داستان قبلی شروع سکس من و معلم زبانم بود.
تایم کلاس ها ما کلا رو کار بودیم و از تایم نهایت استفاده رو میکردیم. همین باعث شده بود خجالت معلمم بریزه و تک تک فانتزیاش رو به زبون بیاره و درخواست اجرا داشته باشه و یه سریاش کاملا جزو روتین سکسمون شده بود ، مثل گلدن شاور .
ممکنه یکم درتی باشه این داستان و برای اکثرا جذاب نباشه
یکی از فانتزیاش تجاوز شدن بهش بود که طبق قرار قبلی حدود ۵ هفته شیو نکرد چون میخواستم کاملا حسش تو وجودش شکل بگیره.
قاعدتا قرار باشه به کسی تجاوز بشه شیو شده و ترگل نیست…!
من خودم مشکلی با درتی بودن نداشتم و ندارم حتی چندش ترین و کثیف ترین کارهارو هم لذت میبرم روی پارتنرم اجرا کنم در صورتی که خودش هم بخواد.
که روی ایشون کارایی رو اجرا کردم که توی سایت heavy-r هم قفله 😄
ماجرای این سکسمون برای ۴-۵ ماه بعد سکس اولمونه و آخرای کلاسامون بود.
حدود یک هفته قبل تولدش بود
طبق معمول ساعت ۱۲ الی ۴ من خونه ایشون بودم روزای زوج به بهانه کلاس
کلید خونه رو داشتم و همون ساعت خودم کلید مینداختم میرفتم تو خونه که طبق قرار قبلی همیشه وسط خونه لخت ، قمبل کرده با پلاگ سایز بزرگ آماده بود و اجازه نداشت به سمت در نگاه کنه
کیک تولد رو دستم نمیدید و گذاشتمش یخچال و یه لیوان اب خوردم متوجه نشه
کادوشم تو کیفم بود
خلاصه
چند دقیقه اول بهش توجهی نمیکردم و این حس حقارت نادیده گرفته شدن خیس ترش میکرد
تا میومدم جلوش شروع به بوسیدن پاهام می کرد بدون اینکه سرشو بلند کنه.
قشنگ لای تک تک انگشتام زبون میکشید و دونه دونه رو میک میزد
با دستاش حق دست زدن ب منو نداشت فقط لپای کونشو باز نگه داشته بود
اون مشغول خوردن پاهام بود ک خم شدم لای کس و کونش دست کشیدم دیدم حجم پشمامش مناسبه و بشدت خیس کرده
یکم لای کصش فاکمو بازی دادم و پلاگو از کونش در آوردم ، سوراخش نفس نفس میزد و همیشه پلاگ رو ک در میاوردم گوزیدنش به راه بود. این پلاگ جدیده قشنگ سوراخشو پر میکرد هم اندازه کیر من بود تقریبا.
از موهاش گرفتمش بردمش اتاق خواب خودشو شوهرش ، پرتش کردم رو تخت.
بالای تخت عکس بزرگ از عروسیشون بود و ایشون صورتش سمت عکس بود.
از تو کیفم چسب برزنتی اوردم مچ دست راستش به مچ پای راست و مچ دست چپ ب مچ پای چپش بستم.
رو تنش همیشه رد تازگی کبودی سکس های قبلی بود و لذت میبردم از دیدنشون.
دور سینه های گندهش همیشه کش پلاستیکی مینداختم ، هر سینه معمولا ۵ تا کش داشت و باعث میشد نیپل سینه هاش قشنگ بزنه بیرون
به نوک نیپل هاش دوتا گیره کاغذ زدم که با زنجیر بهم وصل بودن طول زنجیر کوتاه بود یکم کشیدمش بالا ک اخ و اوخش در اومد و با صدای لرزون گفت میخوای چیکار کنی باهام؟!؟
تف انداختم رو صورتش و یه سیلی محکم زدم جوری ک ب پهلو افتاد ، گفتم خفه خون بگیر جنده . بغض کرد و بزور جلو اشکشو گرفت و گفت چشم صاحب اختیارم ، زنجیر رو از وسط کشیدم بالا و رسوندم به دهنش
گفتم با دندون نگهش دار
همین باعث کشیده شدن گیره ها و نیپلش میشد.
درد تو سینه هاش پیچیده بود و جذابش میکرد.
دور دهنش چسب زدم و عملا نه صدایی میومد ازش نه میتونست زنجیر رو ول کنه ک نیپل هاش کشیده نشه.
از تموم تن و بدنش عکس و فیلم گرفتم مثل همیشه و اومدم جلوش ، سرش پایین بود ک زنجیر کمتر کشیده بشه.
موهاشو گرفتم سرش بیاد بالا با ترس و حقارت نگاهم میکرد
کیرمو رو صورتش گذاشتم انگار اروم شد یکم با کیر تو صورتش میکوبیدم و تف تو صورتش مینداختم گاهی سرشو عقب تر میدادم ک نیپل هاش قشنگ کشیده بشه.
با دهن بسته ناله میکرد و التماس تو چشاش موج میزد.
سینه هاش کامل سرخ شده بودن صحنه جذابی بود.
دوربین رو گذاشتم روی پایه ک کامل فیلم بگیره.
گوشی خودشم رو سلفی گذاشتم رو بروش ک میمیک صورتش و همه چی مشخص باشه
یکم اسپنکش کردم تا حد سرخی کون و با دست دیگه سوراخ کونشو حسابی باز میکردم ۴ تا انگشت راحت توش تلمبه میشد
کونش از کصش گشاد تر بود برام.
به قدری خیس بود ک تموم رونش برق میزد ، یکم لای کصش کیرمو مالیدم ک لیز بشه با اولین فشار تا خایه کردم توش و نگه داشتم ک شروع کرد به لرزیدن و ارضا شدن
کمرشو گرفتم و چندتا تلمبه اول رو محکم میزدم
تا سرش در می آوردم
تا خایه فرو
همین باعث میشد سرش تکون بخوره و نیپل هاش کشیده.
شدت و سرعت تلمبه ها بیشتر شدن
موهاشو دور دستم پیچیدم سرش اومد بالا قشنگ عکس عروسیش جلو چشمش
میگفتم جنده نگاه کن اسم اون کصکش تو شناسنامهته کیر من تو وجودت تو انقدر حقیری که لیاقت نداری تو خونه خودت راحت ناله کنی و مثل آدم سکس کنی باید مثل جنده های خیابونی ازت استفاده بشه
اینارو میگفتم و چپ و راست اسپنکش میکردم ، اون کون گندش جای سالم نداشت زیر دستم هر چند دقیقه یه بار ارضا میشد و پاهاش می لرزید تلمبه اخر رو زدم و از توش کشیدم بیرون ب پهلو افتاد
صورتش خیس بود از بس گریه کرده بود ، تف انداختم رو صوتش چسب دهنشو باز کردم ک درجا زنجیر رو از دهن درآورد و التماس ک گیره هارو بردارم
میگفت تا آخر عمر جندتم جون میدم برات هرکاری بخوای میکنم فقط گیره هارو بردار
از موهاش گرفتمش سینه هاش رو به کبودی رفته بودن کم کم بخاطر کش عا
دست میزدم بهشون ناله میکرد
دوتا اسلپ ب سینه چپش زدم که جیغش درومد و گیره کنده شد
۳ تا هم به سینه راستش ک با همه وجودش ناله میکرد و میگفت چقدر من حقیرم چقدر حیوونم چقدر جندهم و…
هق هق میکرد و لذت میبردم از دیدنش.
گوشیشو از حالت فیلمبرداری خارج کردم و ازش عکس گرفتم چندتا
دست و پاشو باز کردم افتاد ب پام
با ولع میخورد پاهامو
گفتم جنده حقیر پر تف بخور کارت دارم
اومد پاهام گذاشت زو شونه هاش از سوراخ کونم لیس میزد تا سر کیرم
زبونشو کامل رو سوراخم فشار میداد و میک میزد تخمامو میکرد دهنش با ولع میخورد
کیرمو جوری تو حلقش نگه میداشت ک تف از دماغ و بغل کیرم میزد بیرون ولی ول کن نبود
خوب تربیت شده بود.
از حلقش دراووردم گفت کش هارو باز نمیکنی؟!
دست انداختم زیر کش های سینه چپش گفتم اینارو میگی ؟!
با شوق گفت اره اره
یکم کشیدمشون فکر کرد میخوام در بیارم ولی ول کردم و محکم چسبیدن سر جاشون
موهاشو گرفتم و به سینه هاش اسلپ میزدم و گفتم بار آخرت بود تو کار من دخالت کردی ، فهمیدی جنده؟!
با گریه داد میزد چشم چشم چشم
گوشه تخت خوابوندمش پاهاشو دادم بالا
تسلط کامل روش داشتم.
کیرمو از بس خوب خورده بود هنوز تفی و لیز بود ک سرشو گذاشتم رو سوراخ کون پشمالوش و فشار دادم تو کونش از ته جون ناله کرد ، همیشه دو سه دقیقه اول کونش تنگه و اذیت میکنه تا عادت کنه
اروم تلمبه میزدم تو صورتش تف و سیلی
با همه جونش لذت میبرد و میگفت مهدی کصکش توی این سال ها یه بارم منو نزدیک ارضا نرسونده . اربابم جررررم بده بهم رحم نکن لطفا…
هربار اینجوری میگفت معلوم بود هفته سختی داشته و حقارت و سمس خشن بار از رو دوشش برمیداشت
سینه هاشو آزاد کردم رنگشون از کبودی کمکم برگشت
آخیش گفت و تا خواست تشکر کنه گلوش رو سفت گرفتم شروع کردم به گاییدنش
با همه وجود تو کونش می کوبید
نه میتونست درست ناله کنه نه نفس بکشه صورتش سرخ شده بود از تو کونش دراووردم همچنو کردم تو کصش گلشو رو ول کردم نفس نفس زد و پشت بندش صورت و سینه هاش زیر سیلی های من بود
با خنده اشک میریخت
تو اوج تلمبه ها بودم و سوییچ کردنش چند تا تلمبه کس چندتا کون
که محکم ترین سیلی اون روز رو زدم بهش و بعدش اسکویرت شد…
آبش پاشید رو سینه و شکمم ، پاهاش و بدنش بدجور می لرزید
از کونش در آوردم بلافاصله گذاشتم تو حال خودش باشه
هیچ اختیاری رو خودش نداشت هر چند ثانیه میگوزید و بدنش میلرزید.
گوشیمو برداشتم تایم فیلم حدود ۴۷ دقیقه شده بود.
رفتم کیک تولدش رو اوردم گذاشتم پایین تخت و رفتم پیشش
به کمر خوابوندمش نشستم رو صورتش
سوراخم رو دهنش بود و بو میکشید و با ولع میخورد جوری ک همون لا نفس میکشید پر تف لیس میزد بعد چند دقیقه از رو صورتش پاشدم ، کل صورتش تفی بود.
بهش گفتم جنده خوش گذشت؟!
گفت بهترین سکس عمرم بود ، اون چی بود ازم زد بیرون؟!
اسکوئرت رو براش توضیح دادم و پشماش ریخته بود…
گفتم سورپرایز دارم برات چشاتو ببند داگی شو
گوش داد یاد گرفته بود چجوری قمبل کنه
روناش ۹۰ درجه کون بالا
سوراخ عمود
اومدم جلوش کیک رو گذاشتم رو تخت گفتم چشاتو باز کن
تا باز کرد از ذوق چشاش خیس شد گفتم تولدت مبارک معلم حقیر من.
کادوشو بهش دادم ، باکس رو باز کرد ، یه قلاده چرمی بود.
قلادشو بستم براش حسابی ذوق کرد
گفت نمیخوای ارضا شی؟!
گفتم کونت جون داره؟!
گفت برای تو داره همیشه
رفتم پشتش
گفت میشه کیرتو خامهای کنی بعد بکنی توم؟!
گفتم خودت بمال بهش
چرخید سمتم کیرمو حسابی مالید به کیکش و قمبل کرد
لای کونشو باز
فشار دادم توش
تا می خورد گاییدمش
از تک تک صحنه ها عکس و فیلم گرفتم
پام رو سرش بود ، صورتشو به کیک جلوش فشار میدادم انقدر تلمبه تو کونش زدم ک چروک سوراخش باز شده بود
آبمو تو کونش ریختم و بغلش افتادم
گوزیدناش شروع شده بود و میدونستم تا یکی دو ساعت همینه.
با صورت کثیفش اومد کیرمو شروع کرد ب خوردن انقدر خورد ک تمیز شد
تشکر و کرد بابته همه چیز سلفی گرفت از خودش و کیرم باهم.
بهش گفتم میتونی از امشب شیو کنی.
گفت میشه نکنم؟!
بهم لذت میده اینجوری میگایی منو
با پا تو صورتش چک زدم گفتم جون ب جونت کنم معلم زبان حقیر خودمی
رفتیم دوش گرفتیم و زیر دوش مثل همیشه زیر پام بود و بهش گفتم جایزهت مونده
قمبل کرد سر کیرمو تو سوراخش گذاشتم و شاشیدم تو کونش
خودمو شستم همونجوری ولش کردم اومدم بیرون
یه کاغذ نوشتم براش :
معلم حقیر من تولدت مبارک
به خودت برس تا جلسه بعدی
حدود یک هفته بهش سر نزدم دیگه ، هرچی زنگ و پیام می داد جوابشو نمیدادم
التماس میکرد برم پیشش تلگرام ، واتساپ ، اینستا ، همه جا پیام گذاشته بود
ویس و ویدیو مسیج از اشک ریختنش ک چیکار کرده اینجوری ولش کردم و…
حتی مهدی شوهرش هم زنگ زد ک کلاس چخبر خوبه همه چی؟
چرا شرکت نمی کنید ؟
ک گفتم یکم کار دارم و میام.
ولی همه اینا جزو پلن بعدی بود…
اگه مورد پسندتون بود جلسه بعدی رو براتون تعریف میکنم
ارادت 🙋🏻
نوشته: Old Ringleader
8 پاسخ به “معلم زبان مذهبی کونی (۲)”
خوب بود این سایت همچین داستانی کم داشت ادامش بده
ینی ی تنه ریدی ب اس اممن که دیگه وانیلا شدم ولی تو کصکشو هیچ وقت نمیبخشممعلم حقیر من؟؟بمیر فقط لنتی
هرچه سریعتر قسمت بعد رو بنویسکاش من جای معلمت بودم
ورود کردم بیام بهت لایک بدم . ترسیدم اینم به سرنوشت داستانهای خوب دیگه این سایت دچار بشه. با این اکثریتی که بچه دبیرستانی کونی منحرف که به غلط اسم خودشون رو گی گذاشتند در این سایت پیدا کردند ، خیلی از این نوع داستانها ، با کامنتاشون و دیسلایکاشون نابود میشند و نویسنده هاشون هم ناامید سایت رو ترک می کنند و متاسفانه ادمین هم زیاد تلاشی ذر این مورد نمی کنهاما دو مورد ، که انفاقا تجربه هر دوشو خودم شخصا داشتماول اینکه ، انجام این کارهای خشن بی دی اس ام روی زن شوهر دار خیلی بعیده ، من هر وقت زن شوهر دار می کردم باید مواظب بودم گردنش حتی از مکیدنم کبود نشه چه برسه به اینکه ممه هاشو ایمجوری بکشمدوم اینکه ،احتمالا شاشیدن داخل کون رو فقط تو فیلما دیدی وخودت حسش نکردی، چون اصلا جزییات ننوشتی ، من یه دوست دختر سیاهپوست داشتم عاشق این کار بود ، و اصلا بدون اینکه تو کونش بشاشم ارضا نمی شد ، اما عشقش موقعیه که تو کونش شاشیدی و داری تلم می زنی ، و شاشت از بغل کیرت از کونش می زنه بیرون ، حسی که کیرت در اون محیط داره اصلا قابل مقابسه با قبلش یا کردن کص نیست
اداممممش
کصشعر ننویس دیگه ، کیرتو کردی تو کیکا کردی تو کونش!!! کو عکساش که گرفتی یکیشو بذار یا کمتر کصشعر تفت بده
لامصب چرا توهمات یه ذهن مریض رو مینویسیاونجا همسایه نداره صدا بشنوه؟بزرگوار شوهرش هیچ وقت نمیگه چرا 1 ساله کلاس آیلتس میای و پولش کو؟بابا تخیل خوبه ولی خر فرض کردن خیلی بده
حتما بنویسسسس