لاپایی لذت بخش

با سلام
داستان گیه و واقعی،خواهشا بی احترامی نکن
این داستان برمیگرده به ۶ سال پیش وقتی که ۱۴ سالم بود
نمیدونم برای چیه که هنوزه یادش میوفتم شق میکنم
مشخصات بدن من اینطوری بود؛یه پسر سفید مثل برف با کون تپل و سوراخ صورتی(هرکی باور نمیکنه بیاد عکسشو نشون بدم)
یه رفیق داشتم که هم سن بودیم،همش راجب کس و کون و کیر باهم صحبت میکردیم و جفتمون حشری.
یه روز داشتیم تو محل قدم میزدیم ساعت ۳،۴ بعدظهر بود
بازم داشتیم راجب این چیزا صحبت میکردیم که رفیقم گفت نظرت راجب ۵۰ ، ۵۰ چیه؟ منم حشری بودم قبول کردم.
گفتیم بریم تو دستشویی مسجد(اون موقع سگ پر نمیزد)
رفتیم داخل یکی از دستشویی ها و شلوارمونو تا زانو کشیدیم پایین،اون گفت اول تو بکن، رفتم پشتش یه کون لاغر و سیاه داشت،کیرمو یکم جلو عقب کردم لاش دیدم داره بهم حال نمیده
الکی گفتم بیا سریع توهم بزن بریم تا کسی نیومده.
از کیرش که بگم راحت دوبرابر من،سیاه و کلفت بود
خلاصه رفتم جلو این کیرشو گذاشت لای کون سفیدم
همینکه نوک کیرش به سوراخم خورد حشری‌تر شدم،نمیدونم چم شده بود دوست داشتم بکنه تو کونم، ولی نمیخواستم متوجه بشه که دلم کیر میخواد(چون محل کوچیک بود به یکی میگفت آبروم میرفت) منم حشری حشری شده بودم؛هیچی دیگه منم قشنگ خم شدم سوراخم زد بیرون،اونم وقتی دیدش یه جون گفت کیرشو فشار داد به سوراخم،چون هم کیرش کلفت بود هم من پلمپ بودم توش نرفت،بهم گفت یه لحظه صب کن،همونطوری در دستشویی رو باز کرد رفت دستشو مایع زد اومد،ماهم که سنی نداشتیم سکسو خوب بلد نبودیم،اومد با انگشت اشاره کونمو باز کنه دید نمیره انقدر تنگه😅 با انگشت کوچیکش یهو کرد تو کونم
منم سرپا شدم،با یه صدای آروم گفت دردت اومد🥹
گفتم آره آبتو بیار بریم، دوباره کیرشو رو سوراخم فشار میداد و جلو و عقب میکرد،من هم خودمو به عقب هل میدادم تا داغی کیرشو حس کنم🥲 خلاصه انقدر اینکارو کرد تا آبش اومد،همرو ریخت رو لپ کونم،بعد شورتمو کشید بالا گفت بریم.
خاطره‌ای بود که هروقت یادش میوفتم داغ میشم،اگه خوشتون نیومد بی احترامی نکنید🙏🏻

نوشته: یه آدم

بازدید 18,940

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “لاپایی لذت بخش”

  1. ما بی احترامی نکنیم. خداوند به خاطر مایعات دستشویی مساجد ازتون نمیگذره

  2. خوب بود واقعی بدون اینکه چیزی رو کم یا زیاد کنی چرا توهین کنند شما عزیزان هم اخطار کی هست داستان را نیاز نیست چرا که ۱اونایی که کامنت میگذارد گی بود و چندتا چرنددیگه که لایق خودشونه و فحش میدهند از حماقت خودشونه خوب توی لیبل گی رو باز نکن و نخوند. 2 کاش این خاطره را کمی افزودنی مجاز بهش اضافه میکردی یک داستان اروتیک عالی میشد.البته نه به خوبی بوی کتاب نو که واقعاً هر چند بار که بخونی باز لذت بخش است.اینجور که مشخصه دیگه ادامه ندادی به شیطونی هات ولی به نظر من خودت را لو دادی جای نوشته ای منم هنوز پلمپ بودم 😜😆

  3. تازه کیر من هم شق شد داستانت رو خوندم ای کاش اینجا بودی قشنگ حشری تر میکردم که حالت جا بیاد و هر روز بگی بیا که هوس کیرت رو کردم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید