باسلام
بچه هامن اهل گزافه گویی نیستم ورود میرم سر اصل مطلب.
ماجرا برمیگرده به بعدازجدایی منو دوست دخترم برای همین تنها شده بودم چون دوست دخترم دیگه جوابمو نمیداد مجبور بودم که به مادرش زنگ بزنم این روال تاچندروزادامه داشت تا اینکه خود مریم خانم برا اینکه قید دخترمو بزنم بهم پیشنهاد دوستی داد اما گفت فقط در حد تلفن و پیامک؛منم چون مریم جون رو چندین بار از نزدیک دیده بودم به شدت وسوسه شدم آخه مریم زن جا افتاده ای بود و قد بلند اندام خوشگلی داشت خیلیم خوش قیافه بود،گذشت تا شب اول رابطمون بدون هیچ حرف قبلی مسیج داد که دوست داری از چی واست حرف بزنم منم بی رودروایسی گفتم ازسکس اونم کوتاهی نکردو پیامهای سکسی جذابی واسم فرستاد سه روز بعد از دوستیمون بهم زنگ زدگفت عصر شوهرم میره جلسه ان ای بچه ها هم نیستن تا اخر شبم برنمیگردن دوست داری بیای پیشم منم ازخداخواسته گفتم آره گفت دوست داری چی تنم کنم منم نوشتم هرچی میپوشی بپوش فقط سوتین تنت نکن ویه شلواری بپوش که خط کست قشنگ بیفته توش،
زمستانم بودهواسردهرجوری بودخودمورسوندم سرقراروتماس گرفتم گفتم جلودرم اونم سریع اومداستقبالم ازترس واسترس زیادموقعی که دروبازکردانگارندیدمش مدام میگفتم مریم کسی نیادبیچاره بشیم اونم گفت خیالت راحت به خودم که مسلط شدم دیدم تواطاق خوابشم ویهومریم رودیدم که بامیوه وشربت داره میادسمتم چیزی روکه میدیدم نمیتونستم باورش کنم اون آرایش ملایمی کرده بودویه تاپ قرمزنازک که سوتینم زیرش نبودکرده بودتنش یه شلوارک مشکی نازک چسبونم پوشیده بودکه خط شرتش وخط کسش قشنگ خودنمایی میکرد؛حالانشستیم جفتمون رومون نمیشه که براانجام سکس پیش قدم بشیم تااینکه مریم گفت نمیخای شروع کنی؟باشنیدن این حرفش من سریع لخت شدم وفقط شرت تنم بودمریمم اومدلخت بشه که گفتم خودم لختت میکنم،شروع کردم باهاش لب بازی کردن وبایه دستمم پستوناشوازرو لباس چنگ میزدم خیلی حشری بودمنم ازاینش لذت میبردم تاپشودرآوردم وسینه هاشوخوردم ودستموانداختم لای پاش چیزی روکه لای پاهاش حس کردم اصلاقابل بیان نیست اونم باکیرم ورمیرفت که گفتم عزیزم به زانوشو وبرام ساک بزن زیادواردنبوداماسعی خودشومیکردبعدازکلی لیس زدن کیرم درازش کردم روتختش وشلوارکشودرآوردم پاهاشوبازکردم خاستم شورتشوبزنم کنارکه منم کسشوبلیسم اماازبس کسش جاافتاده وبزرک بودتوشورت جانمیگرفت به اجبارشرتشودراوردم وشروع کردم به کس لیسی واقعاخیلی کس خوش طعمی بود چه سوارخ کون تمیزوتنگیم داشت خدایی ازخوردن کسوکونش سیرنمیشدم اولین پوزیشن پاهاشوبازکردم کیرموگذاشتم توکسش وای خدای من چه کس داغ وتنگی به کیرم فشارمیومدوصدای ناله مریم حس خوبی بهم میدادبعدازچنددقیقه کردن گفتم برگردوبه زانوشو وبرام قمبل کن وقتی اینکاروکرد تماشای اون کسش که افتاده بودلای پاهاش واقعالذت خاصی داشت دیدن کون بزرگ وسفیدش منوبدجوربه وجدمیاوردمنم البته کوتاهی نکردم وتاتونستم اب کسشوآوردم وقتی متوجه لرزش تنش شدم دهنموگذاشتم درکسش ودوباره شروع به لیس زدنش کردم فدای اون لزجی کسش بشم آخ که چه حالی میدادشنیدن ناله های مریم بیشترحشریم کرده بود،پوزیشن آخربه پهلوخابوندمش جوری که زانوهاش روچسبوندم به شکمش دوباره کس بزرگش افتاده بودلای پاهاش تاتونستم تلمبه زدم داشتم ارضامیشدم که گفتم آبمو میخوری یابریزم توکست اونم بی معطلی گفت میخام گرمی آبتوتوخودم حس کنم شایداون شب دوبرابرحالت عادی ازم آب اومد ازبس که کس حق وجاافتاده ای بود،بعدازارضاشدن جفتمون یه ربی تو بغل هم ولو شدیم و باهم لب بازی میکردیم که مریم بهم گفت اگه دوباره بخوام میتونی بکنیم منم گفتم اگه اینبار قول بدی آبموبخوری وبزاری ازکونم بکنمت چراکه نه ازخدامه:اگه ازاین داستان دیدم خوشتون اومد قسمت بعدش رو با جزئیات بیشتر براتون مینویسم.
فدای همتون سکسی باشید.
بچه هامن اهل گزافه گویی نیستم ورود میرم سر اصل مطلب.
ماجرا برمیگرده به بعدازجدایی منو دوست دخترم برای همین تنها شده بودم چون دوست دخترم دیگه جوابمو نمیداد مجبور بودم که به مادرش زنگ بزنم این روال تاچندروزادامه داشت تا اینکه خود مریم خانم برا اینکه قید دخترمو بزنم بهم پیشنهاد دوستی داد اما گفت فقط در حد تلفن و پیامک؛منم چون مریم جون رو چندین بار از نزدیک دیده بودم به شدت وسوسه شدم آخه مریم زن جا افتاده ای بود و قد بلند اندام خوشگلی داشت خیلیم خوش قیافه بود،گذشت تا شب اول رابطمون بدون هیچ حرف قبلی مسیج داد که دوست داری از چی واست حرف بزنم منم بی رودروایسی گفتم ازسکس اونم کوتاهی نکردو پیامهای سکسی جذابی واسم فرستاد سه روز بعد از دوستیمون بهم زنگ زدگفت عصر شوهرم میره جلسه ان ای بچه ها هم نیستن تا اخر شبم برنمیگردن دوست داری بیای پیشم منم ازخداخواسته گفتم آره گفت دوست داری چی تنم کنم منم نوشتم هرچی میپوشی بپوش فقط سوتین تنت نکن ویه شلواری بپوش که خط کست قشنگ بیفته توش،
زمستانم بودهواسردهرجوری بودخودمورسوندم سرقراروتماس گرفتم گفتم جلودرم اونم سریع اومداستقبالم ازترس واسترس زیادموقعی که دروبازکردانگارندیدمش مدام میگفتم مریم کسی نیادبیچاره بشیم اونم گفت خیالت راحت به خودم که مسلط شدم دیدم تواطاق خوابشم ویهومریم رودیدم که بامیوه وشربت داره میادسمتم چیزی روکه میدیدم نمیتونستم باورش کنم اون آرایش ملایمی کرده بودویه تاپ قرمزنازک که سوتینم زیرش نبودکرده بودتنش یه شلوارک مشکی نازک چسبونم پوشیده بودکه خط شرتش وخط کسش قشنگ خودنمایی میکرد؛حالانشستیم جفتمون رومون نمیشه که براانجام سکس پیش قدم بشیم تااینکه مریم گفت نمیخای شروع کنی؟باشنیدن این حرفش من سریع لخت شدم وفقط شرت تنم بودمریمم اومدلخت بشه که گفتم خودم لختت میکنم،شروع کردم باهاش لب بازی کردن وبایه دستمم پستوناشوازرو لباس چنگ میزدم خیلی حشری بودمنم ازاینش لذت میبردم تاپشودرآوردم وسینه هاشوخوردم ودستموانداختم لای پاش چیزی روکه لای پاهاش حس کردم اصلاقابل بیان نیست اونم باکیرم ورمیرفت که گفتم عزیزم به زانوشو وبرام ساک بزن زیادواردنبوداماسعی خودشومیکردبعدازکلی لیس زدن کیرم درازش کردم روتختش وشلوارکشودرآوردم پاهاشوبازکردم خاستم شورتشوبزنم کنارکه منم کسشوبلیسم اماازبس کسش جاافتاده وبزرک بودتوشورت جانمیگرفت به اجبارشرتشودراوردم وشروع کردم به کس لیسی واقعاخیلی کس خوش طعمی بود چه سوارخ کون تمیزوتنگیم داشت خدایی ازخوردن کسوکونش سیرنمیشدم اولین پوزیشن پاهاشوبازکردم کیرموگذاشتم توکسش وای خدای من چه کس داغ وتنگی به کیرم فشارمیومدوصدای ناله مریم حس خوبی بهم میدادبعدازچنددقیقه کردن گفتم برگردوبه زانوشو وبرام قمبل کن وقتی اینکاروکرد تماشای اون کسش که افتاده بودلای پاهاش واقعالذت خاصی داشت دیدن کون بزرگ وسفیدش منوبدجوربه وجدمیاوردمنم البته کوتاهی نکردم وتاتونستم اب کسشوآوردم وقتی متوجه لرزش تنش شدم دهنموگذاشتم درکسش ودوباره شروع به لیس زدنش کردم فدای اون لزجی کسش بشم آخ که چه حالی میدادشنیدن ناله های مریم بیشترحشریم کرده بود،پوزیشن آخربه پهلوخابوندمش جوری که زانوهاش روچسبوندم به شکمش دوباره کس بزرگش افتاده بودلای پاهاش تاتونستم تلمبه زدم داشتم ارضامیشدم که گفتم آبمو میخوری یابریزم توکست اونم بی معطلی گفت میخام گرمی آبتوتوخودم حس کنم شایداون شب دوبرابرحالت عادی ازم آب اومد ازبس که کس حق وجاافتاده ای بود،بعدازارضاشدن جفتمون یه ربی تو بغل هم ولو شدیم و باهم لب بازی میکردیم که مریم بهم گفت اگه دوباره بخوام میتونی بکنیم منم گفتم اگه اینبار قول بدی آبموبخوری وبزاری ازکونم بکنمت چراکه نه ازخدامه:اگه ازاین داستان دیدم خوشتون اومد قسمت بعدش رو با جزئیات بیشتر براتون مینویسم.
فدای همتون سکسی باشید.
نوشته: 7580 shirazi
9 پاسخ به “سکس با مریم خانم مادر دوست دخترم (۱)”
آدم حلقی چی نوشتیجمع کن
معمولا تا جاییکه میدونیم شربت را در تابستان سرو میکنند در زمستان شربت برای شما آوردن بابا خجالت بکشید از اینهمه جفنگیات اه
کصکش کیبوردت فاصله نداره؟کیرم تو طرز نوشتنت
چرندیات حاصل مصرف همزمان عنبرنسا وتریاک
کیر حضرت در همه سوراخهای نویسنده و مادرش
یه چیزی هست به نام علائم فارسی(مثل فاصله، نیمفاصله، گیومه، نقطه، ویرگول و…) اینا باعث میشه حروفی که پشت سر هم نوشتی قابل خوندن باشه. بعدشم خاست؟ خاب؟! رب؟ یه ربی؟ رب گوجه یا فلفل؟ شماها کلاس چندمین که اومدین اینجا داستان مینویسین؟
خوب بود و نزدیک به حقیقت ،،،،
بکن تو جدیدا کسشر ترین داستان رو میذاره
اینقد کس گفتی کسر کیرم شمبه لیله سز شد