خیانت دوست یا همکار

سکسی ترین دختر دنیا هر روز جلوی چشمانم هست ولی نمیتونم لمسش کنم دست بزنم بهش و موهاش رو نوازش کنم.
۷ سال هست که با هم همکاریم و فقط نگاش میکردم تا دیروز و بالاخره اتفاقی که باید افتاد.
+خسته نباشی، میری خونه ؟
-اره
+منم میرم سمت غرب برسونمت؟
-اره بریم مرسی ازت
اتوبان ها تاریک بود زدم کنار انقد بهم اعتماد داشت که چیزی نگفت.
دستش رو گرفتم، بی حرکت شد خشکش زد چیزی نگفت لبام رو بردم نزدیک لباش بوسش کردم لبای قرمزش رو اولش شوک بود ولی بعدش شروع کرد اونم مزه ی بهشت میداد زبونش رو میخوردم چیزی نمیگفت دستم روی رونش کشیدم اه و نالش بیشتر شد. دست راستم توی موهاش بود سرش رو سفت به خودم فشار میدادم.جرات کردم و دستم رو بردم سمت کصش پاشو سفت کرد ولی عقب نکشیدم همون جا نگه داشتم تا پاش رو باز کرد شروع کردم به مالیدنش بیشتر اه میکشیدم شل شده بود مثل موم تو دستم بود. زیپش رو باز کردم دستم رو شرتش بود کصش رو میمالیدم هنوز خیس نبود یا خیلی کم بود. تو خماریش بود که هوس سینه هاش رو کردم از زیر بولیزش رفتم سمتشون لباسش رو دادم بالا از زیر سوتین کشیدیم بیرون سینه هاش رو نرم و سفید نوکش قهوه ای روشن شروع کردم مکیدن دیگه داشت ناله میکرد اسمم رو میاورد دوباره دست کردم تو شلوارش این دفعه خیس شده بود وقتش بود کیرمو در اوردم سرش رو خم کردم رو کیرم و گذاشتم دهنش امونش ندادم که مخالفت کنه حشری بود شروع کرد ساک زدن
آبم ۵ دقیقه ای اومدم سرشو کشید اونور ابم و نخورد.
اینا بهونه بود واسه رسیدن به پاهاش ۷ سال با تصور پاهاش هر شب جق زده بودم
پاهاشو آوردم بغلم کفش رو در اوردم جواراباشو نفس می کشیدم لیس میزدم رو ابرا بودم با دندون جوراباشو در اوردم پاهای بلورینش ناخنهای قرمزش پاهاشو بو میکردم و لیس میزدم رو ابرا بودم یه ربع پاهاشو خوردم سیر نمی شدم برام مهم نبود چیه ری اکشنش اونم چشماشو بسته بود و چیزی نمی گفت منم پاهاشو بغل کرده بودم بوس میکردم و لیس میزدم.
بازم آبم اومد چیزی نگفت منم چیزی نگفتم
جوراباش رو نگه داشتم برای خودم ندادم بهش میمالمش به کیرم هر شب و جق میزنم باهاشون
بعدش راه افتادیم حرفی نمیزدیم من فقط رونش رو میمالیدم و چیزی نمیگفت.
دوسش دارم و یه روز میکنمش .

نوشته: حشری

بازدید 8,094

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “خیانت دوست یا همکار”

  1. تو تاریکی چطوری رنگ نوک ممه‌هاشو تشخیص دادی؟ خوب فکر کن ببین صورتی نبود؟ چه اتوبانی بوده که هیچ کسی رد نمیشده؟

  2. خیلی زود ابت اومده قبل از اینکه مقدمه داستان رو کامل تایپ کنیقبل نوشتن داستان اول جق بزنین بعد دست به کیبورد بشین تا همچنین مزخرفاتی رو منتشر نکنین

  3. احمق جقی خیال پردازبرو عملگی روزی یک میلیون بهت میدنپول را ببر پیش خاله هایه جنده را بکنبالاخره به آرزوت برسیکمتر جق بزنی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید