمیتونه باشه.جقی هم هستی تازشم.پوزه گاندو حواله‌ات باد ای الدنگ متوهم

  16. همون مواد زدی که کیر رفته تو مغزت جنوب زن نیست همه مرد هستن اونم از نوع کیر کلفتش یه سر بیا تا حالیت بکنیم چه کارهایی هستخیابون بهداشت برازجون تشریف بیار

  17. داستان چرت از همون اولش معلومه چرته. من همیشه میگم شروع داستان چرت خیلی مزخرف شروع میشه که این مصداق بارزش بود. همون اولشو فقط خوندم.زنه همه جاشو بهت نشون میداد لبشم گاز میگرفت زنت هم گاو نمیفهمید داره برات کرم میریزه. زنایی که همیشه حواسشون به همچین چیزایی هست و حساسنبعد تا نشستی با شوهرش صحبت کنی بهت گفت با یه زن دیگه رابطه داره. آخه تو گوز کدوم شقیقه ای که بخواد اینا رو برا تو تعریف کنه.بابا مگه مجبورید داستان بنویسید؟ پول میگیرید؟ تهدید میشید؟ خبریه؟ اگر جونتون در امان نیست به ما بگید شاید کاری از دستمون بربیاد.

  18. عاخه كسكش بيسواد هنوز فرق بين شاسي با شاسي رو نميدوني گوه ميخوري كسشر مينويسي بچه كون ده ساله

  19. دیوص بیشرف درمورد مخاطبین این سایت چی فکر کردیبچه کونی که به اندازه یه گ.نی خاکشیر کون دادی این چیزی که داری تفت میدی توی سایتهای پورن هم قفلهمنکه آدم با حیایی هستم و فحش بلد نیستم ولی واگذارت میکنم بچه های بکن تو از خجالتت دربیان

  20. گفتی که باهر بدبختی بود جلو کیرت رو گرفتیولی من نمیتونم جلو کارمو بگیرمپس کیرم دهنتکوس مغز شیشه کیر ۲۰ سانتی رو ۵ سانت میکنه تو که کلا کیرت ۱۰ سانته شیشه بکشی دیگه کیر نداری باید بگی چوچوله دارم ههههههههههاگه بخوام اوسگولت کنم باید چهار برابر تو بنویسم حواله ت میکنم به بقیه اساتید که چند تا کیر حواله ت کنن

  21. خیلی واسم جالبه بعضیا مث یارو این شیشه ای اینهمه فحش میخورن هیت میخورن اخرش بازم میان مینویسنحالا با یه اسم جدید یا داستان جدیدناموصا حیایی شرمی چیزی ندارین؟ یچیز نوشتین فحش خوردین یکم روتون تاثیر بزاره امیدوارمخودتون خندتون نمیاد؟اگه برید کتابای دبستانتونو یه ورق بزنید بعد بنویسد فحشم نمیخورین بخدا

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید