حتما قسمت اول رو بخونید و نظرات خودتون رو در آخر بگذارید.
رابطه من با مامانم صمیمی تر شده بود با هم مشروب میخوردیم و در مورد سینا حرف میزدیم مامانم دیگه راحت شده بود و خیلی از خاطرات سکسیش با سینا رو برام تعریف میکرد و میخندیدیم منم محکم مامان تپل مپل و سفیدمو بغل میکردم ماچش میکردم میگفتم جونم مامانی سینا حق داره اینجوری عاشقت شده مامانم بعد چند روز بهم گفت میخوایم با سینا بریم دبی سینا با یه عرب ثروتمند به اسم خالد سلیمان که تاجر الماس هستش و یه طلافروشی بزرگ تو دبی داره معامله داره بهم گفت به پوریا هم بگم باهامون بیاد منم خیلی سریع قبول کردم میتونستم سکس مامانمو از نزدیک با سینا ببینیم سینا همون شب بهم زنگ زد بعد سلام و احول پرسی بهم گفت اگه زرنگ باشی میتونی خودتم مامانتو بکنی آخ این فکر هیجان زدم کرد کص کون مامان شیوای خوشگلم جووون بلاخره روز موعود فرا رسیدیم ما رسیدیم دبی مامانم تو همون فرودگاه یه کراپ بدون سوتین پوشیده بود که سینه های خربزه ای و سایز ۹۵ درشتش تا نصفه بیرون زده بود و یه لگ براق بنفش با اون باسن بزرگ و پهنش حسابی خود نمایی میکرد تو خیابون و تو پاساژ ها که میگشتیم همه کون بزرگ و جذاب مامانه منو نگاه میکردن به خصوص عربای حشری اما خب سینا با اون هیکل درشت و ورزشکاریش همراه مامان جونم کسی جرات حرف زدن نداشت مامان منم موهاشو بالای سرش بسته بود یه آرایش خوشگل و جنده وار کرده بود و حسابی جیگر شده بود بلاخره رسیدیم هتل هوا خیلی گرم بود مامانم و سینا که جلوی من راحت بودن تصمیم گرفتن برن دوش بگیرن همونجا جلوی من راحت لب همو میخوردن و قربون صدقه هم میرفتن حتی تو حموم هم صدای ماچ های آب دارشون و خنده های جنده ای مامانم میومد منم داشتم کیرمو میمالیدم که صدای جیغ مامانم در اومد فهمیدم بله مامان جونم داره طبق معمول گاییده میشه صدای نعره های مردونه سینا هم میومد فهمیدم که بکن مامانم داره ارضا میشه بعد چند دقیقه صدای ماچ موچشون دوباره بلند شد منم با خودم گفتم جووون این جنده رو حتما باید بکنم تو همین فکرا بودم که مامانمبا چهره بشاش و خندان از حموم بیرون یه حوله صورتی به خودش بسته بود که فقط تا یکم از پایین کصش رو پوشونده بود از بالا هم نوک سینه به پایین رو پوشونده بود سینه های بزرگ و سفیدش بیرون زده بود بهم با خنده و عشوه گفت تو نمیخوای دوش بگیری؟ برو با سینا جون دوش بگیر خوش میگذره اینو گفت من خیلی حشری شدم رفتم دم حموم گفتم سینا جون اجازه هست سینا هم با همون صدای کلفت و مردونش گفت بیا تو پوریا جونرفتم تو رختن لخت شدم رفتم داخل دیدم دستاشو برده بالا داره زیربغلش رو میشوره چه هیکل سیاه و خفنی داشت بدنش یه تار مو هم نداشت بازو های بزرگ شکمش تخت اما مردونه بود سینه هاش ستبر و مردونه نگاهم به کیر بزرگ و سیاهش افتاد که نیمه خواب بود رفتم منم شروع کردم به لیف کشیدن که سینا گفت مامانتو گاییدم با اینکه نزدیک ۴۳ سالشه ولی چه کص تنگی داره خوبم ساک میزنه باورت نمیشه این همه کص کون کردم هیچکدوم مثل مامانت نمیشه این حرفا داشت حشریم میکرد کیرم سیخه سیخ شده بود دیدم کیره گنده و سیاهه سینا هم داره تکون میخوره و سیخ میشه رفتم جلو کیر سینا رو گرفتم دستم و شروع کردم به مالیدن یهو سینا یه آه مردونه کشید کیرشو دستم گرفتم و یکم فشار دادم دیگه کامل راست شده بود چه رگایی داشت خوشگل و سیاه راحت ۲۳ سانت میشد تخماشم بزرگ و سیاه بود یکم بهشون دست زدم و مالیدمشون بهش گفتم چه کیر گنده و خوشگلی داری سینا جون مامانم فدای کیرت بشه کل خاندانم برای کیرت بمیرن سینا خنده های بلند و مردونه ای کرد و گفت آره مامان کصده مامانت باید برای کیر من بمیره مامانت جنده کیرمه اینا رو که گفت کیف کردم نتونستم جلوی خودم رو بگیرم همینجور که کیر گندش تو دستم بود رفتم جلو و لباشو خوردم اونم بغلم کرد دست کشید لای کونم کیرم میخورد به کیر خوشگلش تو اوج شهوت بودم به سینا گفتم بازم مامانمو بکن جلو من بکن مامانمو جنده کن مامانمو گروهی بکنین جرش بدین سینا گفت حتما مادر جنده مامانت جنده خودمه قراره با خالد سلیمان که یه سیاه پوسته عربه دوتایی مامانتو بکنیم اما مامانت نمیدونه وای این حرفا چقدر حشری کرد همینجور داشتم کیر سینا رو میمالیدم دیدم داره به خودش میپیچه فهمیدم آبش داره میاد چند تا نعره مردونه زد منم محکم تر کیرشو فشار دادم تا بیشتر حال کنه که یهو آبش پاشید بیرون چقدر زیاد و غلیظ بود سینا واقعا مرد پر قدرتی بود بعد اینکه آبش اومد جلوی من تو حموم شاشید گفت کاشکی مامانه جندت اینجا بود تا شاشمو تو دهنش میریختم آخه مامانت عاشق شاش منه بعدش دوتایی خندیدیم و سینا بیرون رفت منم خیلی حشری بودم جق زدم و آبم رو آوردم بعد از اینکه ناهار رفتیم رستوران هتل تصمیم گرفتیم بریم بیرون بگردیم تو رستوران هتل مامانم یه کراپ صورتی بدون سوتین پوشیده بود که شکم خوشگل و نافش بیرون بود از بالا هم دوتا سینه های درشت و سفیدش بیرون افتاده بود راه که میرفت سینه هاش حسابی میلرزید موهای خوشگل و طلایی شدش هم بسته بود بالای سرش دماغشم سربالا و عمل کرده بود یه آرایش غلیظ و جنده ای هم کرده بود لباشم خیلی کم تزریق کرده بود و برجسته بود یه دامن کوتاه سفید هم پوشیده بود تا بالای زانو دوتا رون گنده و سفیدش بیرون افتاده بود با هر قدمی که بر میداشت دامنش میرفت بالا و چاک کون گنده و سفیدش و شورت لامبادای مشکیش مشخص میشد بازو های مامانم سفید تپل و جذاب بود ساق پاهاش هم همینطور سفید و گوشتی مچ پای کلفتی داشت و با دستاش و ناخن های لاک زدش بازوی بزرگ و سیاه سینا رو گرفته بود مدام باهاش میخندید و لاس ميزد من با اینکه یه بار آبم اومده بود اما با دیدن جنده بازی های مامانم باز سیخ کرده بودم با خودم گفتم ایکاش دوست دخترمو آورده بودم چون با جق زدن سیر نمیشدم مامانم سر ناهار حسابی با سینا بگو بخند میکرد منم داشتم کیف میکردم که همچین مامان جنده و خوشحالی دارم بعد از ناهار رفتیم پاساژ گردی و خرید مامانم چند جا برای سینا خرید میکرد که برام جالب بود مامانم اینقدر جنده و حشری بود که برای کیر گنده و سیاهه بکنش خرج میکرد بعدشم رفتیم پارک آبی مامانم یه مایو دوتیکه قرمز و لامبادا پوشیده بود وای مایو رفته بود لای کونش باسن بزرگ و سفیدش کامل مشخص بود از جلو هم سینه هاش مامانم عالی شده بود راه که میرفت باسن بزرگش مثل ژله میلرزید مدام هم با سینا لاس میزد و بلند میخندید که جلب توجه کنه حتی مرد های زن دار هم مامان منو داشتن با چشماشون میخوردن بعدش نزدیکای ۹ شب بود که دیگه برگشتیم هتل بازم طبق معمول همونجور که حدس میزدم تا رسیدیم هتل سینا و مامانم جلوی من از هم لب میگرفتن آخ که چقدر سینا جذاب لبای خوشگل و رژ زده مامانمو میخورد مامانم همینجور هیکل سینا رو میمالید و با شهوت تیشرتش رو در آورد با ناز و عشوه به سینا گفت بریم تو اتاق عشقم اتاق هتل ما داخلش دوتا اتاق داشت هر دو اتاق تخت های دو نفره داشتن مامانم جلو تر راه افتاد و حسابی کون بزرگش رو برای سینا تاب میداد و عشوه میومد و میخندید لمبرای کون گنده و سفیدش خیلی جذاب و شهوت انگیز بود آخ چه مامان جنده ای داشتم سینا برگشت منو نگاه کرد یه چشمک بهم زد بعد دست کشید لای کون مامانم مامانم با این حرکت سینا دوباره بلند خندید و من کیف کردم وقتی رفتن سینا در اتاق رو کامل نبست این یعنی من میتونم نگاه کنم و من عاشق این کاره بکنه مامانم بودم که اینقدر هوای منو داشت واقعا پسر خوب و همه چی تمومی بود هیکلی بدنساز پولدار و در عین حال خشن و پر جذبه واقعا خوشحال بودم مادرم همچین بکنی پیدا کردهمنتظر موندم دو سه دقیقه بگذره صدای خنده ها و ماچ موچشون همچنان میومد بعد من رفتم جلوی در در نیمه باز بود مامانم مسته مست بود هم مست مشروب سر ناهار هم مست شهوت اصلا حواسش نبود من اونجام چی میدیدیم سینا رو تخت ایستاده بود مامان تپل و سفیدم جلوش داگی شده بود و داشت خیلی جذاب و حرفه ای برای سینا ساک میزد چه کیره گنده و سیاهی مامانم تا خایه میخوردش سینا هم نعره میزد و سر مامان جندمو محکم نگه میداشت همینجور که کیرش تو دهن مامانم بود برگشت منو نگاه کرد چه نگاه سکسی و جذابی یه چشمک بهم زد و علامت لایک نشون داد و سر مامانمو با دستاش نگاه داشته بود داشت مامانمو با کیرش خفه میکرد منم شق کرده بودم که یهو مامانمو آزاد کرد مامانم دوباره با میل خودش کیر سینا رو گرفت و همچنان جذاب با اون لبای سکسی و قشنگش ساک میزد مامانم بعد چند دقیقه ساک زدن رفت زیر خایه های سینا و شروع کرد خایه های درشت و سیاه سینا خوردن همینجور که میخورد کیرشم میمالید با اون دستای تپل و سفیدش همزمان براش جق میزد و خایه میخورد که یهو سینا سر مامانمو گرفت برد سمت سوراخ کونش و مامان جندمو مجبور کرد حسابی
سوراخ کونشو لیس بزنه سینا پاهای درشت و ورزشکاری ای داشت باسنش هم برجسته و مردونه و خوش فرم بود کل بدن سینا یه تار مو هم نداشت سینه های جذاب و مردونه کلا همه چی تمام بود همونجور مامانمو انداخته بود زیر کونش و به من چشمک میزد منم کیرمو در آورده بودم و داشتم از پشت در نیمه باز جق میزدم مامانم داشت با اشتهای فراوان سوراخ کون خوشگل سینا رو میخورد دیگه سینا دید داره خیلی بهش حال میده رو تخت قمبل کرد مامانم زبون میکرد تو سوراخ کون سینا و حال میکرد سوراخ کون و خایه های درشت سینا رو از زیر تف مالی میکرد بعدش سینا بلند شد و با خشونت مامانمو انداخت رو تخت رفت کصش یکم که خورد مامانمم ناله کرد یهو لنگای درشت و سفید مامانمو با خشونت باز کرد کیرشو تا خایه فرو کرد توش مامانم جیغ کشید سینا همینجور داشت تو کص مامانم تلمبه میزد هیکل گنده و سیاهش تحریکم کرد رفتم تو اتاق میدونستم مامانم مست کص دادنه متوجه من نمیشه رفتم تو به بدن خوش فرم و درشت سینا دست کشیدم مالیدمش بعدش کونشو دیدم داره رو کص مامانم بالا پایین میشه نتونستم خودمو کنترل کنم منم مثل مامانم رفتم لای کونه سینا شروع کردم به خوردن و مکیدن سوراخ کونش انگار خوشش اومده بود نعره هاش بیشتر شد و همزمان که من سوراخ کونشو لیس میزدم تو کص مامانم ارضا شد همینجور که رو مامانم بود و ازش لب میگرفت من یواشکی از اتاق بیرون رفتم و جق زدم و برای دوم آبم اومد و واقعا لذت بردم رفتم دوش گرفتماومدم بیرون دیدم همچنان صدای ناله های مامانم میاد سینا انگار از گاییدن مامانم سیر نمیشد رفتم جلو دیدم اینبار داره مامانمو از کون میگاد مامانمو دمر کرده بود خودشم افتاده روش داشت از کون میکردش تا اینکه آبش اومد همونجا رو مامانم خوابش برد صبح از خواب بیدار شدم دیدم در اتاق سینا و مامانم کامل بازه مامانم لخت کامل و دمر خوابیده و سینا هم از پشت بغلش کرده و تازه بیدار شده و داره از پشت صورت مامانمو میبوسه مامانم برمیگرده و لبای سینا رو میخوره همدیگه رو بغل میکنن قمبل کون مامانم میاد سمت من سینا دست میندازه لای کون مامانم و از مامانم لب میگیره یکم میخندن و همو نوازش میکنن سینا میگه کصده خانوم برم بشاشم کیرمو بشورم بعدش میام دهنتو میگام مامانم با ناز و عشوه گفت فدای شاشت بشم تو دهن خودم بشاش سینا با خنده گفت به وقتش جنده خانوم میدونم شاش منو دوست داري هر زمان حموم میریم روت میشاشم بعدش دوتایی خندیدن سینا از اتاق اومد بیرون تازه منو دید یه چشمک زد و رفت سمت دستشویی کیره بزرگش نیمه شق و آویزون بود وقتی رفت سمت توالت من رفتم مامانمو دید زدم دیدم دوباره نیمه خوابه دوتا سینه های گندش افتادن رو همدیگه چه صحنه سکسی و جذابی رفتم داخل اتاق از پشت نگاه کردم کون گنده و سفید مامانم مثل الماس میدرخشید عجب کونه گنده و خفنی با خودم گفتم اگه مامانم یک سال دبی بمونه کلی پول به جیب میزنه اونم با این عربای پولدار و حشری سرتا پای هیکل گوشتی و سفید مامانمو طلا میگیرن من فقط یه شورت پام بود یکم کیرمو مالیدم بعدش رفتم سمت دستشویی که دیدم سینا لخت از در دستشویی بیرون اومد کیر بزرگش هم آویزونش بود و نیمه شق با خنده بهش گفتم دیشب بدجور مامانمو گاییدیا بهم گفت آره ولی امروز صبح دیگه نمیکنمش چون ظهر رفیقم خالد سلیمان میخواد بیاد قبلا برای معامله با من ایران اومده بود عکسای مامانتو نشونش دادم عاشقش شده حالا میخواد بیاد مامانتو از نزدیک ببینه مرد تاجر و ثروتمندیه بهم گفت اینبار تو هم میتونی تو محفل ما باشی و همه چی رو ببینی اینو که گفت بغلش کردم و یه لب خفن ازش گرفتم گفتم دمت گرم سینا جون عاشقتم مامانم فدای کیرت بشه که اینقدر خوبی و به فکر اینی که من حال کنم اینا رو گفتم سینا خندید و انگار کیرش نیم خیز شد رفت سمت مامانم و کیرشو زد رو لپ صورت مامانم مامانم تا بیدار شد کیر سینا رفت تو دهنش بعدش نشست رو تخت مامانم که تازه بیدار شده بود شروع کرد برای سینا ساک زدن اینبار مامانم پشت به من قمبل کرده بود و داشت کیر سینا رو میخورد و بعد سینا پاهاشو برد بالا و سر مامانمو گرفت گذاشت زیر خایه هاش و گفت بخور جنده خانوم پاهاشو دور سر مامانم قفل کرد مامانم داشت خایه های سینا رو با ولع میخورد بعدش سینا کونشو داد هوا و سر مامانمو کرد زیر کونش مامانم با میل و اشتیاق کون سینا رو میخورد سینا هم منو نگاه کرد تو چشماش لذت و شهوت رو میدیدم بعد چند دقیقه بعد مامانمو از زیر کونش آزاد کرد اما دوباره سر مامانمو گرفت و کیرشو کرد تو دهنش پاهاشو دور گردن مامانم قفل کرد و با بی رحمی و تحقیر دهن مامانمو گایید همینجور که پاهاش دور گردن مامانم بود به خودش پیچید و تموم آبش رو تو دهن مامانم خالی کرد من زودتر دوش گرفتم وقتی برگشتم از حموم دیدم مامانم و سینا خوشحال و خندان دارن میرن سمت حموم جفتشون لخته لخت بود مامانم همینجور که میومد سمت من سینه های بزرگ و سفیدش که نوکشون صورتی بود بالا پایین میشد دیگه کامل حیا رو جلو من کنار گذاشته بود بهش سلام گفتم با خنده جوابمو داد و ماچم کرد دوتایی با سینا رفتن تو حموم سینا در حموم رو کامل نبست تا من همه چی رو ببینم زیر دوش مشغول عشق بازی بودن و مدام از هم لب میگرفتن مامان جنده و حشریم یه بار دیگه باعث شده بود کیر سینا راست بشه سینه هم سر مامانمو برد پایین مامانمو نشوند رو کف حموم بعدش مامانمو مجبور کرد پاهاشو ببوسه مامانم هم پاهای سینا رو بوس میکرد اونم با اشتیاق مثل یه برده جنده سینا کیرش سیخ سیخ بود که یه پا دیگشو گذاشت رو سر مامانم و حسابی تحقیرش کرد مامانم باسنش اومد سمت در حموم حسابی قمبلش سمت من بود و داشت پای بکنش رو میخورد باسن بزرگ و سفید مامانم هر لپش اندازه یه هندوونه بود سفید بدون یه لک یا مو سینا هم خیلی آروم به کون گنده و سفید مامانم لگد میزد کون مامانم مثل ژله میلرزید و تحقیرش میکرد میگفت جنده تو جنده منی کصده خانوم کیرش سیخه سیخ شده بود کلفت و ستبر مامانم گفت با شهوت و صدای زنشونش گفت آره من جندم من کصدم من جندتم عشقم بعدش سینا موهای مامانمو گرفت کیرشو تا خایه تپوند تو دهنش و شروع کرد به گاییدن دهنش بعد حدود ۷ ۸ دقیقه بعد آبش رو تو دهن مامانم خالی کرد موهاشو گرفته بود و محکم و با نعره های بلند خودشو تو دهن مامانم خالی کرد بعدش کیرشو بیرون آورد کیرش نیمه شق بود مامانم حسابی با دهن و لبای قشنگش کیر سینا رو تمیز میکرد که سینا گفت جنده خانوم شاش دارم بعدش شاشید رو مامانم مامانم یکم از شاشش رو میخورد و بقیه رو تف میکرد بیرون معلومه سینا آب زیاد خورده بود چون شاشش سفید بود و بی رنگ چقدرم زیاد باد مامانم حسابی شاش سینا رو به خودش مالید و دوباره دوش گرفتن بعد صرف صبحانه تصمیم گرفتیم تا غروب بیرون باشیم سینا یه ماشین لاکچری اجاره کرده بود مامان من جلو نشسته بود یه دامن کوتاه با کراپ پوشیده بود پاهای سکسی و درشتش رو روی داشبورد گذاشته بود ناخن های لاک زده ساق پای درشت و سفید همه چی تموم سینا رانندگی میکرد و مامانمم تو ماشین مثل جنده ها میرقصید و سینه هاش رو میلرزوند خیلی خوشحال بودم که مامانم اینقدر شاداب و خوشحاله و داره کیف میکنه یه جورایی انگار ماه عسلش با بکن کیر کلفتش بود و لطف کرده بود و منم با خودش آورده بود بعد کلی تفریح و گردش رفتیم یه رستوران شیک واسه ناهار مامانم هر قدمی که بر میداشت همه رونای بزرگ و سفیدش رو نگاه میکردن وای چقدر جذاب بود مامانم نشست رو صندلی بعد صرف ناهار مفصل یه کنسرت عربی گذاشتن مامانم برگشت رو به خواننده که رونای درشت و سفیدش رو انداخت رو هم سینا هم حسابی بغلش کرده بود مامانمم موهاشو به بالا بسته بود یه آرایش غلیظ هم مثل همیشه کرده بود دامنش به حدی بالا رفته بود که یکی از روناش کامل بیرون افتاده بود و خیلی سکسی و با کلاس پاهاش رو روی هم گذاشته بود و قمبل سفید و بزرگ کونش پیدا بود حتی رنگ شورتش هم که مشکی و لامبادا بود مشخص بود بعدش که همه اومدن وسط رقصیدن مامان من و سینا هم حسابی رقصیدن بعدش آهنگ ایرانی شد مامانم با آهنگ کی بهتر از تو عارف با سینا رقصید سینا مدام مامانمو بغل میکرد و ماچش میکرد مامانم مست شهوت بود تو بغل سینا و چون از صبح کیر تو کصش نرفته بود مشخص بود حسابی حشری شده مامانم با آهنگ های شاد و ساسی مانکن هم حسابی رقصید موقع رقص سینه هاش رو برای سینا میلرزوند وای همه داشتن نگاه میکردن چه مامان جنده ای اینقدر رقصید که حتی نوک یکی از سینه هاش بیرون افتاده بود چون با نهار یه پیک مشروب خورده بود مست مست بود و اصلا حالیش نبود نوک صورتی یکی از سینه های بزرگ و سفیدش بیرونه و فقط مثل جنده ها میرقصید بلاخره تصمیم گرفتیم برگردیم چون خالد سلیمان پیام داده بود به سینا که تا یکی دو ساعت دیگه میام بساط مشروب و مزه رو آماده کنین ما هم رفتیم سمت هتل مامانم یه بار دیگه دوش گرفت و آرایشش رو پر رنگ تر کرد سینا بهش گفت یه شورت لامبادای توری بپوش با یه کراپ مشکی بدون سوتین وای چی میدیدم سینه های خربزه ای مامانم کامل بیرون افتاده بود نشست روی مبل و پاهاش انداخت رو هم که در هتل زده شد مامانم با ذوق گفت من باز میکنم بلند شد رفت سمت در در رو باز کرد وای چی میدیدم یه آقای حدود چهل ساله قدش حدود ۱۹۰ بدنساز و هیکلی یه تیشرت تنگ مشکی پوشیده بود که یقش باز بود و یه زنجیر طلای کلفت انداخته بود بازوهاش بزرگ بود سینه هاشم ستبر سرشم کامل تیغ زده بود و یه جلوه سکسی بهش داده بود از مهم تر کامل سیاه پوست بود یه شلوارت هم پوشیده بود مامانم بهش گفت خوش اومدین خالد خان مامانمو بغل کرد و جلوی من و سینا یه لب اساسی از مامانم گرفت به به سینا از شما خیلی تعریف میکرد واقعا زیبا هستید بعدش اومد با من و سینا سلام و احوالپرسی کرد چون ایران رفت آمد میکرد فارسی بلد بود همگی نشستیم رو مبل مامانم روبروی خالد نشسته بود و رون های بزرگش رو انداخت رو همدیگه یکم با خالد و سینا در مورد کار و بیزنس صحبت کردیم که مامانم با ناز و عشوه گفت وای چقدر شما آقایون در مورد کار حرف میزین بیاین یکم مشروب بخوریم و شروع کرد برامون مشروب ریختن هر چهار تا مشروب رو خوردیم مامانم مشخص بود کم کم مشروب گرفته بودش و صورت خوشگلش گل انداخته بود خود منم کیرم داشت سیخ میشد یهو نگاه به شلوارک های سینا و خالد کردم سینا طبق معمول سیخ کرده بود و چون شورت نپوشیده بود کیرش از زیر شلوارک مشخص بود حسابی باد کرده خالد هم همینطور اونم شورت نپوشیده بود و مشخص بود کیره خیلی بزرگی داره که داشت شلوارکش رو جر میداد در حال بگو بخند بودیم که مامانم یه آهنگ عربی گذاشت و شروع کرد رقصیدن چقدرم سکسی میرقصید مدام میرفت جلوی خالد و سینه های بزرگ و سفیدش رو جلوی خالد میلرزود صورت درشت و سفید مامانم با اون آرایش غلیظ واقعا سکسی شده بود باسن بزرگش رو میکرد سمت خالد و اون رو میلرزوند که یهو خالد یه اسپنک رو کون گنده و لخت مامانم که فقط یه شورت لامبادای مشکی پوشیده بودیم زد من و سینا خندیدیم و پیکای مشروب رو زدیم به هم و بالا رفتیم خالد گفت اوف چقدر اینجا هوا گرمه و تیشرتش رو در آورد وای چه هیکلی داشت تو بازیگرای مرد پورن استار میتونم بگم هیکل davin king خیلی شبیهش بود یه مقدارم صورتش شبیه بود مامانم که دید خالد لخت شده نشست رو پاهاش خالد گفت واو بانوی ایرانی شما چقدر جذاب و سکسی میرقصید من همیشه گفتم سکسی ترین زنای دنیا خانومای ایرانی هستن شما مال کجای ایران هستین؟ مامانم با ناز و عشوه گفت گیلان رشت خالد گفت به به یه بانوی زیبا و اصیل رشتی مامان جنده و خوشگلم مشخص بود مست مسته و شروع کرد جلوی من و سینا از خالد لب گرفتن عجب لبی از مامانم میگرفت زبونش رو تو دهن خوشگل مامانم میچرخوند بعدش سرش رو آورد پایین تر شروع کرد به خوردن گردن سفید مامانم که مامانم یه آه سکسی و زنونه کشید بعد سرشو گذاشت لای سینه های بزرگ مامانم شروع کرد به بوسیدن بعدش با قدرت هرچه تمام تر کراپ مامانم رو جر داد مامانم خندید دوتا سینه هاش یهو مثل دوتا خربزه گنده بیرون افتاد نوکش هم صورتی و جذاب بود خالد شروع کرد به خوردن سینه های مامانم من و سینا هر دو مست بودیم خالد رو به سینا گفت ای جونم دوست دخترت چه سینه های بزرگی داره به به پوریا جون تو هم افتخار کن همچین مامانی داره شیوا جون دلم میخواد زن خودم بشی دیگه ایران نرو دنیا رو به پات میریزم مامانم با ناز و عشوه گفت آره زن مثل من پیدا نمیشه واسه همین سینا عاشق منه خالد همچنان داشت سینه های مامانمو میخورد بد جور داغ کرده بود همینجور رفت پایین تر شکم و بدن گوشتی و سفید مامانمو میخورد شورت مامانمو در آورد و شروع کرد به خوردن کص مامانم مامانم یه آه شهوت وار کشید عجب منظره سکسی ای شده بود کله کچل و سیاه خالد لای پای مامانم بود و داشت کصش رو میخورد و توش زبون میزد خیلی حرفه ای کص میخورد مامانم از لذت داشت به خودش میپیچید خالد نذاشت مامانم ارضا بشه یه دفعه شلوارکش رو در آورد وای چی میدیدیم یه کیره گنده دراز کلفت و سیاهه ساه حتی از کیر سینا هم بزرگ تر بود راحت ۲۵ ۲۶ سانت میشد کیرش شقه شق بود خالد به مامانم گفت چیه جنده خانوم معلومه تا حالا کیر عرب سیاه ندیدی مامانم گفت نه چه خوشگله یه دفعه موهای طلایی مامانمو گرفت کیرشو تا ته کرد تو دهن مامانم کیرش جا نمیشد مامانم با دستش بدنه کیره خالد رو گرفت و سرشو میخورد و تا جایی که میشد میکرد تو دهنش و مثل یه جنده حرفه ای ساک میزد سینا داشت از رو شلوارک کیرشو میمالید منم همینطور نمیخواستیم آبمون بیاد خالد نشست رو مبل و مامانم همچنان هیجان زده داشت کیر گنده و سیاهش رو میخورد بعدش سر مامانم رو بلند کرد و پاهای ورزشکاری و سیاه خودشو داد هوا رو سوراخ کونش زد بیرون مامانمو انداخت زیر خایه هاش مامانم دو سه دقیقه حسابی خایه خوری کرد خایه های گنده و سیاه خالد رو میخورد بعدش رفت سراغ سوراخ کون خالد و با لذت میخوردش خالد از لذت چشماش باز نمیشد بعدش رفت بالا تر خالد دست راستش رو روی سر خودش کشید که زیر بغلش پیدا شد مامانم مثل سگ زبونش آویزون بود شروع کرد به لیس زدن زیر بغلش چه صحنه های سکسی و جذابی کاش میشد فیلم بگیرم اما نمیشد خالد بلند شد پاهای مامانمو باز کرد و انداخت دور کمرش و کیرشو تا خایه تو کص مامانم فرو کرد مامانم جیغ کشید خالد همچنان وحشیانه تلمبه میزد بعدش افتاد رو مامانم چه صحنه ای یه سیاه پوست رو مامانم کل هیکل مامانم زیرش گم شده بود و داشت گاییده میشد بدن خالد هم مثل بدن من و سینا یه مو هم نداشت گوشیم رو در آوردم و بدون اینکه مامانم و خالد بفهمن از صحنه تقه زدن خالد تو کص مامانم فیلم گرفتم مامانم داشت زیر کیر خالد پاره میشد رفتم جلو و شروع کردم به بوسیدن کون خالد و خوردن سوراخ کونش حتی یکم خایه های درشت و سیاهش رو لیس زدم واقعا لذت بخش بود همینجور که مشغول خوردن کون خالد بودم که داشت نعره میزد دیدم بله خودشو تو کص مامانم خالی کرد از پشت تخماش رو دیدم همینجور داشت آب کیر رو تو کص مامانم پمپاژ میداد بعدش بلند شد مو های مامانمو گرفت مامانمو مثل یه حیوون چهار دست برد سمت حموم منو سینا هم کلی خندیدیم در حموم باز بود و همونجا شاشید رو هیکل مامانم بدبخت مامانم شده بودم بازیچه سینا و یه مرد سیاه پوست عرب حشری که عاشق خانومای ایرانی بود همینجور که خالد رو سر صورت مامانم میشاشید من و سینا یه پیک دیگه مشروب خوردیم و منتظر موندیم تا خالد و مامانم از حموم بیرون بیان مامانم و خالد همینطور لخت و لب تو لب از حموم بیرون اومدن خالد همینطور که سمت ما میومد کیرش شق و قدرتمند وایساده بود خالد نشست رو مبل و مامانم شروع کرد براش ساک زدن همینجور که داشت میخورد خالد رو به من و سینا گفت من عاشق خانومای ایرانی هستم به خصوص شمال ایران واقعا یه صفا و صمیمیت خاصی دارن سینا فهمید خالد مست مسته شلوارش رو در آورد و با کیر شق رفت سمتشون شروع کرد به خوردن کص کون مامانم بعدش خالد سر مامانمو بلند کرد انداخت سمت سینا و مامانم شروع کرد برای ساک زدن برای سینا منم داشتم لذت میبردم و گاییده شدن مامانم رو زیر دوتا مرد سیاه میدیدیم و چقدر جذاب بود مامانم نشست یه کیر سینا و کیرش تو خایه رفت تو کصش خالد گفت خب حالا نوبت گاییدن این کون تنگ و ایرانی هستش رو به من گفت میدونی پوریا جون من عاشق کون خانومای متاهل ایرانی هستم چون معمولا به شوهراشون کون نمیدن و خیلی تنگ هستن اینا رو گفت و از پشت کرد تو کون مامانم کیره خالد خیلی بزرگ و هیولا بود مامانم جیغ کشید اما خالد و سینا اینقدر حشری بودن که هیچی حالیشون نبود مامانم شده بود یه تیکه گوشت وسط دوتا مرد حشری و کیر گنده و داشت پاره میشد منم مست مست بودم و داشتم با دیدن گاییده شدن مامانم حال میکردم و جق میزدم بعدش سینا و خالد کیراشون رو بیرون آوردن و دوتایی تو پوزیشن های مختلف مامانمو میگاییدن یه جا از زیر سینا کرد تو کون مامانم خالد هم افتاده بود رو مامانم بدبخت مامانم داشت وسطشون پاره میشد دیگه رسما داشتن بهش تجاوز میکردن مامانم جیغ میزد و کمک میخواست اما من بیشتر حشری میشدم خلاصه تا نصفه های شب خالد و سینا چند دور مامانمو گاییدن و هر سری آبشون رو با نعره زدن تو کص کون تنگ مامانم خالی میکردن وقتی کارشون تموم شد با کیر های نیمه خواب افتادن رو مبل من براشون شیرموز سفارش دادم تا جون بگیرن رفتم شونه های خالد رو مالیدم گفت خالد گفت دمت گرم ممنونم من گفتم من از شما ممنونم که با گاییدن مامانم بهم حال دادین اگه ایران شمال اومدین مامانم در خدمته سینا خندید و گفت خوب دوست دختر منو به اینو اون میدیا بعدش سه تایی خندیدیم سینا و خالد بلند شدن دوتایی برن حموم اینقدر مامانمو گاییده بودن که ازش سیر بودن و کاریش نداشتن مامانم طاق باز رو تخت اتاق افتاده بود و از کص کونش آب کیر بیرون میزد دهنش نیمه باز بود و انگار خوابیده بود رفتم جلو کونمو نزدیک صورتش کردم تا منو نبینه مامانم نیمه بیهوش بود منم کیرمو کردم تو دهنش و همزمان کونمو به صورتش و دماغش میمالیدم همونجا تلمبه زدم آخ گاییدن دهن مامان جندم چه حالی میداد همونجا هم آبمو خالی کردم کلی ازم آب اومد سریع بلند شدم سینا و خالد رو دیدم خندان و بشاش از حموم بیرون اومدن رفتن تو اتاق
رابطه من با مامانم صمیمی تر شده بود با هم مشروب میخوردیم و در مورد سینا حرف میزدیم مامانم دیگه راحت شده بود و خیلی از خاطرات سکسیش با سینا رو برام تعریف میکرد و میخندیدیم منم محکم مامان تپل مپل و سفیدمو بغل میکردم ماچش میکردم میگفتم جونم مامانی سینا حق داره اینجوری عاشقت شده مامانم بعد چند روز بهم گفت میخوایم با سینا بریم دبی سینا با یه عرب ثروتمند به اسم خالد سلیمان که تاجر الماس هستش و یه طلافروشی بزرگ تو دبی داره معامله داره بهم گفت به پوریا هم بگم باهامون بیاد منم خیلی سریع قبول کردم میتونستم سکس مامانمو از نزدیک با سینا ببینیم سینا همون شب بهم زنگ زد بعد سلام و احول پرسی بهم گفت اگه زرنگ باشی میتونی خودتم مامانتو بکنی آخ این فکر هیجان زدم کرد کص کون مامان شیوای خوشگلم جووون بلاخره روز موعود فرا رسیدیم ما رسیدیم دبی مامانم تو همون فرودگاه یه کراپ بدون سوتین پوشیده بود که سینه های خربزه ای و سایز ۹۵ درشتش تا نصفه بیرون زده بود و یه لگ براق بنفش با اون باسن بزرگ و پهنش حسابی خود نمایی میکرد تو خیابون و تو پاساژ ها که میگشتیم همه کون بزرگ و جذاب مامانه منو نگاه میکردن به خصوص عربای حشری اما خب سینا با اون هیکل درشت و ورزشکاریش همراه مامان جونم کسی جرات حرف زدن نداشت مامان منم موهاشو بالای سرش بسته بود یه آرایش خوشگل و جنده وار کرده بود و حسابی جیگر شده بود بلاخره رسیدیم هتل هوا خیلی گرم بود مامانم و سینا که جلوی من راحت بودن تصمیم گرفتن برن دوش بگیرن همونجا جلوی من راحت لب همو میخوردن و قربون صدقه هم میرفتن حتی تو حموم هم صدای ماچ های آب دارشون و خنده های جنده ای مامانم میومد منم داشتم کیرمو میمالیدم که صدای جیغ مامانم در اومد فهمیدم بله مامان جونم داره طبق معمول گاییده میشه صدای نعره های مردونه سینا هم میومد فهمیدم که بکن مامانم داره ارضا میشه بعد چند دقیقه صدای ماچ موچشون دوباره بلند شد منم با خودم گفتم جووون این جنده رو حتما باید بکنم تو همین فکرا بودم که مامانمبا چهره بشاش و خندان از حموم بیرون یه حوله صورتی به خودش بسته بود که فقط تا یکم از پایین کصش رو پوشونده بود از بالا هم نوک سینه به پایین رو پوشونده بود سینه های بزرگ و سفیدش بیرون زده بود بهم با خنده و عشوه گفت تو نمیخوای دوش بگیری؟ برو با سینا جون دوش بگیر خوش میگذره اینو گفت من خیلی حشری شدم رفتم دم حموم گفتم سینا جون اجازه هست سینا هم با همون صدای کلفت و مردونش گفت بیا تو پوریا جونرفتم تو رختن لخت شدم رفتم داخل دیدم دستاشو برده بالا داره زیربغلش رو میشوره چه هیکل سیاه و خفنی داشت بدنش یه تار مو هم نداشت بازو های بزرگ شکمش تخت اما مردونه بود سینه هاش ستبر و مردونه نگاهم به کیر بزرگ و سیاهش افتاد که نیمه خواب بود رفتم منم شروع کردم به لیف کشیدن که سینا گفت مامانتو گاییدم با اینکه نزدیک ۴۳ سالشه ولی چه کص تنگی داره خوبم ساک میزنه باورت نمیشه این همه کص کون کردم هیچکدوم مثل مامانت نمیشه این حرفا داشت حشریم میکرد کیرم سیخه سیخ شده بود دیدم کیره گنده و سیاهه سینا هم داره تکون میخوره و سیخ میشه رفتم جلو کیر سینا رو گرفتم دستم و شروع کردم به مالیدن یهو سینا یه آه مردونه کشید کیرشو دستم گرفتم و یکم فشار دادم دیگه کامل راست شده بود چه رگایی داشت خوشگل و سیاه راحت ۲۳ سانت میشد تخماشم بزرگ و سیاه بود یکم بهشون دست زدم و مالیدمشون بهش گفتم چه کیر گنده و خوشگلی داری سینا جون مامانم فدای کیرت بشه کل خاندانم برای کیرت بمیرن سینا خنده های بلند و مردونه ای کرد و گفت آره مامان کصده مامانت باید برای کیر من بمیره مامانت جنده کیرمه اینا رو که گفت کیف کردم نتونستم جلوی خودم رو بگیرم همینجور که کیر گندش تو دستم بود رفتم جلو و لباشو خوردم اونم بغلم کرد دست کشید لای کونم کیرم میخورد به کیر خوشگلش تو اوج شهوت بودم به سینا گفتم بازم مامانمو بکن جلو من بکن مامانمو جنده کن مامانمو گروهی بکنین جرش بدین سینا گفت حتما مادر جنده مامانت جنده خودمه قراره با خالد سلیمان که یه سیاه پوسته عربه دوتایی مامانتو بکنیم اما مامانت نمیدونه وای این حرفا چقدر حشری کرد همینجور داشتم کیر سینا رو میمالیدم دیدم داره به خودش میپیچه فهمیدم آبش داره میاد چند تا نعره مردونه زد منم محکم تر کیرشو فشار دادم تا بیشتر حال کنه که یهو آبش پاشید بیرون چقدر زیاد و غلیظ بود سینا واقعا مرد پر قدرتی بود بعد اینکه آبش اومد جلوی من تو حموم شاشید گفت کاشکی مامانه جندت اینجا بود تا شاشمو تو دهنش میریختم آخه مامانت عاشق شاش منه بعدش دوتایی خندیدیم و سینا بیرون رفت منم خیلی حشری بودم جق زدم و آبم رو آوردم بعد از اینکه ناهار رفتیم رستوران هتل تصمیم گرفتیم بریم بیرون بگردیم تو رستوران هتل مامانم یه کراپ صورتی بدون سوتین پوشیده بود که شکم خوشگل و نافش بیرون بود از بالا هم دوتا سینه های درشت و سفیدش بیرون افتاده بود راه که میرفت سینه هاش حسابی میلرزید موهای خوشگل و طلایی شدش هم بسته بود بالای سرش دماغشم سربالا و عمل کرده بود یه آرایش غلیظ و جنده ای هم کرده بود لباشم خیلی کم تزریق کرده بود و برجسته بود یه دامن کوتاه سفید هم پوشیده بود تا بالای زانو دوتا رون گنده و سفیدش بیرون افتاده بود با هر قدمی که بر میداشت دامنش میرفت بالا و چاک کون گنده و سفیدش و شورت لامبادای مشکیش مشخص میشد بازو های مامانم سفید تپل و جذاب بود ساق پاهاش هم همینطور سفید و گوشتی مچ پای کلفتی داشت و با دستاش و ناخن های لاک زدش بازوی بزرگ و سیاه سینا رو گرفته بود مدام باهاش میخندید و لاس ميزد من با اینکه یه بار آبم اومده بود اما با دیدن جنده بازی های مامانم باز سیخ کرده بودم با خودم گفتم ایکاش دوست دخترمو آورده بودم چون با جق زدن سیر نمیشدم مامانم سر ناهار حسابی با سینا بگو بخند میکرد منم داشتم کیف میکردم که همچین مامان جنده و خوشحالی دارم بعد از ناهار رفتیم پاساژ گردی و خرید مامانم چند جا برای سینا خرید میکرد که برام جالب بود مامانم اینقدر جنده و حشری بود که برای کیر گنده و سیاهه بکنش خرج میکرد بعدشم رفتیم پارک آبی مامانم یه مایو دوتیکه قرمز و لامبادا پوشیده بود وای مایو رفته بود لای کونش باسن بزرگ و سفیدش کامل مشخص بود از جلو هم سینه هاش مامانم عالی شده بود راه که میرفت باسن بزرگش مثل ژله میلرزید مدام هم با سینا لاس میزد و بلند میخندید که جلب توجه کنه حتی مرد های زن دار هم مامان منو داشتن با چشماشون میخوردن بعدش نزدیکای ۹ شب بود که دیگه برگشتیم هتل بازم طبق معمول همونجور که حدس میزدم تا رسیدیم هتل سینا و مامانم جلوی من از هم لب میگرفتن آخ که چقدر سینا جذاب لبای خوشگل و رژ زده مامانمو میخورد مامانم همینجور هیکل سینا رو میمالید و با شهوت تیشرتش رو در آورد با ناز و عشوه به سینا گفت بریم تو اتاق عشقم اتاق هتل ما داخلش دوتا اتاق داشت هر دو اتاق تخت های دو نفره داشتن مامانم جلو تر راه افتاد و حسابی کون بزرگش رو برای سینا تاب میداد و عشوه میومد و میخندید لمبرای کون گنده و سفیدش خیلی جذاب و شهوت انگیز بود آخ چه مامان جنده ای داشتم سینا برگشت منو نگاه کرد یه چشمک بهم زد بعد دست کشید لای کون مامانم مامانم با این حرکت سینا دوباره بلند خندید و من کیف کردم وقتی رفتن سینا در اتاق رو کامل نبست این یعنی من میتونم نگاه کنم و من عاشق این کاره بکنه مامانم بودم که اینقدر هوای منو داشت واقعا پسر خوب و همه چی تمومی بود هیکلی بدنساز پولدار و در عین حال خشن و پر جذبه واقعا خوشحال بودم مادرم همچین بکنی پیدا کردهمنتظر موندم دو سه دقیقه بگذره صدای خنده ها و ماچ موچشون همچنان میومد بعد من رفتم جلوی در در نیمه باز بود مامانم مسته مست بود هم مست مشروب سر ناهار هم مست شهوت اصلا حواسش نبود من اونجام چی میدیدیم سینا رو تخت ایستاده بود مامان تپل و سفیدم جلوش داگی شده بود و داشت خیلی جذاب و حرفه ای برای سینا ساک میزد چه کیره گنده و سیاهی مامانم تا خایه میخوردش سینا هم نعره میزد و سر مامان جندمو محکم نگه میداشت همینجور که کیرش تو دهن مامانم بود برگشت منو نگاه کرد چه نگاه سکسی و جذابی یه چشمک بهم زد و علامت لایک نشون داد و سر مامانمو با دستاش نگاه داشته بود داشت مامانمو با کیرش خفه میکرد منم شق کرده بودم که یهو مامانمو آزاد کرد مامانم دوباره با میل خودش کیر سینا رو گرفت و همچنان جذاب با اون لبای سکسی و قشنگش ساک میزد مامانم بعد چند دقیقه ساک زدن رفت زیر خایه های سینا و شروع کرد خایه های درشت و سیاه سینا خوردن همینجور که میخورد کیرشم میمالید با اون دستای تپل و سفیدش همزمان براش جق میزد و خایه میخورد که یهو سینا سر مامانمو گرفت برد سمت سوراخ کونش و مامان جندمو مجبور کرد حسابی
سوراخ کونشو لیس بزنه سینا پاهای درشت و ورزشکاری ای داشت باسنش هم برجسته و مردونه و خوش فرم بود کل بدن سینا یه تار مو هم نداشت سینه های جذاب و مردونه کلا همه چی تمام بود همونجور مامانمو انداخته بود زیر کونش و به من چشمک میزد منم کیرمو در آورده بودم و داشتم از پشت در نیمه باز جق میزدم مامانم داشت با اشتهای فراوان سوراخ کون خوشگل سینا رو میخورد دیگه سینا دید داره خیلی بهش حال میده رو تخت قمبل کرد مامانم زبون میکرد تو سوراخ کون سینا و حال میکرد سوراخ کون و خایه های درشت سینا رو از زیر تف مالی میکرد بعدش سینا بلند شد و با خشونت مامانمو انداخت رو تخت رفت کصش یکم که خورد مامانمم ناله کرد یهو لنگای درشت و سفید مامانمو با خشونت باز کرد کیرشو تا خایه فرو کرد توش مامانم جیغ کشید سینا همینجور داشت تو کص مامانم تلمبه میزد هیکل گنده و سیاهش تحریکم کرد رفتم تو اتاق میدونستم مامانم مست کص دادنه متوجه من نمیشه رفتم تو به بدن خوش فرم و درشت سینا دست کشیدم مالیدمش بعدش کونشو دیدم داره رو کص مامانم بالا پایین میشه نتونستم خودمو کنترل کنم منم مثل مامانم رفتم لای کونه سینا شروع کردم به خوردن و مکیدن سوراخ کونش انگار خوشش اومده بود نعره هاش بیشتر شد و همزمان که من سوراخ کونشو لیس میزدم تو کص مامانم ارضا شد همینجور که رو مامانم بود و ازش لب میگرفت من یواشکی از اتاق بیرون رفتم و جق زدم و برای دوم آبم اومد و واقعا لذت بردم رفتم دوش گرفتماومدم بیرون دیدم همچنان صدای ناله های مامانم میاد سینا انگار از گاییدن مامانم سیر نمیشد رفتم جلو دیدم اینبار داره مامانمو از کون میگاد مامانمو دمر کرده بود خودشم افتاده روش داشت از کون میکردش تا اینکه آبش اومد همونجا رو مامانم خوابش برد صبح از خواب بیدار شدم دیدم در اتاق سینا و مامانم کامل بازه مامانم لخت کامل و دمر خوابیده و سینا هم از پشت بغلش کرده و تازه بیدار شده و داره از پشت صورت مامانمو میبوسه مامانم برمیگرده و لبای سینا رو میخوره همدیگه رو بغل میکنن قمبل کون مامانم میاد سمت من سینا دست میندازه لای کون مامانم و از مامانم لب میگیره یکم میخندن و همو نوازش میکنن سینا میگه کصده خانوم برم بشاشم کیرمو بشورم بعدش میام دهنتو میگام مامانم با ناز و عشوه گفت فدای شاشت بشم تو دهن خودم بشاش سینا با خنده گفت به وقتش جنده خانوم میدونم شاش منو دوست داري هر زمان حموم میریم روت میشاشم بعدش دوتایی خندیدن سینا از اتاق اومد بیرون تازه منو دید یه چشمک زد و رفت سمت دستشویی کیره بزرگش نیمه شق و آویزون بود وقتی رفت سمت توالت من رفتم مامانمو دید زدم دیدم دوباره نیمه خوابه دوتا سینه های گندش افتادن رو همدیگه چه صحنه سکسی و جذابی رفتم داخل اتاق از پشت نگاه کردم کون گنده و سفید مامانم مثل الماس میدرخشید عجب کونه گنده و خفنی با خودم گفتم اگه مامانم یک سال دبی بمونه کلی پول به جیب میزنه اونم با این عربای پولدار و حشری سرتا پای هیکل گوشتی و سفید مامانمو طلا میگیرن من فقط یه شورت پام بود یکم کیرمو مالیدم بعدش رفتم سمت دستشویی که دیدم سینا لخت از در دستشویی بیرون اومد کیر بزرگش هم آویزونش بود و نیمه شق با خنده بهش گفتم دیشب بدجور مامانمو گاییدیا بهم گفت آره ولی امروز صبح دیگه نمیکنمش چون ظهر رفیقم خالد سلیمان میخواد بیاد قبلا برای معامله با من ایران اومده بود عکسای مامانتو نشونش دادم عاشقش شده حالا میخواد بیاد مامانتو از نزدیک ببینه مرد تاجر و ثروتمندیه بهم گفت اینبار تو هم میتونی تو محفل ما باشی و همه چی رو ببینی اینو که گفت بغلش کردم و یه لب خفن ازش گرفتم گفتم دمت گرم سینا جون عاشقتم مامانم فدای کیرت بشه که اینقدر خوبی و به فکر اینی که من حال کنم اینا رو گفتم سینا خندید و انگار کیرش نیم خیز شد رفت سمت مامانم و کیرشو زد رو لپ صورت مامانم مامانم تا بیدار شد کیر سینا رفت تو دهنش بعدش نشست رو تخت مامانم که تازه بیدار شده بود شروع کرد برای سینا ساک زدن اینبار مامانم پشت به من قمبل کرده بود و داشت کیر سینا رو میخورد و بعد سینا پاهاشو برد بالا و سر مامانمو گرفت گذاشت زیر خایه هاش و گفت بخور جنده خانوم پاهاشو دور سر مامانم قفل کرد مامانم داشت خایه های سینا رو با ولع میخورد بعدش سینا کونشو داد هوا و سر مامانمو کرد زیر کونش مامانم با میل و اشتیاق کون سینا رو میخورد سینا هم منو نگاه کرد تو چشماش لذت و شهوت رو میدیدم بعد چند دقیقه بعد مامانمو از زیر کونش آزاد کرد اما دوباره سر مامانمو گرفت و کیرشو کرد تو دهنش پاهاشو دور گردن مامانم قفل کرد و با بی رحمی و تحقیر دهن مامانمو گایید همینجور که پاهاش دور گردن مامانم بود به خودش پیچید و تموم آبش رو تو دهن مامانم خالی کرد من زودتر دوش گرفتم وقتی برگشتم از حموم دیدم مامانم و سینا خوشحال و خندان دارن میرن سمت حموم جفتشون لخته لخت بود مامانم همینجور که میومد سمت من سینه های بزرگ و سفیدش که نوکشون صورتی بود بالا پایین میشد دیگه کامل حیا رو جلو من کنار گذاشته بود بهش سلام گفتم با خنده جوابمو داد و ماچم کرد دوتایی با سینا رفتن تو حموم سینا در حموم رو کامل نبست تا من همه چی رو ببینم زیر دوش مشغول عشق بازی بودن و مدام از هم لب میگرفتن مامان جنده و حشریم یه بار دیگه باعث شده بود کیر سینا راست بشه سینه هم سر مامانمو برد پایین مامانمو نشوند رو کف حموم بعدش مامانمو مجبور کرد پاهاشو ببوسه مامانم هم پاهای سینا رو بوس میکرد اونم با اشتیاق مثل یه برده جنده سینا کیرش سیخ سیخ بود که یه پا دیگشو گذاشت رو سر مامانم و حسابی تحقیرش کرد مامانم باسنش اومد سمت در حموم حسابی قمبلش سمت من بود و داشت پای بکنش رو میخورد باسن بزرگ و سفید مامانم هر لپش اندازه یه هندوونه بود سفید بدون یه لک یا مو سینا هم خیلی آروم به کون گنده و سفید مامانم لگد میزد کون مامانم مثل ژله میلرزید و تحقیرش میکرد میگفت جنده تو جنده منی کصده خانوم کیرش سیخه سیخ شده بود کلفت و ستبر مامانم گفت با شهوت و صدای زنشونش گفت آره من جندم من کصدم من جندتم عشقم بعدش سینا موهای مامانمو گرفت کیرشو تا خایه تپوند تو دهنش و شروع کرد به گاییدن دهنش بعد حدود ۷ ۸ دقیقه بعد آبش رو تو دهن مامانم خالی کرد موهاشو گرفته بود و محکم و با نعره های بلند خودشو تو دهن مامانم خالی کرد بعدش کیرشو بیرون آورد کیرش نیمه شق بود مامانم حسابی با دهن و لبای قشنگش کیر سینا رو تمیز میکرد که سینا گفت جنده خانوم شاش دارم بعدش شاشید رو مامانم مامانم یکم از شاشش رو میخورد و بقیه رو تف میکرد بیرون معلومه سینا آب زیاد خورده بود چون شاشش سفید بود و بی رنگ چقدرم زیاد باد مامانم حسابی شاش سینا رو به خودش مالید و دوباره دوش گرفتن بعد صرف صبحانه تصمیم گرفتیم تا غروب بیرون باشیم سینا یه ماشین لاکچری اجاره کرده بود مامان من جلو نشسته بود یه دامن کوتاه با کراپ پوشیده بود پاهای سکسی و درشتش رو روی داشبورد گذاشته بود ناخن های لاک زده ساق پای درشت و سفید همه چی تموم سینا رانندگی میکرد و مامانمم تو ماشین مثل جنده ها میرقصید و سینه هاش رو میلرزوند خیلی خوشحال بودم که مامانم اینقدر شاداب و خوشحاله و داره کیف میکنه یه جورایی انگار ماه عسلش با بکن کیر کلفتش بود و لطف کرده بود و منم با خودش آورده بود بعد کلی تفریح و گردش رفتیم یه رستوران شیک واسه ناهار مامانم هر قدمی که بر میداشت همه رونای بزرگ و سفیدش رو نگاه میکردن وای چقدر جذاب بود مامانم نشست رو صندلی بعد صرف ناهار مفصل یه کنسرت عربی گذاشتن مامانم برگشت رو به خواننده که رونای درشت و سفیدش رو انداخت رو هم سینا هم حسابی بغلش کرده بود مامانمم موهاشو به بالا بسته بود یه آرایش غلیظ هم مثل همیشه کرده بود دامنش به حدی بالا رفته بود که یکی از روناش کامل بیرون افتاده بود و خیلی سکسی و با کلاس پاهاش رو روی هم گذاشته بود و قمبل سفید و بزرگ کونش پیدا بود حتی رنگ شورتش هم که مشکی و لامبادا بود مشخص بود بعدش که همه اومدن وسط رقصیدن مامان من و سینا هم حسابی رقصیدن بعدش آهنگ ایرانی شد مامانم با آهنگ کی بهتر از تو عارف با سینا رقصید سینا مدام مامانمو بغل میکرد و ماچش میکرد مامانم مست شهوت بود تو بغل سینا و چون از صبح کیر تو کصش نرفته بود مشخص بود حسابی حشری شده مامانم با آهنگ های شاد و ساسی مانکن هم حسابی رقصید موقع رقص سینه هاش رو برای سینا میلرزوند وای همه داشتن نگاه میکردن چه مامان جنده ای اینقدر رقصید که حتی نوک یکی از سینه هاش بیرون افتاده بود چون با نهار یه پیک مشروب خورده بود مست مست بود و اصلا حالیش نبود نوک صورتی یکی از سینه های بزرگ و سفیدش بیرونه و فقط مثل جنده ها میرقصید بلاخره تصمیم گرفتیم برگردیم چون خالد سلیمان پیام داده بود به سینا که تا یکی دو ساعت دیگه میام بساط مشروب و مزه رو آماده کنین ما هم رفتیم سمت هتل مامانم یه بار دیگه دوش گرفت و آرایشش رو پر رنگ تر کرد سینا بهش گفت یه شورت لامبادای توری بپوش با یه کراپ مشکی بدون سوتین وای چی میدیدم سینه های خربزه ای مامانم کامل بیرون افتاده بود نشست روی مبل و پاهاش انداخت رو هم که در هتل زده شد مامانم با ذوق گفت من باز میکنم بلند شد رفت سمت در در رو باز کرد وای چی میدیدم یه آقای حدود چهل ساله قدش حدود ۱۹۰ بدنساز و هیکلی یه تیشرت تنگ مشکی پوشیده بود که یقش باز بود و یه زنجیر طلای کلفت انداخته بود بازوهاش بزرگ بود سینه هاشم ستبر سرشم کامل تیغ زده بود و یه جلوه سکسی بهش داده بود از مهم تر کامل سیاه پوست بود یه شلوارت هم پوشیده بود مامانم بهش گفت خوش اومدین خالد خان مامانمو بغل کرد و جلوی من و سینا یه لب اساسی از مامانم گرفت به به سینا از شما خیلی تعریف میکرد واقعا زیبا هستید بعدش اومد با من و سینا سلام و احوالپرسی کرد چون ایران رفت آمد میکرد فارسی بلد بود همگی نشستیم رو مبل مامانم روبروی خالد نشسته بود و رون های بزرگش رو انداخت رو همدیگه یکم با خالد و سینا در مورد کار و بیزنس صحبت کردیم که مامانم با ناز و عشوه گفت وای چقدر شما آقایون در مورد کار حرف میزین بیاین یکم مشروب بخوریم و شروع کرد برامون مشروب ریختن هر چهار تا مشروب رو خوردیم مامانم مشخص بود کم کم مشروب گرفته بودش و صورت خوشگلش گل انداخته بود خود منم کیرم داشت سیخ میشد یهو نگاه به شلوارک های سینا و خالد کردم سینا طبق معمول سیخ کرده بود و چون شورت نپوشیده بود کیرش از زیر شلوارک مشخص بود حسابی باد کرده خالد هم همینطور اونم شورت نپوشیده بود و مشخص بود کیره خیلی بزرگی داره که داشت شلوارکش رو جر میداد در حال بگو بخند بودیم که مامانم یه آهنگ عربی گذاشت و شروع کرد رقصیدن چقدرم سکسی میرقصید مدام میرفت جلوی خالد و سینه های بزرگ و سفیدش رو جلوی خالد میلرزود صورت درشت و سفید مامانم با اون آرایش غلیظ واقعا سکسی شده بود باسن بزرگش رو میکرد سمت خالد و اون رو میلرزوند که یهو خالد یه اسپنک رو کون گنده و لخت مامانم که فقط یه شورت لامبادای مشکی پوشیده بودیم زد من و سینا خندیدیم و پیکای مشروب رو زدیم به هم و بالا رفتیم خالد گفت اوف چقدر اینجا هوا گرمه و تیشرتش رو در آورد وای چه هیکلی داشت تو بازیگرای مرد پورن استار میتونم بگم هیکل davin king خیلی شبیهش بود یه مقدارم صورتش شبیه بود مامانم که دید خالد لخت شده نشست رو پاهاش خالد گفت واو بانوی ایرانی شما چقدر جذاب و سکسی میرقصید من همیشه گفتم سکسی ترین زنای دنیا خانومای ایرانی هستن شما مال کجای ایران هستین؟ مامانم با ناز و عشوه گفت گیلان رشت خالد گفت به به یه بانوی زیبا و اصیل رشتی مامان جنده و خوشگلم مشخص بود مست مسته و شروع کرد جلوی من و سینا از خالد لب گرفتن عجب لبی از مامانم میگرفت زبونش رو تو دهن خوشگل مامانم میچرخوند بعدش سرش رو آورد پایین تر شروع کرد به خوردن گردن سفید مامانم که مامانم یه آه سکسی و زنونه کشید بعد سرشو گذاشت لای سینه های بزرگ مامانم شروع کرد به بوسیدن بعدش با قدرت هرچه تمام تر کراپ مامانم رو جر داد مامانم خندید دوتا سینه هاش یهو مثل دوتا خربزه گنده بیرون افتاد نوکش هم صورتی و جذاب بود خالد شروع کرد به خوردن سینه های مامانم من و سینا هر دو مست بودیم خالد رو به سینا گفت ای جونم دوست دخترت چه سینه های بزرگی داره به به پوریا جون تو هم افتخار کن همچین مامانی داره شیوا جون دلم میخواد زن خودم بشی دیگه ایران نرو دنیا رو به پات میریزم مامانم با ناز و عشوه گفت آره زن مثل من پیدا نمیشه واسه همین سینا عاشق منه خالد همچنان داشت سینه های مامانمو میخورد بد جور داغ کرده بود همینجور رفت پایین تر شکم و بدن گوشتی و سفید مامانمو میخورد شورت مامانمو در آورد و شروع کرد به خوردن کص مامانم مامانم یه آه شهوت وار کشید عجب منظره سکسی ای شده بود کله کچل و سیاه خالد لای پای مامانم بود و داشت کصش رو میخورد و توش زبون میزد خیلی حرفه ای کص میخورد مامانم از لذت داشت به خودش میپیچید خالد نذاشت مامانم ارضا بشه یه دفعه شلوارکش رو در آورد وای چی میدیدیم یه کیره گنده دراز کلفت و سیاهه ساه حتی از کیر سینا هم بزرگ تر بود راحت ۲۵ ۲۶ سانت میشد کیرش شقه شق بود خالد به مامانم گفت چیه جنده خانوم معلومه تا حالا کیر عرب سیاه ندیدی مامانم گفت نه چه خوشگله یه دفعه موهای طلایی مامانمو گرفت کیرشو تا ته کرد تو دهن مامانم کیرش جا نمیشد مامانم با دستش بدنه کیره خالد رو گرفت و سرشو میخورد و تا جایی که میشد میکرد تو دهنش و مثل یه جنده حرفه ای ساک میزد سینا داشت از رو شلوارک کیرشو میمالید منم همینطور نمیخواستیم آبمون بیاد خالد نشست رو مبل و مامانم همچنان هیجان زده داشت کیر گنده و سیاهش رو میخورد بعدش سر مامانم رو بلند کرد و پاهای ورزشکاری و سیاه خودشو داد هوا رو سوراخ کونش زد بیرون مامانمو انداخت زیر خایه هاش مامانم دو سه دقیقه حسابی خایه خوری کرد خایه های گنده و سیاه خالد رو میخورد بعدش رفت سراغ سوراخ کون خالد و با لذت میخوردش خالد از لذت چشماش باز نمیشد بعدش رفت بالا تر خالد دست راستش رو روی سر خودش کشید که زیر بغلش پیدا شد مامانم مثل سگ زبونش آویزون بود شروع کرد به لیس زدن زیر بغلش چه صحنه های سکسی و جذابی کاش میشد فیلم بگیرم اما نمیشد خالد بلند شد پاهای مامانمو باز کرد و انداخت دور کمرش و کیرشو تا خایه تو کص مامانم فرو کرد مامانم جیغ کشید خالد همچنان وحشیانه تلمبه میزد بعدش افتاد رو مامانم چه صحنه ای یه سیاه پوست رو مامانم کل هیکل مامانم زیرش گم شده بود و داشت گاییده میشد بدن خالد هم مثل بدن من و سینا یه مو هم نداشت گوشیم رو در آوردم و بدون اینکه مامانم و خالد بفهمن از صحنه تقه زدن خالد تو کص مامانم فیلم گرفتم مامانم داشت زیر کیر خالد پاره میشد رفتم جلو و شروع کردم به بوسیدن کون خالد و خوردن سوراخ کونش حتی یکم خایه های درشت و سیاهش رو لیس زدم واقعا لذت بخش بود همینجور که مشغول خوردن کون خالد بودم که داشت نعره میزد دیدم بله خودشو تو کص مامانم خالی کرد از پشت تخماش رو دیدم همینجور داشت آب کیر رو تو کص مامانم پمپاژ میداد بعدش بلند شد مو های مامانمو گرفت مامانمو مثل یه حیوون چهار دست برد سمت حموم منو سینا هم کلی خندیدیم در حموم باز بود و همونجا شاشید رو هیکل مامانم بدبخت مامانم شده بودم بازیچه سینا و یه مرد سیاه پوست عرب حشری که عاشق خانومای ایرانی بود همینجور که خالد رو سر صورت مامانم میشاشید من و سینا یه پیک دیگه مشروب خوردیم و منتظر موندیم تا خالد و مامانم از حموم بیرون بیان مامانم و خالد همینطور لخت و لب تو لب از حموم بیرون اومدن خالد همینطور که سمت ما میومد کیرش شق و قدرتمند وایساده بود خالد نشست رو مبل و مامانم شروع کرد براش ساک زدن همینجور که داشت میخورد خالد رو به من و سینا گفت من عاشق خانومای ایرانی هستم به خصوص شمال ایران واقعا یه صفا و صمیمیت خاصی دارن سینا فهمید خالد مست مسته شلوارش رو در آورد و با کیر شق رفت سمتشون شروع کرد به خوردن کص کون مامانم بعدش خالد سر مامانمو بلند کرد انداخت سمت سینا و مامانم شروع کرد برای ساک زدن برای سینا منم داشتم لذت میبردم و گاییده شدن مامانم رو زیر دوتا مرد سیاه میدیدیم و چقدر جذاب بود مامانم نشست یه کیر سینا و کیرش تو خایه رفت تو کصش خالد گفت خب حالا نوبت گاییدن این کون تنگ و ایرانی هستش رو به من گفت میدونی پوریا جون من عاشق کون خانومای متاهل ایرانی هستم چون معمولا به شوهراشون کون نمیدن و خیلی تنگ هستن اینا رو گفت و از پشت کرد تو کون مامانم کیره خالد خیلی بزرگ و هیولا بود مامانم جیغ کشید اما خالد و سینا اینقدر حشری بودن که هیچی حالیشون نبود مامانم شده بود یه تیکه گوشت وسط دوتا مرد حشری و کیر گنده و داشت پاره میشد منم مست مست بودم و داشتم با دیدن گاییده شدن مامانم حال میکردم و جق میزدم بعدش سینا و خالد کیراشون رو بیرون آوردن و دوتایی تو پوزیشن های مختلف مامانمو میگاییدن یه جا از زیر سینا کرد تو کون مامانم خالد هم افتاده بود رو مامانم بدبخت مامانم داشت وسطشون پاره میشد دیگه رسما داشتن بهش تجاوز میکردن مامانم جیغ میزد و کمک میخواست اما من بیشتر حشری میشدم خلاصه تا نصفه های شب خالد و سینا چند دور مامانمو گاییدن و هر سری آبشون رو با نعره زدن تو کص کون تنگ مامانم خالی میکردن وقتی کارشون تموم شد با کیر های نیمه خواب افتادن رو مبل من براشون شیرموز سفارش دادم تا جون بگیرن رفتم شونه های خالد رو مالیدم گفت خالد گفت دمت گرم ممنونم من گفتم من از شما ممنونم که با گاییدن مامانم بهم حال دادین اگه ایران شمال اومدین مامانم در خدمته سینا خندید و گفت خوب دوست دختر منو به اینو اون میدیا بعدش سه تایی خندیدیم سینا و خالد بلند شدن دوتایی برن حموم اینقدر مامانمو گاییده بودن که ازش سیر بودن و کاریش نداشتن مامانم طاق باز رو تخت اتاق افتاده بود و از کص کونش آب کیر بیرون میزد دهنش نیمه باز بود و انگار خوابیده بود رفتم جلو کونمو نزدیک صورتش کردم تا منو نبینه مامانم نیمه بیهوش بود منم کیرمو کردم تو دهنش و همزمان کونمو به صورتش و دماغش میمالیدم همونجا تلمبه زدم آخ گاییدن دهن مامان جندم چه حالی میداد همونجا هم آبمو خالی کردم کلی ازم آب اومد سریع بلند شدم سینا و خالد رو دیدم خندان و بشاش از حموم بیرون اومدن رفتن تو اتاق
مامانمو بلند کردن بردن تو حموم اول حسابی دوتایی رو مامانم شاشیدن بعدش هم یه دور هم اونجا گاییدنش بعدش برگشتن تو اتاق صبح ناشتا بازم دوتایی مامانمو گاییدن انگار کم کم مامانم داشت اذیت میشد اما واسه خالد و سینا اصلا مهم نبود فقط میخواستن کیراشون حال بیاد خلاصه بعد چند روز عشق حال برگشتیم ایران سینا همچنان با مامانم رابطه داره و منم از این قضیه خوشحالم لطفا حتما نظرات خودتون رو بگید ممنون میشم .
نوشته: پوریا
11 پاسخ به “مامان شیوای حشری من (۲)”
مادر تخیلتو سگ بگاد
سلام به مادر گرامی برسونچرا از کونایی که خودت دادی رو چیزی ننوشتی؟ ؟؟؟
دوستان دقت کردید هر بار که این شامپانزه داستان می نویسه طول آلت بُکُن ننه ش یک سانت بلندتر میشه !فکر کنم تا قسمت آخر داستان به سی چهل سانت برسه . واقعاً خود ارضایی چه بلاهایی که سر مغز این بچه اُبنه ای ها نمیاره .این باید اسمش اَمیرو باشه احتمالاً . نظرتون چیه دوستان وسروران گرامی ؟
فقط موندم تو کار اون جقی هایی که لایک دادن به این
انشالله مامانت یه حروم زاده دیگه مثل خودتبرات بدنیا بیاره.
قرا شد ننویسی کس کش حتما باید فحشت بدن
نخونده میگم اینو یه کونی نوشته😂😂😂
از کون خودت توی تخیلات مایه بذار نه مادر بدبختت
ای خالد مشعل تو کونتنمیخوتم اینو ولی کامنت میزارم کمتر جق بزن جاکشبعد سه سال مامانت ادم نشدهبد بابای جاکش تر از خودت جقیهتو بازار کونش نمیزارن؟
عالی
ببین خودت که مشخصه چه کونی هستی.طرف حساب من اول کسایی ان که این کستان تورو لایک کردن.۲۶ کیر بره تو ۲۶ نفر از اعضای خانوادتون