دوستی که شش سال انتظارکردنما کشید

اسمم امید و الان بیست ودوسالمه وقتی دبیرستان رفتم تو شهرستانمون کسیا نمیشناختم جزعلی که تو تیم فوتبال باهم بودیم من یه پسری بودم خوشگل و خوش هیکل باکون خوش فرم تو همون روزای اول سنگینی نگاه همه را رو خودم حس میکردم که همه به چشم یه بچه خوشگل بهم نگاه میکردن ولی علی همیشه باهام بود وخونشونم تو همون محلی بودکه مدرسمون بودو همه بهش احترام میذاشتن و کسی جرأت نداشت حرفی بزنه گرچه من به کسی رونمیدادم و کلا مغرورم. گذشت سه سال دوران دبیرستان و هنرستان و من با علی بودم تا اون قبول شد یزد منم قبول شدم کاشان و این بود که از هم بعد از سه سال جدا شدیم

دوران دانشگاه هم تموم شد و پنج شش سالی از آشناییمون میگذشت که یه شب علی گفت میخوام بیام پیشت و شب اومد پیشم منم خودم یه اتاق جداتو حیاطمون دارم و دوستام میاند اونجا.خلاصه قبلشم بگم که بارها کنارعلی خوابیده بودم و همش کیرمنا میمالید ولی من چیزی بهش نمیگفتم ولی رونمیدادم که به کونم دست بذاره تا اون شب که فک کنم به چشماش زده بودمنم گفتم بذار امشب یکم بهش حال بدم وقتی خوابید و کیرما گرفت منم کیرشا گرفتم تو دستم و شروع کردم به مالیدن کیرش خیلی داغ بود بعد دیدم گفت اسپره ی نداری آخه بیچاره آبش خیلی زود میومد گفتم چرا دارم ورفتم آوردم و زدم به کیرش بعدبیست دقیقه که کیرش سر شد شلوارکما درآوردم و به پشت خوابیدم و کشیدمش روخودم که یعنی بیا بخواب رو من اونم حشری شده بودحسابی بعد یکم تف زدم دم سوراخ کونم اونم کیرشا خیس کرد و گذاشت دم سوراخم خیلی لیز شده بود ولی درست تونمیرفت بادست کیرشا گرفتم تودستم وگذاشتم روسوراخ کونم بعدیه فشاری آورد و کلاه کیرش رفت تو کونم اولش خیلی درد گرفت و سوخت چند لحظه نذاشتم عقب جلو کنه گفتم یواش جر دادی کونما بعدآروم آروم تلمبه زدناشروع کردوانگاردنیارابهش داده بودن وهی میگفت جیگرچه کونی داری تاحالاچرابهم ندادی وهی تلمبه میزدمنم سوراخ کونم بازشده بودودردنداشتم بعدخودم براش به حالت سجده شدم واونم کیرشاتادسته کردتوکونم وای که چه لذتی همراه بایکم دردداشت خودم عقب جلومیشدم که بیشترحال کنه بعدچنددقیقه خوابوندمش ونشستم روکیرش تااونجاکه جاداشت کیرش رفت توکونم بعدخودم بالاپایین میشدم اونم کونمامیدیدوحال میکردازاین کون خوشگل وبدون موچنددقیقه ای روکیرش بودم بعددوباره روشکم خوابیدم واونم کیرشاکردتوکونم گفت چه گشادشده گفتم فک کنم نیم ساعته کیرت توکونمه هامگه میومدآبش تایکم براش آه آه کردم دیدم داره تندتندمیکنه گفت کجابریزم گفتم بریزتوکونم میخوام تجربه کنم اونم بافشارآبشاریخت توکونم یکم داغ شدم ولی واقعألذت بخش بودبعدم یکم ماساژم دادو باهم خوابمون برد صبحم من خواب بودم که دیدم داره میره ولی حالشا نداشتم پاشم از اونروز تا حالا پنج شش ماهی میگذره و هر روز اس میده و زنگ میزنه تابگم دوباره بیادولی تاحالا بهش نگفتم بیادفعلا بیچاره تو کفه.امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشیددفعه اولم بود داستان فرستادم.

نوشته:‌ امید

بازدید 10,630

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “دوستی که شش سال انتظارکردنما کشید”

  1. من که فکر کنم ادمین اصفهانیه. هر روز یه داستان با لهجه اصفهانی سهمیه داره تو این سایت.ادمین جان “کیردا” در بیار.

  2. اِز بس با اون لهجه اصفاهونی نوشتِی کونی ما را پاره کر دِی.دادا نمیشد بدون لهجه بینویسی این داستاندا ؟ 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید