سلام این خاطره ای که می خوام براتون بنویسم مال 2 سال پیشه مال زمانیه که من هنوز سربازی نرفته بودم آخه الان من سربازم اسمم رضو الان 22 سالمه.
شوهر خالم به دلیل اینکه راننده ماشین سنگین بود بعضی شبا خونه نبود و من میرفتم پیشه خالم البته خالم 2 تا پسر و 1 دختر داره که یکی از پسراش هم سن منه داستان از اونجایی شروع شد که من شب با اصرار پسر خالم رفتم خونشون و شب رو اونجا خوابیدم موقع خواب دیدم که خالم جای منو پیشه خودش انداخته آخه همشون توی حال میخوابیدن آخه تابستون بود و خیلیم گرم بود و میرفتن جلوی کولر میخوابیدن خلاصه سرتون رو درد نیارم رفتیم خوابیدیم و بهد از یکی دو ساعت دیدم که یه چیزی بین پاهام داره وول میخوره یه لحظه زیر چشمی نگاه کردم دیدم که خالم داره با کیرم ور میره منم خودمو زدم به خواب بعد از چند لحظه دیدم که کیرم داره داغ میشه دوباره زیر چشمی نگاه کردم دیدم بله داره میخورش منم که دیگه طاقت نیاوردمو داشتم از شهوت زیاد میمردم یه دفعه بلند شدم دیدم خالم زل زده بهم و چشمش رو ازم برنمیداره بهش گفتم که نگران نباشه به شوهرش نمیگم ولی به شرط اینکه بزاره باهاش حال کنم اول قبول نکرد منم بهش گفتم که به همه میگم که چکار کردی دیدم گفت که باشه ولی یه کم منم گفتم باشه حالا بیا بخور تا یکم راست بشه اونم با ولع خاصی شروع کرد به خوردن یه 5 دیقه ای خورد که احساس کردم داره آبم میاد بهش گفتم بسه بیا میخوام از کون بکنمت که دیدم راضی نمیشه با هزار زور و بدبختی راضیش کردم بهش گفتم وایسا تا برم یه کم کرم بیارم که گفت تموم کردیم ولی روغن زیتون داریم رفتمو از توی آشپزخونه آوردمش تا برگشتم دیدم که کامل لخت شده بهم اشاره میکنه که بیا توی اتاق منم رفتم دیدم روی تخت دراز کشیده و لنگش رو باز کرده منم همونطوری پریدم روش و ازش یه لب جانانه گرفتم راستی یادم رفت خالم اسمش عاطفه(اسامی مستعار) 85 وزن و سایز سینه هاش 90 و اندام خیلی سکسی داره خلاصه پریدم روشو حالا نخور کی بخور بعد از لب رفتم سراغ سینه هاش با یه دست سینه هاش و با یه دست کسش رو میمالیدم که یه دفعه دیدم لرزید و دستم رو خیس کرد فهمیدم که ارضا شده رفتم پایینو شروع کردم به خوردن آب کسش وای که چه مزه ای داشت انقدر خوردم که خالم گفت بسه دیگه بکن توش منم که میخواستم از کون بکنمش آخه کون ردیفی داره حال میده واسه کردن برشگردوندمو یه کم روغن زیتون زدم بهش و یه کم با سوراخ کونش بازی کردم که گفت دارم میمیرم بکن توش منم کیرمو روغن زدمو یواش گذاشتمش در سوراخ کونش و یه فشار دادمو سر کیرمو کرده توش که دادش رفت هوا گفتم یواش الان بچه ها بیدار میشن گفت چکار کنم درد داره گفتم باشه یواشتر میکنم بعد کیرمو درآوردمو انگشت مو کردم توش یه مقدار باهاش بازی کردمو بعد دوانگشتیو سه انگشتی کردم توش که دیگه عادت کرده بود بعد دوباره کیرم رو کردم توی سوراخ کونش وای که چه سوراخ تنگی داشت کیرمو به محض اینکه کردم توش دیدم داره میسوزه از شدت گرما انقدر داغ بود که حد و حساب نداره یواش یواش کیرمو تا آخر کردم تو که دیدم دادش رفت هوا منم یه کم باهاش بازی کردمو شروع کردم به عقب و جلو کردن که دیدم فریاداش تبدیل به آه و اوه شد که بهعد از چند لحظه میگفت تندتر بکن تا ته بکن توش جرم بده پارم کن و از این حرفا که منم با شنیدن این حرفا به شدت شهوتم زد بالاو شرو کردم به تندتر تلمبه زدن که دیدم داره آبم میاد گفتم حیفه که زود بیاد درش آوردمو دوباره شرو کردم به لب گرفتن یه چند دیقه ای با لب گرفتن وقت رو طلف کردم و به کمی هم با سینه هاش بازی کردم و رفتم سراغ کسشو خوردم بعد کیرم و هدایت کردم به سمت کسش و گذاشتمش در سوراخش و با یه فشار کردمش تو که ایندفعه داد نزد فقط یه آه شهوتی کشید و منم تلمبه میزدمو اونم هی آه و اوه میکرد و میگفت رضا تندتر بکن دارم میمیرم زود باش منم تندتر تلمبه میزدم که بهد از چند دیقه دیدم داره آبم میاد بهش گفتم که داره میاد عاطفه جون چکارش کنم گفت بریز تو منم خیالم راحت بود چون بعد از آخرین بچش لولش رو بسته بود منم با فشار هرچه تمام تر همه آبم رو خالی کردم توش و گفت آه رضا سوختم خبلی داغ بود بعد افتادم روش و یه 5 دیقه ای روش خوابیدم بعد بلند شدیم و لباسامون رو پوشیدیم و رفتیم خوابیدیم بعد از اون روز تا حالا چند بار دیگه با هم سکس داشتیم اگه خوشتون اومد بگین تا داستان سکسای دیگمون رو براتون بزارم ممنون از توجهتون به این داستان امیدوارم خوشتون ا.مده باشه
شوهر خالم به دلیل اینکه راننده ماشین سنگین بود بعضی شبا خونه نبود و من میرفتم پیشه خالم البته خالم 2 تا پسر و 1 دختر داره که یکی از پسراش هم سن منه داستان از اونجایی شروع شد که من شب با اصرار پسر خالم رفتم خونشون و شب رو اونجا خوابیدم موقع خواب دیدم که خالم جای منو پیشه خودش انداخته آخه همشون توی حال میخوابیدن آخه تابستون بود و خیلیم گرم بود و میرفتن جلوی کولر میخوابیدن خلاصه سرتون رو درد نیارم رفتیم خوابیدیم و بهد از یکی دو ساعت دیدم که یه چیزی بین پاهام داره وول میخوره یه لحظه زیر چشمی نگاه کردم دیدم که خالم داره با کیرم ور میره منم خودمو زدم به خواب بعد از چند لحظه دیدم که کیرم داره داغ میشه دوباره زیر چشمی نگاه کردم دیدم بله داره میخورش منم که دیگه طاقت نیاوردمو داشتم از شهوت زیاد میمردم یه دفعه بلند شدم دیدم خالم زل زده بهم و چشمش رو ازم برنمیداره بهش گفتم که نگران نباشه به شوهرش نمیگم ولی به شرط اینکه بزاره باهاش حال کنم اول قبول نکرد منم بهش گفتم که به همه میگم که چکار کردی دیدم گفت که باشه ولی یه کم منم گفتم باشه حالا بیا بخور تا یکم راست بشه اونم با ولع خاصی شروع کرد به خوردن یه 5 دیقه ای خورد که احساس کردم داره آبم میاد بهش گفتم بسه بیا میخوام از کون بکنمت که دیدم راضی نمیشه با هزار زور و بدبختی راضیش کردم بهش گفتم وایسا تا برم یه کم کرم بیارم که گفت تموم کردیم ولی روغن زیتون داریم رفتمو از توی آشپزخونه آوردمش تا برگشتم دیدم که کامل لخت شده بهم اشاره میکنه که بیا توی اتاق منم رفتم دیدم روی تخت دراز کشیده و لنگش رو باز کرده منم همونطوری پریدم روش و ازش یه لب جانانه گرفتم راستی یادم رفت خالم اسمش عاطفه(اسامی مستعار) 85 وزن و سایز سینه هاش 90 و اندام خیلی سکسی داره خلاصه پریدم روشو حالا نخور کی بخور بعد از لب رفتم سراغ سینه هاش با یه دست سینه هاش و با یه دست کسش رو میمالیدم که یه دفعه دیدم لرزید و دستم رو خیس کرد فهمیدم که ارضا شده رفتم پایینو شروع کردم به خوردن آب کسش وای که چه مزه ای داشت انقدر خوردم که خالم گفت بسه دیگه بکن توش منم که میخواستم از کون بکنمش آخه کون ردیفی داره حال میده واسه کردن برشگردوندمو یه کم روغن زیتون زدم بهش و یه کم با سوراخ کونش بازی کردم که گفت دارم میمیرم بکن توش منم کیرمو روغن زدمو یواش گذاشتمش در سوراخ کونش و یه فشار دادمو سر کیرمو کرده توش که دادش رفت هوا گفتم یواش الان بچه ها بیدار میشن گفت چکار کنم درد داره گفتم باشه یواشتر میکنم بعد کیرمو درآوردمو انگشت مو کردم توش یه مقدار باهاش بازی کردمو بعد دوانگشتیو سه انگشتی کردم توش که دیگه عادت کرده بود بعد دوباره کیرم رو کردم توی سوراخ کونش وای که چه سوراخ تنگی داشت کیرمو به محض اینکه کردم توش دیدم داره میسوزه از شدت گرما انقدر داغ بود که حد و حساب نداره یواش یواش کیرمو تا آخر کردم تو که دیدم دادش رفت هوا منم یه کم باهاش بازی کردمو شروع کردم به عقب و جلو کردن که دیدم فریاداش تبدیل به آه و اوه شد که بهعد از چند لحظه میگفت تندتر بکن تا ته بکن توش جرم بده پارم کن و از این حرفا که منم با شنیدن این حرفا به شدت شهوتم زد بالاو شرو کردم به تندتر تلمبه زدن که دیدم داره آبم میاد گفتم حیفه که زود بیاد درش آوردمو دوباره شرو کردم به لب گرفتن یه چند دیقه ای با لب گرفتن وقت رو طلف کردم و به کمی هم با سینه هاش بازی کردم و رفتم سراغ کسشو خوردم بعد کیرم و هدایت کردم به سمت کسش و گذاشتمش در سوراخش و با یه فشار کردمش تو که ایندفعه داد نزد فقط یه آه شهوتی کشید و منم تلمبه میزدمو اونم هی آه و اوه میکرد و میگفت رضا تندتر بکن دارم میمیرم زود باش منم تندتر تلمبه میزدم که بهد از چند دیقه دیدم داره آبم میاد بهش گفتم که داره میاد عاطفه جون چکارش کنم گفت بریز تو منم خیالم راحت بود چون بعد از آخرین بچش لولش رو بسته بود منم با فشار هرچه تمام تر همه آبم رو خالی کردم توش و گفت آه رضا سوختم خبلی داغ بود بعد افتادم روش و یه 5 دیقه ای روش خوابیدم بعد بلند شدیم و لباسامون رو پوشیدیم و رفتیم خوابیدیم بعد از اون روز تا حالا چند بار دیگه با هم سکس داشتیم اگه خوشتون اومد بگین تا داستان سکسای دیگمون رو براتون بزارم ممنون از توجهتون به این داستان امیدوارم خوشتون ا.مده باشه
خلاصه ببخشیدآخه اولین بارم بود داستان سکسی مینوشتم در ضمن خواهش میکنم که فحش ندین خلاصه بیتجربگیه دیگه چکارش میشه کرد.
فعلا خداحافظ
نوشته: مسعود
33 پاسخ به “سکس با خاله”
من فکر میکنم یکمی در مورد رفتارت باید تجدید نظر کنی (هر چند عقاید و رفتار هر کسی محترمه) ولی اگه اینا که نوشته خاطره باشه ( نه داستان !!! البته بیشتر به داستان شبیه) هم خودت یکم در مورد رفتارت فکر کن و هم این بدون که اگه خالت اینطور بوده که تو گفتی مطمئناً غیر از تو با کس دیگه هم هست و یک نوع مشکل داره که بهش میگن اعتیاد به سکس
من باور کردم.اسمت چي بود؟رضو؟احتمالا اسمت جقو هستش.برو جقتو بزن.حرومزاده
داستانت کیری بودنه تنها کیری بود بلکه تخمی هم بود!کل داستان ایراد بود از محتوا گرفته تا نگارش و …
koodakestaanet dir nashe, cheghadr khandidam, admin in zire 10 saale bendaazesh biroon. teflihaa in jawoonhaaye iraane maa cheghadr kambood daaran ke injoori mikhaan jobraan konan
عجب!كاش ميگفتى داستان رو كپى كردمبه انتهاى داستان توجه كنيد…چه كپى چه نوشته باشيشگاييدم خودت رو با تفكر تخميت.
بچه ها حال دارینا . شدین مثل این بلد تو قهوه تلخ به اینا هم فحش ندین برا اینکه کم نیارین به خودتون فحش میدین. مجبورین مگه میشینین همه داستانا رو میخونین. گلچین کنین باهاشون حال کنین .بعدش هم مطمینم اگه نخونین این نویسنده کونی(جووووووووووووون)راضی تره(دمتون جیززززز) بازم(جوووووووووووووون)
بچه کونی ما آخر نفهمیدیم اسم تو رضا هست یا رضو یا جقو یا مسعود یا کس کش کدومه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آخه مادر… واقعا این رفیقمون راست گفت برو جقتو بزن نمیخواد داستان بنویسی
شوهر خاله راننده تريلي…پسر خاله همسن رضو…همه تو هال خوابيدن…خاله واسه اين ساك ميزده كه اين پا شده و گفته ميخوام بكنمت و خاله اي كه داشته مخفيانه سياك ميزده مخالفت ميكنه…اي كيرم تو مغزت رضو…شاشيدم تو تفكراتت قوزززوووو…كيرم تو حلقت
الكي بود
به این وبلاگ هم سر بزنیدو نظرتون رو بزاریدwww.blog.gordab.com
برو جقتو بزن خوار… بابا بذارین دهنمون بسته باشه
kosshere mahz bud
طهران جوانwww.tehranjavan.mihanblog.com
زنازاده
با سلاممن تا حالا فقط میومدم بعنوان کاربر مهمان داستان های سایت رو می خوندم قریب به یک سال می شه.ولی اخیرا که این داستان های ساخته ذهن یکسری ادم که نمی دونم اسمشونو چی باید گذاشتو خوندم تصمیم گرفتم اشتراک بگیرم و بگم عزیزان واقعا ارزش وقتتون رو داره پایه همچین اراجیفی هدر می کنید .کجایی سکاف و آویزون که یادتون بخیر،آدم لذت می برد مطالب اونارو مخصوصا آویزونو می خوند.
يعني واقعاً ادمين از اين داستاناي كيري خوشش مياد كه ميزارشون تو سايت ؟؟؟؟؟؟
فقط کیرم تو مخیله ات کونی شاشو وقتی تو داشتی خاله می کردی من مادرتو میکردم اولش مخالفت کرد جقو
اولا که کس خواهر و مادرت با این خیال پردازی های تخمیت. نمی دونم چقدر تا حالا با خیالات خاله ات جق زدی اما مطمئنم که شب ها حتما دستت تو شلوارت میره قبل از خواب و حسابی کونتو انگشت میکنی تا خواب بریدوما حالا چرا تو این قدر رازداری میکنی؟ ما که می دونیم نصف شب خاله ات داشته با روغن زیتون خیار تو کونت میکرده ؟ چرا مثل احمدی نژاد کل داستان رو عوض میکنی؟سوما اینکه آخه احمق کسکش . مگه میشه بعد از کلی بازی با کیرت برات ساک زده باشه اما تو راست نکرده باشی؟ بعد تازه بهش میگی بیا بخور تا راست کنم؟چهارما همین الان برو به مامانت خبر بده بگو خاله ات جنده شده تا زودتر براش یه دوا و درمونی ردیف کنن. دیر بشه می میره هااافقط می ترسم مامانت هم مثل خودت و خاله ات باشه.اون وقت دیگه باید به بابابزرگت مراجعه کنیدیگه نخواستم بیشتر به سوتی هات اشاره کنم
من پیشنهاد میکنم یک سطل اشغال بگذاریم واسه این احمقهای دروغگو.یکی بیاد این کونی رو از توی این سایت ببره.کیرم تو روحت با این کس وشعر هات
من تا حالا به کسی فحش ندادم اصولاً چرا نویسنده یکاری میکنه که آدم بخواد بهش فحاشی کنهولی بدم نماید به این یکی فحش بدم
سلام دوستان بيايد دسته جمعي بريم خاله رضو را بكنيم چون نتيجه اخلاقيش اين هست كه خاله رضو جنده هست
تنها چیزی که دارم بگم ادمین ریدههر کی از اینجا رد می شه واسه خودش می شه نویسنده واقعا که
تو که اینقدر به فک خالتی یکم هم به فکر مامانت باش . مواظب باش شبها کجا میره ؟ با کی میره ؟
ترفندجديدSharjﺍﻳﺮﺍﻧﺴﻞSharjﺭﺍﻳﮕﺎﻥ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ:ﺑﺮﺍﻱﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺭﻭﻱ ﻟﻴﻨﻚ ﺯﻳﺮﻛﻠﻴﻚ ﻛﻨﻴﺪ.http://charge.parsibox.com
فکرکنم مشاهدات سکس مامانت بادوست پسرش بود اینا ولی خودت وخالتوگفتی؛کس پولی هم اینقدرزود نمیده؛دهنت بدرد داستان گفتن که نخورد پس بیا ساک بزن
موافقيم كه بريم خالتو بكنيم ببينيم به اين زودي حاضر ميشه بده؟!!!
اینو خوب اومدی فقط منو هم با خودتون ببرین میخوام هم خودشو بکنم هم خالشو
خاک تو سر تو حروم زاده (رضو چزو )یکی از دوستان اشاره کرد در صورت جنده بودن مادر رضو به بابا بزرگش مراجعه کنه ولی فک کنم بابا بزرگشم خودشو انگشت کنه
kiry bood
سلام رضو گوز واقعا گوزیدی اخه کس خل تومال نوشتن داستانی کس کش اشغال برو جقتو بزن کونی حتما اون شب یکی داشته خالتومیکرده توهم هوس کردی دادای الان میخوای لاپوشونی کنی کونی
…
من بهت فوش نمیدم عزیزم به شرطی که دیگه اینجا نیایی گو خودتو بخوری باشه حرومی