زن نامرئی 163

زن نامرئی 163

شکمم به دیواره حموم چسبیده بود و بابا مثل آدمای تازه کس دیده و تشنه و حریص همچین بلایی بر سر کس دخترش آورد که دیگه به جیغ و داد های من توجهی نداشت -پدر آروم تر همش مال خودته . یه جوری بکن که واسه وقتی هم که رسیدیم تهرون یه جونی داشته باشم . بتونم یه کاری بکنم .  -دست خودم نیست . من نمی تونم تحمل کنم . تو هم که هوای باباتو نداری . -حالا که دارم . حالا که خودمو در اختیارت گذاشتم . حالا نازمو بخور . بابا نازمو بکش .. بابا ناصر فقط می خواست هر طوری که شده قدرت خودشو به رخ من بکشه . کیرشو می برد عقب و با حداکثر زورش اونو با یه حرکت رو به جلو به ته کسم می چسبوند . پدر اون روز توی حموم اون قدر منو گایید که دیگه اشک چشامو در آورده بود و خیلی هم خوشم میومد . واییییییی چه حالی داشت این کارش . ولی فقط یه بار ار گاسم شده بودم . خودمونو خوب شستیم . اون شروع کرد به میک زدن کسم . در همون حالت خوابم برد . ظاهرا اونم سرش افتاد لاپام و ررفت به حال خودش .. واییییییی خدایا با صدای ضربه های در مامان از خواب پا شدیم . مامان می خواست بیاد حموم . -درو باز کن ناصر بیام تو .. -زشته پیش شهین این قدر سر و صدا نکن .. -چی میگی ناصر . نادیا که نیست . شهین هم یه ساعتی رو گفته می خواد بره جایی کار داره میاد . .. درو باز کن .. -نمی دونم چرا در باز نمیشه گلی جون .. برو استراحت کن من میام توی رختخواب .-چه خبر شده مرد مگه  زن دیگه ای اون داخله . زودباش تا با مشت و لگد  این درو نشکستم . -بابا تو چشاتو ببند کاریت نباشه . صدای درو که شنیدی چشاتو باز کن -نادیا من می ترسم آبرومون میره . -هیس بابا پچ پچ نکن که اگه مامان بشنوه گندش در میاد و دیگه نمیشه کاریش کرد -ناصر با کی داری حرف می زنی .-بابا چشاتو ببند من یه نقشه ای دارم . پدر چشاشو بست و منم فوری انگشت گذاشتم رو برآمدگی کوچک بازوی چپم غیب شدم ودرو آروم باز کردم و رفتم .  تا در باز شد مادر وارد شد . طوری از کنار رفتم که بدنم بهش نخوره . در کاملا باز شده بود . من پشت سرش وایسادم تا کمی بخندم . پدر چشاشو باز کرد .. صورتش زرد و سفید می شد .-گلی من کاری نکردم .. نه ناصر نباید بند آب می داد . اون حتما فکر می کرد که مامان همه چی رو فهمیده . ولی اگه از نظر اون همه چی لو رفته پس چرا  با من نادیا بحث نمی کنه .  سریع یه شورت و لباسی تنم کرده و رفتم توی رختخواب .. -مامان مامان خونه ای ؟/؟ .. ظاهرا دو تایی شون صدای منو شنیدند .. -نادیا تو کجا بودی . من فکر کردم تو خونه نیستی . نیم  ساعت پیش قبل از بابا رفته بودم حموم . حوصله سشوار کشیدن نداشتم . اومدم یه چند دقیقه ای توی تراس آفتاب بگیرم . خاله کجاست -اون کار داشته گفته یه ساعت دیگه میاد .. پدر که از حموم بیرون اومد هنوز در شوک کاری بود که صورت گرفته بود . بالاخره یه گوشه ای منو تنها گیر آورد و ازم پرسید دخترم چی شد که مادرت تو رو ندید و متوجه جریان نشد . من که داشتم از ترس می مردم . -بابا دخترت نادیا رو دست کم گرفتی ؟/؟ اون هیپنوتیزم می کنه . وقتی درو آروم باز کردم خودمو کشیدم یه گوشه ای . مامان حواسش به جلو بود .. -من سر در نمیارم چی داری میگی . اون لحظه که درو باز کردی آخه اون چطور تو رو ندید .. -بابا تو هم حوصله داری ها . اگه دوست داری برم همه چی رو پیشش اعتراف کنم تا این قدر پیش وجدان خودت شرمنده نباشی . اون وقت دیگه دو تایی مون باید بار و بندیلمونو ببندیم و از این شهر بریم . با این چند تا سر و صدایی که کردم دیگه شر قضیه رو کندم . -بابا خیلی خوشت اومد نه ؟/؟ اگه دوست داری امشب که مامان خوابید بیام توی رختخوابت . -نه نادیا امروز داشتم سکته می کردم . اگه مادرت متوجه می شد چی می شد . ولی حس می کنم تو یک جادوگری . -بابا جادوگر جادومی کنه دیگه کجا دیدی کار به این مهمی رو انجام بده . -حتما تو هم مادرت رو جادو کردی -در این وقت کم ؟/؟ بابا هر چی بیشتر می خواست مسئله رو بازش کنه بیشتر گیج می شد . آخرشم بی خیال مسئله شد . به تهران بر گشتیم .. سفر خاطره انگیزی بود . ولی خیلی هم خسته شده بودم . دلم یه تنوع می خواست . یه کار اکشن و هیجان انگیز . یه کاری که به چند تا کار بیارزه . روز به روز وضع اقتصادی کشور بد تر می شد . تعداد دزدای خرد و کلان بیشتر می شد .همه می خواستند سر هم کلاه بذارن . مافیای ملا و غیر ملا عین قارچ همه جا ریشه زده بودند . کسی برای دین تره هم خرد نمی کرد . هر کسی می خواست گلیم خودشو از آب بکشه بیرون . زمانه می رفت تا به جایی برسه که پدر و پسر هم برای همدیگه دل نسوزونن . ….. ادامه دارد … …

در

۲۰:۵۱:۰۰

زن نامرئی 163

بازدید 6,850

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
۵ روز پیش ۰:۴۰
👁 ۵.۴K ❤️ ۷۸۹
۲ هفته پیش ۶:۰۸
👁 ۲۱.۷K ❤️ ۴۷۳
۲ هفته پیش ۱:۲۶
👁 ۹.۸K ❤️ ۴۸۶
۲ هفته پیش ۱۰:۵۴
👁 ۵.۷K ❤️ ۱۵۵
۲ روز پیش ۱۵:۰۳
👁 ۱۳.۷K ❤️ ۷۳۲
۵ روز پیش ۲:۵۰
👁 ۱۸.۷K ❤️ ۲۸۲
۲ هفته پیش ۰:۰۶
👁 ۱۱.۲K ❤️ ۹۱۴
۲ هفته پیش ۲۲:۲۵
👁 ۱۵.۶K ❤️ ۳۰۱
۲ هفته پیش ۱:۰۱
👁 ۴.۹K ❤️ ۲۹۶
۲ هفته پیش ۰:۳۲
👁 ۷.۱K ❤️ ۳۹۵
۲ هفته پیش ۰:۴۵
👁 ۳.۵K ❤️ ۴۵۱
۲ هفته پیش ۲۹:۱۶
👁 ۲.۲K ❤️ ۴۱۵
۵ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۵.۶K ❤️ ۱۳۴
۱ هفته پیش ۰:۴۱
👁 ۹.۸K ❤️ ۱۸۳
۱ هفته پیش ۰:۲۳
👁 ۱۰.۵K ❤️ ۶۴۳
۲ هفته پیش ۱:۴۰
👁 ۱۴.۱K ❤️ ۴۸۳
۲ هفته پیش ۴:۴۴
👁 ۱۲.۳K ❤️ ۶۸۹
۲ هفته پیش ۴:۳۹
👁 ۷.۳K ❤️ ۲۰۵
۲ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲۱.۵K ❤️ ۳۵۸
۲ هفته پیش ۲:۰۶
👁 ۳.۶K ❤️ ۱۰۸
۴ روز پیش ۶:۵۷
👁 ۶.۶K ❤️ ۵۸۱
۳ روز پیش ۱:۵۵
👁 ۲۱.۶K ❤️ ۵۳۶
۲ هفته پیش ۵۷:۳۶
👁 ۱۷.۱K ❤️ ۷۲۵
۲ هفته پیش ۱:۲۶
👁 ۳.۲K ❤️ ۵۰۵
۲ هفته پیش ۰:۴۶
👁 ۳.۵K ❤️ ۱۹۰
۲ هفته پیش ۱۷:۴۲
👁 ۳.۴K ❤️ ۱۶۸
۶ روز پیش ۰:۴۰
👁 ۱۲.۴K ❤️ ۱۶۱
۲ هفته پیش ۴:۲۷
👁 ۲.۷K ❤️ ۲۱۰
۳ روز پیش ۰:۴۲
👁 ۱۸.۷K ❤️ ۴۶۲
۲ هفته پیش ۲:۰۰
👁 ۱۱.۷K ❤️ ۱۲۳
۳ روز پیش ۰:۵۵
👁 ۱۲.۹K ❤️ ۴۴۳
۲ هفته پیش ۱:۱۳
👁 ۱۶.۲K ❤️ ۲۳۵
۲ هفته پیش ۱:۳۰
👁 ۴.۷K ❤️ ۲۰۲
۲ هفته پیش ۱:۰۷
👁 ۶.۵K ❤️ ۳۲۱
۲ هفته پیش ۲:۰۳
👁 ۸.۶K ❤️ ۳۲۶
۲ روز پیش ۰:۳۹
👁 ۱۸.۵K ❤️ ۵۶۱
۲ هفته پیش ۲:۵۶
👁 ۵.۶K ❤️ ۲۳۲
۲ هفته پیش ۲:۵۸
👁 ۱۸.۰K ❤️ ۷۹۱
۲ هفته پیش ۹:۰۸
👁 ۳.۶K ❤️ ۳۶۴
۲ هفته پیش ۲:۳۰
👁 ۴.۱K ❤️ ۳۷۱
۲ هفته پیش ۲:۳۹
👁 ۲.۲K ❤️ ۴۹۸
۲ هفته پیش ۲:۱۴
👁 ۳.۹K ❤️ ۳۷۵
۲ هفته پیش ۰:۱۷
👁 ۳.۴K ❤️ ۲۱۰
۱ روز پیش ۰:۰۰
👁 ۲.۸K ❤️ ۴۳۸
۵ روز پیش ۵:۰۸
👁 ۱۸.۴K ❤️ ۳۵۴
۲ هفته پیش ۸:۴۶
👁 ۳.۰K ❤️ ۴۲۳
۲ هفته پیش ۰:۱۸
👁 ۲.۴K ❤️ ۱۱۱
۱ هفته پیش ۰:۵۷
👁 ۱۵.۳K ❤️ ۶۹۹
🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید
App

نصب اپلیکیشن