من و خواهر زنم مهسا

سلام به همه من تجربه در ارسال داستان ندارم ولی امروز خواستم داستان خودمو براتون بنویسم اگه خوشتون نیومد لطفا فحش ندین
خب بریم سر اصل مطلب من میلاد هستم و 33 سال دارم 3 سال پیش که تازه نامزد کرده بودم یه خواهر زن داشتم به اسم مهسا که سنش اونوقت فک کنم 37 بود و البته که ازدواج نکرده بود نمیدونم واسه چی. از نامزدی من و خواهرش سمانه یه سالی گذشت و منم با مهسا در حد نرمال رفتار داشتم نه بیشتر نه کمتر البته اینم بگم که مهسا دکتر زنان بود و مطب داشت واسه خودش و دستش به دهنش می رسید. درباره مهسا بگم با قد 167 پوست گندمی و اندام تپل هستش ابتدا من خیلی تو کفش نبودم ماجرا از زمانی شروع شد که تو تلگرام بهم پیام میداد خب این روال ادامه یافت و چند ماهی گذشت مطالب طبی و معلوماتی میفرستاد البته تو چت هم باهم یکم راحت شده بودیم و گهگاهی باهم شوخی میکردیم تا اینکه یه شب بهم یک مطلبی رو در مورد تقویه جنسی فرستاد وقتی دیدم شوکه شدم یه ایموجی خنده فرستادم گفت بیشعور چرا میخندی خب یاد بگیر که وقتی ازدواج کردی نیاز پیدا میکنی و زد زیر خنده منم فهمیدم که داره نخ میده و میخاد صحبت رو به سکس بکشونه گفتم نه بابا من همینجوری سالم سالمم وقتی ازدواج کردم هم هر چقدر سمانه بخاد حاضرم که گفت عه بیشعور فک نکنم اینقدر بتونی شاید بعد اولین رابطه بستری بشی خب همینجوری میگفتیم و میخندیدیم که گفتم چرا ازدواج نمیکنی که گفت قبلا با یه پسری دوست بوده و سکس داشتن و اونم نامردی کرده نگرفتتش ولش کرده و پدر زنم هم دیگه هیچ خواستگاری رو پا نداده منم که کم کم تو کفش رفته بودم گفتم عه پس چقدر سخته وقتی یه بار بچشی بعد تا اخر عمر نچشی زدم زیر خنده که گفت بیشعور چی رو بچشم گفتم همون دیگه دول رو خخخ که گفت دستم بهت برسه میکشمت بعدش شب بخیری کردیمو خابیدیم که از اون شب دیگه رفتم تو کف مهسا و گفتم هر جور بشه باید بکنمش چون اونم میخاد واسه همین نخ میده بهم من چون محل کارم تو شهر دیگه بود و خونمون توی تهران بود مجبور بودم توی همون شهر واحد اجاره کنم که هزینه رفت و امد کمتر بشه و خونه نامزدم اینا هم تو همون شهر بود و تو اون خونه تنها بودم مثه خونه مجردی بود یه روز که خیلی تو فکر مهسا بودم و فک میکردم چطوری باید بکنمش سر کار نرفتم و بهش زنگ زدم گفتم که اگه بشه پدر زنمو بپیچونه بیاد باهم بریم بیرون اخه قبلش گفته بود که یه لپ تاب میخاد بگیره و منم که باشه باهات میرم اونم قبول کردو اومد تو چند کوچه بالاتر از خونشون منم با ماشینم منتظرش بودم رفتیم و یه لپ تاپ براش گرفتم و یکسری لوازم دیگه که میخاست گرفت و گفت برگردیم منم راه کج کردم تو مسیر خونه خودم که گفت چرا اینوری میری گفتم عه مگه میخورمت که میترسی بریم خونه ناهار بخوریم بعد عصر میرسونمت خونتون قبول کرد و رفتیم خونمون که کلی خندید واسه این که خونم خیلی نامنظم بود و اینا گفتم بشین من برم یه چیزی بیارم بخوریم یکم حرف زدیمو اینا من که کیرم شق شده بود و دیگه تحمل نداشتم خودمو بهش نزدیک کردمو لبامو بردم که لباش رو بگیرم که خودشو دور کشید گفت میلاد چیکار میکنی البته با نشیخند سکسی منم خودمو دور کردم گفتم هیچی که خندید و گفت خیلی بیشعوری البته این تکیه کلامشه خودشو نزدیک کرد به من لباشو گذاشت رو لبام منم فهمیدم که اوکی شد حسابی لباشو خوردم به پشت خابوندمش همینجوری لباشو میخوردم دستمو گذاشتم رو سینه هاش مالوندمش گفتم پاشو لباستو دربیار لخت شد ولی سوتین و شورتشو در نیاورد گفت همینقدر بسه منم گفتم عه منو تا در بهشت میرسونی بعد نمیمونی برم تو که خندید و گفت بیشعور همیجوری دوباره بغلش کردم و سوتین شو باز کردم چه سینه بزرگ و خوردنی داشت وای کیرم دیگه داشت انفجار میکرد دستشو گذاشتم روی کیرم گفت عه اینو ببین کیرمو درآوردم گفتم چطوره گفت وای به حال سمانه اینو چجوری تحمل کنه کیرم 16 سانته ولی قطوره خیلی کیرمو با دستاش میمالید که گفتم بکن تو دهنت گذاشت تو دهنش شروع کرد ساک زدن که معلوم بود این کاره است منم دستمو گذاشتم روی کصش میمالوندم بعد شورتشو کشیدم پایین دیدم کصش خیس شده فهمیدم اره اینم دلش کیر میخاد بعدش خابوندمش پاهاشو باز کردم سر کیرمو گذاشتم تو کصش همینطور بالا پایین میکردم که اه و نالش بلند شد فهمیدم داره حال میکنه گفتم مهسا دوست داری به من کص بدی گفت اره دیگه الان مگه کیرت تو کصم نیست میخام شوهر منم باشی منم که شهوتش زد بالا نتونستم تحمل کنم کیرمو فرو کردم تا ته تو کصش یه اه بلندی کشید شروع کردم به تلمبه زدن چه حالی میداد البته معلوم بود که قبلا هم کیر تو کوصش رفته همینجوری میکردمش که دیدم داره آبم میاد کیرمو درآوردم پاشیدم رو شیکمش که گفت وای اینقدر آب داشتی ما نمیدونستیم بعدش پاهاشو دادم بالا شروع کردم خوردن کصش و انگشت کردن کونش معلوم بود که حال میکنه همیجوری آه و ناله کنان ارضا شد و یکم بوسیدمش و باهم لخت تو بغل هم بودیم که گفت خیلی حال داد میلاد من که نمیتونم ازدواج کنم دوست پسر هم ندارم پس دوست پسر من باش قول میدم به کسی چیزی نگم فقط منم مثه سمانه باید زود زود بکنی الان شوهر منم هستی گفتم باشه عزیزم کیرم هم مال توئه هم مال سمانه همینجوری لب میگرفتم ازش و سینه هاشو میمالوندم که کیرم دوباره بلند شد خندید گفت این نمیخاد سیر شه گفتم نه بابا تا کصتو جر نده ول کن نیست خندید گفت فقط زود تموم کن که دیرم میشه گفتم میزارم تو کونت که مخالفت کرد گفت کیرت بزرگه دردم میگیره بکن تو کصم پا شد به شکل داگی نشست کیرمو کردم تو کصش خیلی حال میداد اه و نالش بلند شد وای میلاد کصمو جر بده اخ اخ همینجوری کردمش بعد چند دقیقه دیدم میخاد آبم بیاد پاشیدم روی کونش با کیرم زدم رو چاک کونش گفتم اینم جر میدم برات خندید و گفت باشه یه روز دیگه رفتیم حموم و حاضر شد بردم خونشون از اون موقع به بعد همش با هم بودیم تا الان کلی سکس کردیم که اگر خواستید اونم بهتون تعریف میکنم ممنون از همه

نوشته: میلاد

بازدید 5,814

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “من و خواهر زنم مهسا”

  1. یکی دوجا لهجه ت رو یا عمدی یا سهوی تو داستان نشون دادی ک من حدس میزنم افغانی باشی

  2. نگهبان ساختمون خانم دکتری ؟نگران نباش بزرگ که شدیماشین هم میخریکس و کون هم از نزدیک میبینیالان برو دنبال درس و مشقاتوقت امتحانات هست 😂👉

  3. منم خواهر زنم که بچه مدرسه ای دبیرستان هست گاییدمش… وقتی از مدرسه تعطیل میشه هی میاد خونه خواهرش…خونه ما پلاسه… بازی بازی وقتی خواهرش نیست خودشو میچسبونه بما…عمو بیا بازی …سینه داره سفت مثل پرتغال… کوچولو…تو خونه ما با ساپورت جذب و مانتو کوتاه میاد … خیلی خوشش میاد …دست می‌زاره رو کیرم میگه عمو این چیه اینقدر کلفته…گفتم کیره عمو جون…میگه عمو میشه درش بیارم…دست انداخت کشید بیرون از شلوار ما…شروع کرد خوردن عمو چقدر خوشمزه است… لامصب جوری میخوره آبت بیاد …یه بار که ابم اومد میک زد خوردش عمو چقدر شوره…دست گذاشتم رو کصش شروع کردم مالوندنش …کص دبیرستانی بدون مو سفید و لاغر …دیدم حشری شده عمو چقدر خوبه حالم…کیرم گرفت کشید لای چاک کصش …عمو بکنش توم…گفتم عمو پرده داری دردسر میشه… بیخیالکرم مرطوب کننده از کیفش در آورد عمو ترا خدا منو بکن خیلی حال میده…مالیدم در سوراخ کون سفید ش …تا چرب بشه…نمه نمه کیرم فرو کردم تو کون آکبند یه بچه دبیرستانیای ای عمو درد داره عمو جر خوردم درش بیار…گفتم یکم صبر کن الان دردش می‌افتد…کم کم عقب جلو کردم تا جا واکنه… یه دختر دبیرستانی لاغر خوشگل داره زیر کیرت جیغ میزنه…ای مامان جون جرررررررر خوردم جرم بده محدثه ساکت باش…عمو چقدر خوبی تو…داگ استایل شلاق میخورد خشن میگایدمش… الان میخواد بره دانشگاه ولی هنوزم دارم میگامش نون زیر کباب هست خواهر زن

  4. اصل داستاندوست مهسا سمانه رو میخواسته تریسام بزننمهسا اینجور میکنه که میلاد دیگه نتونه اعتراض کنهمهسا یه بار به میلاد داد و الان سمانه مث مهسا جنده شده و به همه میدهاین وسط میلادم از شغلش استعفا داده و منشی این جنده ها شدهخودش وقت اوکی میکنهخودش پول میگیرهو خودشم میبره سر قرار و میره سراغشونالبته خونه خودشم هست که اگه بخای اونجا و تو مکان میلاد بکنی قیمت میره بالاترچون میلاد هم کسکش حساب میشههم جاکش

  5. کل کستان یه طرف کامنت Ali666 یه طرف بکن تو خیلی وقته از ماتریکس خارج شده…

  6. بعدم اون کسی که چون پرده نداره نمیتونه ازدواج کنه یه خانم دکتره که اصلا نمیدونه که ترمیم پرده بکارت وجوو داره!!!؟؟؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید