دوستت دارم با همه بدیهایت
من بدی را دوست نمی دارم
ولی با همه بدیهایت
دوستت دارم ..
چه شبها که تاسحر درفراقت گریسته ام !
وچه ثانیه ها !
که با نگاه داغ تو
اشکهایم را به خاک سردسپرده ام
من بدی رادوست نمی دارم
ولی باهمه بدیهلیت ..
دوستت دارم
******
چقدردلم می خواهد یک بار دیگر ببینمت… !
حتی اگرآخرین نگاه من به دنیا باشی
چقدر دلم می خواهد بدانم …
که بازیچه را نمی دانی
چقدردلم می خواهد بدانم که بد خوانده ام !
بدانم که بد شنیده ام بدانم که بد دیده ام
چقدردلم می خواهد بدانم که تو هنوز هم مهربانی !
بدانم که تو هنوز هم همانی
من بدی را دوست نمی دارم
ولی باهمه بدیهایت
دوستت دارم
******
چه سرد است این شب تیره و تار !
نمی دانم کاروان من کی به مقصد می رسد ؟
نمی دانم پایان این شب سیاه به چه رنگیست ؟
نمی دانم بازی ناخواسته زندگی ناخواسته را ؟
چه تلخ است …
چشیدن خاطرات شیرین مدفون شده درخاک
من بدی رادوست نمی دارم
ولی با همه بدیهایت
دوستت دارم
******
چه بی رحمانه خواهد بود..
شکستن شاخه خیس بهار
و به باد دادن جوانه های عشق
چرا عشق پاکمان را به طوفان زمانه داده ای ؟!
چرا ساز وفا را شکسته ای ؟!
من بدی را دوست نمی دارم
ولی با همه بدیهایت
دوستت دارم
******
کاش ندایی بیاید…
که بازهم تو را خواهم دید
که بازهم از لبانت…
گل بوسه راخواهم چید
کاش ندایی بیاید ..
که بازهم می آیی
ومی گویی که این جدایی
هیچ نبوده جزنمک آشنایی
من بدی رادوست می دارم
ولی با همه بدیهایت
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
……….
پایان
:
ابزار وبمستر
در
۲۱:۱۱:۰۰
2
دوستت دارم با همه بدیهایت