وزن ۱۰۳
سن ۳۹
چهار شانه ی مردونه ام و میگن جذابم
فول باتم ، الان با تمایلات خاص شاید که به ظاهرم نمیخوره
همیشه دوست داشتم که یه نفر باشه هوامو داشته باشه تا اینکه یه روز که خورند بودم کسی پیام داد و اونی رو که میخواستم در ظاهر بهم داد و عشق و محبت فراوانی بهم میکرد و دقیقا منو عاشق خودش کرد و چه در ملاقات حضوری و چه در مجازی ، چنان عاشقانه برخورد میکرد که من باورم شده بود که خیلی دوستم داره
روزها و ماه ها میگذشت و ما خیلی خیلی باهم خوب بودیم و کافه رستوران ، سفر و تفریح میکردیم و تو سکس هم من فوق العاده هات و اون از من هات تر بود و هرجور که فکرش رو کنید عشق و حال میکردیم
بعد از حدود شش ماه دیدم که یهو سرد شد و کمرنگ شد و دیگه بهم توجه نمیکنه و انگار همه چیز عوض شده بود ، پیش خودم گفتم که شاید مشکلات کاری داره برای همین کمتر هستش ، ولی حس کنجکاوی زنونه ام باعث شد که هورنت رو نصب کنم و ببینم که اون دو سه ماه بوده دوباره هورنت داشته و من بیخبر از همه جا بودم
باهاش در میون گذاشتم و اونکه فهمید من هورنت دارم مثل آدم های متعصب با من دعوا کرد و با اینکه سنش از من شش سال کوچکتر بود کتکم زد و منم بخاطر حس زنانگیم که داشتم نتونستم چیزی بگم و هورنت رو از رو گوشیم پاک کرد و تهدیدم کرد که فیلم از سکسامون داره و منم ساده گفتم که چشم و سکوت کردم …
هفته ی بعد از این داستان گفت برم خونه ش ، منم رفتم و بعد از کلی میک لاو و بغل کردن ، من که خیلی خوشحال بودم که شاید همه چیز اوکی شده ، یهو دیدم یه قلاده ی خفن با زنجیر از تو و کشوی میز در آورد و منم که هنگ بودم ساکت و مظلوم نشستم و دیدم قلاده رو بست گردنم و منو با خودش کشید به طرف پذیرایی و چند تا سیلی محکم و اسپنک منو زد و میچرخوند و من گریه م گرفته بود و اشکتوو چشام جمع شده بود که چی فکر میکردم و چی شد …
خلاصه بعد از کتک و قلاده شدنم منو برد تو ی اتاق و انداختم به روی تخت .
دستامو با همه زنجیر قلاده و قفل کوچیک به بالای تخت بست و رفت بیرون از اتاق …
من هم کن هنوز هنگ و گیج بودم چیزی نمیتونستم انجام بدم و هیچ تصوری از بلاهای بعد تو سرم نیومد
حدود بیست دقیقه ای طول کشید و من همون حالت بودم و اون هم نیومده بود حتی بهم سر بزنه که زنگ آپارتمان رو زدند و انگاری پیک موتوری چیزی آورده بود من اینجور متوجه شدم (چون داخل اتاق بودم و آپارتمان هشتاد کار بیشتر نبود پس متوجه میشدم تا حدودی )
بعد از ده دقیقه اومد داخل اتاق و گفت که پاهامو بگیرم بالا و منم که طبق معمول مطیعش بودم پاهامو دادم بالا و یهو یه بات پلاگ که من ندیده بودم کرد توو کونم و گفت که همونجور بمونم و باز از اتاق رفت بیرون و بلافاصله با گوشی موبایلش که داشت فیلم میگرفت اومد داخل اتاق
و بدون هیچ حرفی کیرش رو کرد تو دهنم و تلمبه میزد و بعد از شق کامل کیرش ، شروع به فحش دادن کرد ، از فحش معمولی تا ناموسی
ممکنه باورتون نشه ولی من هنگ بودم هنوزم ، هنوز نتوانسته بودم هضم کنم داره چه اتفاقی میفته و میخواد چی بشه ، بعد از پنج دقیقه تلمبه تو حلقم آبش اومد و توی دهنم خالی کرد و فحشم داد و باز رفت بیرون از اتاق
منم همونجوری بسته شده بودم به تخت و نمیتونستم کاری کنم که بعد از ده دقیقه اومد و باز هم ساک زدن من شروع شد و دیگه داشتم لذت میبردم و بیخیال همه چیز بودم و از ساک زدن لذت میبردم و هنوز طعم آب کیر چند دقیقه قبل تو دهنم بود که دستامو باز کرد و قلاده رو کشید و منم مثل یه سگ رام بهش گوش میدادم و از این به بعد داستان خاصی منتظر من بود که در قسمت های بعد توضیح خواهم داد
نوشته: احسان
7 پاسخ به “فیس مردونه و جذابم و سن بالا ولی فول باتم”
اشتباه کردی دیگه!!اول باید دوتا واق واق هم انتهای داستان واسه بکنت میکردی بعد ادامه داستانتو میذاشتی تو قسمت های بعد.اینجوری خواننده ها بیشتر مشتاق میشدن
لابد بعد قلادت رو تحویل رفیقاش داده تا ترتیبت رو بِدَن…
قد صد و نود با صدو سه کیلو وزن تو خیال هم نمیتونم هندل کنم چه جور برده ای میتونه باشه😂😂😂
این چی بود داستان بود کسشر بود من که نفهمیدم کسی فهمید به منم توضیح بده
ای بابا،میگم بیا خودم هواتو دارم اذیتتم نمیکنم،کرمانم مثل خودت
من فول تاپم
بمیر بابا با این داستانت