ماجرای زنم و خانم دکتر

مدتی بود که خیلی افکارم درگیر بود فقط میخواستم بدونم علت چیه که زن من که با من مدتی هاست که همبستر نمیشه. به راستی چرا زن آدم باید با شوهرش نخوابه؟ یعنی به خاطر شغلمه که یه معلم ساده هستم؟ اصلا چرا به دکتر زنان مراجعه می‌کنه و علت مراجعه چیه؟ خوب دکتر زنان هست و من رو راه نمی‌دن و نمیشه رفت و سوال کرد همه گوگل رو زیر و رو کردم ولی چیزی دستگیرم نشد خیلی دنبال یه دکتر مرد بودم که زنان و زایمان باشه اما پیدا نمی شد بالاخره یه دکتر پیدا کردم و با هزار زحمت از دکتر وقت گرفتم اونم بین مریضی‌ها مراجعه کنم زمان مراجعه رسید و من با دکتر که صحبت کردم اون گفت که راز بیمار رو نمیشه فاش کرد و پیش دکتر امانت است و ممکن نیست در این مورد به من حرف بزنه و راضی نمیشد که خانم منو معاینه کنه و علت مراجعه اون به دکتر برای مشکلش به من بگه و منم با شک و تردد ادامه زندگی میدادم آخه مگه ممکنه بدون کردن زن از وکس بیماری عفونی یا قارچ بگیره و دائم در حال مداوا باشه اونم چی همیشه در طول ماه مراجعه کنه دکتر از گفتن علت بیماری زنم به من خودداری می‌کنه. به راستی چرا دکتر نباید بیماری یه زنو به شوهرش بگه؟ ولی ما هنوز برای مداوا مراجعه نکردیم من میخواستم این معاینه در حضور من باشه و علت برای من روشن بشه ولی دکتر قبول نمی‌کرد و زیر بار نمی‌رفت .
چون ممکن بود نتونم مطلب رو تحمل یا به قول دکتر کنترل کنم خودم رو اونم هم به حس من پی برده بود و ترس از اینکه نتیجه خوبی نداشته باشه برای همین دلیل منو از ادامه و پیگیری منصرف کرد .
ولی این آخر ماجرا نیست بالاخره بعد از تبادل نظر قرار شد در جلسه ای دیگر همدیگر رو ببینیم و بابت این موضوع کمتر فکرم رو درگیر کنم .
خوب من یه فرد سن بالا با مشکل شدید ارولوژی که سکس برایم فقط یه آرزو شده است بود من با مشکلی که دارم حتی برای مدت سه دقیقه هم توانایی ادامه در سکس را ندارم و این مشکل من از چند سال قبل بطور نامحسوس شروع و نهایت تا الان ادامه پیدا کرد. به راستی چرا باید منی که به کمر سفتی شهره شهر بودم به چنین بیماری زود انزالی مبتلا شود؟
حالا دیگه دکتر بعد از این که از ماجرای من اطلاع پیدا کرد و با توجه به داروهای مصرفی من کمی بیشتر با من همراه شد ولی باز هم خیلی محتاط و با احتیاط با من همراه شد و قبول کرد که در جلسه بعد با همسرم بیایم ولی از اینکه به همسرم شک داشته باشم منو منصرف و دلایلی بر بیماری همسرم آورد و تا حدودی جهت فکری منو عوض کرد و اینکه ممکنه گاهی اوقات از طریق استفاده از دستشویی های غیر بهداشتی و دستمال کاغذی های تا مرغوب و … هم باعث بروز قارچ و عفونت میشوند و این هم دلیلی بود ولی برایم کافی نبود.
حالا مشکل دیگری بود که من چگونه همسرم رو بیارم برای مداوا پیش دکتر مرد و از طرفی چطور ممکنه راضی بشه با وجود من اندام تناسلی خودشو در معرض دید دکتر بزاره.
این هم مشکلی بود سخت من باید ظرف مدتی کوتاه همسرم رو راضی میکردم و دکتر رو به اون معرفی میکردم برای یک ماه بعد نوبت گرفتم .
توی این یک ماه باید هرطور که شده راضی میکردم که با من بیاد مطب دکتر و این کار ساده ای نبود با هر لفظی و شگردی که میشد صحبت کردم ولی نه که نه جواب میداد از یکماه هم گذشت و من هیچ پیشرفتی نداشتم. به راستی یک زن چرا باید انقدر مرغش یک دنده باشه؟ موضوع برایم سخت و سخت‌تر میشد تا اینکه یکی از روز ناگهانی به تور مسافرتی به ترکیه توجه منو جلب کرد پیشنهاد سفر به ترکیه برای چند روز با تور رو همسرم پذیرفت بعد از ورود به ترکیه گفتم که اینجا کسی مارو نمی‌شناسه و بیا بریم یه دکتر ترک تورو معاینه کنه و من شنیده‌ام که دکترهای خوبی داره با هزار زحمت بالاخره قبول کرد منم چون به چندین و چند زبان از جمله ترکی تسلط کامل هستم رو به دکتر ترک گفتم و اونم جواب مثبت داد که من و همسرم برای ویزیت برویم با هزار مشکل و بهانه از تور جدا شدم و مدت بیشتری باید می‌آمدم چون به زودی نوبت نداشتم بعد از رسیدن زمان نوبت و با هماهنگی قبلی با دکتر منم با زنم رفتم داخل مطب جای بزرگی بود با پرده ای قسمت بالا تنه زنم رو از پایین تنه با پرده جدا کرده بودم و من هم کنار زنم بودم بعد از شروع معاینه لازم شد که ترشحات کوص زنم رو برای آزمایش بگیره من با کمک دکتر یعنی من سینه ها رو میمالدم و اومدم اون طرف پرده که خانم دید نداشت و اروم آروم نقطه جی رو مالیدم تاکه خودشو خیس کنه با نگاه به دکتر و کوص زنم و کیر ورم کرده دکتر و نگاه من به کیرش وتصور اینکه این کیر بره توی این کوص شیوه داده شده مرمریداشت منو دیوانه میکرد و منم چون با محرکهای به تحریک و بلند شدن کیرم می انجامید به دکتر حالی کردم که میتونن این کوص زیبا رو به کام خودش یه حال بده با اشاره و حرکت دست به دکتر حالی کردم که بکنه توش اول شروع کرد به اینکه متوجه نمیشم و بعد با اشاره بیشتر من از شلوارش بیرون کشید کیر نسبتا تر و تمیز و درشت و کمی بلند تر از انتظار من و با مالیدن نوک کیرش به کوص زنم خانم گفت چکار میکنید فلانی اون اول فکر کرد که منم گفتم باید آب تو بیاد تا آزمایش بگیره و این تنها راهه گفت آخه زشته نمیشه من نمی‌زارم که من به دکتر اشاره کردم زود باش بکن توش اونم از خدا خواسته یواش یواش جاکرد خانمم فکر میکرد که منم گفت بس زود تمومش کن و توی حال خودش بود که من رفتم اونطرف پرده و اون تازه متوجه شد که دکتر داره کوص رو شخم میزنه من دیدم که داره خودش هم آهی می‌کنه گفتم منظور درمانه چه فرقی می‌کنه کی باشه برای راحتتر ادامه دادن آمدم طرف دکتر که داشت تلمبه میزد کمی که صبر کرد دیدم خانمم داره ادامه تلمبه رو انجام میده با عقب و جلو کردن دکتر همچنان در تلاش و منم در نگاه و کیر خوابیده من گاهی بید ار و گاهی خواب با دست با تسریع این ماجرا کمک کردم و کیر خودمم توی دستم بود که دکتر با نزدیکی ارضا کشید بیرون و من از فرصت استفاده کیر خواب و بیدار رو که مسیرش باز شده بود رو در جریان چند تا تلمبه جانانه می خواست تا این ماجرا تموم بشه و راضی شویم و این کردن رو با ادامه دادن خودم به پایان رساندم و کشیدم بیرون و ریختم روی شکم زنم که دکتر داشت پرده رو کنار میزد و نگاه خانمم به اینکه منم وارد عمل شدم با خجالت خاصی نگاه می کردم من بعد از تخلیه و دکتر بعد از برداشتن نمونه و جمع جور شدن خانمم بعد از چند دقیقه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و رفتیم داخل قسمت ویزیت کنار میز دکتر و اونم با کمک مترجمی من گفت تا سه روز دیگه و رسیدن جواب منتظر باشید بعد از خداحافظی دیگه هر کاری کردم که بیاد بریم دوباره دکتر نیامد که نیامد گفت از نگاه احتمالی دکتر خجلم ولی باید میموندیم تا نتیجه بگیریم.
روز سوم من تنها رفتم و دکتر با دیدن من تعجب که چرا مریض نیست گفتم که نتوانست بیاد اگر لازمه برم بیارمش گفت نه من خودم میام و اونجا میبینمش البته الان نهاد س بدین من بیام منم بدون اینکه به خانمم بگم آدرس هتل رو دادم و اونم راس ساعت ده شب امدپشت در بود که خانمم با لباسهای سکسی بعد از باز کردن در دکتر رو دید و سرخ و سفید شد چاره ای نبود من دکتر رو به داخل دعوت کردم بعد احوال پرسی و نوشیدن قهوه گفت شما باید چند روز دیگه هم بمانید و در ادامه با نگاه داشت زنم رو میخورد که گفتم ممکن نیست ما مخارج این سفر رو تا اینجا داریم و چند روز دیگه ماندن کار مارو سخت تر می‌کنه اونم از خدا خواسته مارو به خانه خودش که یک خانه مجردی بود دعوت کرد و این شد که کوص رو برد خونه خودش و با چندبار برخورد و نظر موافق من در تخت دونفره دکتر سه نفری خوابیدیم که زنم وسط ما دوتا بودتا صبح شده بود کردن دکتر و مالیدن من و آخر کار هم ادامه راه به عنوان کمک راننده ولی وقتیکه هردو به بغل و دکتر از پشت پای زنمو بلند میکرد و میداخت داخل کوصش و تلمبه میزد و منم با دست نقطه چوچول رو مالش میدادم لذت زیادی رو هم دکتر و هم زنم و هم من می‌بردم و اشتیاق به کردنم تحریک میشد و منو به کردن ترقیب میکرد و منم با این روش با قوای از دست داده رو بدست نیاوردم.
با تجویز دارو و درمان مشکل و تجدید قوای از دست رفته من به ایران آمدیم و اکنون هم دکتر هر بار که ایران بیاد مونده برای یک شب هم که باشه پیش ما میمونه و اون شب رو سه نفری روی تخت دونفره با هم سر میکنیم در نبودش هم این فانتزی رو با تکرار خاطره اش شیرین از هم لذت می‌بریم.
من همه این داستان غیر واقعی رو که حدود سی تا چهل درصد واقعی است و منم از کسی شنیده ام راست یا دروغ همین بود که گفتم
به شدت سعی شده که غلط املایی نداشته باشه اگر بود ببخشید

نوشته: teacher

بازدید 10,224

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

25 پاسخ به “ماجرای زنم و خانم دکتر”

  1. کوسکش این متن رو دادم مترجم گوگل ببینم چی نوشتی هنگ کرد آخرش گوشیم رو ریستارت کردم.فکر کنم دکتر کیر کرده تو مغزت اینجوری قاطی کردی

  2. اگر زنت با یک خروس ازدواج میکرد امکان نداشت که بزاره هر کی از راه رسید بکنه تو کوسش،کون گشاد شماها که نمی تونید کوس بکنید چرا ی دختر را بدبخت می کنید و باعث می شید دختر مردم جنده بشه

  3. كثافت جقي عنمغز اين چه كسشريه عاخه ادمين چرا منتشر ميكني هر اراجيفي رو؟؟؟!!!

  4. عموجون این شر ور هایی که واست تعریف کرده یه مشت چرت پرت بیش نیست. یا به قول قدیمی ها چاخان کرده .نه باور کن نه برای کسی بازگو کن.

  5. اتفاقا قشنگ بود ، و میشه ی داستان کاک اولدی که طرفبا رفتن به ی کشور دیگه و مورد معاینه و باید ترشعاتاز کوس زن مورد ازمایش قرار بگیره ، به کردن زن طرفتوسط دکتر بیانجامد و اینجوری شد که زن طرف بخاطراون حالیکه اول دکتر بهش داده دیگه زیر خواب دکتر شدهو شوهره از اینکه زنش داره توسط دکتر گاییده میشهی حس شهوت از نوع کاک اولد بهش دست بده که دیونه لذتو شهوت زنش بشه توسط دکتر یا کس دیگه 👙💄👠

  6. دو نوبت کالای یارانه ایی چی کرده با روح و روان مردمخدا رو شکر مثل اینکه دست دولت خالیه دیگه توان پرداخت نوبت سوم رو نداره

  7. داستانت که برای خودت نبود حداقل جمله بندیهات را کار میکردی ، سرگیجه گرفتم . در اخر هم ریدم تو مغز پوسیده ات 😂 😂 😂 😂

  8. به راستی و کیر خرررررررررر کسکش،به راستی که داتستان کیریتو تا سه چهار خط اول خوندم و به کیری بودنش پی بردمو دیگه ادامه ندادم،به راستی که خودتم مثل داستانت کیری هستی چلمنگ.

  9. مشخص هست که خالیبندیه محضه ،نه این که ممکن نباشه اما این خیلی بی سر و ته و غیر منطقی هست واقعا

  10. به راستی که معلمین مملکت از فرط فرسایش شغلی و نبود حقوق کافی به کصشرگویی روی آوردند.

  11. سردر دانشگاه فرهنگیان و تربیت و معلم ریدمکه انگلهایی مثل تو ازش فارغ التحصیل میشنخروس کونی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید