خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 38
پریسا فقط به این فکر می کرد که تا لحظاتی دیگه بین اون و برادرش چه اتفاقی میفته و اون تا چه حد می تونه در هماغوشی با اون پیشرفت داشته باشه … دوست داشت مثل یک زن در اختیار پارسا قرار بگیره … خودشو به سمت اون بر گردونده بود .. دستاشو به سمت لباس زیر برادرش برد .. دوست داشت خودش اونو بر هنه کنه .. لحظاتی بعد پارسا و پریسا فقط با یه شورت کنار هم قرار داشتند و پریسا انگشتاشو به آرومی لای موهای بدن پارسا فرو برده آروم آروم موهاشو می کشید … خودشو سفت و سخت به بدن داداشش می فشرد ..
-بگو ! بگو فقط منو دوست داری .. بگو فقط از من لذت می بری ..
-من فقط از تو لذت می خوام . به تو لذت میدم ..
این بار وقتی که دستای برادر رو شورت فانتزی خواهر قرار گرفت و اونو به آرومی پایین می کشید پریسا از احساس تماس انگشتا روی باسن خود لرزش و برق گرفتگی خاصی رو در تمام تنش تجربه می کرد …
انگشتای پارسا روی کس خواهرش قرار گرفته بود .. مو ریزه های کسشو که غرق خیسی هوس شده بود به خوبی حس می کرد .. چشای پریسا خمار و چرخون شده بو د .زانوشو در تماس با شورت پارسا قرار داده بود تا کیرشو حس کنه . می خواست به برادرش بگه که آمادگی لمس کیرشو داره . خیلی دلش می خواست کیرشو واسش ساک بزنه . اون بار ها و بار ها به دیدن فیلمای سکسی حشری شده بود و تا حدودی فوت و فن سکسو از این فیلمها یاد گرفته بود هر چند تا حالا تجربه آمیزش و عشقبازی رو نداشت .
-پارسا من دارم می میرم ..من سوختم … کمکم کن .ولم نکن .. دارم می سوزم … پسر اومد پایین و پایین تر .. نگاهشو به کس خواهرش دوخت .. اون هیکل ناب و قد کشیده و رعنای پریسا و باسن بر جسته با این کس غنچه ای و نقلی و نازش حسابی اونو حشری کرده بود . طوری که اصلا نمی تونست باور کنه که ساعتی پیش زن داداشاش اونو حسابی ارضا کرده باشن . انگار هنوز سیر نشده بود . دهنشو گذاشت رو کس پریسا .. در همون حال به این فکر می کرد که چیکار کنه تا یه جورایی پریسا رو با توسکا و تلکا کنار هم قرار بده ….پارسا لباشو گذاشت روی کس پریسا . نوک زبونشو به آرومی روی لبه های کس می کشید و اونو وسط شکاف قرار می داد.. پریسا که تا به حال تجربه این حرکات رو نداشت از تماس گوشت داغ با حفره کسش بی اندازه حشری شده و به شدت موهای سر برادرشو می کشید . برای لحظاتی پسر به این فکرافتاد که باید حالا با سوراخ کون خواهرش ور بره و اونوآماده کنه واسه فرو کردن کیرش . از اون جایی که می دونست اون دختره.. نمی خواست اونو به اندازه ای حشری کنه که بیفته به جونش و ازش بخواد که فرو کنه توی کسش . اون نمی خواست آینده خواهرشو خراب کنه …دوباره پریسا رو به شکل دمرو قرار داد . شورت خودشو هم در آورد . پریسا هم متوجه شد که حالا اگه سرشو بر گردونه کیر داداششو می بینه .. دستشو گذاشته بود روی کسش و با اون بازی می کرد . ولی پارسا سرشو روی کون خواهرش قرار داد و در حالی که نگاهشوبه سوراخ کون پریسا دوخته بود انگشتشو آغشته به کرم کرد و آروم آروم به سمت داخل کون فرستاد … پریسا : آخخخخخخخخ نهههههههه دردم میاد …
-عزیزم تحمل کن … باید یه چیز کلفت ترو هم تحمل کنی …
-نهههههههه .. سخته … حالا چرا می خوای بکنی توی کونم .. نکنه دوست داری بذارم توی کست و تو رو از هستی ساقط کنم ..
-اووووووووفففففففف گل گفتی ..گل گفتی این همون چیزیه که من می خوام . اگه این کارو بکنی که به من هستی میدی و این همون چیزیه که من می خوام و آرزوشو دارم -پریسا ! نه …
پریسا : من نمی دونم اگه منو دوست داری باید هر کاری رو که من دوست دارم انجام بدی ..
-واااااییییییی نههههههههه پریسا باورم نمیشه این حرفا رو تو داری می زنی ؟
-حالا تو هر کاری رو که دوست داری می تونی با یه دونه خواهرت ا نجام بدی ولی آخرش باید همون چیزی بشه که من می خوام .
پارسا بوی خوشی رو حس می کرد .. طوری به وجد اومده بود که نوک زبونشو گذاشته بود روی سوراخ کون پریسا و اونم کف دست پارسا رو گرفته و اونو به سمت جلو و روی کسش هدایت کرد ..
-اووووووووههههههه پارسا با کونم ور برو کسمو هم فراموش نکن ….
پریسا تعجب می کرد که چطور شده این قدر زود تونسته خودشو با فضای سکس هماهنگ کنه . حس می کرد به خاطر صحنه هایی بوده که از سکس داداشش با زن داداشاش در ذهنش نقش بسته . …. ادامه دارد … ….
در
۲۱:۵۵:۰۰
خواهر ..مادر یا زن داداش ها ؟ 38