سکس با خواهر بزرگم: تقدیر یا گناه

میدونم وقتی این داستان رو بخونید بهم فحش میدید که طرف خیلی کثیف هست که با خواهرش سکس کرده اونم خواهری که متاهل و بچه داره ولی بدونید خودمم خیلی تلاش کردم که حتی فکر این کار رو نکنم ولی نمیدونم این حس ریشه ای بود یا ویژگی های ایشون با بدنی تپل،سینه و باسن بزرگ و خوش فرم(سایز سینه هاش ۹۵) و صورت جا افتاده و جذاب خواهرم بوده که هوش از سرم برده بود و این حس شهوت از ۱۳یا۱۴سالگی منو مدهوش خواهر بزرگم کرده بود و سال ها به یادش خودارضایی می‌کردم و نمیتونستم لحظه فکر سکس باهاش رو فراموش کنم و هیچ زن و دختر دیگه ای نمیتونست جای آرزوی سکس با این خواهرم رو از فکرم بپرونه و اگه بیرون سینه های دلچسبی میدیم فقط فکر سینه های دلنواز و بی نظیر خواهرم میفتادم یا اگه باسن گنده ای میدیدم جز باسن گنده و خوش فرم خواهرم چیز دیگه ای فکرم رو درگیر نمی‌کرد .وقتی شلوار تنگ و راحتی تو خونه میپوشید زیرچشمی کس گنده خواهرم رو از لای پاهاش دید میزدم و حتی شاید باورتون نشه برای اینکه نظر خواهرم رو به خودم جلب کنم رفتم باشگاه که بدنم رو ورزشکاری و زیبا کنم که اگه خواهرم بیاد خونمون خودم رو به بهونه ورزش لخت کنم که نظرشو جلب کنم البته استعدادش بدنسازی رو هم داشتم اینو گفتم که بدونید که فقط برای اینکه نظرشو جلب چکار کردم، واقعا هیچ وقت نمیتونستم فکر سکس از خواهرم ثانیه ای از خودم دور کنم و همین باعث شد یبار با خودم گفتم آیا این گناهه یا تقدیر.
خلاصه این کارهای من باعث شدم خواهرم هم به من نزدیک بشه با من بیشتر از بقیه داداشم صمیمی بشه و بیشتر زیر چشمی منو نگاه کنه مخوصا موقعی که لخت میشدم و ورزشم رو تو خونه انجام میدادم به بدن لخت من خیره میشد و موقعی منم نگاش میکردم برای اینکه ضایع نباشه فوری سرش رو برمیگردوند و به بهانه‌ای یه چیزی میگفت رفتارهای غیرعادی اونم به حدی پیش رفت که واقعا احساس کردم اونم نسبت به من حس هایی پیدا کرده و مدتها اینجوری گذشت تا سرانجام اتفاقی افتاد که واقعا مجبور شدم برای این رابطه عزمم رو جزم کنم و اون اتفاق چی بود الان میگم.
《یه شب دومادمون با خواهرزاده‌هام واسه یه مراسم رفته بودن خونه داداشش (داداش دومادمون)و فقط آبجی مرجان خونه بود و به ما زنگ زد تنهام بیایید اونجا؛منو داداشممون و مادرمون رفتیم اونجا داشتیم چای میخوردیم که داداشممون رفت سرویس بهداشتی و خواهرم که انگار منتظر همچین لحظه ای بود روبه روی من وایساد و به مادرمون گفت سیوتینم اذیت میکنه درش میاری و بلوزش رو در آورد و داشتم روبه روم نیم تنه بالایی لخت خواهرم با ممه های سفید و قندی با سوتین گنده روشون میدیدم و باورم نمیشد دارم چی میبینم و باور نکردنی تر اینکه سوتینش رو جلوی من در آورد و اولش انگشتاش رو گذاشت روی نوک ممه هاش که مثلا معلوم نباشه و وقتی متوجه شد من زیرچشمی نگاه میکنم به جا اینکه بیشتر بپوشونه کامل دستش رو ورداشت و به بهونه صحبت کردن گذاشت من یه سی ثانیه ای ممه هاشو نگاه کنم،ممه های گنده،سفید،خوش‌فرم با نوکی صورتی مایل به قرمز؛》اصلا باورم نمیشد دارم همچین صحنه ای رو میبینم خیلی شهوتی خواهرم شده بودم و تو دلم گفتم مگه اونم داداشمون نبوده که الان سرويسه یعنی خواسته من ممه هاشو ببینم و وقتی متوجه شد داداشمون داره برمیگرده فوری بلوزش رو پوشید و کامل مشخص بود میخواست من جذبش بشم و واقعا جذب که هیچ،کل عقل و هوش و دین و همه چیزی شد سکس با خواهرم.
یه روز که از طریق پیام های مثلا به قصد احوال پرسی متوجه شدم خودش تنهاست یه کاندوم گرفتم واسپری تاخیری زیادی زدم رفتم اونجا و متوجه شدم خواهرم خیلی گرم تر وصمیمی تر از من پذیرایی کرد و واقعا مشخص بود خواهرم اون روز خیلی غیرعادی به من نزدیک میشه و وقتی رفت تو آشپزخونه کیرم رو که داشتم منفجر میشد و چون نمیتونستم مستقیم مطرح کنم آخه ریسک خیلی بزرگی بود اومدم جوری نشستم که راست شدگی کیرم کامل به چشم بیاد و جوری نمایان شد زیر شلوارم انگار یه بطری آب معدنی به صورت عمودی گذاشته بودم زیر شلوارم دیگه این حداکثر کاری بود که میتونستم بدون مقدمه نشون بدم که چقدر تو کف سکس باهاشم و میل جنسی همچین جلو چشمام رو سیاه کرده بود که اصلا چیزی به اسم مقدمه سرم نمیشد و واقعا تاثیرگذار بود چون وقتی خواهرم از آشپزخونه اومد و مستقیم چشمش به کیر راست شدم افتاد به روش نیاورد و با لبخندی اومد کنارم نشست و سر گذاشت رو پام گفت موهام آبجینو نوازش کن و به حالتی که مثلا هنوز چیزی ندیده گفت وایی این چیه داداش و با لبخندی گفت چی باعث شده داداش من همچین راست کنه نتونستم خودمو کنترل کنم با حالتی التماس گونه گفتم تو هم یخورده چیز داداشتو نوازش میکنی مگه چه اشکال داره و گفت باید اول ببینمش؛وایی باورم نمیشد یعنی این آبجی مرجانه داره اینو میگه واقعاً دارم به خواسته چندین سالم میرسم باور لحنی شهوت آلودی گفتم درش بیارم اصلا مال خودت اونم که اول معلوم جا خورده که ایقد راحت داشتیم همین حرفایی میزدیم خودش وقتی کیرم رو در آورد و بهش نگاه کرد از شدت شهوت از خود بی خود شد و بهم گفت فدای کیر داداشم بشم اینقد خوب و قشنگه میخوایی برات بزارمش لای ممه‌هام منم گفتم عاشق ممه‌هاتم آبجی از خدامه ،اونم بلافاصله بلوزش رو در آورد و ممه های گنده و بی نظیرش رو آورد جلو و قبل اینکه کیرمو بزاره لای ممه هاش گفتم آبجی بزار اول یه دل سیر بخورمشون که دیوونه شونم و گفت اووو بیا بخورشون منتظرم وایی ممه‌هاش اینقد گنده بود که وقتی سرم فشار میدادم که نوکشون رو بخورم احساس میکردم کل صورتم تو ممه های لذیذش فرو رفته،هم زمان دستم رو کسش نرم گندش که هنوز تو شلوار بود گذاشته بودم و میمالیدم و از شدت لذت جنسی ناله می‌کرد و لحظه به لحظه به شدت شهوتم افزوده میشد و وقتی کیرم رو گذاشتم لای ممه هاش با دو دستش از بغل ممه های گندشو فشار میداد و سر کیرم که لای ممه های گندش و گرمش بود به سمت دهنش بالا و پایین میکردم و بعدش با لباش شروع کرد سرشو که هنوز لای ممه هاش بود میک می‌زد و جالب بود میدیدم خواهرم سر کیرم رو می‌خوره بی ‌نظیر بود و می‌گفت فدای کیرم دادشم که رنگ نوکش مثل رنگ نوک ممه ها خودمه و من اگه تاخیری نزده بودم تا اونموقع از شدت لذت این عشقبازی فوق‌العاده ده بار ارضا شده بودم همش میگفتم مال خودمی و کست فقط واسه خودمه اونم میگف اگه شوهرم نبود فقط مال خودت بودم هر روز بهت کس میدادم ایقد این سکس داغ شده بود که با آه و ناله گفت بیا بکن تو کسم که دیگه تحمل ندارم و وقتی برای اولین بار کس گنده و گوشتی‌شو بهم نشون داد مثل قحطی شده ها زبون آوردم وسطش که خیلی نرم و داغ بود و سر کیرم رو گذاشتم روش یکم رو کس نرمش بالا و پایین کردم و با چندتا فشار آروم کردم تو کس نرم و داغش اینقد لذت بردم وقتی رفت داخل کل بدنم منقبض شد و اطراف کیرم وقتی تا ته رفت تو کس مرجان نرمیش رو دور تا دور حلقه کیرم احساس میکردم و همچین با اشتیاق تو کس گنده و نرم خواهرم تلمبه میزدم که هر دو دیوونه شده بودیم و میگفتم صدای ناله های خواهرم رو کسی بیرون خونه نشنوه و شدت بیشتری تلمبه میزدم و هم زمان با تلمبه زدن اون باسن گندش با یه دستم از زیر فشار میدادم و ممه هاشو میمالیدم و میخوردم انگار کل دنیا تو اون لحظه مال من بود و وقتی ارضا شدن خواهرم رو متوجه شدم همچین برام جذاب بود که خودمم به فاصله کمی ارضا شدم و همچین با لذت زیاد و تمام عیار ارضا شدم که انگار نه انگار اون همه تاخیری زده بودم و تصمیم گرفتم دفعات بعد برای لذت بیشتر تاخیری نزنم.
بعد اولین سکسم یخورده عذاب وجدان گرفتم ولی لذت سکس با خواهرم اونقد عالیه برام که هیچوقت نمیتونم ترک کنم و تا الان حدودا بارهای بار باهاش سکس کردم کسی بویی نبرده و امیدوارم کسی هم در آینده نفهمه و هربار سکس باهاش لذت بخش‌تر از دفعه قبل و اولین سکسمون که الان توضیح دادم من ۲۸سالم و خواهرم۴۰ سالش بود و هر روز جذاب‌تر از روز قبله.
عزیزان خواهشمندم اگه سکس منو خواهرم رو که نمیدونم گناه هستش یا تقدیر(چون اصلا نتونستم حتی از فکرش در بیام)اگه کار اشتباهی بوده فحش ندید و سعی کنید حریم هاتون رو تو خانواده حفظ کنید که این اتفاق نیفته و اگه هم به نظرتون تقدیر بوده که هر دو به خواستمون برسیم بگید خیلی سپاس گذارم وقت گذاشتید.

نوشته: محمد

بازدید 15,191

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

31 پاسخ به “سکس با خواهر بزرگم: تقدیر یا گناه”

  1. تو ایران فرهنگش جوریه ک جنده ها هم اینقد زود خودشونو تابلو نمیکنن…خواهرم از اشپزخونه امد سرشو گذاشت رو پاهام گفت چی باعث شده داداشم ایقدر راست کنه میخای بزاریش لای ممه هام🤔

  2. والا توی فیلم های پورن هاب هم طرف اینقد راحت خواهرشو نمیکنه من نمیدونم کدوم ایران زندگی میکنید شما

  3. خواسته و تصمیم نا به جایی بوده که باهاش سکس کردی .و این کار تا کجا باید پیش بره .ادم با غریبه رابطه داشته باشه انتهاش مشخصه بالاخره یه روزی تموم میشه و دیگه همدیگرو نمیبینن .ولی با خانواده تمومم بشه باید همدیگرو دوباره ببینن و ایا این دیدارها با ترکیبی از گذشته چه حاصلی جز پشیمانی و سر افکندگی خواهد داشت و یا اگر اشکار بشه چه ابرویی از هر دو طرف نمیرود .پس بهتره هر شخص یا اشخاصی که دست به این کار زدن .به عواقب کار خودشون یکم فکر کنن و بشینن با طرف مقابل تجزیه تحلیل کنن و به رابطه با همکاری همدیگه پایان دهند مطمینم این پایان دادن بهتر از پایانی خواهد بود که با یه اتفاقی پایان پذیرد .و اتفاقا با این پایان دادن لااقل میتونن بعدا راست بصورت همدیگه نگاه کنن 😎

  4. این همه از وقتمون گرفتی که اخرش بگی کارت درست بوده یا نه به کیر خر اصلا به ما چه خودت که کیر تو سرت به جا مغز نیست خودت ببین چه گوهی خوردی ببین درست بوده یا نه

  5. ببینم مگه اون موقع از دودولی تا کیرت براش راست میشد …یا زمانی که میخواستی اون گریزلی رو بکنی مگه اومدی از ما پرسیدی که …ایا این هوس تقدیره ؟ بکنم ؟ گناه نداره ؟بکنم؟ لامصب سیصدو هشتاد بار تو زیر زمین و راه پله و خر پشتک گرفتی اون خرس خارش گرفته رو کردی تازه با یه اطواری میای اعتراف میکنی و میگی نظرت چیه جوجو…فیگور سکسم چطور بود ؟ حالا بگین گناه کردم یا تقدیر کرد تو کونم ؟! نه داداش… گناه و تقدیر رو با دسته اش بکن تو کون دامادتون .!اصل موضوع …گناه از تقدیر بود …نه از کس دیگه !حالا راضی شدی؟ اینم که گفتم از سرت زیاد بود…اگه باز بجای اون پهن پیکر گنده سان که باب سلیقه خودت باشه از یه هیکل و لعبتی خوشگل و خوشقواره تعریف میکردی …روی خوش تری میدیدی …! پسره حالمون رو گرفت اول صبجی …حتی تجسم هیکلش منو تشنج میندازه

  6. شاخ هفت شعبه گوزن کلمبیایی تو کونت، شیشه ای جقی، اینا تو خوابت بوده، احتمالا دومادتون وقتی برگشته کون مبارکتو مورد عنایت قرار دادهکس مغزززز😡😏زز😐

  7. منم آرزوی کردن کوس آبجی بزرگم رو دارم و خیلی وقتا بخاطرش خودارضایی میکنم خدا کنه به آرزوم برسم

  8. نه عزیزم ، کوچکترین گناهی متوجه شما نیست البته به شرطی که اونطوری که گفتی خودش با میل و رغبت اینکار را انجام داده باشه، یعنی اگه واقعیت را نوشته باشی ، در نتیجه هیچ گناهی متوجه شما نیست، فقط بحث مدیون شدن به شوهر خواهرتون میمونه که اون هم دایورت کنید پایین و بگید کس خواهر شوهر خواهر … بکنید و بخورید و بخوابید و عشق کنید فقط اصراف نکنید 😁😘

  9. اگه داستان واقعی باشه اصلا کار اشتباهی نکردی و اگه بتونی کاری کنی که به زندگیش آسیب نرسه و از شوهرش سرد نشه هیچ عیبی نداره

  10. نوش جونت عرکی کوصه باید کردش خواهر توهم کوص بود وگرنه سالم بود بهت نمیداد پس عذاب وجدان نداید داشت

  11. تو رو خدا از این خواهراتون برای ما هم وقت بگیرید ما هم بکنیمدختر .زن . مطلقه .سن بالا برای سکساز تبریز یا هر جای دیگه

  12. خواهرت خودس کوسش میخواریده…در اصل جتدس بدون به چند نفر دیگم دادد هیچ کس نفهمیده

  13. الان اومدی اینجا نظر کارشناسی بدیم کارت گناه بوده یا نه ؟ معلومه که نه بیار بده بچه های بکن تو هم بکنن و یه حالی ببرن

  14. من محارم خیلی دوست دارم. اما داستانی که خوب باشه. ممنون از زحمت نویسندهاما ارزش داستان و روایت محارم بسیار زیاده. لطفا داستان بد ننویسید

  15. سکس با خواهر نه که اشکال نداشته باشه ولی به نظرم در بعضی از مواقع جایز می باشد

  16. عالی عالی خواهر شوهر دار خیلی سکسی تر از مجردهمنم دارم ولی قسمت نشدهخیلی دوسدارم قسمت منم بشهاکه خانونی هست این فانتزی رو داره بیاد تلمhs9110

  17. بنظر من خواهرا تا کیس غریبه دور شون باشه به سکس با داداش فکر نمیکنن. در صورتی که نباشه مطمعنا داداش رو از فک و فامیل فابل اعتماد تر میبینن. ولی هیچ ثقت پیشنهاد نمیدن و اگه حرفشم بزنی میگن بسه. ولی اگه تو عمل انجام شده قرارشون بدی راه میان. البته بشرطی که بخواد خودشم اگه نخواد که همه سناریو ها خراب میشه

  18. واای …واای. بس خندیدم… واحد کناری بیدار شدن … واییییییییییی خدا … این یارووو خیلی خوب …خیلیی خوب هااا…تمام عیار… خوبه …یعنی تا چه حدی دیگه …از. این کرد هایی که لین ۵۰ تا ۶۰سال میاد سنش …صورتت توی ممه ۹۵ به بالا …آنچنان فرو نمودی که یکی صدای تلمبه را مبادا بیرون از این چهار دیواری بشنوه …ایهام به نامحرم اومد چادر بکشید همه … وااای. فکم بیحث بس خندیدم…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید