علی و عمه

سلام دوستان‌ میخوام یک قسمت ازخاطره شیرینمو براتون تعریف کنم خب اسم من علی هست ۲۰ سالمه و ۱۹2 قدمه و ۹6 هم وزنمه اسم عمم لیدا هست 188 قدشه و 89 هم وزنشه کمی از لیدا جون براتون بگم که دماغ عملی و گونش عمل کرده ژل اینا زده حسابی صورت خیلی خوشگل جذابی داره واقعا خیلی خوشگله از اندامش بگم که سینه ۸۵ که سینه هاشو عمل زیبای کرده قشنگ رو لباس معلومه خیلی سکسیه سینه هاش یک ران گرد خیلی گنده خوش فرم هم داره جوریه که هر دو رانش وقعی راه رفتن به هم چسبیدن با یک کون گرده خیلی گنده که کونش رو پروتز کرده تو رانش هم ژل زده یعنی هرکه این عمه مارو ببینه سریع راست میکنه که من کمی با لیدا هم شوخی دارم و بارها با شوخی کونشو لمس کردم و خیلی گنده و نرم بود که شک کرده بودم که لیدا خیلی حشری هست که داشتیم حاضر میشدیم بریم بیرون وقتی از تو اتاق امد بیرون یک ساپورت مشکی خیلی تنگ که هر رو رانش به چسبیده بود و کونش حسابی فشار میامد و بدون شرت پاش کرده بود و با یک نیم تنه که فقط نصف کمی از سینه های گنده شو پوشانده بود بدون سوتین با یک مانتو تا رو کونش تنش کرده بود وقتی عامد بیرون از اتاق خودم که دیدمش کیرم شق شق شده بود که کمی به شوخی گذاشتمش قد کونش و گفت دیگه بسه بریم گفتم لیدا هرکه اینجور ببیندت برات راست میکنه خندید گفت چه بهتر راه افتادم و رسیدم به مغازه. خیلی بزرگ و شلوغ که چند قسمت بود مغازه رفتیم داخل وقتی صاحب مغازه لیدا رو دید حسابی حشری شد و مارو برد جای خلوت مفازه که لیدا گفت شلوار جذب میخوام که صاحب مغازه به شوخی ماشاالله انقدر باسن ران گنده خوش فرمی داره که باید شلوار گشاد بپوشیم که لیدا خندید گفت ممنون چند نمونه لباس داشت نشان لیدا میداد که لیدا عمدی نزدیک مرده شد و کامل خم شد و بند شلوارش بست وقتی خم شده قشنگ کس با کونش معلوم بود وقتی چشمم افتاد به مرده دیدم کیرش کامل شده راحت ۳۰ سانت کیر داشت که رفت پشت لیدا گفت این مدل ها دارم که مرده یک فشار محکم به کون لیدا داد فکر کنم سرش رفت تو که لیدا اخ گفت رفت کنار مرده دیگه میدونست چه دافی گیرش امده رفتیم تو اتاق کوچکی یک لباس پرو داشت رفت لباس عوض کنه دیدم مرده زیپ شلوارو باز کرد وقتی کیرش اورد بیرون گفت ۳۵ سانته و دیدمش گفتم مگه اینجور کیری داریم خندید لیدا گفت علی بیا شلوار از پام در بیار مرده بجا من رفت وقتی درو باز کرد دید لیدا بالا تنش کامل لخته و فقط ساپورت پاشه و لیدا وقتی کیره مرده دید خشکش زد گفت این دیگه چیه مال خره مرده گفت ببخشید تو شلوار اذیتم کرد درش آوردم و بعد لیدا پشت کرد مرده وقتی شلوار لیدا دراورد لیدا گفت نکنی توش من تحمل اینو ندارم مرده کمر لیدا گرفت و تا ته کرد تو کسش لیدا جیغی بلند کشید و لیدا رو رو شکم خوابید وقتی لیدا بدنش‌ میرزید میگفت بسه دیگه تازه عمل کردم ترکیدم کسم پاره شد مرده کیرش دراورد و لیدا بلند شد و دست رو کسش گرفته بود داشت گریه میکرد بعد گفت بهت قول میدم اینبار درد نکنی و به زور عمم دراز کشید و اینبار از عقب کرد و گذاشت درش گفت تو رو خدا نکنی اونجا نمیتوانم مرده خندید تا ته کردش تو کونش و لیدا فقط دست پا میزد گریه میکرد میگفت علی دارم میمیرم بیا نجاتم بده…

خلاصه اون روز گذشت .منم وضعیت مالیم تعریف از خود نباشه خیلی توپه و بابام هیچی برام کم نذاشته و لیسانس دارم از خونه بگیر تا ماشین و…سه تا عمه دارم 2 تای اولی ازدواج کردن و یکیشون 3 تا بچه داره، اون یکی که من روش زوم کردم به نام عمه مهسا، 29 سالشه مجرد و خیلی ساله که باشگاه میره و بدن خیلی روی فرمی داره من هروقت میدیدمش مات اون بدنش میشدم و سینه گرد و نسبتا بزرگ و باسن تو پر، همچنین پاهاش تو پر و کمر باریکش و مو های بلندش و چهره ی تو دل برو، ساعت 11 صبح بود که بهم زنگ زد گفت : یه لیست خرید برات میفرستم بگیر برام بیار، منم از خدا خواسته ماشین رو آتیش کردم و رفتم سمت مغازه و چیزایی که می‌خواست خریدم و رفتم در خونه زنگ و زدم،تا دیدمش قند تو دلم آب شد یه آرایش لایت و یه ست لباس راحت تو خونه ایی، سلام و احوال پرسی کردیم خرید هارو دادم بهشو رفتم نشستم…یه شیرینی و شربت واسم آورد و اومد کنارم گفت : چه خبر گفتم، گفتم سلامتی خبر نیست گفت اوضاع چطوره گفتم شُکر خوبه… ( من تا حالا چیزی ازش ندیدم که دوست پسری داشته باشه) بعد از چند دقیقه گفت بمون من برم باشگاه و بیام و گفتم باشه وسایلش برداشت لباس هم پوشید و رفت نزدیکای ساعت 1 اومد ناهار هم خرید باهم خوردیم و گفتم ممنون عمه… بعد سرو ناهار گفت حمید یکم دمبل سنگین زدم بازو هامو ماساژ میدی گفتم آره دراز کشید روی فرش و از روی شلوار نازکش شورت سفید طوری اش رو دیدم یهو راست کردم…شروع کردم به ماساژ دادن بازوش بعد از چند دقیقه کم کم داشت خوابش می‌برد، رفتم سمت کمرش و یهو گفت کمرم رو از زیر لباس ماساژ بده دستمو بردم زیر تیشرتش و شروع کردم مالیدن، دستم هی می‌خورد به بند سوتینش و شهوت من بیشتر می‌شد کم کم نفس هاش تند شد . گاهی ناله ی ریز می‌کرد، دیگه رفت تو اعماق خواب خیلی خسته بود اومدم سراغ ساق پاهاش هر چند ثانیه، چند سانتی متر میرفتم بالا تر… تا رسیدم دم رونش و اون اصلا بیدار نمیشد… رسیدم دم لپ کونش بی اختیار دستم رو کشیدم رو کونش یهو بیدار شد با خنده گفت : دستت داره هرز میره ها و خندید منم یکم خجالت کشیدم… چون اگه خطایی ازم سر میزد بد میشد… یهو با هزار ترس بهش گفتم عمه خیلی بدن توپی داری من هر وقت میبینمت دلم غش میره و یهو برگشت گفت حمید به من نظر داری؟ گفتم آره… خوش به حال کسی که با تو ازدواج کنه… گفت خجالت بکش من عمتم از همون لحظه که دستتو کشیدی اونجا فهمیدم تکیه داد به کاناپه و همینجوری نگاهم می‌کرد… شهوت رو تو چشماش میدیدم… رفتم کنارش دستم رو انداختم دور گردنش لپشو بوسیدم و یه لحظه لبم رو گذاشتم رو لبش عصبانی شد و صورتم رو پس زد و پاشد رفت سمت اتاقش و یهو برگشت گفت فقط 10 دقیقه… منم ذوق مرگ شدم دستشو گرفتم بردم تو اتاق… لبامو گذاشتم رو لباش نفس های گرمش دیونم می‌کرد بعد خوردن لبها تیشرتشو در آوردم اون یه جفت ممه های نوک قهوه ایی پرید بیرون دهنمو کردم تو ممه هاش آروم نوکشو گاز میگرفتم اونم ناله می‌کرد… دیگه دوتامون حشر وجودمون رو گرفته بود رفت سراغ شلوارم و زیپشو باز کرد کیرم عین فنر پرید بیرون گفت اوووف عجب چیزیه و خندیدیم سرشو بوسید و خورد اصلا بلد نبود بخوره و باز حال میداد به قول امروزی مفت باشه، کوفت باشه… بعد از 5 دقیقه خوردن شلوارشو کشیدم پایین و شرتشو کشیدم پایین یه کوص بی مو و چوچول تقربیا تیره
مایل به قهوه ایی بعضی از کس ها بوی تعفن میده و این یه بوی شهوت آمیز میداد انداختمش رو تخت پاهاشو از هم باز کردم یه لیس زدم رو کصش شروع کردم خوردن اینقد لباشو گاز گرفت که یکم پوستش کنده شد… گفتم داگی شو تا بزارم توش… گفت فقط بکن که دارم میمیرم انقدر کردم که کونش سرخ شد و آبم رو خالی کردم رو صورتش بعد یه دوش گرفتیم و گفت قول بده به هیچ کس نگی گفتم باشه قول میدم و خدافظی کردم و bmw رو آتیش کردم رفتم سمت خونه… الان هم بازم پیشش میرم اما زیاد رو نمیده… امیدوارم خوشتون اومده باشه

نوشته: علی

بازدید 11,485

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

24 پاسخ به “علی و عمه”

  1. عمه ایت که اینقدر عمل کرده بگو کصشم عمل کنه گشاد کنه کیر خر را هم بتونه بخورهاین همه چربی و ژل از مجا اورده زده تو کص و کون و سر و صورتش

  2. به زووووور اگه ده سالت باشه، بچه چه خیالایی میکنی برا خودت عاخه؟؟؟؟؟؟؟ ب ایندت فکر کن، اینجا چی میخای عاخه

  3. عمه تمام پلاستیک بردی چرخوندی که یکی پیدا کنی که به هوای عمه راضی بشه کون خودت هم بزاره،این روزا بازار کونی ها کساد شده باید یک کوس هم بزاره روی کونش تا یکی بکنش

  4. معلومه یکی از شوهر عمه هات بدجوری کونت گذاشته که از همه عمه هات کینه به دل گرفتی.۳۵ سانت از اگزوز BMW توی کونت الدنگ متوهم.

  5. آدم ۲۰ سالش باشه لیسانس داشته باشه اما انقدر بیسواد باشه که واقعا رو واقا بنویسع! وقتی رو وقعی بنویسه واقعا نوبره!مغازه طرف شلوع بود و اونجا دو راه عمه اینو گایبده!آخه ازگل سر و ته داستانت به هم پنالتی میزنن! ۳۵ سانتیمتر کیر؟احتمالا عمه ات به خر داده!البته منم میدونم اینایی که نوشتی فقط توهمات یک ذهن جغیه!در ضمن این عمه لیدایی که توصیف کردی به نظر میاد که حداقل ۵، ۶ کیلو ژل و سیلیکون بهش تزریق و درش جاگذاری شده،قطع به یقیب نهایتا ۱۶۵ قدشه و ۷۵ کیلو هم وزنش، خودت هم ۱۷۲ قدته ۴۵ کیلو هم وزنت!اسم پیشنهادی داستان bmw (شما بخونید پراید) سوار جغی و عمه هایه جنده اش!

  6. تخم الاغ چی زدی که حتی فازتم معلوم نیست تو چرندیاتم‌ موضوع رو گم کردی بعدشم اسبی که ننتو گایید و تو پس افتادی ۳۵ سانت نداشت که اون یارو داشت یکم دیگه بزنی می گی یارو نیم داشت گذاشت کونم ازروده و معدم ردشد از دهنم زد بیرون کم بکش با این همه زدن هپروتی جات مطمئن باش زنت دراینده یک جنده تمام عیار خواهد بود

  7. عموجان این عمه ای که توصیف کردی، فقط میتونم تانک چیفتن تصورش کنم.…احتمال میدم یکی اسلحه گرفته رو سرت و گفته مزخرف‌ترین داستانی که میتونی از خودت دربیاری بنویس .

  8. تا قد و وزن خودت و عمت بیشتر نخوندم و مطمئن شدم بجای دو نیم کره مغزت دو لپ کون بیشتر نیست… ۱۸۸ آخه ؟؟

  9. بعضی‌ میخوان مثلا طنز بنویسن ، میشه فیلم ای طنز این روزای سینما ، بجای خنده آدم دپرس میشه میره تو لک طاقتت کم باشه به خودکشی هم فکر میکنیبه کستانت کاری ندارم چطوری دهنت رو کردی تو نوک ممه هاش آقای BMW سوار

  10. من اول یه چن خط از داستان رو میخونم اگه به نظرم خزعول بیاد قبل از خوندن داستان کامنت ها رو میخونم اگه کامنت های خوبی که در مورد سیر داستان و نحوه نگارش و کلا کامنت مثبت زیاد باشه بقیه داستان رو میخونم. ولی این یکی انگار خیلی چرت و توهماتش بیش از حد بوده. عمه ات ۱۸۸ بود قدش؟ خیلی چرت نیس به نظرتون؟

  11. دوست من چندتا سوال وقتی یارو صاحب مغازه کی‌رشو درآورد تو اونجا چه گوهی میخوردی اصلا نقش تو با کیر یارو فرقی داشت … بعد مگه فروشگاه تولید فیلم پورن رفتین که یارو اونجوری کرد تو کس کون عمت… و نکته آخر داستان bmw آخر داستان چی بود… کس مشنگ کون گلابی

  12. فقط کنجکاو شدم کامنتارو بخونم، کوستانتو که اصلا نخوندم، ترسیدم مخم مثل تخیلات تو کیری بشه، آخه داستانی که حتی یدونه لایک هم نگیره حتما نویسنده چندشش شبیه شلنگ آندوسکوپی، کونکوسکپیه که دائم از این کون درش میارن میکنن تو کون مریض بعدی! 🤮

  13. فکر کنم هر روز صبح برای صبحانه نون و نردبون میخورید که این قد رو دارید یا فکر کنم انداره هارو بلد نیستی که گزینه دوم بیشتر بهت میخوره آخه آمد رو نوشتی عامد این فکر کنم مال کلاس اول یا دوم باشه بابا با نان آمد یاد بگیر عمو جون

  14. اونوخ ۱۸۸ قد عمه؟ فقط تا همینجاش خوندم؟ عمه اس یا دایناسور؟ ناموسا از کجاتون درمیارین؟

  15. حتما bmw هم ۱۸ متر طول داشت .کونی تو خیلی شاهکار کنی سوار سه چرخه من میشی . چرخ جلو رو هم به خاطر تو بازش کردم چون میدونم وقتی بشینی تک چرخ میزنی تا آخرکسخول کی بودی تو .

  16. ازبس چرت و پرت گفتی با این همه غلط املایی حرصما درآوردی بیخیالش شدمبیسواد چاخان

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید