ماساژ با پايان خوش

سلام چند پيش رفتم مسافرت در انجا به يك سالن ماساژ مراجعه كردم.
پس از ديدن خانوما و مدلها براي ماساژ يك دختر ١٨ ساله ريز نقش زيبا با بدني سفيد
كه تا دست بهش ميزدم موهاي تنم سيخ ميشد را انتخاب کردم.
با مهرباني بسيار لباسهايم را دراورد وپس از شستشوي من در زير دوش
خوشكم كرد وروي ميز ماساژخوابانيد پس از ماليدن روغن و ژل لغزنده به پشت من و سينه خودش پشت من خوابيد و با ممه هاش ازباسن تا گردن من را ميماليد. اه كه چه احساسي داشتم انگار در اسمان ها بودم ،البته اين چيزها را در اينترنت ديده بودم اما اينكه الان انرا عملي ميديدم مست شده بودم.پس از چند بار مالش و بازي كردن با بيضه هاي من و التم انرا بدست گرفته و مك ميزد و بي اختييار مثل يك بچه اه و نال ميكردم.
بعد ماليدن التم و بيضه هایم ،اه روي كيرم نشست انگار وارد بهشت شده باشم ،باورم نميشد.
دخترك جوان نازك اندام روي من خودشو پاين و بالا ميكرد و يك به يك پستانهايش را در دهان من ميگذاشت اه كه چه لذتي ميبردم.او را انچنان در اغوشم فشرده بودم و گردنش را میبوسیدم که پس از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ابم اومد و من دیوانه وار اه اوخ میکردم. چند دقیقه بیحرکت در همانحال ماندیم تا من حالم جا امد و ارام برخاست مرا مجددا شستشو با شامپو داد و خشک کرد. چیزی که فقط در رویاهام و فانتزیهام داشتم عملی شد بامید اینکه شما هم به ارزوهای سکسیتون جامه عمل بپوشانید.
نوشته: manpapa

بازدید 19,930

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “ماساژ با پايان خوش”

  1. شما خیلی غلط فرمودید که پاتونو از پشکل اباد غره گوز بیرون گذاشته باشید اسکل نفهم ماساژ بدن به بدن رو که بعد از مالیدن روغن انجام میشه رو روی زمین یا تشک انجام میدن نه روی میز چون اونجوری ممکنه بیوفتین دستو پاتون بشکنه وقی رو میز دراز میکشن که فقط بخوان با دست ماساژ بدن اوشکول خان!!

  2. بیا نا به فانتزیات جامعه عمل بپوشانم ،انچنان ژل لغزنده به کیون جنابعالی بزنم و ابولیمو بدم تا ته در ماتحت مبارکت تا دفعه دیگه نگی واقعیه ،بقول شاه ایکس از دونقوز اباد سفلی پایین تاحالا گذاشتی به دونقوز اباد سفلی بالا که غلط زیادی میفرمایید بزرگوار کیون تلق تولوق،

  3. الان بیدار شدی یا بیدار بکنیمت ؟ فازت چیه ، چی میزنی جنسش بنجله از جای دیگه تهیه کن ، یه جمله هست می گه وقتی بلد نیستی گوه بخوری گوه میخوری ، گوه میخوری

  4. آه خدای من آهبسیار خرسند میباشم که آن دخترک ریز اندام بر روی تختی نیم متری آنچنان لذتی به تو عطا کرد که به دیار خود باز آیی و همانند مارکو پولو برایمان از شگفتی های دنیای فرنگ و دختران ریز اندام و ماساژ هایشان بر روی تخت بازگویی.و لیکن نمیدانم چرا اینگونه احساس میکنم که از آبادی خویش پا به بیرون ننهاده و همه ی اینهایی که فرمودی خوابی بیش نیست. آه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید