ظهر بود همه مغازه های اطراف هم بسته شده بودند دوباره روی صندلی کنارش نشستم ولی اون صندلیشو از کنار من اونطرف تر برد گفتم چرا گفت یک بار کسی میا بد میشه و نمیتونی خودتو کنترل کنی گفتم نترش این موقع ظهر کسی نمیاد نترس بیا کنارم میتونم خودم را کنترل کتم نیومد بلند شدم رفتم کنارش گرفتمش توی بغلم داشتم میمردم از شهوت پیش خودم گفتم ظهری دیگه کردمش منو زد کنار گفت اشغال میبینن کادوی من کو گفتم پشت مغازه اومد پشت مغازه روی صندلی گفتم بشین نشست گفتم چشاتو ببند چشاشو بست نشستم روی صندلی گرفتمش تو بغلم پاهامو دور کمرش قفل کردم شروع به خوردن لباش کردم اونقدر لباشو خوردم که لباش سرخ شد نگذاشت لباساشو در بیارم از روس لباس کس و سینه هاشو مالیدم یکهو دست زدم زیر روسریش و در اوردمش بلند شد و جیق زدگفتم باشه کاریت ندارم صبر کن من درو از پشت قفل کنم بیاییم با هم حرف بزنیم قبول نکرد قفلو از دستم گرفت خیلی ترسیده بود تا دوباره خواستم به زور لباسشو در بیارم ممانعت کرد دیگه منم زیاد روش گیر ندادم و خیلی حالمو بد کرد رفتیم بیرون ویک اژانس گرفتیم رسوندمش خوابگاه و رفتم خونه با خودمم گفتم ای به خشکی شانس .برای فردا ظهر قبول کرد بیا رفتم داخل مغازه درو خودش قفل کرد رفتیم پشت مغازه خوابیدم گفتم لباساتو در بیار قبول نکرد گفتم پس بیا تو بغلم اومد تو بغلم و شروع به خوردن لباش کردم بدش میومد از روی شلوار اینقدر کیرمو به کسش مالیدم تا ابم اومد اصلا حال نکردم و رفتم خونه شب ساعت 9 اومد مغازه رئی صندلی نشست تا تمام مغازه ها بسته شدن تقریبا 10/30 شد بردمش پشت لباساشو در اوردم اینقدر سینه هاشو خوردم که داشت میمورد لباسامو در اوردم روشو کرد اونور که کیرم را نبینه بعد خوابیدم روش جفتمون لخت بودیم سینه هامون روسی همدیگه کیرم لای پاش داشتم میموردم رفتم یک کاندوم که یکی از دوستا بهم داده بودن اوردم کشیدم روی کیرم سر کیرم را گذاشتم دم کسش پاهاشو قفل کرد به زور سر کیرم را کردم داخل کسش خیلی داغ بود یکم عقب جلو کردم دیدم داره اخ اوخ میکنه که یک با کاندوم ترکید صدایی اومد من نفهمیدم صدای چیه دختره گفت کندوم تعجب کردم پیش خودم گفتم اون از این حرفه ایاشه کندوم را در اوردم و لا پا زدم تا ابم اومد شبم بود قشنگ معلوم نبود چی به چیه پوشیدیم و رفتیم تا چند وقت هی هروز به من زنگ میزد میگفت با مامانت در مورد من حرف زدی گفتم وقت نمیشه میپیچوندمش و… تا چند یک دو هفته ای شد بعضی موقعه ها میکردمش تا یک روز خونه خالی شد ادرس خونه را بهش اس دادم رفتم داروخونه یک بسته کاندوم سه تایی خریدم اومدم خونه بعد زنگ زد رفتم داخل کوچه اوردمش توی خونه درو بستم همونجا چادرشو در اوردم بردمش داخل اتاق جفتموم لخت خوابیدم روش تف زدم سر کیرم کیرمو کردم داخل کسش خیلی تنگ بود عقب جلو کردم تا ابم اومد چند دقیقه ای روش خوابیدم بهش گفتم پرا پرده نداری خودشو زده بود به کوچه ی حسن چپ نگو که خودش حرف ای بود گفت تصادف کردم پرونده پزشکی هم دارم و … همینجور تو بغلش خواب بودم کیر شلم وست پاش شق کرد و دوباره کردمش اینقدر محکم تلنبه میزدم که درد احساس نکرد بعد ابم اومد بار سوم گفتم برام جلق بزن یکم زد تا کیرم دوباره سفت شد شروع کردم به تلنبه زدن هرچی میزدم نمیومد کسشو دیدم که ابش در اومده بود چند دقیقه استراحت کردم روش دوباره تلنبه زدم تا ابم اومد بعد اژانس براش گرفتم رفت و رفتم دوش گرفتم باورتون میشه تا 2 ماه کیرم خواب بود دیگه از دختره خوشم نیومده بود چون دروغ داده بود دیگه تحویلشم نگرفتم چون نمیخوام برام دردسر بشه همین جلق خودمونو میزنیم.
نوشته: یاسر
32 پاسخ به “سود گوشی”
اى داد بيداد به همه ميداد به ما نميداد
ای خداشما مال کجایینآدم به حال خودش قبطه میخورهنگاه کن اسم داستاننگاه کن شرح داستاننگاه کن خدا وکیلیکیرم تو اون مملکتی که بخاطر سکس باید قول ازدواج بدیو کیرم تو نویسنده کله کیری که اولش می خواست به زور بکنه بعدش حالا از دست دختره فراریهنمی دونم چرا ولی حس کردم داستان واقعی بود
اميرزا باسن خويش كار گير كه داستان همي گويي حكايتيست از حكايات زيباي خواجهاميرزا انگار اين داستان مال خودته بنويس زيرش اصلش بدونيم
آغا میشه خصوصی بدی بگی مال کدوم شهری!؟خوبگاه دخترا که 8.30 درو میبندن بعد اون تا 10.30 نشست تو مغازه که همه ببندن و…؟حیف کیر که حوالت کنم.مجبوری این خزعبلات رو بنویسی.x3 تو کون دروغگو
كسكش شمارشو برداشتي بعد اون ميخواسته باهات دوس شه؟فقط چند خط اولو خوندم…
salam man tazeh ozv shodam etelai khasi az site nadaram
عزیز , ما ایرانیا حق نداریم به شعور همدیگه توهین کنیم و مزخرف بنویسیم .
انشا آدم جلقی کیست؟آدم جلقی به فرد یا افرادی االقاء میشود که مشتری برای فروش گوشی به مغازه آنها مراجعه می کند و آنها آنقدر حول ولای جلق و تصورات کاذب هستند که مینویسند سیم کارتو بده امتحان کنم . بعد یکی دیگر از مشکلات و عیوب جلقی ها می توان به روزمره بودن تصورات منی گرفته آنها اشاره کرد که که هر روز دختر به مغاز میرفت و کنار او مینشست و کسی نمیگفت آیا ایشان کیست. ام (آدم جلقی)تنها موجود کره خاکی است که بعد از سه بار کس کردن از پارتنر خود سوال میپرسد که آیا چرا پرده ندارد و دخترک همیشه یا حرفه ایست و دروغ میگوید یا اینکه حلقویست .ما جدای از این موضوع فهمیدیم که باید حتما حضوری قیمت تلفن همراه بپرسیم وگرنه میگویند طرف آره (میخاره).خانم انشای ما تمام شد این چلقوز داستانش بسیار بی مایه بود وما نتوانستیم بیشتر از این روی کاغذ مانور ادبی بدهیم.خانم: 10 برای تو و اون جلقوی خاک بر سر نویسندهمن:lچیز تو روحت یاسر جلقی
ببخشید کندوم چیه؟؟؟جدیده؟؟؟اکی کن یکی رو میفرستم جنوب بیاد بگیره.خاک تو سر دخترایی که ابروی ما رو هم میبرند بااین چادر هاشون
خلاصه داستان:به زور خواستم بکنم. کاندوم گذاشتم نق میزد با بدبختی آبم اومد. آژانس گرفتم بره.به زور خواستم بکنم. کاندوم گذاشتم نق میزد با بدبختی آبم اومد. آژانس گرفتم بره.…و به قول آمیرزا و هکذا و هکذا.
مزخرف بود! این شجاعت رو از کجا آوردی کہ بدون در نظر گرفتن دختر بودنش کردیش! نگفتی پردشو بزنی کونت پارس؟ تو کہ انقد شجایی چرا کاندوم گذاشتی کہ بکنیش ! کسخل دروغگو…
آمیرزا بیا داداشمن صبح نتم قطع شداینم جواب شما :من از تو خواجه جان هیچ باکم نیستچون عاقبتی بیشتر از خاکم نیستدر برت شعر سرایم به کرورحسابت حتی به انگشت فاکم نیستمن خشتک ندریدم ،رستم که نیی تورو داش در فضای خود خوش باش که جا کم نیستاین تارنما وسیع است ای دوست منمن از تو نه ،از ادمین و بلاکم باکم نیستشاید که چار نعل به هر سویی گریزان بروماما ترس از تو هر گز در ذاتم نیسترو داش خوابت اندر بیداری ها ببینمن شاید کجم ولی کسی مثل من که آدم نیستامروز به دیدگان خود دیدم همیدوستان خنجر از پشت بسته اند عدوی ما کم نیست
پيشنهاد مي كنم دوست گوز مغز قبل از نوشتن داستاني كه در ان قيمت موبايل هست سري به بازلر زده سپس اضهار فضل نماييد . منگول توهمي خخخخخخخخخخخخخ خخ خ خ
به به خواجه :
ای بابا بازم خالی بندی بازم توهم اخه تاکی میخواهی دروغ بنویسی ننویس نمی میری
آمیرزا ما کلا از طفولیت ارتودنسی کردیمکلت را می خوابانم امشب للا لا لا گل میمونتو ریقو ،دندان شگن هستی،خندم گرفت ای نی قلیونتو رو خاله بازی کن ،کودک شیرین زبانحال بین ، نکته ها رو کنم شیرین بیانخواجه جان تو در حکایت بی رقیبیولی در طبع شعر هیچ نیستی بی نصیبیزاری و شیون مکن قاقا لی لی دهم تورا نور دیدهاین سایت را ترک نما جای تو نیست رو یه جای دیگه
با این ها شدیم 75000000 دیگه ، متاسفم
خودت فهميدى چى نوشتى فحش هم ميخورين ازرونميرين ننويسين مگه مجبورين همون جلقتونوبزنين بابا
بدك نبود!
مملکت کلآ در توهم سکس توآم با اغفال بسر میبرد، فقط موندم آینده ی این جماعت چه خواهد شد…!!
“ازیرا کرم در ماتحت ایشان به جنبش بودی” :D آمیرزا نصف شدیم از خنده
چه خوش گفت این میرزای کوچککه کیرم در دهانت ای وروجکاخه کس خول بلد نیستی ننویس هم خودت راحت تری هم ما
یک پیام از سلطان:اگر شما قصد فروش گوشی در حجرهء این زندیق کردید، هوشیار باشید که به شما دست نزند:
سلام به همگی ،صبحتون قشنگ و طلایی
كس شعر 100%خالص
كسشعر خالص بود لاشي كونده
خواركسه
عجب …!!!
آخه لاشي بتوهم ميشه گفت مرد، موجوداتي مثل تواعتبار ماروهم ميبره زيرسؤال،شماهاباعث ميشين كه خانومابگن مرداسروته يه كرباسن،واقعاكه حالم ازشماها بهم ميخوره
چرا تو این مملکت یه دختر پسریو بخواد میگن میخاره …خاک بر سر اینجور ادما با تربتشون… یعنی عشقو احساس فقط تو کیرشونه
داستانم عزیزم واقعی هست
همه جلق میزنن مگه ادم های جلقی نمیتونن بکنن.