یه بار خواهرم منو تو اون حالت دیده بود و کلی فحش بارم کرده بود. حتی به مادرمم گفته بود…وقتی میخواستم غذا بخورم بهم چپ چپ نگاه می کرد و چیزی نمی گفت. می دونستم عذاب میکشه. ولی دست خودم نبود. خیلی خارش داشتم. هیچ وقت تا حالا اون قدر با نفرت نگاهم نکرده بود.
یه شب که خانواده رفتن مهمونی و من خونه تنها شدم تصمیم گرفتم دوباره تا می تونم با سوراخام بازی کنم و انگشت کنم. دیگه کسی نبود چیزی بگه.
نشستم روی کاناپه و شروع کردم به فرو کردن انگشت توش. دوباره از درد ناله کردم ولی حال میداد. خیلی خیس بود. هی عقب جلو می کردم و می خواستم انگشتمو تا ته ببرم توش ولی دیگه داشت جر می خورد. دستم رو که در آوردم دیدم وای…بدبخت شدم…خون اومده بود…حالا چه خاکی رو سرم بریزم؟ اگه کسی بفهمه چی؟ سریع دستمو شستم و رو سوراخم دستمال گذاشتم.
با اینکه خونی بود و درد داشت ولی باز کرمم گرفته بود و میخواستم انگشت کنم. دوباره دستم رو آروم بردم سمتش و فرو کردم توش. از کنار انگشتم خون می چکید ولی به لذتش می ارزید. لذتی که واقعا خمار کننده بود. اونایی که تجربه دارن میدونن چی میگم.
همش نگران بودم مبادا خانواده بیان و منو تو اون حالت ببینن. خودمو جمع و جور کردم و برای بار آخر دستم رو تو سوراخ کردم تا آبش خالی شه تا اینکه دیدم خانواده پشت در هستن و خواهرم سریع در رو باز کرد و منو تو اون وضعیت دید…
دوباره داد زد و گفت: ماماااان…این این احمق کثیف باز دوباره دستشو کرده تو دماغش…نگاه کن…خون دماغ شده…
خیلی جا خورده بودم و دستم تو دماغم خشک زده بود…همون طور با دهان باز بهش خیره شدم…
مامانم گفت: بسه دیگه برو دستتو بشور کثافت…چند روزه داری حالمونو به هم میزنی و معلوم نیست بعد این کارا دستتو کجا میزنی…پشو تا بابات نیومده…اه…ایشششش
نوشته: گنجشک
11 پاسخ به “سوراخ خونی”
با مزه بود.
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
خخخ قشنگ بود
سلام کیر توکونت دمتم گرم
بعد عمری یه داستان خوندم که نیازی به فحش دادن نداشت .اما از اونجایی که فحش دادن نمک این سایته فقط میگم .خاک بر سر کثیفت کنن
عالی بود واقعا عالی بود
کیر نمکی بودحالا دستت رو برو بشور و تمیز کن و تا ته بکن توی اون سوراخ پایینی تا داستانت سکسی بشه.
نه…خوشم اومد خخخخ دمت گرم
دیوونه 🙂 لایک
به غایت بی مزه بود.
شت تو روحت خخ