مریم فامیل زنم

با عرض سلام و ادب همه اسمها مستعار هستن از دوستان عزیز خواهش میکنم توهین نکنن اینجا که خاطره مینویسم مربوط به سکس با رن شوهرداره اگه دوست ندارید بده اعتقاد ندارید نخونید لطفا اسم من ایلوشه این خاطره مربوط به ۴۵ سالگی منه البته من با زن شوهردار خیلی رابطه داشتم چون عاشق هیجان هستم و لذتی بالاتر از میوه ممنوعه نیست سال ۹۰ بود در حال رانندگی بودم یه خانمی به گوشیم زنگ زد گفتم بفرمایید گفت همینطوری گرفتم میخوای با هم حرف بزنیم گفتم مگه میشه یه شماره بگیری و بگی حرف بزنیم گفت تورو خدا قطع نکن من شمارو نمیشناسم خیلی تنهام یه همدم میخوام گفتم به این خطم زنگ نزن یه شماره ایرانسل داشتم فقط واسه کس بازی بود بهش دادم گفتم فردا تماس میگیرم فردا زنگ زدم گفت اسمم فاطی هست مجردم خلاصه قرار گذاشتیم رفتم دیدمش نمیشناختم قد متوسطی داشت چهره معمولی سینه های بزرگ سبزه بود خلاصه چند روز گذشت قرار ناهار بیرون گذاشتیم ناهار خوردیم از هر دری حرف زدیم اومدیم تو ماشین سینه هاشو چلوندم چشماش رفت البته سنشو نگفتم حدود ۳۰ ساله بود منم ۴۵ سال داشتم منم یه ادم معمولی قد ۱۷۸ متوسط کیرم کلفته سایزش حدود ۱۷ برگردیم به خاطره دیدم چشماش خمار شد گفت ایلوش به من دست بزنی باید همین جا منو بکنی گفت منو ببر جایی که سکس کنیم جا نداشتم روز یکشنبه بود قرار واسه چهارشنبه گذاشتیم یه اپارتمان کوچیک حدود ۳۳ متر اجاره گرفتم طرفای جیحون یه فرش داشت تو خونه یه اجاق یه یخچال خودمم بخاری و یه خوشخواب و پتو و متکا و…خریدم چهارشنبه اومد و خلاصه به کم حرف زدیم گفتم از طرف همسرم اومدی مچ منو بگیری گفت دیوونه اگه از طرف همسرت بودم به سکس نمیکشید با یه قرار کافی بود گفت طاقت ندارم زود باش منم یه بس شیره انداخته بودم لخت شدیم با سینه هاش ور رفتم گفت ایلوش فقط بکن منم شروع کردم پاهاشو دادم بالا کوسش خیس بود اما تف زدم گذاشتم تو ده دقیقه ای تلنبه زدم ابش اومد گفت تو بخواب زیر من بیام روت یه بار دیگه تو این پوزیشین ابش اومد داگیش کردم محکم میزدم ابم اومد ریختم توش بلند شدیم خودمون رو تمیز کردیم یه ماشین گرفت رفت تزدیک یکسال هفته ای یک بار میکردمش خیلی حشری بود یه دیلدو داشت زنگ میزد میگفت لختم دیلدو دستمه واسم حرف بزن تا ارضا بشم منم قربون صدقه کوس و کونش میشدم میگفتم بکنمت بی ساک بزن قمبل کن بزارم توش تا خانم ابش بیاد یه روز فامیل همسرم زنگ زد اسمش مریم بود احوابپرسی و چه خبر تعجب کردم چرا زنگ زده شوهرش خیلی روش حساس بود خلاصه گفت چطوری ایلوش خان با فاطی خوش میگزره گفتم فاطی کیه گفت دختر داییمه من شماره تورو بهش دادم روی کیرم یه نشونه داشتم دیدم بی پروا نشونه کیرمو میده زیر بار نرفتم گفت با یه شماره ناشناس به زنت میگم گفتم چی میخوای گفت با فاطی کات کن بیا با هم باشیم شنیدم خوب میکنی گفتم اجازه بده بهت زنگ میزنم زنگ زدم به فاطی بهش گفتم گفت غلط کرده گوش به حرفاش نده زر میزنه گفتم چرا واقعیتو بهم نگفتی گفت نمیدونستم این عوضی موی دماغ میشه اها مریم بهم گفت فاطی شوهر داره گفتم فاطی چرا نگفتی شوهر داری گفت چه فرقی میکرد مگه واست مهمه گفتم نه اما باید میگفتی خلاصه مریم ول کن نبود مریمم ۳۰سالش تپل قیافش قشنگ بود قرار گذاشتیم اومد خونه جیحون دخترشو گذاشت مدرسه رفتم دنبالش رفتیم خونه رسیدیم بغلش کردم با سینه هاش ور رفتم دستمو بردم تو شلوارش دیدم کوسش خیس خیسه لباساشو در اوردم لباسای خودمم دراوردم گفت بده بخورم افتاد به جون کیرم وحشیانه میخورد گفتم داره میاد با دست اشاره کرد بزار بیاد همه ابمو تو دهنش خالی کردم رفت همشو تف کرد دهنشو شست اومد لخت تو بغل هم خوابیدیم با هم ور میرفتیم کیرم بلند شد دوباره بعد از نیم ساعت خوابوندمش پاهاشو دادم بالا اینقدر خیس بود راحت رفت تو شروع کردم به تلمبه زدن من خوابیدم زیر اومد روم ده دقیقه ای زدم داگیش کردم گفتم ارضا شدی گفت اره با سوراخ کونش بازی کردم گفت از پشت دوست داری گفتم خیلی گفتم رضا شوهرش از پشت میکنه گفت از جلو میکنه وقتی میخواد ابش بیاد میکنه پشتم خلاصه با اب کوسش خیسش کردم گذاشتم تو کونش بعد پنج دقیقه ابم اومد خالی کردم تو کونش بلند شدیم تمیز کردیم لباس پوشیدیم بردم برسونمش تو راه گفت پشیمونم ببخشید مقصر من بودم دیگه زنگ نمیزنم تو هم زنگ نزن برو با فاطی گفتم باشه اما مریم بیشتر بهم مزه داده بود لذتش بیشتر بود به فاطی زنگ زدم قرار بزارم شروع کرد به فحش دادن گفت مریمو کردی گفتم نه باور نکرد فاطی هم باهام کات کرد اما بعد یکسال دوباره مریم زنگ زد رابطمون شروع شد دوباره اما محدودیت داره شاید دوماه یکبار برم خونش بکنمش ببخشید طولانی شد

نوشته: ایلوش

بازدید 17,644

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “مریم فامیل زنم”

  1. سلام دوستان. زن برادر خانمم خیلی خوشکل و سکسی هستش میدونم کل مردای اشنا و فامیل تو کفش هستن خودش به من پیشنهاد داده ولی نمیدونم قبول کنم یا نه؟ اینو هم بگم که تا حالا هیچ خطایی ازش سر نزده میگه شوهرم نمیتونه ارضام کنه میگه شاید چند ساله ارضا نشدم میگه میخوام یکی رو داشته باشم تو رو انتخاب کردم منم نه مثل بیشتر اقایون بکن تو نه کیرم. 30 سانته نه هیکل ورزشکاری دارم نه قیافه ای که همه مجذوبم بشن بنظرتون قبول کنم یا نه تا شب عید هم بهم وقت داده جواب بدم

  2. Amirali1984عزیزم برو بکن.ی مثلی ما داریم که میگه: ببینی و نخوری از مرگ مادر بدتره.دیگه خود دانی.

  3. بچه ها فکر کنم این بنده خدا اولین کسی باشه که داستان خودش رو خونده و فهمیده فحش خورش زیاده واسه همین اول داستان کلی قسم آیه داده که فحش ندین.

  4. از همون اولش که گفتی یه بس شیره انداختی مشخص شد که یک نوجوون جقی بیش نیستی!آخه پفیوز مگه شامپو بس استفاده کردی!!؟؟؟هرجند بدآموزی داره اما بازم اشکالی نداره، حداقل یاد بگیر تا دففه بعد اینطوری سوتی ندی!یک بست شیره نه یک بس شیره!!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید