سینه بند

بدون مقدمه

نمي داند سينه بند ببندد يا نه . شلوار جين به پا همانطور جلوي آينة نيم قد ايستاده و به خودش نگاه مي کند . طوري ايستاده که فقط نيمي از سينه هاي کوچکش پيداست . آرام کمرش را صاف مي کند ، کمي ، و نوکِ صورتي رنگ پستان هايش پيدا مي شوند . نفسش بند مي آيد . تکان نمي خورد . بي حرکت دست دراز مي کند ، آرام ، و نوک انگشت هايش را مي گذارد روي آينه . سرد است .
اينجا ؟ دستش داغ است . نه . اينجا چي ؟ درد داره ؟ نه . بله . يه کمي . با سر انگشت ها فشار مي دهد : اينجا چي ؟ نفسش مي گيرد . نمي تواند حرف بزند .
دستش را از روي آينه پس مي کشد . آرام مي چرخد و از روي تخت ، سينه بندِ سفيدِ توري اش را برمي دارد و پشت و رو دورِ کمرش حلقه مي کند . قلابش را از جلو مي بندد و يک دور مي چرخاندش تا قلاب ، تنگ بيفتد روي مهره هاي پشتش . بعد آرنج ها را يکي يکي از حلقه هاي باريکش رد مي کند و بندينک ها را با شستش روي شانه ها صاف مي کند .
دوباره خودش را توي آينه نگاه مي کند . با کفِ هر دو دستش ، سينه ها را بالا مي آورد ، کمي ، و همانطور نگه مي دارد .
کدوم سينه تون بيشتر درد مي کنه ؟ اين . چپ . نه ، راست . چه موقع هايي درد مي گيره ؟ گاهي . شايد سينه بندتون تنگه ! نفسش مي گيرد . تنش داغ مي شود .
پليور زرشکي اش را مي پوشد و دستة موهاي بلندش را از پشتِ يقه اش بيرون مي کشد . رژ صورتي اش را روي لب ها مي مالد و آنقدر خم مي شود که لب ها توي آينه درشت مي شوند .
تو ديوونه اي سميرا ! نمياي ؟ نه . نيا ، به جهنم . واقعاً مي ري ؟! مگه چيه ؟ کِيف داره .
مانتوي سفيدِ تنگش را مي پوشد و با مداد روي کاغذي براي مادرش يادداشت مي نويسد و مي چسباند روي درِ يخچال : « مامان من رفتم کلاس . نگران نباشيد لطفن . »
نم نم باران مي بارد . توي خيابان براي تاکسي اي دست بلند مي کند : مستقيم .
_ تا کجا خانم ؟
نمي داند . و باز مي گويد مستقيم .
از پنجرة تاکسي تمام تابلوها را نگاه مي کند : پيتزا تک . مانتو صدف . گل فروشي نسترن . لوازم يدکي پيکان ، رنو ، پرايد . بانک صادرات . داروخانه . ساختمان پزشکان …
_ آقا همين جا نگه داريد !
پياده مي شود . از شيشة تاکسي بقية پولش را که مي گيرد دستش مي لرزد .
جلوي تابلوها مي ايستد : دکتر رازقي متخصص اطفال . دکتر برومند زنان و زايمان . متخصص چشم ، دکتر احمدي … چشم چشم مي کند تا سر آخر مي بيند : دکتر آشفته جراح عمومی ، گوارش ، تيروييد ، پستان .
روسري اش خيس مي شود . خيس مي شود از باران .
از پله ها بالا مي رود . اول تند ، بعد آرام .
دست مو ول کن ! بيا . من مي ترسم ! ترس نداره که .
چند نفري در سالن نشسته اند . منتظرند . هيچکس را نمي بيند . همانجا مي ايستد ، تکيه به ديوار . زني اشاره مي کند : اينجا جا هست خانم !
کنارش مي نشيند . حس مي کند همه دارند به او که تازه آمده نگاه مي کنند . به کفش ها نگاه مي کند و شلوارهاي گِلي . پاهايش را جمع مي کند .
مي خواهد برگردد و از پله ها برود پايين اما همانطور مي نشيند . مي خواهد برگردد و به پله ها فکر مي کند … اما همانطور مي نشيند .
نوبتش که مي شود منشي صدايش مي کند . بلند مي شود ، آهسته ، به سمت منشي مي رود و برگه اي را از دستش مي گيرد .
_ بفرماييد تو !
مي خواهد چيزي بگويد اما منصرف مي شود . در را که باز مي کند ، روپوشِ سفيدي را مي بيند که روي صندلي راحتي نشسته . مي گويد سلام .
_ بفرماييد .
وقتي مي نشيند موهاي يکدست سفيدِ دکتر را مي بيند و عينکِ ضخيمش را .
دست هايش داغ است . سرش نزديکِ پستان هاي اوست . به موهاي سياهش نگاه مي کند . با سر انگشت ها فشار مي آورد . نفسش مي گيرد … چشم هايش را مي بندد .
_ پرسيدم ناراحتي تون چيه خانم ؟
_ من … ( مي لرزد ) درد دارم … ( مي لرزد ) سينه هام گاهي درد مي گيره .
_ چه جور دردي ؟
_ فکر کنم … نمی دونم . فقط درد داره .
_ بريد روي تخت معاينه تون کنم .
دست هايش مي لرزد . پليورش را بالا مي زند ، کمي ، و منتظر مي ماند . تنش گـُر مي گيرد . حس مي کند نفسش بند آمده … دکتر مي آيد .
_ لخت شيد لطفاً .
دوباره مي رود . هر کاري مي کند قلابش باز نمي شود . باز نمي شود . باز مي شود . نفسش را رها مي کند . دکتر دوباره مي آيد .
_ درد کدوم قسمته ؟ چپ يا راست ؟
_ راست . نه ، چپ .
_ اينجا ؟
_ نه .
_ اينجا چي ؟
_ نه . بله .
دست هاي دکتر مي گردند : اينها غده هاي چربيه . طبيعيه .
دست هايش مي گردند . گرم است . سرانگشت ها فشار مي دهند . چشم هايش را مي بندد . دهانش نيمه باز مي ماند … دکتر پرده را مي کشد. چشم هايش را باز مي کند. دکتر مي نشيند پشت ميزش .
_ چيزي نيست خانم . سينه ها کاملاً طبيعيه . با اين حال براي اطمينان بيشترِ خودتون ، مي تونيد ماموگرافی کنيد .
روي کاغذي چيزهايي مي نويسد . حتماً بد خط است . سر بلند مي کند: سينه بندِتون تنگ نيست ؟
نفسش بند مي آيد . بلند مي شود . برگه را مي گيرد و از اتاق ، از سالن ، از پله ها پايين مي رود .
توي خيابان نفسش را بيرون مي دهد . گرمش است . باران مي بارد . برگه را از کيفش در مي آورد . تماشايش مي کند . پاره اش مي کند . باران مي بارد هنوز . خيس مي شود . خنک مي شود . سردش مي شود .
براي تاکسي اي دست بلند مي کند : مستقيم .
_ تا کجا خانم ؟
نمي داند . و باز مي گويد مستقيم …

نوشته: شایان

بازدید 5,063

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

27 پاسخ به “سینه بند”

  1. این داستان تو ارشیو همین سایت پیدا میشه , تقریبا مال دو سال پیشه .نکنه کسشعراتون تموم شده دارین از اول دوره میکنین

  2. ﻳﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻓﮕﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺠﻠﻴﻨﺎ ﺟﻮﻟﯽ ﺑﻪ ﺭﺷﺘه ﺗﺤﺮﻳﺮ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪﻩ.ﺧﺨﺨﺨﺨﺨﺦ

  3. مفهوم داستان اینکه دختره مشکلی نداره اما برای لمس سینه هاش به دکترای مختلف مراجعه میکنه !!!اکه ادامه داشت داستان خوبی میشد.

  4. کیرم تو اولو آخرت،خواهرتو گاییدم،کس شعری بیش نبود،بی معنی،بی محتوا،مملو از غلط،خاک تو سرت،کیرم تو نوامیس زیر18سالت،دیگه ننویییس…

  5. اگه موافق باشین یه وقت از روان پزشکی بگبرم…داستان کم امده دارن از تو ارشیوگلچین میکنن…

  6. من اصن داستانو نخوندم…فقط نظرات خوندم و ترکیدم از خنده…بالاخره دل ملت رو شاد کردن بد نیس…

  7. هه-این یکی از جوانان غیور و حماسه ساز ما هستند که به علت شرایط جامعه در اینجا هنر نمایی میکنند.از نوشته های ادبی متنفرم-ولی همین قدر که نوشتی و توانستی که به صورت ادبی بنویسی جای تقدیر و تشکر دارد.موفق باشید.

  8. تکراری بود و خیلی کمتر از دوسال قبل همینجا خونده بودیم شاید 7-8 ماه قبل . تازه skygift عزیز می گن که توی آویزون هم خونده بودن .واقعن این شاهکار ادبی حیفه که 3-4 دفعه دیگه هم اینجا و جاهای دیگه منتشر نشه؟!!! اینکار به خاطر اونهائیه که به هر دلیل دفعات قبلی موفق به خوندن این اثر بی نظیر هنری نشده اند و اصلن انگار چیزی را در زندگی گم کرده باشند؟!!! شما که نمی دونید این اثرواسه چی مرتب تجدید نشر می شه؟ فقط به خاطر اون کاربرائیه که با نخوندنش در زندگی کمبود حس می کردند؟!!!

  9. آخه کس کش دیوث خودت بگو لایق چه فحشی هستی الان کون گلابیبه خیاله خودت رمان نوشتی از نوع ادبی که جامعه هنرمندا ازت تقدیر کنهچسوووکه روان پریش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید