فرار از دست بچه ها

پسر بزرگم (5 ساله) مشغول بازی با کامپیوتر تو اتاق من بود و پسر کوچکترم (2.5 ساله ) کارتون می دید من (30 ساله ) کتاب می خوندم
همسرم (24 ساله ) خوابیده بود رو کردم به زنم وگفتم

  • چقدر دلم می خواد
  • دو شبه از خستگی زود خوابت میبره ، زودتر از بچه ها
  • کارم زیاد شده
  • الان که نمیشه بچه ها نمی زارن
    توجهی نکردم و شروع کردم به خوردن لباش چقدر تشنه بود نفسش بند اومده بود ولی شرم داشت که بچه هاش نبینند آروم دستشو گذاشت روی کیرم وگفت:
  • بریم اون یکی اتاق
    تا رسیدیم به اتاق گفتم:
  • درو قفل کنم
  • نه بچه ها می ترسن
    خوابیدم روش کوس نرمشو زیر کیرم احساس می کردم شروع کردم به ناز کردن موهاش اون عشق اول وآخر من بود و هست
    آروم صورتمو بوس می کرد
  • بابا من رئال مادرید بشم خوبه یا پیترچک
    پسرم اولم بود که با کامپیوتر فوتبال بازی می کرد
    در حالی که صدام در نمی اومد اب دهنم و قورت دادم وگفتم
  • رئال بهتره
    کم کم کیرم داشت از درد شق پاره میشد
    یهو دیدیم پسر کوچیکه در و باز کرد
    لباسامون تنمون بود فر خوردم زمینو گفتم
    آفرین برو ببین دم در حاج آقات نمی آد
    دوید دم در بالش گذاشتیم پشت در و شلوارشو در آوردم
    دلم می خواست بخورمش
    یهو دیدیم در می خواد با زور باز کنه
    -نه بابا نیست حاج آقا
    اهمیتی به حرفش ندادیم و من از زیر پیرهنش شروع کردم به خوردن ممه هاش
    کمکم صدای گریه هاش ازپشت در اومد داداش بزرگش خبردار شد
    هردو پشت در نمی دونم فکر می کردن چیزبدی شده که جیغ زدن همه حسمون پریدزو شلوارمونو پوشیدیمو با خنده در رو باز کردیم
    دیگه بی خیال
    نزدیکای 12 یا 1 شب بود که دیدم همه خوابیدن حتی زنم کتابم و بستم وآروم بیدارش کردم
    4 یا 5روزی بود که نکرده بودمش هردو تامون می مردیم
    پیرهنشو درآوردم وشروع کردم به خوردن ممه هاش اون عاشق اینکاره
    در حالی که نفس نفس میزد دستشو کرد زیر شرتمو کیرمو گرفت
  • وای چه خبرته
    شلوارمو در آوردم میتونستم برق چشماشو ببینم
    یا روزی افتادم که تو خوابگاه دانشگاه با زیر شلواری که می گشتم بچه ها می گفتند :((بیچاره زنت))
  • خیلی وقته کیرمو نخوردی
  • نه زودباش بزار توش
  • تازه حموم کردم تمییز تمیزه بخور
  • زیاد تو این کار ماهر نیست ولی کیرم که شقتر میشد احساس می کردم چقدر دوستش دارم
    یه دقیقه نشد که به پشت خوابید وگفت بزار دارم می میرم
    خوابیدم روش کیرم گذاشتم تو کوسش آهی به آرومی کشید یه کم دیگه هل دادم تا ته رفت توش گفتم
  • بریم اون اتاق بچه ها بلند می شن
  • من که از سر جام بلند نمی شم
    کیرمو کشیدم وبوسش کردم بلندش کردم همراهم اومد اتاق
    اول به پشت خوابید گفت
  • تو رو خدا زود سیرنشی بزار من هم سیر بشم
    دستم به حالت شنا روی زمین گذاشتم وشروع کرد م به تلنمبه زدن
    آهش تندتر میشد و گفت
  • جوووون فدات بشم
    داشت ارگاسم میشد
    به حالت چهار دست وپا خوابندمش
    قبلا نمیذاشت تو این حالت کامل بزارم تو از درد زود خودشو کج می کرد
    ولی اون شب با فاصله سکسمون حساب داغ بود ددیدم چیزی نمی گه حسابی کردمش تو آینه تصویرمون رو می دیدم
    وای زنها چه جراتی دارند تو سکس مردا چه قیافه وحشت بر انگیزی دارند
    آهش کمکم داشت به ناله تبدیل می شد داشتم کمکم سیر میشدم
    به اون قولداده بودم زودتر سیر نشم
    درآوردم و دباره به پشت خوابید
    چندتا تلمبه که زدم آه بلندی کشید وچشماشو بست
    کمی بعد من هم سیر شدم احساس می کردم یک پارچ آب تو کوسش خالی کردم
    ول شدم کنارشو بوسیدمش و ازش تشکر کردیم
    برگشتیم پیش بچه ها
    اون کنار کوچلو خوابید من کنار پسر بزرگم

تو رو خدا اگه بد بود فحش ندین دیگه نمی نویسم این هم هوسم اومد

نوشته: سامان

بازدید 14,397

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

26 پاسخ به “فرار از دست بچه ها”

  1. این داستان سکسی بود یا داستان هزار و یک شب ننت؟ کوسکش، آب و تاب داستانت کجا رفت؟خداییش، چقدر جلق زدی که به این نتیجه کیری برسی؟خجالت هم خوب چیزیه

  2. بدک نبود باز هم بنویس. . . . . . . . . . .هر چند داستانی نبود که حال بده ولی بهتره کمی از زندگی و عشقتون هم میگفتی و پر وبال میدادی به داستانت. فکر کنم هر بار سکس میکنید همین برنامه باشه پس لطفا دوباره عین همین رو تکرار نکنی بنویسی اینجا!!! که میزنم تو برجکت.

  3. اي جوون_جان من اگه دوست داري من دوست دارم زنتوبكنم پس سريع پيام بزار بدجوركيرم سيخ شده

  4. Khob khob khob… Az harche bogzarim sokhane… Chi daram migam man??? Baw kos kesh kho to zan gerefti zanetam mikoni khob akhe be ma che??? Ye dastan am ke gay o maharem nist koso shere. Baw yekam dastane por mohtava bezarid. Va to aghaye nevisande: bache koochikat too koonetReal madrid too koonet.Piter chek too koonet.Toro be pashmaye fer ferie kose zanet dg nanevis.

  5. هر تخم روغن سرخ كردنيي مياد اينجا يه شعر ميگه و ميرهباشه فحش نميدم ولي تُف به غيرتت…

  6. آقا دمت گرم عالی بود . حال کردم خداییش.از اینکه میدونستم واقعیه کیف میکردم . اولین داستانی بود که اینقدر بدهنم مزه داددمت گرم عالی بود.بازهم بنویسمن دردسرهای شما رو درک میکنم.ولی سکس اینجوری وبا ترس ولرز میچسبه.ولی حواست جمع باشه بچه ها نبیننتون وگرنه تا آخر عمر یادشون میمونه.چرا یه کم براش نلیسیدی؟یا خجالت کشیدی بگی مال زنتو میلیسی ؟نترس بابا لیسیدن خیلی لذت بخشه زنا خیلی حال میکنن.یکم نازونوازشتو قبل از سکس زیادتر کن .تا اون هم همزمان با تو یا زودتر ارضا بشه .اگه ارضاش نکنی . واسه زندگیت خطر داره .از ما گفتن بود داش

  7. مهندس گل پسراولین باره که با نظرت موافق نیستمولی دوست دارم آخرین بار هم باشهآقای ادمیناگه قول بدی پرو نشی باید بگم امروز چنتا داستان خوب رو کردیترشی نخوری یه چیزی میشیحتما به عیالت بگو واست اسفند

  8. بدك نبود…ازلحاظ نگارشي بايد بگم:سعي كن بيشتر صحنه سازي كني و پرو بال بيشتري به داستانت بديحال كردم كه غلط املايي نداشتييه كم كار كني بهتر ميشيمنم فحش نميدمچون از محارم و خيانت بهتر بود

  9. آقا شيره بالاخره همه كه نظرشون مثه هم نيست؛ولي من با نظرت كاملا موافقم،فقط آدم با زنش سكس ميكنه كه نبايد همه جا جار بزنه زنمو كردم!درضمن آپولو كه هوا نكرده!

  10. گل پسر مهندس :عروسی یکی از دوستام بود داماد دم در به همه خوش آمد میگفت . منو که دید گفت فلانی ببین سالها سکس حرومی کردم کسی نبود.حالا یه امشب میخوام حلالی بکنم ببین چه غوغاییهحالا این آقا بعد هزارون داستان ،یه سکس حلال واسمون نوشته نباید تشویقش کنیم ؟با توجه به این حرفا میدونم که بهم حق میدی نوکرتم

  11. داستان نبود یه خاطره ساده بودولی قابل درکمن که زیادی حسش کردماین مدلی سکس کردن هم ضد حاله هم حالیکم بیشتر فضا سازی کن و هیجان بدهخوب بود بنویس

  12. خیلی با حال بودپیشنهاد میکنم برایخلاص شدن از دست بچهیه سر بری پیش جوفراستهمین دختره هست منوتو نشون میده:))))ادامه بده

  13. قشنگ بودواقعی بود خیلیا موقع سکس یه همچین مشکلاتی دارن(خروس بی محل)ولی خیلی خنده داره. دمت گرم خندونم کردی.سکستون هم ناقص بود!!!

  14. خوب بود…چرا بعضی عقده ای هستن الان اگه این داستان به زبونه یه زن بود که هیشکی جز تعریف نمیگفت…خاک تو سره دختر ندیده ی عقده ایتون…تازه این اقا نگفت زنمو بکنید زمنا گناه که نکرده زنشو کرده نا محرم که نیست…

  15. mm75 یعنی به نظر شما این داستان ارزش نوشتن داشت؟؟یارو یه سکس ساده با زنش سکس داشته اومده اینجا تعریف کردهبه جز اینکه موقع سکس کمی دردسر داشت نکته جالب دیگه ای نداشتما میگیم وقتی بلد نیستید پس ننویسیددر ضمن ما اجازه نقد و اظهار نظر داریم.

  16. نه من کاری ندارم قشنگ بود یا نه ولی بعضی از بچه های سایت هر داستانی که پسرا مینویسن فحش میدن هرچی دخا مینویسن تعریف میکنن.

  17. سلطان جنگل:آقا راس ميگي!كاملا حق با توه!از نويسنده پوزش ميطلبم!بنويس آقا بنويس…

  18. آهاااى اگه مردين بياين جلو نويسنده مظلوم گير اوردين ؟داستان ميگين قشنگ نبود خوب خودشم گفت بار اولشه واقعيم كه بود از خيلى ازاين توهم جقيا بهتر نبود؟ اگه قرار باشه فقط داستانايى كه از همه لحاظ خوبه گذاشته بشه اونجورى هر سه ماه يكبار بايد بيايى داستان بخونىمن غير از خودم 6 تا داداش ديگه ام دارم به اين نكته هم دقت كن …

  19. دستت درد نكنه همين كه يه داستانك متاهلي بود براخودمن تازگي داشت ,راستش تاحالا تواين سايت داستان متاهلي نديده بودم وشايدم به طورمن نخورده بود _بهرحال باتوجه به اينكه باراولت بود ميشه گفت كه دست بقلمت هم بدك نيست وبنظرميادكه باتمرين بيشتر بهتر هم خواهد شد /

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید